33
پنجشنبه 4 بهمن
امروز كه بيستم ماه صفر است
روز اربعين و چهلم
شهادت حضرت سيدالشهدا عليه السلام است . ادارات دولتي
و مدارس همه تعطيل است . بازار هم به طريق اولي تعطيل
خواهد بود. برف روز گذشته تا ساعت نه شب ادامه داشت .
نتيجه بارش برف مهمي شده است كه دو كمره بايد برف روي
زمين نشسته باشد. اينجور برف را به اصطلاح آذربايجان برف
سنگين مي گويند. مبلغي بايد پول برف روبي داد. هوا هم كه
بي ابر است خيلي سرد كرده است . هواي بي ابر را اياز مي گويند.
از اوضاع سياسي چيزي تازه به اطلاع نرسيده است . كابينه
جديد تا حال تشكيل نشده . شايد تا روز شنبه كه مجلس منعقد
مي شود
به تاخير بيفتد.
راديوي تركيه خبر از جنگ در ايالت خمسه مي دهد كه در
آنجا سواران ذوالفقاري با قواي ضددولتي در زد و خورد
هستند. ذوالفقاري از همدان كمك خواسته است . قواي
ضددولتي اوتوموبيل هاي زره پوش به كار مي برند و عشاير
اطراف همدان قسم وفاداري به دولت ياد نموده اند; اما در خود
تبريز اين تفصيلات را به مردم نمي گويند. فقط اخبار مبهمي از
حوادث خمسه مابين مردم شايع است .
قضيه ايران و شوروي هم در شوراي امنيت رسيدگي
خواهد شد. مجمع عمومي تا چند روز ديگر تمام و در بهار
آينده در آمريكا افتتاح خواهد يافت . ولي شوراي امنيت همان
طور به كارهاي خود ادامه خواهد داد و به مسائل ايران و يونان
و جاوه رسيدگي خواهد نمود. جرايد انگليس
همچنان از رويه
روس ها انتقاد مي كنند.
راديوي تركيه اين خبر را منتشر نمود كه سيصد نفر عرب
مسلح با سيتراليوزهاي سبك از سرحد عراق عبور نموده و به
شهر خرمشهر هجوم نموده اند
و بعضي ها را كشته اند. اين
عربها در تحت رياست دو نفر از پسران يكي از روساي قديم
محل بوده اند. اين خبر كه شب گذشته داده شد
شايد همان
خبر چند روز قبل باشد كه راديو طهران در اطراف آن توضيح
داد كه بنا به توضيح راديو طهران شيخ عبدالله پسر شيخ خزعل
با اتباع خود به فيليه و گمرك خانه خرمشهر حمله نموده است
و بعد از رسيدن مامورين حفظ انتظامات دولتي فرار نموده
است . در ايران سياسيون بلكه عموم اين قضيه را مربوط به
تحريك انگليس ها خواهند فرض نمود كه براي مقابله به مثل به
وقايع شمال اين اغتشاشات را در جنوب به ظهور مي رسانند.
اين فكر و اين استنتاج منحصر به دست چپ و رسوفيلها نيست
بلكه دست راست ها و آنهايي كه متمايل به انگليس ها هستند
آنها هم همين طور فكر خواهند نمود
بعضي از جرايد و
راديوهاي خارجي هم از اين مساله استفاده هاي تبليغاتي
خواهند نمود.
جمعه 5 بهمن
خبر تازه اي نيست . هوا بي ابر و خيلي سرد است و امروز
سه روز است كه بازار تعطيل است . چهارشنبه به جهت بدي
هوا بازار كاملا باز نشده بود و پنجشنبه هم اربعين بود. امروز
هم جمعه است . ديروز در بازار دسته هاي مفصلي به راه افتاده
بوده است . شنيدم كه براي شبيه به آمدن اهل بيت عليهم
السلام
در بعضي دسته ها كجاوه هم آورده اند.
