ث شهناز شمس الديني
چكيده
مركز تحقيقات فرش دستباف ايران براي جبران كمبودها
در زمينه رويكرد علمي و پژوهشي در مورد فرش دستباف ايران
اقدام به فراخوان مقاله براي برگزاري اولين سمينار ملي
تحقيقات فرش نمود.
مقاله حاضر يكي از مقالات علمي است كه در اولين
سمينار ملي تحقيقات فرش دستباف 27 ـ 28 مهرماه
سال جاري عرضه شده است .
كشور ما با 1
4 درصد جمعيت جهان
تنها 0
3 درصد
صادرات جهان را به خود اختصاص داده است . اگر ما بخواهيم
حتي 1 درصد صادرات دنيا را داشته باشيم
بايد سالانه حدود
70 ميليارد دلار كالا و خدمت از كشور صادر گردد . متوسط
صادرات غيرنفتي كشور
طي دوره 79 ـ1355 حدود
1
7 ميليارد دلار و سرانه صادرات غيرنفتي كشور فقط 32 دلار
بوده است . اين ميزان در مقايسه با بسياري از كشورهاي در
حال توسعه
رقم بسيار پاييني است .
موانع و مشكلات متعددي در امر توسعه صادرات غيرنفتي
كشور ازجمله فرش وجود دارد كه مي توان به مواردي همچون
افزايش شديد درآمدهاي نفتي
وجود قوانين و مقررات دست
وپاگير
تعدد مراكز تصميم گيري
وجود تقاضاي داخلي كافي و
نبود مازاد قابل توجه براي صادرات
عرضه و توليد كالا به
صورت نه چندان مطلوب
ضعف ساختار توليد
عدم انطباق
كيفيت بسياري از كالاهاي توليدي با نيازهاي بازارهاي
خارجي
ضعف بسته بندي و حمل و نقل
عدم استفاده از
مناطق آزاد تجاري و بالا بودن هزينه توليد اشاره
كرد.
فرش دستباف دومين منبع ارزي پس از نفت و مهمترين
كالاي صادراتي غيرنفتي كشور است . در سال هاي اخير
صادرات فرش و سهم ايران از بازارهاي جهاني به شدت
كاهش پيدا كرد . به گونه اي كه صادرات اين كالا از 2
1 ميليارد
دلار در سال 1373 به 691
2 ميليون دلار در سال 1378 تنزل
يافته است . طي دوره 78 ـ1352 متوسط صادرات فرش
متوسط سهم صادرات فرش از كل صادرات غيرنفتي و متوسط
سهم صادرات فرش از صادرات محصولات كشاورزي و سنتي
به ترتيب 480
5 ميليون دلار
30
2 درصد و 41
8 درصد
بوده است . در حالي كه سهم كشور ما از بازار جهاني فرش طي
دوره بيست ساله 96 ـ1976 از 41 درصد به 31 درصد كاهش
يافته
سهم كشورهاي رقيب به سرعت افزايش پيدا كرده است .
به عنوان مثال سهم كشور هند در اين دوره از 8
9 درصد به
20 درصد بالغ شده است .
مقدمه
طي چند دهه گذشته نفت در كشور ما نه تنها مهم ترين
كالاي صادراتي
بلكه عامل متاثركننده همه برنامه ها و تحولات
اقتصادي بوده است . رهايي از اقتصاد تك محصولي نفت و
انعطاف پذير كردن اقتصاد كشور نسبت به تحولات جهاني
مستلزم بررسي دقيق و علمي توان صادراتي كشور در بخش هاي
مختلف به منظور شناخت مزيت هاي اقتصادي هر بخش در
چارچوب ايجاد روابط تجاري با كشورهاي مختلف است . زيرا
بدون بررسي جنبه هاي علمي و اقتصادي عناصر تشكيل دهنده
اقتصاد كشور و با توجه به شرايط خاص كنوني تجارت جهاني
و ظهور قدرت هاي تجاري متعدد
گسترش توان صادراتي و
موفقيت در امر توسعه صادرات غيرنفتي و نيز تحقق اهداف
برنامه هاي اقتصادي كوتاه مدت و ميان مدت در هاله اي از
ابهام فرو خواهد رفت .
