دكتر محمدرضا جواهري
قسمت دوم
بنابراين حاكميت اخلاص و انگيزه الهي و معنويت بر كار مردم
بويژه نخبگان و مديران كشور و صاحب منصبان در تداوم
انقلاب نقش عمده اي دارد و داراي اهميت بسيار زيادي است
با از بين رفتن اخلاص و كم رنگ شدن معنويت و انگيزه الهي
بقا و دوام انقلاب در خطر قرار خواهد
گرفت .
انقلاب شناس بزرگ شهيد مطهري در اين باره مي گويد :
يك « نهضت خدايي » يعني يك « نهضت مذهبي » ضرورتا بايد
در آن « خلوص » حكمفرما باشد و اگر نوعي « ناخالصي »
هوا
هوس
طمع
بالخصوص در رهبران نفوذ پيدا كند « نهضت
مذهبي » زود از بين خواهد رفت . همه نهضتها چنين است ولي
نهضت هاي مذهبي بالخصوص از نظر رخنه كردن هوا و هوسها
و مطامع عجيب آسيب پذير است (6 ) .
ايشان اعتقاد دارد كه : از جمله اركان انقلاب ما
اگر واقعا
ماهيت اسلامي دارد « معنويت » است (7 ) . از جمله خصوصيات
انقلاب ما
يكي اين است كه چون برپايه ايدئولوژي اسلامي
قرار گرفته به « معنويتي واقعي » متكي است (8 ) . و بنابراين « اگر
معنويت را فراموش كنيم انقلاب خودمان را از يك عامل پيش
برنده محروم كرده ايم » (9 ) . اگر در جامعه اي عدالت اجتماعي
برقرار نباشد پايه معنويت هم متزلزل خواهد بود. منطق اسلام
اين است كه معنويت را با عدالت
توام با يكديگر مي بايد در
جامعه برقرار كرد(10 ) .
ما در جامعه آينده خودمان بايد همانطور كه مسئله عدالت
را با شدت مطرح مي كنيم
به همان شدت نيز مسئله « معنويت »
را طرح كنيم (11 ) . بدون بال معنويت از بال عدالت كاري ساخته
نيست . از نظر قرآن « معنويت » پايه تكامل است . اين همه
عبادات كه در اسلام بر روي آن تكيه شده است براي تقويت
جنبه « معنوي » روح انسان است . (12 )
آثار و پيامدهاي اخلاص
اخلاص
انگيزه الهي و توجه به معنويت دو فائده
اثر و
پيامد بزرگ و مهم دارد و اهميت اخلاص با اين دو منفعت
آشكار مي گردد.
الف ـ اخلاص در زندگي شخصي و فردي موجب تكامل و
تعالي انسان
صيقل يافتن روح و رسيدن به آرامش روحي و
سعادت مي شود.
ب ـ اثر ديگر اخلاص كه از اهميت خاصي برخوردار است
تاثير آن در زندگي اجتماعي و نظام سياسي جامعه است .
اخلاص موجب موفقيت انسان در كارهاي سياسي اجتماعي
شده و راه پيروزي و رسيدن به اهداف و آرمانها را هموار
مي كند
نزول امدادهاي غيبي و اكتساب فرقان در امور جاري
نجات از بحرانها
بصيرت و الهام گيري و كشف راه خروج از
تنگناها و مشكلات را به همراه دارد.
با توجه به آثار بي نظير اخلاص است كه امام علي (ع ) آن
را هدف دانسته و فرموده اند : الاخلاص شرف نهايه و
الاخلاص نمايه . اخلاص شريفترين نهايت و هدف است (13 ) .
براي درك آثار اخلاص دقت در روايات زير و فهم
محتواي آن كفايت مي كند.
قال علي (ع ) في الاخلاص يكون الخلاص . خلاص و
رهايي در اخلاص مي باشد(14 ) . قال رسول الله (ص ) ما اخلص
عبد لله عزوجل اربعين صباحا الا جرت ينابيع الحكمه من قلبه
علي لسانه . هيچ بنده اي چهل صبح براي خدا اخلاص را
رعايت نكرده
جز اينكه سرچشمه هاي حكمت از قلبش بر
زبانش جاري گشته است (15 ) .
پيامبر گرامي اسلام مي فرمايند : قال الله عزوجل : لااطلع
علي قلب عبد فاعلم منه حب الاخلاص لطاعتي لوجهي و
ابتغا مرضاتي الا توليت تقويمه و سياسته . خداي عزوجل
گفته است
اطلاع بر دل بنده اي نيافتم پس بدانم او اخلاص
براي اطاعت من به خاطر من و خشنودي من را دوست مي دارد
جز اينكه متولي و عهده دار تقويم و سياست او خواهم بود(16 ) .
