روزنامه جمهوري اسلامي 28/08/1382 صفحه هنر و ادبيات

  • رويدادهاي فرهنگي هنري
  • ترانه ها و ضرب المثل هاي قاليبافي روستاي طغان
  • آرامگاه كمال الملك يك اثر ملي شناخته شد
  • *****
    رويدادهاي فرهنگي هنري




  • مرحله اول پروژه مستند سازي و گمانه زني كهن دژكوه خواجه زابل پايان يافت
    بنابه گزارش خبرگزاري جمهوري اسلامي : مدير ميراث فرهنگي سيستان و بلوچستان گفت : فاز اول پروژه مستند سازي آسيب نگاري آسيب شناسي و گمانه زني « كهن دژ » كوه « خواجه » شهرستان زابل پايان يافت .
    حسن سرگزي افزود فاز اول اين پروژه با حضور كارشناسان مرمت و احياي بناهاي تاريخي و باستانشناسي در مردادماه سال جاري آغاز شده بود.
    وي اظهار داشت : در مطالعه آثار كوه خواجه دو فضاي معماري سنگي با وسعتي در حدود هزار و 500 متر مربع شناسايي شد كه بر ارزش تاريخي مجموعه تاثير بسزايي خواهد داشت .
    او گفت : نقش برجسته هاي گلي و سازه جبهه شمالي شناسايي بخشي از كف اصلي حياط مركزي كهن دژ و همه آثار خشتي و آرامگاههاي سطح كوه خواجه مورد بررسي و مطالعه قرار گرفت .
    سرگزي ادامه داد عمليات اجرايي تاسيسات موزه زابل كه از ابتداي تابستان امسال آغاز شده بود پايان يافت .
    وي افزود هم اكنون عمليات مرمت سازه و تزيينات فضاي داخلي موزه و محوله سازي آن از سوي ميراث فرهنگي استان شروع شده است .
    فيلم زندگي آيت الله شيخ شهاب الدين مصطفوي در ملاير ساخته شد
    ملايرـ خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي : فيلم داستاني ـ مستند زندگي آيت الله شيخ شهاب الدين مصطفوي از علما 3 دهه قبل ملاير به جلوي دوربين رفت . اين فيلم به سفارش صدا و سيماي مركز همدان در شهرستان ملاير و روستاي سوزن از توابع رزن كه محل تولد اين عالم جليل القدر ميباشد ساخته مي شود.
    تهيه كننده فيلم مذكور حسين صلواتيان و نويسنده و كارگردان آن احسان معراجي است . حاج شيخ محمد صادق عباسي يكي از روحانيون ملاير در نقش مرحوم شيخ شهاب الدين ظاهر و آقايان هوشنگ بهادري ما نيزان منوچهر غفوري و فرهاد مهرابي ديگر بازيگران اين فيلم يكساعته هستند.
    پايداري سفال در برابر شرايط شيميايي
    ابركوه ـ خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي :
    خمره : خاك در فرهنگ كشورمان داراي معناي بي شماري است .
    نزد هنرمندان در هر رشته خاك و گل همواره دستمايه اي بوده است براي انتقال احساس و تفكر بويژه در هنر سفالگري .
    سفال از مهمترين دستاوردهاي مادي بشر است كه باعث ايجاد تحول زيادي در نحوه زندگي انسان شده است . پايداري سفال در برابر شرايط شيميايي خاك و فرسايش كند آنرا پايدارترين ماده ساخته و سبب شده تا انسان بااستفاده از ظروف سفالي و ذخيره آب و و غذاي مورد نياز خود در آن بتواند مدت زماني دور از رودخانه يا چشمه بماند. آقاي غلامعباس خاموشي رئيس اداره ميراث فرهنگي ابركوه در گفتگو با خبرنگار ما گفت : در جاي جاي شهرستان ابركوه نمونه هاي مختلفي از اين هنر زيباي دستي كه از قديم الايام ساخته مي شده و بعضا هم ادامه دارد يافت مي شود.
    يكي از نمونه ها خمره اي است كه تماما از گل ساخته شده است . ارتفاع آن 1 5 متر دور خمره 1 5 متر و قطر دهانه 40 سانتيمتر مي باشد كه بعد از تهيه گل و ساخت آن در كوره پخته شده است .
    قدمت اين دست آفريده زيبا به عهد مغول باز مي گردد.