يكي از اقلام مهم كالاهاي غيرنفتي قابل صدور كشورمان
فرش دستباف است . صادرات فرش دستباف به تنهايي
حدود
يك سوم كل صادرات غيرنفتي را تشكيل مي دهد. افزايش
صادرات غيرنفتي وكاهش وابستگي به درآمدهاي نفتي از
اولويت هاي مهم دولت جمهوري اسلامي ايران است . اولين
گام در اين مسير
تجزيه و تحليل وضعيت موجود و شناخت
مزيت ها و استعدادهاي كشورمان در صادرات غيرنفتي است .
هدف غائي مطالعه حاضر نيز تشخيص و تبيين موضوع
فوق الذكر است . در اين راستا ابتدا به اهميت و ضرورت
صادرات غيرنفتي پرداخته شده و سپس موانع و راه كارهاي
توسعه صادرات غيرنفتي مورد بررسي قرار گرفته است . در
ادامه اين مطالعه با بررسي پتانسيل هاي موجود در فرآيند توليد
مهم ترين كالاي غيرنفتي صادراتي كشور يعني فرش
سهم آن
در صادرات غيرنفتي و موقعيت كشورمان در بازار جهاني اين
كالا پرداخته شده است .
ضرورت صادرات غيرنفتي
صادرات اغلب كشورهاي در حال توسعه از جمله ايران به
فروش يك يا چند محصول خاص محدود مي شود. در اين ميان
بسياري از اين كشورها تنها به صدور موادخام و اوليه معدني و
كشاورزي اكتفا مي كنند. اين امر منجر به شكنندگي صادرات
اين قبيل كشورها در برابر ناملايمات و فشارهاي خارجي
مي شود. زيرا رونق و ركود اقتصادي كشور صادركننده به شدت
به قيمت و ميزان صدور يك كالا بستگي پيدا مي كند. البته
پيشينه تاريخي توسعه برخي كشورهاي صنعتي همچون ژاپن
نشان مي دهد كه اين قبيل كشورها مراحل توسعه خود را از
صادرات يك محصول خاص (بيشتر محصولات كشاورزي )
آغاز نموده اند و به تدريج صادرات اين كشورها از محصولات
كشاورزي و موادخام به صادرات صنعتي تغيير وضعيت پيدا
كرد . به عنوان مثال كشور مالزي تا حدود 15 سال پيش بخش
اصلي نيازهاي ارزي خود را از طريق صدور نفت خام
قلع و
كائوچو تامين مي كرد. همين كشور با الهام گرفتن از
موفقيت هاي اقتصادي كشورهاي سنگاپور
تايوان
كره
هنگ كنگ و حتي تايلند
موفق شد طي يك دوره هفت ساله
ارزش صادرات غيرنفتي خود را از 25 ميليارد دلار در سال
1989 به حدود 74 ميليارد دلار در سال 1995 ميلادي افزايش
دهد (منبع 5
ص 244 )
به اعتقاد بسياري از كارشناسان اقتصادي
اتكا به
درآمدهاي نفتي و فروش ثروت ملي
در چندين سال گذشته
مانع از آن شده تا برنامه ريزان كشور به گونه اي اساسي و
بنيادين در مورد توسعه صادرات غيرنفتي چاره انديشي كنند.