از راديوها اخباري راجع به ايران مي آيد
اما خود راديوي
طهران چيزي نمي گويد. از جمله اينكه براي رئيس الوزرايي
نامزدي قوام السلطنه قوت پيدا كرده است . طرفداران وي در
مجلس پنجاه و پنج امضا موافق براي رياست وزرايي وي به
دست آورده اند; ولي اين عده كافي نيست . چون در مجلس
عده فعلي وكلا يكصد و دوازده نفر است و بنا به عقيده محافل
سياسي ايران نظر به اوضاع سياسي فعلي رياست وزرا به هر
كس برسد
بايد مورد اتفاق عمومي باشد. راديو ديگر توضيح
نداد كه اين شرط اگر در ايران تعليق به محال نباشد لااقل
اسباب امتداد بحران خواهد بود.
راديوي دهلي اطلاع داد كه ساعد رئيس الوزراي اسبق
ايران كه فعلا در بغداد است اظهار نموده است كه اوضاع
شمالي ايران طبيعي نيست ; تحريك اجانب است و رسيدگي
مجمع ملل براي آن تنها چاره است .
ديروز جلسه عمومي در مجمع ملل در لندن تشكيل گرديده
است . پرنس ويشنسكي كه دو روز است وارد لندن شده است .
صحبت نموده اند. برنس خيال حركت به آمريكا را دارد. در
غياب وي رياست هيئت نمايندگي آمريكا با استيونس خواهد
بود. آمريكا تكذيب نموده است اين را كه آن دولت مايل است
قضيه ايران و يونان جاوه به تعويق بيفتد. انگليس ها تعويق
افتادن حل اين قسم قضايا را خطرناك را مي دانند ومايل
هستند كه به عمليات ايشان در يونان و جاوه مجمع ملل
رسيدگي نمايد. از طرف ديگر از مراجعه نمودن روس ها به
مجمع ملل در خصوص مساله يونان و جاوه كه به عنوان
شخص ثالث وارد شده اند انگليس ها خوشوقت هستند; چون
در مورد ايران هم اگر دولت ايران عرضحال خود را پس بگيرد
انگليس ها به عنوان شخص ثالث وارد مي توانند بشوند و ديگر
رودربايستي از روس ها نخواهند داشت .
همان طور كه حدس زده مي شد
قضيه حمله يك عده
عرب مسلح به خرمشهر موضوع گفتگوي بعضي راديوهاي
خارجه گرديده است . از جمله راديو صوفيه به اين قضيه اشاره
نموده است و گفته است كه تحريكاتي در آنجا به عمل مي آيد و
از عراق اسلحه وارد مي شود. دولت ايران هم از اين اعمال
چشم پوشي مي كند. راديوي مسكو هم راجع به اين موضوع
اظهاراتي نموده است و بنا به راديوي آنكارا كه از راديوي
مسكو نقل مي نمود از راه خليج فارس اسلحه وارد مي شود و
ايلات و عشاير جنوب متحد مي شوند
و عمده اين كارها را به
يك نفر شيرازي نام كه از طرفداران انگليس است نسبت داده
است . ممكن است كه مراد از شيرازي مذكور قوام شيرازي
باشد كه راديو آن را نام فاميلي قوام فرض نموده است ; اما آنچه
راجع به اتحاد عشاير جنوب است
اين مساله دو سال قبل
عملي شده است . عقد اتحادي ما بين قوام شيرازي و قشقايي ها
و بعضي خوانين بختياري بسته گرديد. جرايد دست چپ
طهران مقالات بسيار شديدي بر ضد آن نوشته
از جمله
روزنامه دماوند كه از جرايد دست چپ و خيلي هتاك بود
حمله هاي سختي به اين اتحاد نمود و به چند نفر از وكلا و
سياستچي ها فحش و ناسزا نوشت .

*****
علي (ع ) ابر مرد مظلوم
|

كتاب « علي عليه السلام ابرمرد مظلوم » را محمد تقي رهبر
نوشته و بوستان كتاب قم آن را در 316 صفحه و دو هزار
نسخه منتشر كرده است . در فهرست مطالب كتاب مذكور
عناوين زير ديده مي شود : زادگاه و خاستگاه علي (ع )
همسفر
ديرين پيامبر
در سايه تربيت پيامبر
در آغوش وحي
نخستين
نمازگزار
سنگ صبور اسلام
مروري بر فضايل اميرالمومنين
حديث مظلوميت
چرا از مظلوميت علي سخن بگوييم
مصايب پيامبر و خاندانش
عبرت ها از مظلوميت علي
حقانيت و مظلوميت
حقانيت علي از نگاه صاحب نظران
ظلم
بي شمار بر طلايه دار حق
كرامت و عزت در عين مظلوميت
غدير خم و اوج مظلوميت علي
مظلوميت و كتمان فضايل
دلايل غربت و مظلوميت علي (ع )
پايان غربت علي
مظلوميت
پس از شهادت و عناوين متعدد ديگر.