    چگونگي شركت عكاسان ايراني در مسابقه بين المللي عكاسي فرانسه اعلام شد
    « آژانس عكس ايران » وابسته به انجمن سينماي جوانان ايران با انتشار جزئيات شركت در مسابقه ي بين المللي عكاسي « ژه موليه مايه » فرانسه از كليه هنرمندان عكاس دعوت به عمل آورد تا به منظور شركت در اين مسابقه آثار خود را حداكثر تا تاريخ 10 اسفند 1382 به نشاني اين آژانس ارسال نمايند.
    به گزارش روابط عمومي انجمن سينماي جوانان ايران شركت در اين مسابقه براي تمامي عكاسان آزاد است و هر عكاس مي تواند حداكثر 4 قطعه عكس در ابعاد 40 * 30 را به صورت رنگي يا سياه و سفيد و آنالوگ يا ديجيتالي ارسال نمايد.
    گفتني است كه جوايز اين مسابقه ي بين المللي عكاسي تنديس مدال و لوازم عكاسي مي باشد كه به برندگان اهدا خواهد شد.
    علاقه مندان جهت كسب اطلاعات بيشتر مي توانند با شماره تلفن 868117 تماس حاصل نموده يا به نشاني تهران خيابان سهروردي شمالي ميدان شهيد قندي شماره 17 مراجعه نمايند.

  • *****
    ترانه ها و ضرب المثل هاي قاليبافي روستاي طغان





  • ث مريم ميرزايي
    اولين سمينار تحقيقات فرش دستباف 27 و 28 مهر توسط مركز تحقيقات فرش دستباف ايران در تهران برگزار شد. مقاله حاضر از جمله مقالاتي است كه به اين سمينار ارائه شده است . آوازها و ترانه هايي كه به هنگام بافت قالي توسط بافنده خوانده مي شود موضوع مقاله حاضر است .
    ) يكي از ابعاد مردم شناختي هر Folklore « فرهنگ عامه » ( فرهنگ است و ميراث نسل هاي متمادي جامعه خويش مي باشد . « هنرهاي شفاهي » 2 كه بخشي از خويش بي پيرايه و بي تعارف است و به واقعيت بيش از قوانين هنري كه مي آفريند توجه دارد . بدين گونه است كه مي بينيم در اشعار خويش 3 از قافيه سازي و تنظيم اوزان شعري چشم مي پوشد و به باور و آرزوهاي خويش در قالب كلماتي شعرگونه مي انديشد.
    آواز يا ترانه خواندن هنگام بافت قالي داراي وزن و آهنگي است كه با گره زدن بر تارها هماهنگ تر است تا در مراحل ديگر بافت . به گونه اي كه هجاهاي آواز با سرعت گره ها تنظيم مي شوند از اين رو قاليباف از ميان تمامي مراحل بافت بيشتر هنگام گره زدن مي خواند و هنگام پود كشيدن خواندن آرام تر شده و چون زمان شانه كوبيدن مي رسد خاموش مي شود زيرا خواندن او با صداي كوبيدن شانه تناسبي ندارد و موزون نيست .
    ترانه ها و ضرب المثل هاي قاليبافي از جمله هنرهاي شفاهي فرهنگ مردماني است كه انديشه ها آرزوها باورها و دردهاي خويش را با تاروپود قالي هايشان مي بافند. درحالي كه آوايي حزن آور و گاه شاد از ميان آنها برمي خيزد. اين عناصر فرهنگي حكايتي روشن و فصلي طويل از فرهنگ آفرينندگانش خواهد بود و اين شناخت ميسر نمي شود مگر در سايه ي مطالعه اي عميق در ميدان تحقيق . بدين جهت نگارنده ايامي از تحقيقات خويش را به اين موضوع در روستاي طغان (منطقه ورامين ) اختصاص داده است . روستاي فوق نمونه اي كوچك و مناسب از قاليبافي اين منطقه است . به گونه اي كه غالب ويژگي هاي قاليبافي ورامين در طغان مشاهده مي شود.
    روستاي طغان از توابع بخش جوادآباد منطقه اي ورامين است . اهالي آن از عشاير اسكان يافته اي ايل شاهسوند مي باشند. در گذشته دست بافته هايي چون گليم جاجيم نمكدان سياه چادر و قالي از جمله هنرهاي زنان اين مردم بوده است و از اين ميان قاليبافي و گاه گليم بافي هنوز به چشم مي خورد.
