
جهان اسلام همواره از نداشتن يك « جبهه واحد » رنج
برده است و آثار زيانبار اين خلا و كمبود بسترساز همه
ضعف ها و تزلزل ها و ركود و سكون ها گشته و از هيمنه و مهابت
و صلابت كه لازمه اصلي حيات « امت اسلامي » مي باشد
به
شدت كاسته است .
يكي از موانع بزرگ تشكيل جبهه واحداسلامي در جهان
معاصر
وجود تفرقه و تشتت و بيراهه هايي است كه نه تنها
« مقصد » را دور مي كنند
بلكه موانع و سنگلاخهايي ايجاد
مي نمايند كه عملا دسترسي به آن را ناممكن مي سازند و به
مرور و در اثر شدت شكافها و فاصله ها و فزوني عوامل
بازدارنده
مقصد واحد و اصلي به دست نسيان و فراموشي
سپرده مي شود!
اين وضعيت و شرايط تلخ و دردناك
جانها را مي گدازد و
آه حسرت و اندوه از نهادها بيرون مي آورد و سرها را در
گريبان ها فرو مي برد و به تفكر و تامل وامي دارد كه چرا از
خويشتن اسلامي خود فاصله گرفتيم و اقتدار و عظمت ديرين
را رها كرديم و « راه » روشن دين را نپيموديم و در « بيراهه » هاي
ظلمت خيز و تفرقه آفرين گام سپرديم و هويت ديني و الهي
خود را در معرض آفات و خطرات بي شمار قرار
داديم
جهان اسلام در حالي از نداشتن يك جبهه واحد و
قدرتمند رنج مي برد كه دنياي كفر و استكبار با رها كردن
اختلافات و تشتت ها دست اتحاد به يكديگر داده اند و در يك
جبهه واحد و بزرگ و مقتدر جمع آمده اند و همه افكار
انرژي ها
طرحها و امكانات وسيع سياسي و فرهنگي و
تبليغاتي و نظامي خود را عليه جهان اسلام بسيج كرده اند و هر
روز در ممالك اسلامي حادثه مي آفرينند.
درد و حسرت بزرگتر و آزاردهنده تر اين است كه وقتي
انقلاب شكوهمند و عظيم اسلامي به رهبري هاي خردمندانه و
شگفتي زاي حضرت امام خميني در ايران به پيروزي رسيد و
شكوه و هيمنه قدرت هاي استكباري شكست و شيرازه حيات
تحكم آميز و سيطره جويانه آنان در اين سرزمين از هم دريد و
آواي « توحيد » و « وحدت » و « برادري اسلامي » در سراسر
جهان اسلام طنين انداز شد و جان و روح مسلمانان را نوازش
داد و به جنبش و حركت واداشت
دولتمردان كشورهاي
اسلامي به جاي پاسخ به نداي « بازگشت به خويشتن اسلامي »
و گشودن دست اتحاد به سوي نظام جمهوري اسلامي ايران و
حضور عيني و عملي در اين جبهه مقدس و مستحكم در برابر
كفر و استكبار جهاني
به عناد و ستيز با اين حركت الهي
پرداختند و از اين شگفت انگيزتر و اندوهبارتر اين كه در دامان
قدرت هاي استعماري ضداسلام درغلتيدند و براي مبارزه
قهرآميز با نظام اسلامي تازه شكل يافته در ايران
با جبهه كفر
به وحدت و اتحاد رسيدند!
مسلمانان جهان ـ كه در اثر خيزش بزرگ اسلامي در ايران
و احياي تعاليم و قوانين قرآن و مجد و عظمت اسلام به وجد
آمده بودندـ به دور از حركت هاي ذلت بار و تسليم پذيرانه
سران كشورهاي اسلامي و اتحاد آنان با قدرت هاي استعماري
به ايران اسلامي كه پايگاه عظيم اسلام ومنادي وحدت و
تشكيل « امت اسلامي واحد » بود چشم اميد دوختند و جان و
روح خود را در مسير وزش نسيم پاك و روح بخش « ايمان » و
« معنويت » و « ارزش » ها و « قوانين » زندگي ساز و حركت آفرين
اسلامي قرار دادند.