در بخشي از مقدمه كتاب علي ابرمرد مظلوم مي خوانيم :
علي خليفه الله
وجه الله
سرالله
ولي الله
امين الله
سيف الله و اسدالله . علي
مظهر جلال و جمال الهي
آيينه
صفات كبريايي
معجزه اسرار آميز آفرينش
نبا عظيم و كتاب
مبين
علي
ناطقه قرآن
تفسير و تاويل وحي
هم سوگند حق
و هم پيمان عدل . علي
باب علي النبي
دروازه حكمت نبوي
صراط مستقيم و ميزان اعمال . علي
گزينه خدا در ولايت و
خلافت
« باب حطه » امت
اسطوره صبر و اسوه مجاهدت
علي
مولاي مومنان
اسوه پارسايان
سند عارفان
سيد
مجاهدان و سرور مظلومان . علي
فصل الخطاب حق و باطل
حليف قرآن
تجسم ايمان و تجلي كرامت انسان . علي
فخر
زمين و آسمان
زيور محفل قدسيان
پدر خاك و خاكيان
يعني
« ابوتراب » . علي
صديق اكبر
فاروق اعظم
ركن اوليا
عماد
اصفيا
يعسوب متقين
قدوه صديقين و امام صالحين . علي
مظهر رافت و رحمت خدا بر مومنان و صالحان و شراره خشم
او بر كافران و بد انديشان و بدسيرتان . علي اخو الرسول
زوج
البتول
ابوالائمه
امام البرره
و قاتل الفجره
... علي مومنان را
سرور و سالار
اسلام را يار و ياور و پيامبر را بهترين برادر.
با اين همه
علي عليه السلام مظلوم ترين فرد امت
ستم
زده ديار غربت
تبعيدي و زنداني خاك
غريب و تنها در ميان
مردمان بي كفايت .
سرانجام
شهيد محراب عبوديت و عدالت
شهيد تنها!
تنهاي تنها! كه پيامبر گرامي درباره او فرمود : « بابي الوحيد
الشهيد »
سلام و صلوات خداوند و درود قدسيان و صديقان و
صالحان
بر علي پدر شهيدان
تا زمين و زمان پا برجاست و تا
از درود و سلام
نامي و نشاني هست .
حديث مظلوميت علي عليه السلام بيانگر مظلوميت
ابرمردي است كه ديباچه فضايل اولين و آخرين بود و روايت
حماسه هايش اسطوره سازترين حماسه ها است . و با وجود
اقتدار و توانمندي
مصيبت ها و ستم ها را به جان خريد تا
سنگ صبور اسلام و هم نواي مظلومان و ياور مستضعفان
باشد.
قلم
تصويرگر مظلوميت بزرگ مردي است كه به ميزان
عظمتش مظلوم بود! اما كجا توان مظلوميت مردي را به تصوير
كشيد كه ژرفاي شخصيتش ناشناخته ماند و ستم هايي كه بر او
روا داشتند از شماره گذشت و در كتمان فضايلش كوشيدند. با
اين همه آنچه از فضايل و مناقبش از پرده برون افتاد شرق و
غرب عالم را درنورديد.
ذيل برخي عناوين كتاب مذكور چنين آمده
است :
اميرمومنان در اين جهان غربت
آماج ستم و بيداد بود
ناروايي هاي بسيار بر او روا داشتند
چه در حيات و چه پس از
شهادتش
نه تنها بر او كه بر خاندان و همسر مظلومه اش كه
نظير آن براي انبيا و اوليا كمتر اتفاق افتاده است .