    ضرب المثل هاي مبتني بر...
    فوايد قاليبافي
    عليم چكرزحمت آغزيم نيرنهمت
    دستم مي كشد زحمت دهنم مي خورد نعمت
    اين ضرب المثل به نقش مهم قاليبافي در تامين بخشي از درآمدهاي يك خانواده اشاره دارد و همين طور آسيب و صدمه اين معايب به دست هاي بافنده نيز مورد نظر است . در نگاهي عميق تر مي توان به مفهوم همياري در اين ضرب المثل پي برد. همياري اعضاي بدن در قاليبافي يعني تلاش دست ها و برخورداري و تغذيه همه اعضاي بدن . اين همياري ميان اعضاي بدن الگويي است براي همياري اعضاي جامعه .
    قالين تخياي جزم سرمايه .
    قالي بزني (ببافي ) مثل سرمايه براي تو است .
    يكي از مصارف درآمد قاليبافي در اين روستا كه در گذشته رواج بيشتري داشته و امروزه نيز تا حدودي صورت مي گيرد خريد گوسفند با اين درآمد است . بدين صورت كه سود هر قالي صرف خريد يك يا چند گوسفند مي شود و نگهداري گوسفند از جمله رايج ترين سرمايه گذاري ها در اين جامعه است و هر يك از خانوارهاي اين روستا علاوه بر كشاورزي به دام داري نيز مي پردازند. علت كاهش اين سرمايه گذاري نسبت به گذشته شايد تمايل به افزايش سطح رفاه در خانواده هاي اين روستا باشد. از اين رو خريد وسايل برقي خانه مستقل براي زوج هاي جوان و... از جمله مخارج جامعه امروزي طغان است .
    علاوه بر شيوه سرمايه گذاري فوق (خريد گوسفند بوسيله درآمد قاليبافي ) نگه داري قالي هاي بافته شده به انگيزه افزايش بهاي آنها و همين طور فروش در زمان نيازهاي ضروري موجب سرمايه « شناختن قالي » در اذهان مردم خواهد شد و از اين رو در برخي از خانه هاي روستاييان قالي هاي دستباف آنها برروي يكديگر انداخته شده و درعين حال كه ميهمان خانه را مفروش ساخته حكايت از دارايي صاحب خانه نيز مي نمايد و اين قالي ها در صورت نياز و با افزايش بهاي آنها فروخته خواهند شد.
    قاليباف پرتلاش
    كار مرد و كارگر زنده .
    يعني كار توسط تو با تلاش و زحمت تو كشته شد اما تو هنوز زنده و پرتوان هستي . اين مثل اغلب بعد از اتمام قالي و هنگام بريدن آن توسط اطرافيان بافنده بيان مي شود و بيان آنها خطاب به بافنده اميد و نيروي دوباره در او ايجاد مي نمايد تا توان بافت قالي ديگري را داشته باشد. يكي از پيرزنان روستا اين مثل را اين گونه معنا مي كند : « تو از نيروي زياد خود كار را كشتي اما خودت هنوز زنده اي . »
    تا « باقالي » بار داره اين (بافنده ) با « قالي » كار داره
    از يك نگاه اين مثل بدين معنا است كه اين بافنده به حدي پشتكار دارد و دست از بافتن نمي كشد كه قاليبافي جز رفتارهاي هميشگي او شده است و تا پايان عمر قاليباف خواهد بود. از سوي ديگر مي توان اين معني را برداشت نمود كه چنانچه يك فرد « قاليباف » شد اين پيشه و نقش هماننديك قانون طبيعي و دائمي به او تعلق دارد و هيچ گاه نمي تواند از انجام اين وظيفه شانه خالي كند. به عبارت ديگر همان طور كه گياه « باقالي » در هر دوره كاشت محصول مي دهد اين فرد نيز هميشه قاليباف خواهد بود. شنيدن اين مثل براي زنان و دختراني كه بسياري مواقع از بافتن به ستوه مي آيند چندان خوشايند نيست . همان قاليبافي كه با آرزوهايي چون زندگي در آسايش و رفاه تحصيل و... بر تارها گره مي زند.
    دائم ميان چارميخ است .
