بسم الله الرحمن الرحيم
شدت و دامنه جنايات نظاميان اشغالگر آمريكائي در
عراق
تقريبا بي حد و مرز شده است . ابعاد دستگيريها
حملات متمركز و برنامه ريزي شده به مناطق مسكوني
زنداني
كردن مردان و بويژه جوانان
بسيار گسترده و گستاخانه شده
است .
به دستها و پاهاي دستگيرشدگان
دستبندهاي پلاستيكي
زده مي شود و كيسه پارچه اي بر روي سر و چشم آنها مي كشند
تا محيط اطراف را نبينند. اين رفتار تحقيرآميز عموما در
حضور ساير اعضاي خانواده صورت مي گيرد ودستگير شدگان
را دچار « تحقير مضاعف » مي كند. نظاميان اشغالگر بلافاصله
پس از مواجه شدن با هر حادثه اي در عراق
به انجام عمليات
كور عليه شهروندان بي دفاع عراقي مي پردازند. عده اي را
مجروح كرده و بقتل مي رسانند. خانه هاي مسكوني را تخريب و
وسايل ابتدائي زندگي مفلوك عراقي ها را نابود مي كنند تا از
آنها انتقام بگيرند.
يك افسر ارشد آمريكائي در توجيه اين جنايات كور عليه
شهروندان عادي عراق مي گويد : بايستي به آنها بفهمانيم كه
مي توانيم به آنها ضربه بزنيم . در انجام اين جنايات وحشيانه
تقريبا هيچ انتخابي وجود ندارد. هر كس در برابر چشمان
نظاميان اشغالگر باشد
هدف قرار مي گيرد و به تناسب شانس
خود
كشته
زخمي و يا اسير مي شود.
شايد اشغالگران با اين رفتار وحشيانه خود
قدري تسكين
پيدا كنند ولي بدون شك اين اقدامات كينه توزانه
« بذر انتقام »
است كه در ذهن مردم عادي عراق كاشته مي شود و چه بسا در
روزهاي آينده واكنش مردم را بهمراه داشته باشد درست
همانند كينه اي كه از صدام و رژيم جنايتكارش در دل مردم
عراق انباشته شد.
در هفته گذشته
نظاميان اشغالگر با حملات كور عليه
نمازگزاراني كه از يك مسجد محلي در حومه بغداد خارج
مي شدند
همه آنها را قتل عام كردند و به تصور خود
از مردم
بغداد
« زهرچشم » گرفتند. آنها از اين واقعيت بزرگ غافل
مانده اند كه بدين ترتيب
آنها هرگونه عمليات ضداشغالگري را
پيشاپيش موجه ساخته اند و شرايطي را به وجود آورده اند كه
ديگر هيچكس در عراق براي قربانيان عمليات ضد اشغالگري
افسوس نمي خورد.
واقعيت اينست كه بوش نه تنها قوانين و مقررات
بين المللي را كه حتي « قانون جنگل » را هم زير پا گذاشته است
و به هيچ معيار و اصولي پايبند نيست . « ال گور » معاون رئيس
جمهور سابق آمريكا در يك اظهار نظر صريح
بوش را به زير پا
گذاشتن آزاديهاي مدني آمريكائي ها و سواستفاده از ترس
مردم از تروريسم براي تامين اهداف خود متهم كرد و
خاطرنشان ساخت كه وي از اين شيوه ها براي گسترش نفوذ
سياسي خود
سواستفاده مي كند.
« ال گور » با ذكر موارد سو استفاده از قانون مليت براي
جمع آوري اطلاعات از آمريكائي ها يادآور شد كه دولت بوش
برداشتهاي غير واقعي را تقويت و مردم را با اطلاعات گمراه
كننده
سطحي
انفعالي و مبهم
به بيراهه كشانده است . وي به
افشاي روشهاي غيرانساني عملكرد دولت بوش پرداخت و
گفت كه بوش و دستيارانش حتي از « ترس » هم بعنوان يك ابزار
سياسي ـ تبليغاتي براي تقويت سيطره خود و فرار از هرگونه
بازخواست بعلت سواستفاده از قدرت
بهره مي برند و
شهروندان آمريكائي را بعنوان نيروهاي دشمن
دستگير وبراي
آنها پرونده سازي مي كنند.