برگزاري كنگره ها
همايش ها و گردهمايي هاي مربوط به
صادرات غيرنفتي فقط و فقط در زمان كاهش قيمت نفت و يا
كاهش صادرات اين محصول رونق پيدا مي كرد. و مادامي كه
بازار نفت از رواج و رونق خوبي برخوردار مي شده
صادرات
غيرنفتي و مسائل و مشكلات آن به كلي به بوته فراموشي سپرده
مي شد. بي ترديد افزايش شديد جمعيت
كاهش ذخاير نفتي و
بالا رفتن هزينه استخراج
بي اطميناني به آينده بازار جهاني
نفت و... نياز كشور را به منابع ارزي تشديد خواهد كرد. اگر اين
پيش بيني صحيح باشد كه در صورت تداوم رشد فعلي مصرف
داخلي فرآورده هاي نفتي
طي 12 سال آينده صادرات نفت به
صفر خواهد رسيد (منبع 5
ص 245 )
مسئوليت
سياست گذاران و برنامه ريزان كشور جهت توسعه صادرات
غيرنفتي بسيار خطيرتر خواهد شد.
آمار و اطلاعات موجود در موجود صادرات غيرنفتي و نيز
سرانه اين رقم براي مسولان و دردآشنايان كشور ما بسيار
هشدار دهنده است . متوسط صادرات غيرنفتي كشور طي دوره
79 ـ1355 حدود 1
7 ميليارد دلار بوده است . در همين زمان
سرانه صادرات غيرنفتي فقط 32 دلار مي باشد . اين ارقام در
مقايسه با بسياري از كشورهاي در حال توسعه كه شرايط
مشابهي با كشور ما دارند
رقم نسبتا پاييني است . سرانه
صادرات غيرنفتي كشور در سال 1379 معادل 59 دلار بوده
است . كشور ما با 1
4 درصد جمعيت جهان تنها 0
3 درصد
صادرات جهان را به خود اختصاص داده است . اگر كشور ما
بخواهد حتي يك درصد صادرات دنيا را داشته باشد
بايد
سالانه حدود 70 ميليارد دلار صادرات داشته باشد (منبع 3
ص 250 )
صادرات غيرنفتي در برنامه سوم
ميانگين سهم صادرات در توليد ناخالص داخلي طي دوره
75 ـ1345 حدود 30 درصد . سهم صادرات نفتي از توليد
ناخالص داخلي 29 درصد و سهم صادرات غيرنفتي در توليد
ناخالص داخلي فقط 1
6 درصد مي باشد . اين در حالي است
كه سهم صادرات نفتي از كل صادرات 94 درصد و سهم
صادرات غيرنفتي از كل صادرات كشور حدود 5
7 درصد بوده
است (منبع 7
ص 264 ) .
پيش بيني صادرات غيرنفتي در سال اول برنامه معادل 4
6
و در سال دوم برابر 5
9 ميليارد دلار است . در حالي كه رقم
تحقق يافته به ترتيب 3
8 و 4
4 ميليارد دلار است . ملاحظه
مي شود كه در سال 1379 فقط 82
6 درصد هدف برنامه و در
سال 1380
تنها 74
6 درصد پيش بيني برنامه سوم محقق
شده است . اگر صادرات غيرنفتي با همين روند ادامه داشته
باشد
تحقق حتي 50 درصد هدف برنامه سوم در سال 1383 با
شك و ترديد همراه است .
در مورد صادرات فرش نيز بر اساس پيش بيني برنامه سوم
توسعه اقتصادي
اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران
بايد به طور متوسط سالانه 1
5 ميليارد دلار فرش صادر گردد .
در سال اول برنامه سوم يعني 1379 صادرات فرش كشور
619
5 ميليون دلار بوده كه در مقايسه با ميزان پيش بيني شده
تفاوت بسيار زيادي دارد (41
3 درصد رقم پيش بيني
شده ).
اهداف اصلي صادرات
مهم ترين اهداف صادرات غيرنفتي را مي توان فروش مازاد
توليد
ارتقاي كيفيت و فن آوري و رشد اقتصادي دانست . در
زير به شرح مختصر هر يك مي پردازيم .