پيشواي بزرگ جهان اسلام حضرت امام خميني در اوج
بينش ژرف سياسي شرايط جهاني را ملاحظه مي نمود و چنگ
و دندان هاي تيز و آماده تهاجم قدرتهاي استعماري را در
وراي چهره هاي به ظاهر بشردوستانه و آزادي خواهانه آنان
مي نگريست و مي دانست كه اين درندگان انسان نما با آزادي و
حقوق بشر و دموكراسي و مردم سالاري و ساير شعارهاي به
ظاهر زيبايي كه با رسانه هاي استكباري خود به گوش مردم
جهان به ويژه ملل مسلمان مي خوانند
در پي فريب و نيرنگ
بزرگ براي به اسارت كشيدن ملت ها و چپاول ثروت هاي
سرشار سرزمين هاي اسلامي و سيطره سياسي و نظامي و
فرهنگي بر مسلمانان جهان و هدم و نابودي اساس اسلام و
هويت ديني ملت هاي مسلمان مي باشند
و از همين رو همواره
فرياد بيداري از گلو برمي آورد و كشورها و ملتهاي اسلامي را به
تشكيل جبهه واحد براي ايجاد تعادل قوا در جهان به نفع امت
اسلام و جلوگيري از تهاجم وحشيانه و همه جانبه قدرتهاي
استعماري ترغيب مي نمود.
حضرت امام خميني با پيش بيني هاي سياسي و
آينده نگري هاي بسيار دقيق و شگفت انگيز
آينده جهان
سياست را براي مسلمانان ترسيم مي نمود و آنان را از
ساده انديشي
سطحي نگري
خوش بيني و باور شعارهاي زيبا و
فريبنده قدرت هاي استكباري باز مي داشت و به آماده سازي
خود براي مقابله با تحركات وحشيانه آنان فرا مي خواند.
با توجه به شرايط تلخ امروز جهان اسلام
به انديشه هاي
سياسي حضرت امام خميني مراجعه مي كنيم و بعضي از
پيش بيني ها و آينده نگري هاي اين پيشواي بزرگ الهي را
دستمايه بيداري و تحرك مسلمانان جهان قرار مي دهيم .
1 ـ حضرت امام خميني معتقد بود آنچه بر جهان سوم
حاكم است اراده قدرتها و قطب هاي بزرگ استكباري مي باشد
و هم اينان هستند كه بر اساس خوي تفرعن و ماهيت
حق ستيزي و اشتهاي سيري ناپذيرشان نسبت به منابع ثروت
ملت هاي جهان
هر روز در گوشه و كنار اين دنياي پهناور در
جستجوي طعمه هاي جديد مي باشند.
حضرت امام خميني « سكوت » و « سكون » را در برابر
سيطره قدرتهاي استعماري بر جهان سوم كه به تنظيم و
سامان دهي همه امور فرهنگي و سياسي و اقتصادي به نفع خود
و مستعمره ساختن كشورها به طور مستقيم و غيرمستقيم
مي پردازند جايز و روا نمي دانست و براساس تعاليم اسلام
آگاهي
بيداري و تحرك مسلمانان را براي تغيير و تحول در
قدرت هاي حاكم بر جهان و ايجاد موازنه و تعادل به نفع خود
فرامي خواند و اين امر را يك تكليف و وظيفه الهي و قابل
تحقق مي دانست .