    در مورد قاليبافي گفته مي شود كه دائما قالي مي بافد يعني بيش از ساعات معمولي به بافت قالي مي پردازد و يا اينكه بدون استراحت بلافاصله بعد از اتمام يك قالي قالي جديدي را براي بافت آغاز مي كند. از اين رو در ارتباط با پشتكار او مثل فوق به كار مي رود و او اين گونه تشبيه مي شود كه ميان چارچوب (دار) مانده است . « چهارميخ » از جمله عناصر دار (دستگاه قاليبافي درگذشته بوده است . يعني دستگاه زميني كه اولين دستگاه قاليبافي مي باشد4.
    گاهي اوقات براي بافندگان پرتلاش عبارت « دائما پشت قالي را مي گيرد » نيز به كار مي رود.
    مشقت قاليبافي
    قاليبافي ! شب بي لاحافي .
    يعني اگر قاليباف هستي شب ها خواب واستراحت نداري .
    اهالي اين روستا در گذشته (حدود سه يا چهار دهه پيش ) قبل از گسترش كشاورزي در روستا بيش از زمان حال به بافت قالي مي پرداختند زيرا به درآمد حاصل از آن نيازي ضروري داشتند از اين رو بافت قالي را در برخي فصول سال (خصوصا زمستان ) تا ساعاتي بعد از تاريكي هوا ادامه مي دادند. در مقايسه باامروز به طور كلي ساعات بيشتري از ايام هفته را به قاليبافي اختصاص مي دادند. بنابر اين قاليبافان فرصت كمتري نسبت به زنان غيرقاليباف براي استراحت و خواب داشتند. درآمد ايجاد كند اما از يك سوي هم توليد و درآمد او موقت است زيرا به زودي (چند سال پس از قاليباف شدن ) ازدواج مي كند و براي ديگران قالي خواهد يافت . از سوي ديگر ميزان درآمد قاليبافي او ناچيز است . درحالي كه پسر هميشه و حتي پس از ازدواج براي خانواده توليد درآمد مي كند و به اين جهت پسر نسبت به دختر در نظر آنان وجهه اجتماعي خانواده را افزايش مي دهد.
    توصيف و تشبيه قالي
    ) مثقال » . تشبيهي است كه براي يك قالي Tirme « تيرمه ( بسيار ظريف بيان مي شود قاليي كه بدون عيب مي باشد و گره هاي آن از پشت قالي يك دست و مشابه هستند و پودهاي آن نيز كاملا در ميان گره ها قرار گرفته اند و پنهان هستند.
    « تيرمه مثقال » به پارچه هاي ترمه ابريشمي كه در گذشته بافته مي شدند و به جهت بهاي سنگين وزن مي شدند گفته مي شود.
    « لوف هايش عين دانه هاي برنجي است كه كنار هم چيده باشند. » اين عبارت ديگر براي قالي بسيار ظريف و بدون عيب گفته مي شود. تشخيص ظرافت و عدم عيب در ارتباط با گره هاي يك قالي (لوف ها) از پشت آن تعيين مي شود.
    « خرسك بافته است . » خرسك به قاليي كه بسيار شل و الياف ضخيم يافته شده است مي گويند. اين عبارت اغلب در غياب بافنده چنين قالي گفته مي شود و به منزله تحقير بافنده نيز مي باشد.
    ضرب المثل هاي اوستا و شاگرد
    در شيوه بافت گروهي قالي يك نفر استاد كار است كه « اوستا » ناميده مي شود و ديگر بافندگان شاگرد محسوب مي شوند. بافت گروهي از گذشته تاكنون در اين روستا رواج داشته است . بنابر اين قوانين و ضرب المثل هاي خاص خود در طول زمان ايجاد نموده است . اين ضرب المثل ها روايت صحيحي است از نوع روابط ميان اين دو نقش (اوستا و شاگرد) و رابطه هر يك از آنها با قالي .
    برخي از ضرب المثل ها و عبارات زير از بيان شاگرد است و برخي از بيان « اوستا » .
    شاگرد و عدم عدالت اوستا
    اوستاكارم ناشيه منو نشانده حاشيه
    بافت حاشيه به دليل تنوع و كوچك بودن « نگاره » هايش و در نتيجه نوع رنگ ها بسيار مشكل تر از بافت ديگر قسمت هاي قالي مي باشد. تقسيم قالي در ميان شاگردان توسط اوستا انجام مي گيرد و هميشه ماهرترين شاگرد حاشيه را خواهد بافت و هرگاه از بافت حاشيه ناراضي و خسته شود ضرب المثل فوق را در حضور « اوستا » و يا در غياب او خواهد گفت .