فروش مازاد توليد
يكي از مسائلي كه در سطح خرد به بنگاه هاي اقتصادي
كمك مي كند تا سوادآوري بيشتري داشته باشند
استفاده از
صرفه هاي اقتصادي ناشي از مقياس توليد است . در واقع
توليدكنندگان با افزايش سطح توليد خود
هزينه هاي ثابت
سرانه هرواحد كالاي توليد شده را كاهش مي دهند. رخداد
چنين امري در سطح كلان منجر به مازاد توليد در بازارهاي
داخلي خواهد شد. وجود مازاد توليد در داخل
توليدكنندگان
را به يافتن بازارهاي خارجي جديد ترغيب خواهد كرد. ضمن
آنكه يافتن متقاضيان خارجي
ممكن است امكان فروش
محصولات داخلي را با قيمت هاي بالاتر فراهم كند.
ارزآوري
رشد شتابان جمعيت و نيز زيربناهاي توليدي و تبديل
توليدات سنتي به توليدات تجاري و قابل رقابت در بازارهاي
جهاني
نيازمند واردات كالاهاي مختلف خواهد بود. ورود
كالاهاي متفاوت به كشور
منابع ارزي فراواني را مي طلبد و
داشتن منابع ارزي
مستلزم صادرات كالاهاي توليد شده در
داخل كشور مي باشد.
ارتقاي كيفيت و فن آوري
يكي از اهداف توسعه صادرات
ارتقاي كيفيت و بالا بردن
سطح دانش و فن آوري در كشور است . در حقيقت گسترش
صادرات
اسباب رقابت و به دنبال آن بهبود كيفيت و فن آوري
را در محصولات صادراتي در پي خواهد داشت .
رشد اقتصادي
به عقيده بسياري از كارشناسان اقتصادي
توسعه
صادرات موتور محركه رشد اقتصادي است . در واقع نمي توان
گفت كه همواره رابطه علت و معلولي بين رشد اقتصادي و
توسعه صادرات وجود دارد. زيرا توسعه صادرات نيازمند
ملزوماتي همچون نيروي انساني متخصص و كارآمد
زيربناهاي مناسب اقتصادي و غيره است و چنانچه اين شرايط
فراهم شود
رشد اقتصادي كشور خود به خود تحت تاثير قرار
خواهد گرفت . در حقيقت رابطه اين دو متغير يك رابطه عليت
نيست . بلكه اين دو متغير به طور همزمان و با يك روند خاص
در حال تغيير مي باشند.
اهداف يا مزيت هاي ديگري نيز توسعه صادرات غيرنفتي
به دنبال دارد كه از آن جمله مي توان به استفاده موثر و كارا از
منابع توليدي
افزايش ظرفيت هاي توليدي و اشتغال و كمك به
توسعه صنعتي و نيز تقويت ارزش پول ملي اشاره كرد.
موانع توسعه صادرات غيرنفتي
از جمله مهم ترين موانع توسعه صادرات غيرنفتي مي توان
به افزايش شديد درآمد نفت و بي نيازي نسبي از درآمدهاي
ارزي غيرنفتي
وجود قوانين و مقررات دست وپاگير
ناآشنايي
تجار ايراني با بازارهاي بين المللي
نبود وحدت نظر در ميان
مقامات تصميم گيرنده در مورد سياست هاي صادراتي
تعدد
مراكز تصميم گيري در مورد صادرات
وجود تقاضاي داخلي
كافي و نبود مازاد قابل توجه براي صادرات
عرضه و توليد
كالا به صورت نه چندان مطلوب
كمبود قوانين و مقررات
مناسب و عدم امنيت كافي براي سرمايه گذاري اشاره كرد.
همچنين ضعف ساختار توليد
عدم انطباق كيفيت بسياري
از كالاهاي توليدي با نيازهاي بازارهاي خارجي
توجه به
منافع كوتاه مدت بازارهاي داخلي
ناكافي بودن نقدينگي
صادركنندگان
مشكل قيمت گذاري كالاهاي صادراتي
فقدان
مشورت هاي لازم و كافي
ضعف بسته بندي و حمل و نقل
مشكلات مالياتي و عوارض گوناگون
فقدان خدمات صادراتي
مورد نياز
توسل به روش هاي تجاري سنتي و نامطلوب
ضعف تشكل هاي صادراتي
عدم استفاده از مناطق آزاد تجاري
و بالابودن هزينه توليد همه و همه عواملي هستند كه ناكارآمدي
صادرات غيرنفتي را رقم مي زنند.