امام علي (ع ) فرموده اند : عند تحقق الاخلاص تستنير
البصائر.
با تحقق اخلاص پيشنهاد نوراني مي گردد(17 ) .
در سخن ديگر فرموده اند : بالاخلاص ترفع الاعمال . به
سبب اخلاص اعمال بالا مي رود(18 ) .
در روايت ديگر مي گويند : لو خلصت النيات لزكت الاعمال . اگر
نيت ها خالص گردد اعمال پاك و پاكيزه مي گردد(19 ) .
در حديث ديگر مي فرمايند : من اخلص النيه تنزه عن
الدينه .
كسي كه نيت را خالص گرداند از پستي پاك گردد(20 ) .
باز فرموده اند : اخلص تنل
اخلاص داشته باش تا نائل
گردي و برسي (21 ) .
و نيز فرموده اند : من اخلص بلغ الآملل . كسي كه اخلاص
داشته باشد به آرزوها مي رسد(22 ) .
در سخن ديگر فرموده اند : في اخلاص النيات نجاح الامور.
در اخلاص نيت ها
پيروزي در كارها و امور است (23 ) .
امام زين العابدين (ع ) در دعائي مي فرمايند : اللهم صل علي
محمد و آل محمد
واجعلنا ممن .... سموا الي العلو
بنورالاخلاص . بار خدايالله ما را از ... كسانيكه به سوي برتري
و بلندي با نور اخلاص رفتند قرار ده (24 ) .
و درباره حق خداي بزرگ بر انسان فرموده اند : اما حق
خداي بزرگ بر تو اين است كه او را عبادت كني و به او شرك
نياوري « فاذا فعلت ذلك باخلاص
جعل لك علي نفسه اي
يكفيك امر الدنيا و الاخره » پس هنگامي كه آن را با اخلاص
انجام دادي خداوند براي تو بر خود لازم مي داند كه امر دنيا و
آخرت تو را كفايت كند(25 ) .
با توجه به رهنمودهاي رهبر كبير انقلاب اسلامي و
بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي امام خميني (ره ) و شاگرد
بزرگوار ايشان استاد شهيد مرتضي مطهري و احاديثي كه از
پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد (ص ) و اميرالمومنين امام
علي (ع ) ذكر شد و نظر به آثار و پيامدهاي قطعي اخلاص كه در
بيان معصومين عليهم السلام آمده است
اگر انگيزه هاي مردم و
زمامداران و كارگزاران و مديران كشور در كارها الهي باشند و
براي خدا كار كنند و اخلاص بر گفتار و رفتار آنان حاكم گردد و
از جاه طلبي
خودخواهي
دنياگرايي
ثروت اندوزي دور شوند
بقا و تداوم و تكامل انقلاب اسلامي ايران تضمين است و
هرگز صدمه اي بر آن وارد نخواهد شد و هيچ چيز ديگر
نمي تواند آن را شكست بدهد و نابود كند دشمنان از توقف و
سقوط انقلاب نااميد خواهند شد.
والسلام علي من يخدم الحق لذات الحق
پانوشت ها
(6 ) مطهري
مرتضي
پيرامون جمهوري اسلامي
چاپ هفتم
تهران
انتشارات صدرا
پائيز 1372
ص 25
(7 ) مطهري
مرتضي
پيرامون انقلاب اسلامي
چاپ اول
تهران
بي تا
انتشارات صدرا
ص 60
(8 ) پيرامون انقلاب اسلامي
ص 172
(9 ) پيرامون انقلاب اسلامي
ص 174
(10 ) پيرامون انقلاب اسلامي
ص 173
(11 ) پيرامون انقلاب اسلامي
ص 173
(12 ) پيرامون انقلاب اسلامي
ص 174
(13 ) محمدي ري شهري
ميزان الحكمه
چاپ اول
قم
انتشارات دفتر تبليغات اسلامي
1403 هـ ق ـ 1362 هـ ش . ج
3
ص 56 و ص 57
(14 ) ميزان الحكمه
ج 3
ص 57
(15 ) بحارالانوار
ج 70
ص 242
(16 ) بحارالانوار
ج 85
ص 136
(17 ) ميزان الحكمه
ج 3
ص 67
(18 ) ميزان الحكمه
ج 3
ص 67
(19 ) ميزان الحكمه
ج 3
ص 67
(20 ) ميزان الحكمه
ج 3
ص 67
(21 ) ميزان الحكمه
ج 3
ص 67
(22 ) ميزان الحكمه
ج 3
ص 67
(23 ) ميزان الحكمه
ج 3
ص 67
(24 ) بحارالانوار
ج 94
ص 126
(25 ) بحارالانوار
ج 74
ص 3

*****
نورديدگان امت
|
1 ـ از رسول خدا(ص ) شنيدم كه مي گفت : محبت اين دو پسر
(حسن و حسين « ع » ) چندان مرا شيفته كرده است كه محبت
ديگران را فراموش كرده ام .