    اوستاي من ديونه منو نشونده « ميونه »
    پي نوشت :
    1 ـ اين مقاله در اولين سمينار ملي تحقيقات فرش دستباف به صورت سخنراني ارائه شده است .
    2 ـ هنرهاي شفاهي شامل روايات و حكايات درام شعر اوراد ضرب المثل ها معماها بازي باكلمات و حتي نام گذاري رويه ها تعريف ها و ناسزاها مي شود . (عسگري 1378 ص 495 )
    3 ـ « اشعار عاميانه ... شامل مجموعه ي گفتارهاي منظومي هستند كه به مناسبت هاي مختلف در حين كار و فعاليت جشن ها و آيين ها سوگواري ها در هنگام بازي و تفريح يا براي خواباندن كودك و سرگرم كردن آن هايا به صورت ترانه هاي محلي همراه با موسيقي سنتي خوانده مي شوند. اين اشعار كه اغلب سرايندگان نامعلومي دارند تركيبي از واژه هاي ساده وقابل فهم براي عامه ي مردم و داراي آهنگي خاص هستند. اشعار عاميانه معرف روحيات و افكار توده ي مردم و برخاسته از نيازهاي طبيعي روزمره ي آن ها مي باشند . » (فاضلي 1381 ص 84 )
    4 ـ ساده ترين دار قالي كه در روستاي طغان دستگاه زميني ناميده مي شود توسط چهارميخ بر روي زمين كوبيده مي شده است . يعني « تيربالا » (سردار) و « تيرپايين » (زيردار) و چهار ميخ نگه دارنده آنها اجزاي اصلي اين دار (دستگاه ) بوده اند.

  • *****
    آرامگاه كمال الملك يك اثر ملي شناخته شد


  • مدير اداره ميراث فرهنگي نيشابور گفت : آرامگاه نامدارترين نقاش معاصر ايران استاد كمال الملك در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيد.
    محمد اسماعيل اعتمادي روز سه شنبه به خبرگزاري جمهوري اسلامي گفت : اين اثر تاريخي در دوره پهلوي بر روي مزار « محمد غفاري » معروف به كمال الملك ايجاد شده است .
    وي افزود : اين آرامگاه كه توسط هوشنگ سيحون در سال 1341 و با همياري انجمن آثار ملي ايران طراحي و ساخته شده تلفيقي از معماري سنتي و مدرن مي باشد.
    او گفت : شالوده اين بنا بتون و طراحي آن با استفاده از كاشيهاي معرق صورت گرفته است .
    وي افزود : اين بنا كه بر شش پايه استوار است قبلا در خارج از باغ شيخ فريدالدين عطار نيشابوري بوده و در قالب طرح توسعه در داخل اين باغ قرار گرفته است .
    وي اظهار داشت : طراح آرامگاه كمال الملك آثار زيباي ديگري نظير آرامگاه هاي سعدي خيام حافظ فردوسي و همچنين ميدان آزادي تهران را خلق كرده است .
    محمد غفاري معروف به كمال الملك در سال 1264 هـ ق در شهر كاشان و در خانواده اي هنرپرور ديده به جهان گشود.
    وي پس از گذراندن تحصيلات مقدماتي در شهر كاشان وارد مدرسه دارالفنون تهران شد و در اين مدرسه استعداد و نبوغ هنري خويش را به منصه ظهور رسانيد و توجه اعتضادالسلطنه وزير معارف وقت را به خود جلب كرد و تصويري سياه قلم از سيماي وي كشيد كه اين تصوير مورد توجه ناصرالدين شاه واقع شد.
    وي در سال 1348 هـ ق به نيشابور عزيمت كرد و در ملك شخصي خويش واقع در روستاي حسين آباد كمال در حاشيه شهر فيروزه از توابع بخش تحت جلگه اين شهرستان ساكن شد
    كمال الملك در روز يكشنبه 13 رجب 1359 هـ ق مطابق با 27 خرداد ماه 1319 شمسي دعوت حق را لبيك گفت و در جوار مزار شيخ فريدالدين عطار در شش كيلومتري شهر نيشابور به خاك سپرده شد.