حديث مظلوميت اميرالمومنين عليه السلام تا بدان جا
ورد زبان ها بود كه ياران
او را مظلوم مي ناميدند. « معاويه بن
ثعلبه » گويد :
مردي نزد ابوذر آمد. او در مسجد نشسته بود و پيش روي
او علي عليه السلام نماز مي خواند. آن مرد رو به ابوذر كرد و
گفت : مرا خبر نمي دهي كه محبوبترين مردم نزد تو كيست به
خدا مي دانم كه هر كس را كه تو بيش از همه دوست بداري نزد
پيامبر خدا از هر كس محبوب تر است . ابوذر گفت : آري
سوگند
به آن كه جانم در كف قدرت اوست ! محبوبترين مردم نزد من
محبوبترين آنها در نظر پيامبر خدا است و سپس اشاره به
اميرالمومنين كرد و گفت : « و هو هذا الشيخ المظلوم المضطهد
حقه
آن چهره محبوب همان آقاي مظلوم و ستم زده است . »
جعفر بن حريث گويد :
پدرم براي من نقل كرد كه علي هر بار كه بر منبر مي نشست
گفتار خود را با اين سخن پايان مي برد و از منبر فرود مي آمد : ما
زلت مظلوما منذ قبض الله نبيه
از آن روز كه خدا پيامبر خود
را به محضر خود فراخواند
همواره من مظلوم بوده ام .
عبرت ها از مظلوميت علي عليه السلام
شرح مصائب و مظلوميت علي عليه السلام براي راهيان
حق و پويندگان عدل
درس آموز است تا بدانند اين راه را
خوف و خطرهاست و حراميان در كمين اند و به هيچ كس رحم
نمي كنند و هيچ اصلي را نمي شناسند و حريم و حرمت
نمي فهمند. هنگامي كه سرسلسله اوليا با آن همه فضايل و مآثر
و مقامات در اين ماتم كده پر ملال شاهد آن همه بلا
مصيبت
ستم و بيداد است ديگران را چه انتظار! علي عليه السلام از
دست مردم رنج ها كشيد و خون دل ها خورد و تنها از آلام و
مصائب او « شقشقيه » اي از انبوه دردهاي دلش لبريز شد و
شراره اي از آن آه جهان سوز بر لب آورد كه آتش در آفاق افكند
و جان آدميان را تا اعماق سوخت .
همين مظلوميت و غربت
عامل پيوند ديگري است كه
دل هاي دردمند و جان هاي حساس و قلب هاي پر سوز و گداز و
روح هاي لطيف رنج ديدگان زمين با سرور مظلومان هم دردي و
هم نوايي كنند و راز سينه شرحه شرحه از درد را با او بگشايند
چنان كه آن حضرت نيز چنين بود. آن گاه كه ستم زده اي به
تظلم نزد وي مي آمد امام نيز با همدردي و هم نوايي مي گفت :
« بيا تا با يكديگر ناله و شيون كنيم كه من نيز همواره مظلوم
بوده ام
هلم فلنصرخ معا مازلت مظلوما »
از آن رو كه اميرالمومنين عليه السلام بيش از هر كس طعم
ظلم و ستم را چشيده بود
همواره در كنار مظلومان قرار
داشت
هم چنان كه مظلومان عالم نيز بهتر از هر كس محبتشان
با علي نا گسستني است . بر مظلوميت علي چشم زمانه گريست
و خون پاك او و فرزندانش هر صبح و شام بر پهناي دشت افق
گواه صدق بر مظلوميت آنان شد
تا آن جا كه ابوالعلاي معري
گفت :
و علي الافق من دما الشهيدين علي و ابنه شاهدان
فما في اواخر الليل فجران و في اولييهما شفقان
در پهن دشت افق از خون دو شهيد
علي و فرزندانش دو
گواه است
آنها در پايان شب
سپيده اند و در آغاز شب
شفق
سرخ فام ...
علي عليه السلام به روي مرگ لبخند زد
چرا كه از اين پس
شاهد مردمان پست و ناكسان بي اصل نخواهد بود. چه عذابي
بالاتر از تحمل نامردماني كه خون به دل علي
زهرا و كودكان
معصومشان كردند. دختر پيغمبر آهنگ رحيل به محضر ربوبي
كرد تا در بارگاه قدس و در حضور پدر آرام گيرد و شرح درد و
رنج خويش را بازگويد كه امت نا سپاس محمد صلي الله عليه و
آله پس از رحلتش با خاندان او چه كردند!! از غربت اسلام
بگويد
از بي كسي و مظلوميت علي عليه السلام حكايت برد
از
ستم هايي كه بر دختر پيغمبر گذشت شكوه كند
از زجرها و
رنج هاي حسنين راز بگشايد
بگويد و خداوند دادگر داوري
كند.