اين براي نخستين بار نيست كه بوش و دستيارانش حتي در
آمريكا بخاطر اقدامات غيرانساني خود مورد شماتت و
اعتراض قرار مي گيرند و از آنها خواسته مي شود كه به اينهمه
بي قانوني خاتمه دهند. بوش بويژه در محافل دانشگاهي
هنري
و مطبوعاتي چهره ضدانساني و منفوري دارد. « مايكل مور »
مستندساز آمريكائي بيشترين حملات و افشاگريها را درباره
بوش داشته است لكن بوش و دستيارانش بكمك اهرمهاي
فشار سعي دارند اين فريادهاي اعتراض را خاموش كنند و
حتي از « تهديد به مرگ » هم پروا ندارند.
« سوزان ساراندون » هنرپيشه آمريكائي در مراسم پاياني
جشنواره سينمائي « سوييا » از اعمال فشارهاي پليسي براي
وارد كردن بازيگران سينما به سكوت در برابر سياستهاي كاخ
سفيد پرده برداشت و آنرا « نمودي از فاشيسم » قلمداد كرد و
يادآور شد كه مخالفين تهاجم آمريكا به عراق تحت انواع
فشارهاي رواني ـ سياسي و حتي « تهديد به مرگ » قرار دارند.
به همكاران آنها دستور داده شده كه ارتباط خود را قطع كنند و
از لحاظ حرفه اي در انزوا قرار داده شوند و اين شيوه حكومتي
بوش محكوم است چون « فاشيسم واقعي » است كه بعنوان
وطن پرستي معرفي مي شود.
اما آيا بوش با اين افشاگريها و اعتراضات
رفتار سياسي
خود را در داخل و خارج آمريكا تغيير خواهد داد هيچ گونه
شواهد و قرائني وجود ندارد كه نشان دهد پاسخ اين سئوال
مثبت است و شايد به همين دليل باشد كه نيمي از مردم آمريكا
از هم اكنون تصميم گرفته اند بوش را براي بار دوم به رياست
جمهوري انتخاب نكنند. اين جمع بندي
حاصل يك
نظرسنجي است كه بموجب آن
مخاطبين اعلام كرده اند بوش
را شايسته رياست جمهوري آمريكا نمي دانند. اما بعيد بنظر
مي رسد كه حتي چنين ديدگاههائي بر روند تصميمات و
عملكرد بوش و دستيارانش تاثيري داشته باشد.
بوش در اوج اعتراضات جهاني و داخلي عليه
جنگ افروزي در عراق بارها تصريح كرد كه اعتراضات داخلي و
جهاني كمترين تاثيري بر تصميمات وي ندارد و بدون اعتنا به
اين مخالفت ها
تصميم گرفته و عمل خواهد كرد. با اينحال وي
اكنون ناچار به كنارگذاشتن حاكم آمريكائي عراق و نصب يك
عراقي به عنوان حاكم شده است كه البته چيزي جز جابجائي
مهره ها نيست . اين عين بي اعتنايي بوش به حق حاكميت ملت
عراق و افكار عمومي آمريكا و جهان است كه آثار و تبعات
شوم آنرا هر روزه شاهديم و درست به همين دليل است كه
حتي مردم انگليس كه تنها متحد اروپائي دولت كنوني
آمريكاست همزمان با سفر بوش به كشورشان از وي اعلام تنفر
و انزجار مي كنند. بوش كوچك كه آمريكا را نيز با خود به
سراشيبي كشانده و به سوي آينده اي سياه مي برد
بايد اين
واقعيت را درك كند كه مشكل عراق با جابجائي مهره ها حل
نمي شود
تنها راه
پايان دادن به اشغال عراق و سپردن
سرنوشت آن به دست ملت عراق است .

|