حضرت امام خميني براي ايجاد انگيزش و تحرك در
مسلمانان جهان براي هدف مزبور
اينگونه استدلال مي نمود :
« مسلمانان بايد بدانند تا زماني كه تعادل قوا در جهان به
نفع آنان برقرار نشود
هميشه منافع بيگانگان بر منافع آنان
مقدم مي شود
و هر روز شيطان بزرگ يا شوروي به بهانه حفظ
منافع خود
حادثه اي را به وجود مي آورند . » (1 )
براساس اين رهنمود روشن
قصور و تسامح مسلمانان در
تحرك هاي منتهي به برهم زدن سيطره و حاكميت قدرتها و
قطب هاي استعماري جهان و به دست آوردن سهم قابل
توجه اي از قدرت براي جهان اسلام
دو زيان بزرگ و غيرقابل
انكار متوجه كشورها و ملت هاي مسلمان مي كند. اول اين كه
منافع نامشروع دشمنان همواره بر منافع مسلمانان جهان تقدم
مي يابد
در نتيجه ثروت هاي سرشار و ذخيره هاي ارزشمند
اقتصادي كشورهاي مسلمان به طرق و روشهاي گوناگون در مسير
تامين مطامع قطبهاي مسلط جهاني به بهره برداري هاي مكرر مي رسد. دوم
اين كه در شرايطي كه راه تامين منابع قدرتها با روشهاي به اصطلاح
صلح آميز و مبتني بر نقش آفريني سازمانهاي جهاني وابسته و قوانين و
قراردادهاي بين المللي تامين كننده مطامع ابرقدرتها هموار نگردد
اين
حيوانات انسان نما خوي سبعيت درندگي خود را ظاهر مي سازند و به بهانه
حفظ منافع خود به روشهاي نظامي و ميليتاريستي روي مي آورند و به
حادثه آفرينيهاي گوناگون براي تصاحب مستقيم ثروتهاي سرزمينهاي
اسلامي مي پردازند.
2 ـ حضرت امام خميني براي اين كه كشورها و ملتهاي اسلامي را از
خواب غفلت بيدار كند و از خوش بيني و زودباوري نسبت به انديشه و
عملكرد سران استكبار خارج نمايد به يك « تمثيل روشن » و « برهان
مستحكم » روي مي آورد.
اين مثال آوردن و برهان اقامه كردن
از يك طرف « عميق » و
« خردمندانه » است
و از سوي ديگر « تلخ » و « تكان دهنده » .
به آن دليل عميق و خردمندانه است كه از ژرفاي يك بينش سياسي و
انديشه و تفكر اصيل و جامع برمي خيزد
و تلخ و تكان دهنده است
زيرا
بر واقعيتهاي امروز جهان اسلام انطباق كامل دارد.
سخن عميق و تكان دهنده حضرت امام خميني چنين
است :
« راستي اگر مسلمانان مسائل خود را به صورت جدي با جهانخواران
حل نكنند و لااقل خود را به مرز قدرت بزرگ جهان نرسانند
آسوده
خواهند بود هم اكنون اگر آمريكا يك كشور اسلامي را به بهانه حفظ منافع
خويش با خاك يكسان كند
چه كسي جلوي او را خواهد گرفت (2 )
آيا آنچه در افغانستان و سپس در عراق اتفاق افتاد
عين واقعيت و
منطبق بر پيش بيني مدبرانه و هشدارها و فريادهاي جانسوز حضرت امام
خميني نسبت به توحش و بربريت آمريكا و غفلت و خواب آلودگي
كشورها و ملتهاي مسلمان نيست
آيا جز اين است كه آمريكاي جنايتكار با بمبارانهاي وحشتناك و
تهاجمهاي وحشيانه سيزده هزار عراقي را به خاك و خون غلتاند (3 ) و اين
سرزمين را به اشغال كامل خود درآورد و منابع ثروت آن به ويژه « نفت » را
به غارت برد و حتي اسرائيليان را نيز بر اين كشور مسلط ساخت تا در اين
چپاول آشكار سهمي داشته باشند
چه كسي توانست بر سر راه اين تهاجم خونين مانع ايجاد نمايد
كدام قدرت در برابر اين تجاوز و تعدي آشكار و جنايت هولناك و
عملكردهاي ضدانساني آمريكا و انگليس ايستادگي نمود
كجا بود آن « اتحاد » و « جبهه واحد » و اراده هاي صلابت خيز كه در
برابر اين تهاجم مقاومت نمايد و از دين و كشور و جان و مال و ناموس
مردم دفاع كند و به دفع اين دشمنان بشريت اهتمام ورزد
3 ـ حضرت امام خميني پس از انتقال آگاهيها و بينشهاي لازم به
كشورها و ملتهاي اسلامي و پس از دادن هشدارهاي مكرر از تحركات و
تهاجمهاي وحشيانه قدرتهاي استعماري
و بعد از برآوردن فريادهاي
جانسوز بيداري و حركت
به ارائه « راه حل » پرداخت و براي « جهان اسلام »
در پاسخ به اين پرسش كه « چه بايد كرد »
اينگونه راه گشود :
ما بايد خود را آماده كنيم تا در برابر جبهه متحد شرق و غرب
جبهه
قدرتمند اسلامي انساني با همان نام و نشان اسلام و انقلاب ما تشكيل شود
و آقايي و سروري محرومين و پابرهنگان جشن گرفته شود.