راهكارهاي توسعه صادرات غيرنفتي
فعال ترشدن بخش خصوصي
تربيت متخصصان لازم در
رشته هايي مانند بانكداري بين المللي
بيمه گري
حمل ونقل
كارگزاري
بازاريابي و مديريت مالي ازجمله ابزارهاي ضروري
براي صادرات غيرنفتي است . همچنين معرفي و تبليغات موثر
براي كالاها و خدمات غيرنفتي
كاهش ديوان سالاري اداري و
حذف بخشنامه هاي ضد و نقيض و تشريفات زايد
تقويت
ديپلماسي تجارت خارجي
اتخاذ سياستهاي پولي و مالي
هماهنگ با سياست هاي تجاري و صادراتي
استفاده صحيح از
نظام ارزي و سياست هاي ارزي مناسب
ايجاد مراكز
اطلاع رساني پويا و مدرن براي صادركنندگان
عملكرد صحيح
و بهتر صندوق هاي بيمه و ضمانت صادرات و برقراري سيستم
حمل ونقل سريع و آسان ابزارها و ملزومات ديگري است كه
مي تواند به توسعه صادرات غيرنفتي كشور كمك
كند.
پتانسيل هاي موجود در فرآيند توليد فرش دستباف
پتانسيل ها و استعدادهاي فراواني در صنعت فرش كشور
براي حضور در بازارهاي جهاني وجود دارد. ازجمله اين
توانايي ها مي توان به وجود خطوط توليد مجزا به اندازه تعداد
دار قالي برپاشده در كشور
وجود تنوع بسيار زياد در طرح ها و
نقشه ها و امكان بافت هر تابلو يا طرح و نقشه جديد
امكان
برپايي يك كارگاه (دارقالي ) با سرمايه اندك
امكان جابجايي
سريع كارگاه از يك نقطه به نقطه ديگر
امكان توليد در
اندازه ها و مقادير مختلف
امكان توليد با هر ميزان تراكم در
باف و يا هر نوع گره و امكان به كارگيري تركيب مناسب از مواد
اوليه دربافت فرش اشاره كرد.
از نظر ايجاد شغل نيز
صنعت فرش داراي نقش قابل
توجهي در اقتصاد كشور ماست . در حال حاضر حدود ده
ميليون نفر در مراحل مختلف توليد فرش شامل فراهم سازي
مواد اوليه
طراحي نقشه و بافت قالي به فعاليت مشغول
هستند . به عنوان مثال در سال 1373 تعداد قاليبافان كشور بالغ
بر 2
5 ميليون نفر مي شده است (منبع 8 ص 26 ) . ضمن آنكه
براساس برآوردهاي انجام شده
هزينه ايجاد هر فرصت شغلي
در صنعت فرش حدود ده درصد هزينه ايجاد فرصت شغلي در
ساير بخش ها است . از بعد ايجاد ارزش افزوده نيز بسياري از
صاحب نظران بر اين باورند كه فرآيند قاليبافي داراي تقريبا 80
درصد ارزش افزوده است .
سهم صادرات فرش در صادرات غيرنفتي
فرش دستباف دومين منبع ارزي پس از نفت و مهم ترين
كالاي صادراتي غيرنفتي كشور ما است . همان گونه كه نفت
سهم بالايي از كل صادرات كشور را دارا است
صادرات فرش
نيز تاثير قابل ملاحظه اي بر صادرات غيرنفتي دارد. در
سال هاي اخير صادرات فرش و سهم ايران از بازارهاي جهاني
به شدت كاهش پيدا كرده
به گونه اي كه صادرات اين كالا از
2
1 ميليارد دلار در سال 1373 به 635 ميليون دلار در سال
1376 تنزل يافته است .
