32
چهارشنبه 3 بهمن
امروز صبح هواخيلي سرد است . از اول شب باد بسيار
سختي همراه با برف مي وزد. به اصطلاح آذربايجان آن را
كولاك مي گويند و دهاتي ها و مسافرين و كاروانيان آذربايجان
از آن خيلي مي ترسند. چه بسا اشخاصي كه در راه دچار
كولاك شده و تلف گرديده اند و شخصي كه در راه دچار كولاك
بشود به اصطلاح محلي مي گويند كولاكه وشيدي (به كولاك
افتاده است ). حالا ساعت نه ونيم صبح است و بنا به قرار روز
گذشته مشهدي علي آقا
آدم خود را فرستاده ام پيش آقاي
فروغ كه خبر بياورد ببينم امروز ديدن رئيس الوزرا رفتني
هستم يا نه
و منتظر مراجعت مشهدي علي آقا
هستم .
ديشب راديوها خبر دادند كه دولت روسيه و دولت
اوكراين كه از جمهوري هاي شوروي است و در مجمع ملل
متفق نماينده دارد
هر دو به مجمع ملل متفق عرضحال داده
دولت روس رسيدگي به مساله توقف قشون انگليس در يونان
را و جمهوري اوكراين
رسيدگي مداخله قشون انگليس را در
اندونزيا(جاوه ) را خواستار شده اند. اين مراجعه ها كه به شورا
امنيت شده اند
در محافل سياسي لندن با هيجان تلقي شده
است
و اين مراجعه را به عنوان مقابله به مثل به مراجعه ايران
به شوراي امنيت تلقي مي نمايند. دولت انگليس اعلام داشته
است كه نه در يونان و نه در جاوه حركتي نكرده است كه مخفي
كردني باشد و از آن شرم داشته باشد و رسيدگي علني آن را
طالب است .
اهميتي كه افكار عامه انگليس به اين قضيه مي دهد
از
اينجا معلوم مي شود كه وقت دريافت خبر چون دير شده بود
روزنامه هاي عصر فوق العاده منتشر نموده اند و روزنامه هاي
صبح هم سر مقاله هاي خود را كه قبلا حاضر نموده بودند
تغيير داده و راجع به اين قضيه سرمقاله خود را مخصوص
نموده اند. امروز صبح راديوي لندن قطعه هايي از مقالات مهم
روزنامه هاي مهم انگليس را نقل نمود كه همه آنها انتقاد از
مراجعه روس .. به شوراي امنيت بود. از روزنامه هاي لندن
ديلي تلگراف چنين نوشته است كه مابين قضيه ايران و روس
با قضيه يونان و جاوه اگر چه مشابهت ظاهري موجود است
ولي يك فرق واضحي در ميان است و آن اين است كه در يونان
حكومت رسمي مملكت هيچ وقت شكايت از بودن قشون
انگليس در آنجا ننموده است
در جاوه هم نه حكومت منظم و
نه حكومت به رسميت شناخته شده موجود نيست . اما در
ايران حكومت رسمي از روس ها شكايت نموده است . روزنامه
نيوزكرونيكل نوشته است كه هيچ مشابهت مابين قضيه ايران
و قضيه هاي يونان و جاوه در بين نيست
يك روزنامه ديگر
انگليس ظاهرا ديلي هرالد نوشته است كه اين اقدام
شوروي ها از دو حيث شايان تاسف است : يكي اينكه اين
حركت از جانب يك دولت بزرگ سرزده است . دويم اينكه
مجمع ملل متفق نبايستي محل اين قبيل مانورهاي سياسي
واقع گردد. بعضي از روزنامه هاي انگليس عبارات خشن تري
استعمال نموده اند.
ساعت ده و نيم صبح براي ديدن رئيس الوزرا از خانه
خارج شدم . آقاي فروغ هم از بانك بيرون آمدند و به اتفاق به
طرف عالي قاپو به راه افتاديم . كولاك در نهايت شدت بود.
مخصوصا وقتي كه آدم رو به مشرق حركت مي كند
برف ها را
باد سرد بشدت به صورت آدم مي زند و باز كردن چشم مشكل
مي شود. آدم جلو پاي خود را نمي بيند. هر طور بود رسيديم به
عالي قاپو. يك نفر تفنگچي دم در ايستاده بود. گفت : كجا
مي رويد گفتيم كه نخست وزير خودش دعوت كرده است .