مطمئن باشيد قدرتهاي شرق و غرب همان مظاهر بي محتواي دنياي
مادي اند كه در برابر خلود و جاودانگي دنياي ارزشهاي معنوي قابل ذكر
نمي باشند . » (4 )
آنچه حضرت امام خميني « ديروز » به عنوان « راه حل » ارائه داد
براي
« امروز » جهان اسلام بود
و اگر « جبهه واحد و قدرتمند اسلامي » در برابر
قدرتهاي شرق و غرب تشكيل شده بود و كشورها و ملتهاي مسلمان جهان
در انجام اين مهم غفلت و قصور روا نمي داشتند
امروز شاهد تهاجمهاي
وحشيانه آمريكا و انگليس به مردم مسلمان عراق و اشغال اين سرزمين
اسلامي نبوديم .
اكنون كه حقانيت انديشه هاي تابناك و الهي حضرت امام خميني و
پيش بيني ها و آينده نگري هاي آن پيشواي انديشمند و فكور و آگاه به جهان
سياست
بيش از پيش روشن و آشكار گشته است
براي « جهان اسلام » راه
رهايي و نجاتي جز رويكرد به « انديشه » و « عمل » اين بيدارگر الهي به
عنوان يك پشتوانه بزرگ و ذخيره جاودان و تمام نشدني باقي نمي ماند و
تنها از اين طريق است كه مي توان به جبران غفلتها و سطحي نگريها و
خوش بينيها نسبت به مدعيان دروغين دموكراسي و آزادي و حقوق بشر
پرداخت و دريچه هاي نور را به سوي فضاي تاريك و ظلمت خيزي كه
جهان كفر و استكبار براي مسلمانان به وجود آورده است
بازگشود.
براساس انديشه هاي تابناك و جاودان حضرت امام خميني
حيات
بالنده و عزتمند و مقتدرانه و پايدار « مسلمانان جهان » با پيمودن اين سه راه
روشن و نوراني تامين مي شود :
1 ـ بازگشت به اسلام
2 ـ تلاش براي احياي مجدد تمدن عظيم اسلامي
3 ـ تشكيل جبهه واحد و قدرتمند سياسي و نظامي
پاورقي :
1 ـ صحيفه نور
ج 20
ص 233
2 ـ همان مدرك
ج 20
ص 233
3 ـ اين آمار را « مركز تحقيقاتي طرح راهكارهاي دفاعي » در آمريكا
تهيه و اعلام نموده است . اين مركز اعلام نمود كه اين برآورد براساس
بررسيهايي است كه در مورد اطلاعات جنگي آمريكا
گزارشهاي خبري
مناطق جنگي و بررسي بيمارستانهاي عراقي صورت گرفته
است .
براساس تحقيق اين مركز و موسسه آمريكايي
چهار هزار و سيصد
نفر از سيزده هزار قرباني تهاجم آمريكا و انگليس به عراق
غيرنظامي
بوده اند.
اين نكته قابل توجه است كه اين آمار به تلفات جاني مربوط مي شود
و چنانچه ميزان خسارتهاي اقتصادي
ويرانيها
محروميتها و ساير
پي آمدهاي اين تجاوز ددمنشانه بررسي شود
مشخص مي گردد كه چه بلا
و رنج و مصيبت جانفرسايي در سرزمين عراق به وقوع پيوسته است .