طي دوره 78 ـ1355 بيشترين ميزان صادرات فرش
2132
9 ميليون دلار و مربوط به سال 1373 و كمترين ميزان
آن در سال 1361 معادل 67 ميليون دلار بوده است . ميانگين
سهم صادرات فرش از كل صادرات غيرنفتي طي اين دوره
30
2 درصد و ميانگين سهم صادرات فرش از صادرات
محصولات كشاورزي و سنتي 41
8 درصد مي باشد (جدول
3 ) .
جايگاه ايران در بازار جهاني فرش
سهم تجارت جهاني فرش از كل تجارت جهان حدود
0
08 درصد است ( منبع 2
ص 55 ) . كل صادرات فرش
جهان در سال 1992 معادل 1796 ميليون دلار مي باشد .
صادرات فرش كشور ما در اين سال برابر با 513 ميليون دلار
بوده است . زماني حدود 55 درصد بازارهاي جهاني فرش
متعلق به ايران بوده
ولي در حال حاضر اين سهم به كمتر از
25 درصد كاهش پيدا كرده است . رقباي اصلي ايران در بازار
جهاني فرش عبارتند از : چين
هند
نپال
پاكستان و تركيه .
نرخ دستمزد و هزينه توليد فرش در ايران بالاتر از كشورهاي
رقيبي همچون هند
چين و پاكستان است . زيرا از طرفي اين
كشورها از نيروي كار ارزان و فراوان برخوردارند و از طرف
ديگر نرخ تسهيلات بانكي اعطا شده به بافندگان فرش بسيار
پايين يا صفر است . به عنوان مثال در هند و چين تسهيلات
بانكي اعطا شده به بافندگان فرش يا بدون بهره است يا نرخ
بهره اي حدود دو درصد دارد. درحالي كه نرخ بهره تسهيلات
بانكي در كشور ما حدود 16 درصد است . در واقع كشورهاي
رقيب
نقشه هاي فرش ايراني را كپي كرده و اين نقشه ها را با
هزينه كمتر توليد و صادر مي كنند.
در حالي كه سهم كشور ما از بازار جهاني فرش طي دوره
96 ـ1976 از 41 درصد به 31 درصد كاهش يافته
سهم
كشورهاي رقيب به سرعت در حال افزايش است . به گونه اي كه
سهم كشور هند طي اين دوره از 8
9 درصد به 20 درصد
سهم كشور چين از 4
9 درصد به 17 درصد و سهم كشور
تركيه از 3
7 درصد به 7 درصد افزايش يافته است . ميانگين
سهم ايران از بازار جهاني فرش طي اين دوره حدود 33 درصد
بوده است . در حال حاضر كشور چين حدود 19 درصد
هند
18 درصد
نپال 8 درصد و تركيه 7 درصد اين بازار را در
اختيار دارند. به نظر بسياري از كارشناسان
اگر بي توجهي به
صنعت فرش دستباف همانند گذشته ادامه داشته باشد
بدون
شك سهم ايران از بازارهاي جهاني فرش كمتر و كمتر خواهد
شد.
نتيجه گيري
ضرورت توسعه صادرات غيرنفتي و كاهش اتكا به
صادرات يك محصول خاص همچون نفت مسئله اي است كه
از ديرباز مدنظر سياستگذاران و برنامه ريزان كشور بوده است .
آنچه مسلم است كه سيستم فعلي توليد
توزيع و مصرف
توليدات داخلي
شرايط بهينه لازم براي تحقق اهداف
صادراتي و حضور در بازارهاي جهاني را تامين نمي كند و
مستلزم تغييرات ساختاري در چارچوب تخصيص بهينه منابع
و جلوگيري از اتلاف آن خواهد بود.