گفت كه به اين اطاق دم در برويد
اجازه بگير يد. وارد اطاق
كوچك نزديك در وارد شديم . چند نفر نشسته بودند. يك نفر
با تلفن صحبت نمود و خبر ورود ما را داد. اجازه داده شد.
خواستيم برويم يك نفر كه مسلح بود
گفت : اسلحه نداريد
آقاي فروغ خنديده دست هاي خودشان را بالا نگاه داشتند.
مشاراليه هم تفتيش نكرد. رفتيم . از دو سه تا پله بالا رفته
به
دهليز بزرگي وارد شديم و به اطاقي كه به راهرو دست راست
باز مي شد
وارد شديم . اطاق انتظار بود. بعد از تقريبا يك ربع
ساعت انتظار از همان اطاق به سالوني كه رئيس الوزرا
نشسته بود وارد شديم . مشاراليه تنها بود. احترام نموده
چند قدم جلو آمده
با من و آقاي فروغ دست داد. نشستيم .
سالون رئيس الوزرا سالون وسيعي بود. تقريبا به مساحت
هفت زرع در شش زرع . يك قالي بافت تبريز به اندازه سالون
مفروش بود. در صدر سالون يك ميز و پشت آن يك صندلي
راحت براي رئيس الوزرا گذاشته شده بود. تلفون روي ميزي
هم دم دست وي قرار داشت . از دو طرف ميز رئيس الوزرا
صندلي ها و نيمكت هاي چندي قرار داشت . جلو آنها ميزهاي
كوچكي گذاشته شده بود. ديوار و سقف سالون به رنگ
پازهري نقاشي شده بود. يك نفر پيشخدمت چايي آورد. سر
صحبت باز شد. آقاي پيشه وري سيماي نجيبانه دارد. رنگ
بشره اش سفيد است . سنش مابين پنجاه و شصت به نظر
مي آيد. بعد از اداي تعارفات رسميه صحبت هاي جدي تري به
ميان آمد. آقاي پيشه وري از آقاي فروغ گله نمود كه چرا اسم
بانك ملي شعبه تبريز نوشته مي شود
در صورتي كه مركز پول
نمي فرستد و امضاي اين بانك را از اعتبار انداخته است . بنا
شد كه اسم بانك
بانك ملي آذربايجان باشد. بعد مبلغي در
خصوص قضاياي بانكي صحبت شد. از امكان نشر نمودن
اسكناس مخصوص براي آذربايجان صحبت به ميان آمد.
معلوم مي شد كه رئيس الوزرا اين مساله را چندان به طور
جدي در نظر نگرفته است .
براي پشتوانه مقدار معتنابهي كالا در اختيار حكومت
ملي است كه بنا به تخمين آقاي پيشه وري با قيمت فعلي
پنجاه ميليون تومان ارزش دارد.از آن جمله پنجاه هزار
تومان گندم است كه از قرار هر تون (تن ) يكصد تومان
پنج
ميليون تومان مي شود. حكومت ملي فرش و توتون هم دارد.
صحبت هاي ديگر هم شد. از ارجاع كارهاي جزيي به شخص
رئيس الوزرا شكايت مي نمودند. روي هم رفته آقاي
پيشه وري شخص خوش محضري هستند. از دكتر يوسف به
مناسبت سخن به ميان آمد. خيلي از مشاراليه تمجيد
نمودند. به نظر من نقطه ضعفي كه در رئيس الوزرا فعلي بارز
است . آن عدم وسعت نظر مشاراليه است . به بعضي كارهاي
كوچك بيشتر از استحقاق آن اهميت مي دهد و بر عكس به
اهميت و بزرگي بزرگ هاي حقيقي توجه لازم را ندارد. صحبت
ومجلس بيشتر از نيم ساعت به طول كشيد. معلوم مي شود كه
از قضيه كلوپ هم مستحضر شده است . بالاخره خداحافظي
نموده
مراجعت نموديم .
كولاك با همان شدت خود ادامه دارد. بنا به آخرين خبر
راديو به جاي دوگل موسيو قرون رئيس مجلس كه از حزب
سوسياليست است
انتخاب شده است .
حالا كه ساعت شش است
وقت راديوي طهران است .
كولاك صبحي از بعدازظهر به اين طرف تبديل به برف عادي
شده است وبشدت مي بارد. دو سه دفعه حياط را پارو نموده و
راه باز نموده اند. باز برف آمده و راه را پوشيده است . اين برف
مثل اين كه كم برفي آذر ودي را مي خواهد تلافي نمايد. از
قراين معلوم مي شود كه بعد از گشودن ابرها هوا بشدت سرد
خواهد شد.

|