پروردگارم
مرا به دوستي آنان و مهر هر كه به ايشان
علاقه مند است فرمان داده است .
2 ـ يك روز كه دست حسن و حسين را به كف گرفته بود و آنان را
به مردم مي نماياند
فرمود :
هر كس اين دو پسر و مادر و پدرشان را دوست بدارد او پيرو
من و پوينده راه من است و چنين كسي در بهشت برين همنشين
من خواهد بود.
3 ـ شباهت حسن به جدش رسول خدا(ص ) از قسمت سر و
سينه است و شباهت حسين با رسول خدا از قسمت پاهاست .
4 ـ روزي در برابر ديدگان جدشان با هم كشتي مي گرفتند (و
پيامبر(ص ) داور آنان شده بود. اما نه يك داور بي طرف ) مرتب
حسن (ع ) را تشويق مي كرد و او را عليه حسين مي شوراند.
دخترش فاطمه (ع ) بر جانبداري پدر خرده گرفت و گفت : پدر! آيا
از بزرگتر حمايت مي كني و او را عليه كوچكتر
مي شوراني
پيامبر خدا(ص ) فرمود : (دخترم
نمي شنوي آواز جبرئيل را
كه چگونه ) حسين را تشويق مي كند ! من نيز حسن را تشجيع
مي كنم .
5 ـ در بسترم خفته بودم وپيامبر خدا(ص ) به منزل ما تشريف
آورد. در اين بين حسن و حسين اظهار تشنگي كردند و از
جدشان آب خواستند.
گوسفندي داشتيم كه از شير بهره چنداني نداشت .
پيغمبر(ص ) برخاست و از گوسفند شير دوشيد. به بركت آن
حضرت گوسفند
شيرا شد و ظرف شير آماده گشت . ابتدا حسن
پيش آمد و از آن نوشيد و سپس حسين نوشيد فاطمه به سخن
آمد و گفت : اي پدر! گويا به حسن مهر بيشتري داريد ! فرمود :
اين طور نيست
بلكه فقط رعايت نوبت و حق تقدم حسن در
ميان بود و گر نه
من و تو و دو كودكت و آن كه در اينجا خفته
است
در روز قيامت همه در يك رتبه و پايه هستيم .
6 ـ بسيار مي شد كه حسن و حسين تا پاسي از شب را نزد
جدشان مي ماندند. يك شب كه بچه ها به عادت هميشه نزد
پيامبر خدا(ص ) سرگرم بازي بودند متوجه مي شوند كه پاسي از
شب گذشته است .
رسول خدا(ص ) به آنان فرمود : « (دير وقت است برخيزيد)
و نزد مادرتان شويد » . (هر چند فاصله ميان خانه پدر و دختر
زياد نبود
اما تاريكي شب و خردسالي كودكان مي توانست نگران
كننده باشد).
در اين بين برقي در آسمان ظاهر شد و بچه ها در پرتو تابش
آن روانه منزل شدند. اين روشنايي تا رسيدن بچه ها به خانه
همچنان ادامه داشت .
رسول خدا(ص ) به آن روشنايي چشم دوخته بود و
مي فرمود : « سپاس خدايي را كه ما « اهل بيت » را گرامي داشت » .
7 ـ حسن و حسين نورديدگان اين امت و فرزندان پيامبرند . آن دو
براي رسول خدا(ص ) همچون چشم براي سر بودند و من
همچون دست براي بدن و فاطمه به منزله قلب براي پيكر.
داستان ما داستان كشتي نوح است ; هر كس به كشتي نشست
نجات يافت و هر كس از آن بازماند
دچار طوفان و بلاگشت .
(بر گرفته از كتاب « خاطرات اميرمومنان (ع ) »
انتشارات دفتر
تبليغات اسلامي قم )

| |