هيچ كس مانند علي عليه السلام نمي تواند شرح
مصيبت هاي اندوه بارش را پس از زهرا به تصوير بكشد. در آن
شب سياه و پر درد و رنج
امام مظلوم با ديدگان اشكبار بر سر
تربت خاموش همسرش نشست و غريبانه و دور از چشم خلق
گريست . چون همدمي نيافت شرح مصيبت جان سوز و
عقده هاي در گلو شكسته را بازگشود و با پيامبر گفت :
السلام عليك يا رسول الله عني و عن ابنتك النازله في
جوارك
و السريعه اللحاق بك . قل ـ يا رسول الله ـ عن
صفيتك صبري
ورق عنها تجلدي الا ان في التاسي لي بعظيم
فرقتك
و فادح مصيبتك موضع تعز
فلقد و سدتك في
ملحوده قبرك
و فاضت بين نحري و صدري نفسك فانا لله و
انا اليه راجعون
سلام بر تو اي فرستاده خدا از من و از دخترت كه اينك در
جوار تو فرود آيد و پر شتاب به تو ملحق شود. اي پيامبر خدا!
از فراق دختر برگزيده ات پيمانه صبرم لبريز شد و توانم از
دست رفت
اما غائله بزرگ فراق و بار سنگين مصيبت تو مايه
تسلي است
من خود پيكرت را در لحد قبر نهادم و جان
شريفت ـ در حالي كه سر بر سينه ام داشتي ـ پرواز كرد. ما از
خداييم و به او بازگشت مي كنيم ....
علي عليه السلام اقيانوس بي كران شكيبايي بود
صبر و
بردباري در كوران هاي بلاخيز حيات رسالت و دعوت و تحمل
تلخي هاي ايام پرحادثه مكه و شكنجه ها و تازيانه هاي طاقت
سوز مسلمانان به دست كافران
مشاركت در درد و رنج پيامبر
طي بيست و سه سال دعوت
در برابر تهديدها و تمسخرهاي
كافران
گرسنگي و تشنگي در شرايط تحريم اقتصادي و شعب
ابي طالب و كوه هاي سوزان مكه جان فشاني در ليله المبيت و
رنج سفر و هجرت و پايداري در حوادث پرخوف و خطر
جنگ ها از بدر واحد گرفته تا حنين و احزاب و...
پس از پيامبر نيز مشاهده نامردمي ها
پيمان شكني ها و بي
وفايي صحابه با ولي امر و وصي پيامبر خدا در هيچ يك از اين
وقايع
خم به ابرو نياورد و در مصاف با رنج ها و مصيبت ها
پيروزمند قامت برافراشت و چهره گلگون داشت تا اسوه صبر و
پايداري براي دردمندان جهان باشد. اما در شب هجران زهرا و
در مصيبت فراقش آن چنان سوخت كه شمعي بي پروانه
در
محفل خاموش و تنها بسوزد و گريه بي شيون كند! طوفان اندوه
و غم يكباره بر قلب مجروح و شكسته علي عليه السلام هجوم
آورده و راه نفس را بر او بسته بود و ديگر نتوانست اين بار
سنگين را در سينه تحمل كند تا آن كه روزنه اي بگشايد و زبان
شعله سوز دل را به نمايش گذارد. چنين كرد تا بر آلام دلش
تسكين باشد و نقطه آغاز سي سال ديگر درد و رنج علي گردد...