توسعه و گسترش صادرات غيرنفتي در كشور
مستلزم
ايجاد امكانات و زيربناهاي مورد نياز خود خواهد بود. بدون
فراهم كردن زيربناهاي لازم
در صحنه رقابت بين المللي همواره
با شكست مواجه خواهيم شد. با شرايط موجود و حركت
بسيار كند صادرات غيرنفتي . روزبروز بازارهاي بيشتري را از
دست خواهيم داد. مثال بارز اين گفته
صادرات فرش دستباف
است . حضور ضعيف و كمرنگ كشور ما در بازار فرش
امكان
حضور بيشتر رقباي قديمي و نيز حضور رقباي جديد را در
اين بازار فراهم كرده است . ايجاد تغيير و تحول در اين بخش از
اقتصاد كشور
نيازمند عزم ملي و اراده همگاني
است .
پيشنهادات
استانداردسازي محصولات توليدي
گسترش به كارگيري
ابزارهاي مدرن و مناسب در زمينه طراحي
كاهش هزينه هاي
توليد
كنترل كيفيت
ايجاد انگيزه و اميد به آينده براي
بافندگان و تجار داخلي و خارجي از طريق گسترش تامين
اجتماعي و بيمه
تامين بهداشت و سلامت بافندگان
گسترش
مراكز اطلاع رساني فني و بازرگاني
نظارت مستمر بر بافت قالي
توسط استادكاران و بافندگان ماهر
تضمين خريد فرش هاي
توليدشده و عرضه به موقع آن به بازار مصرف
فراهم كردن
زمينه هاي آموزش و تحقيقات در صنعت فرش
پيشنهاد
روش هاي بازاريابي جديد
مطالعه بازار داخلي و خارجي
فرش
تامين مواد اوليه و... ازجمله عواملي است كه مي تواند
باعث رونق بيشتر توليد و تجارت فرش دستباف كشور
گردد.
منابع
1 ـ اقتصاد ايران
سراب غيرنفتي برنامه سوم
سال سوم
شماره بيستم
ص 19
1379
2 ـ بريم نژاد
ولي
نگاهي به بازار جهاني فرش ايران با تاكيد بر
صادرات
جهاد
شماره 237 ـ236
ص 56 ـ52
1379
3 ـ پايتختي اسكوئي
سيدعلي
بررسي ساختاري صادرات
غيرنفتي ايران
اطلاعات سياسي ـ اقتصادي
سال پانزدهم .
شماره 164 ـ163 ص 257 ـ250
1380
4 ـ تقوي
مهدي و غروي نخجواني
سيداحمد
توسعه
صادرات غيرنفتي در ايران
اطلاعات سياسي ـ اقتصادي
سال
شانزدهم
شماره 172 ـ171
ص 183 ـ178
1380
5 ـ رجبيان
وحيد
استراتژي صادرات غيرنفتي ايران راه كارها
و مشكلات
اطلاعات سياسي ـ اقتصادي
سال پانزدهم
شماره 164 ـ163
ص 249 ـ244
1380
6 ـ ستوده بقا
محمود
نگرشي اقتصادي و تحليلي بر صنعت و
هنر فرش دستباف ايران
تعاون
شماره 85
ص 49 ـ42
1377
7 ـ طهرانچيان
امير منصور
تاثير صادرات بر رشد اقتصادي
ايران (75 ـ1345 )
اطلاعات سياسي ـ اقتصادي
سال
پانزدهم
شماره 164 ـ163
ص 267 ـ258
1380
8 ـ قلعه نوعي
محمود
نقش جهادسازندگي در توسعه
صادرات فرش
پيام جهادسازندگي
ص 27 ـ24
1378
9 - Mahmoudi
Akbar )2002 (
Crisis of hand - woven carpet
in iran
INTERNET
p 1 -6 .
01 - Carpet in the language of statistics and figures
)8991 (
INTERNET
p 1 -3
در مركز فرهنگي ـ هنري صبا برگزار شد

|