4 ـ صحيفه نور
ج 20
ص 233
پيشواي بزرگ جهان اسلام حضرت امام خميني
در اوج بينش ژرف سياسي شرايط جهاني را
ملاحظه مي نمود و چنگ و دندان هاي تيز و آماده
تهاجم قدرتهاي استعماري را در وراي چهره هاي به
ظاهر بشردوستانه و آزايدخواهانه آنان
مي نگريست و مي دانست كه اين درندگان انسان نما
با آزادي و حقوق بشر و دموكراسي و مردم سالاري
و ساير شعراهاي به ظاهر زيبايي كه با رسانه هاي
استكباري خود به گوش مردم جهان به ويژه ملل
مسلمان مي خوانند
در پي فريب و نيرنگ بزرگ
براي به اسارت كشاندن ملتها و سيطره نظامي و
چپاول ثروت هاي سرشار سرزمين هاي اسلامي
مي باشند.
براساس انديشه هاي تابناك و جاودان حضرت
امام خميني
حيات بالنده و عزتمند و مقتدرانه و
پايدار « مسلمانان جهان » با پيمودن اين سه راه
روشن و نوراني تامين مي شود :
1 ـ بازگشت به اسلام
2 ـ تلاش براي احياي مجدد تمدن عظيم
اسلامي
3 ـ تشكيل جبهه واحد و قدرتمند سياسي و نظامي

*****
بهتر از خدمتگزار
|
... فاطمه (س ) محبوبترين كس نزد پدر بود. او در خانه من
آنقدر با مشك آب كشيد كه بند مشك در سينه اش اثر گذاشت .
آنقدر دستاس كرد كه دست او پينه بست . به قدري خانه را جارو
كرد كه لباسهايش رنگ خاك گرفت و چندان هيزم زير ديگ
روشن كرد كه جامه اش سياه شد. او از اين جهت در زحمت و
مشقت بسيار بود.
روزي به او گفتم : اي كاش از پدرت خادمي درخواست
مي نمودي تا اندكي در برداشتن بار سنگين زندگي تو را ياري
دهد !
فاطمه (س ) نزد پدر رفت . ديد جماعتي گرد او به صحبت
نشسته اند. شرم مانع شد كه از وي چيز بخواهد (بدون اظهار
حاجت ) به خانه بازگشت .
پيغمبر(ص ) دانست كه دخترش به منظور كاري نزد او آمده
بود. بامداد ديگر به خانه ما آمد. آواز سلام او را شنيديم اما از
آنجا كه بستر خواب هنوز پهن بود
از شرم خاموش مانديم و
پاسخ نگفتيم . بار دوم سلام كرد. و ما همچنان خاموش بوديم . بار
سوم كه صداي او به سلام برخاست
ترسيديم اگر پاسخ نگوييم
بازگردد ـ چون عادت او چنين بود كه سه بار سلام مي گفت و اگر
رخصت ورود نمي يافت باز مي گشت ـ من سلام او را پاسخ گفتم
و از او خواستم كه به خانه درآيد. چيزي نگذشت كه حضرت
بالاي سر ما نشست و آنگاه گفت : فاطمه ! ديروز از من چه
مي خواستي
من ترسيدم اگر پاسخ او را نگويم برخيزد و بازگردد... گفتم :
اي فرستاده خدالله من به شما خواهم گفت . (داستان ديروز
فاطمه چنين بود كه او از كار دشوار خانه رنج مي برد). مشكل آب
و دستاس نان و رفت روي خانه و... او را ازپاي درآورده
من به
او گفتم تا نزد شما آيد و (در صورت امكان ) خدمتكاري از شما
بخواهد
شايد اندكي از بار سنگين او كاسته گردد.
پيامبر خدا(ص ) فرمود : آيا به شما چيزي نياموزم كه از
خدمتگذار بهتر باشد سپس فرمود : هنگامي كه در بستر خواب
رفتيد
سي و سه بار خدا را تسبيح و سي و سه بار حمد و سي و
چهار بار تكبير بگوييد...
(برگرفته از كتاب « خاطرات امير مومنان (ع ) »
انتشارات دفتر
تبليغات اسلامي قم )

| |