به گفته پيامبر صلي الله عليه و آله علي عليه السلام تراز
حق و باطل
طريق مستقيم هدايت
محور حق
هماورد قرآن
داناترين فرد و ولي مومنان است . او به منزله نفس نبي و
ولايتش ولايت خدا و رسول خدا و بريدن از او بريدن از خدا و
رسول است
چنان كه فرمود : « اللهم من آمن بي و صدقني
فليتول علي بن ابي طالب
فان ولايته ولايتي
وولايتي ولايه
الله
بار خدايا! هر آن كه به من ايمان آورده و مرا تصديق نموده
بايد ولايت علي را بپذيرد
چه ولايت او ولايت من و ولايت
من ولايت خداوند است . »
اين روايت را نيز ابوذر و عبدالله بن عمر از قول پيامبر اكرم
صلي الله عليه و آله نقل كرده اند كه فرمود : « من فارقك يا علي
فقد فارقني
و من فارقني فقد فارق الله
اي علي ! كسي كه از تو
جدا شود از من جدا شده
و هر كه از من جدا شود از خدا جدا
شده است . »
موارد فوق نمونه اي اندك از انبوه رواياتي است كه پيامبر
گرامي در مورد حقانيت علي عليه السلام فرموده و عامه و
خاصه به تواتر
آن رادر جوامع روايي آورده اند...
ناگفته نماند كه شكوه هاي امام از بي وفايي مردم و ستم ها و
نامردمي ها به معناي احساس غربت و وحشت نبود. چون ولي
خدا را از ادبار خلق باكي نيست
چنان كه به اقبال خلق چشم
اميد ندارد. ولي خدا را با خدا انس است و اين انس جاي خالي
همه كس و همه چيزي را پر مي كند و به همين دليل تسليم
ضعف و زبوني نمي گردد. امام در اين خصوص نامه اي به برادر
خود عقيل مي نويسد :
لا يزيدني كثره الناس حولي عزه
و لا تفرقهم عني وحشه
و لا تحسبن ابن ابيك ولو اسلمه الناس ـ متضرعا متخشعا
و لا
مقراللضيم واهنا
و لا سلس الزمام للقائد و لا وط الظهر
للراكب المتقعد و لكنه كما قال اخوبني سليم :
فان تساليني كيف انت فانني
صبور علي ريب الزمان صليب
يعز علي ان تري بي كاته
فيشمت عاد او يسا حبيب
حضور انبوه مردم در پيرامونم مرا عزت نيفزايد
هم چنان
كه تنهاييم موجب وحشت نگردد. مپندار كه برادرت ـ هر چند
مردم تنهايش گذارند ـ به التماس و تضرع دست يازد
يا در
برابر ستم سر فرود آرد و سستي به خرج دهد و زمام خويش را
به دست كسي بسپارد و تسليم اراده كسي شود. بلكه چنان
است كه آن برادر از بين سليم گفت :
اگر از من بپرسي كه حالت چون است گويم : در برابر
ناملايمات زمان شكيبا و استوارم . براي من مشقت بار است
حزن و اندوهي در چهره ام ديده شود كه موجب شماتت
دشمن با نگراني دوست گردد.
در اين بحث جاي يك پرسش باقي است : يعني با اين كه
اميرالمومنين (ع ) از روز رحلت پيامبر(ص ) شاهد مظلوميت
خود و همسر گرامي اش بود
چرا با قاطعيت در برابر ستم هايي
كه بر وي روا داشتند وارد كارزار نشد و بيست و پنج سال صبر
و تحمل را ترجيح داد و از آن پس سكوت را
شكست
پاسخ اين پرسش را به نحو اجمال در مباحث پيشين
مي توان يافت . با تقريري ديگر
علي (ع ) در قيام و قعود و
سكوت و فرياد و خانه نشيني و ميدان
تنها رضاي خدا و
مصلحت امت را منظور داشت . شجاعت و درايت فتح جبهه ها
طي اين سال ها جايي نرفته بود اما اوضاع و شرايط چيز دگري
را اقتضا مي كرد. آيين نوبنياد اسلام دشمنان بسياري داشت و
مردم نيز تازه مسلمان بودند و اختلاف داخلي مي توانست
عامل فروپاشي جامعه و حتي ارتداد گروهي از مسلمانان باشد
و دشمن از اين مجال بهره گيرد.
در چنين شرايطي سكوت و خانه نشيني علي (ع ) تنها
راهي بود كه اسلام را از خطر مصون مي داشت . به علاوه آن
حضرت داراي ياران وفادار اندكي بود و جز تحمل آنچه گذشت
چاره اي نداشت . در روايات ما به فلسفه اين سياست علوي
پرداخته شده و از ابعاد مختلف مورد بررسي قرار گرفته
است ...
« سوده بنت عمار همداني » پس از شهادت
اميرالمومنين (ع ) نزد معاويه آمد. معاويه او را مورد نكوهش و
ملامت قرار داد كه چرا در جنگ صفين سپاهيان را عليه او
مي شورانيد... بالاخره گفت : اينك حاجت تو چيست سوده
گفت : خداوند از تو در خصوص حقوقي كه براي ما واجب
ساخته باز خواست خواهد كرد. همواره از سوي تو كساني
مي آيند كه به پشت گرمي تو بر ما طغيان مي كنند و با تكيه بر
سلطنت تو بر ما ستم مي نمايند و ما را همچون خوشه درو
مي كنند و چون اسپند مي كوبند و با تحقير و تهديد به هلاكت
مي كشانند. اين « بسربن ارطاط » است كه به ديار ما آمده و
مردانمان را كشته و اموالمان را چپاول كرده و اگر نبود اطاعت
و تمكين با عزت نفسي كه داريم او را تحمل نمي كرديم . پس
اگر او را عزل مي كني سپاس مي گذاريم و اگر نه تو را ناسپاسي
خواهيم كرد. معاويه گفت : اي سوده ! مرا به قوم خود تهديد
مي كني اينك تو را بر مركب چموش مي نشانم و نزد او
مي فرستم كه هر آنچه خواهد درباره تو اجرا كند. سوده با
شنيدن سخنان معاويه اندكي سكوت كرد و سپس اين دو بيت
انشا كرد :
صلي الاله علي روح تضمنها
قبر فاصبح فيه العدل مدفونا
قد حالف الحق يبغي به بدلا
فصار بالحق والايمان مقرونا
درود خدا بر آن روح بزرگ كه قبرش در آغوش گرفت و
بدين سان عدالت در خاك رفت . او با حق هم سوگند بود و به
چيزي جز حق فكر نمي كرد و حق و ايمان را قرين ساخته بود.
معاويه گفت : سوده ! منظورت كيست پاسخ داد : به خدا
قسم او اميرالمومنين علي بن ابي طالب بود. به خدا هنگامي
كه نزد وي رفتم و از مردي كه مامور اخذ زكات بود و بر ما ستم
كرده بود
شكايت كردم
علي (ع ) براي نماز ايستاده بود
همين كه مرا ديد از نماز دست كشيد و رو به من كرد و با مهر و
مدارا و رافت و عطوفت گفت : حاجتي داري گفتم : بله ! و آن
ماجرا را گفتم . حضرت با شنيدن سخنان من گريست و گفت
: « اللهم انت الشاهد علي و عليهم . و اني لم آمرهم بظلم
خلقك
و لا بترك حقك
بار خدايا تو بر من و بر آنان گواهي
من آنهارا به ستم در حق خلق تو فرمان ندادم و به ترك حق تو
امر ننمودم . »
امام علي (ع ) به ميزان عظمتش مظلوم بود.
با وجود اقتدار و توانمندي
مصيبت ها و ستم ها را به
جان خريد تا سنگ صبور اسلام و همنواي مظلومان
و ياور مستضعفان باشد.
شرح مصائب و مظلوميت علي (ع ) براي
راهيان حق و پويندگان عدل
درس آموز است تا
بدانند اين راه را خوف و خطرهاست و حراميان در
كمين نشسته اند و به هيچ كس رحم نمي كنند و هيچ
اصلي را نمي شناسند و حريم و حرمت نمي فهمند.
به گفته پيامبر(ص ) علي (ع ) تراز حق و باطل
طريق مستقيم هدايت
محور حق
هماورد قرآن
داناترين فرد و ولي مومنان است . او به منزله نفس
نبي و ولايتش
ولايت خدا و رسول خدا و بريدن از
او
بريدن از خدا و رسول است .

*****
اخبار نشر
|
حكومت اسلامي
شماره 29 نشريه « حكومت اسلامي » از سوي دبيرخانه
مجلس خبرگان رهبري در 307 صفحه منتشر شده است . در
فهرست مجله حكومت اسلامي عناوين زير ديده مي شود :
انتظار از نخبگان و مديران
مردمسالاري ديني در بيان رهبر
معظم انقلاب
حق و تكليف
تفسير مردمسالاري ديني
تجاوز
و دفاع در حقوق بين الملل
انديشه و منش سياسي و اجتماعي
آيت الله سيدمحمد كاظم طباطبايي يزدي
ولايت فقيه يا
ولايت فقه تعامل يا تقابل
امام خميني طرح حكومت اسلامي
و بازتاب ها
بازتاب انديشه سياسي حد نصاب حكومت ديني
اسلام و جامعه و سياست در ادبيات معاصر فرانسه
مروري بر
تحفه الملوك و عناوين ديگر.
فقه اهل بيت
شماره 34 فصلنامه تخصصي فقه اهل بيت عليهم السلام با
مطالب زير منتشر شده است : پيوند اعضا
قلمرو قاعده در
صلح ابتدايي
نسخه خطي رساله جهاديه
فرهنگ فقه و...
طلوع
شماره 6 فصلنامه تخصصي مذاهب و فرق اسلامي
(طلوع ) با عناوين زير از سوي مدرسه عالي امام خميني منتشر
شده است : قاعده نفي سبيل از منظر فريقين
كيفيت صلوات از
نگاه فريقين
بحث استدلالي في مشروعيه الاحتفالات
بررسي
انتقادي و تطبيقي آراي روشنفكران مسيحي و اسلامي
غلو و
غاليان عصر ظهور در آيينه منابع
اديان و مذاهب در بنگلادش
و عناوين ديگر.
نقد و نظر
شماره 29 و 30 مجله فرهنگي و عقيدتي و اجتماعي « نقد
و نظر » در 496 صفحه منتشر شده است . در فهرست نشريه
مذكور عناوين زير مشاهده مي شود : معناي زندگي
آثار جديد
درباره معناي زندگي
چشم اندازهاي گوناگون مساله معناي
زندگي
نقد و بررسي كتاب اخلاق اصالت
برهان شرط بندي
عدل الهي
تاثير گناه بر معرفت
. افعال گفتاري و...
مطالعات ايراني
شماره 6 مجموعه مقالات مطالعات ايراني با عناوين زير
از سوي سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي منتشر شده است :
اصول شهرسازي اصفهان عصر صفوي
نگاهي جديد به
معماري دفاعي اورارتو
تبيين تحولات شعر فارسي پس از
انقلاب اسلامي
ايران از منظر شرق شناسي
آيينه سوزان
افلاطون
ابتكاران هستي شناختي حكيم موسس آقا علي
مدرس طهراني و عناوين ديگر.
شاهد
شماره 342 ماهنامه فرهنگي و اجتماعي و اعتقادي
« شاهد » با عناوين زير از سوي بنياد شهيد انقلاب اسلامي
منتشر شده است : دريچه اي به صبح (شرايط انتظار و وظيفه
منتظران )
آخرين تحولات پرونده سازش
در عمق يك
سكوت معطر
در سنگر دانشگاه
زمزمه
شبي به شرار هزار
روز
رواج سطحي نگري در سينماي ما
13 آبان استراتژي
تاريخ انقلاب و عناوين
ديگر.
شاهد نوجوان
شماره 347 شاهد نوجوان با عناوين زير منتشر شده
است : دل هاي بهاري
گناه او بي گناهي بود
يك روز و سه
خاطره از مبارزه با آمريكا
خورشيدي بي غروب
گفت و گويي
عارفانه
آرامش محض
مشق شب
دانستني هاي علمي
ياس
كبود
كارگاه خبرنگاري و...
علم و آينده
فصلنامه « علم و آينده » با عناوين زير از سوي ستاد پيشبرد
علوم منتشر شده است : زمينه سازي براي دستيابي به نظام
توسعه فناوري
سرگذشت دانشمندان و مراكز دانش در حمله
مغول
بررسي تطبيقي سياست هاي پژوهشي در كشورهاي
مختلف جهان
گفت و شنود سقراطي در رياضيات
آموزش
عالي و جذب مشاركت هاي مردمي
جهاني كه در آن زندگي
مي كنيم
وضعيت تحقيقات اجتماعي در ايران و عناوين ديگر.

| | |