
علامه محمدتقي جعفري
اشاره
25 آبان مصادف است با سالروز ارتحال انديشمند
سختكوش و وارسته علامه استاد محمدتقي جعفري
هم او كه
بهترين لحظات عمر خويش را در شرح و تفسير نهج البلاغه
سپري ساخت و همه افتخارش اين بود كه دريچه اي به اين
جهان سراسر نور و حكمت بگشايد و مشتاقان حضرت
علي (ع ) را با سخنان ژرف آن پيشواي بزرگ آشنا سازد. به
همين مناسبت از خرمن دانش اين عالم بزرگوار خوشه اي
برمي گيريم و تقديم خوانندگان گرامي مي كنيم .
مطالبي كه بازگوكننده ارتباط شخصي اميرالمومنين
عليه السلام با واقعيات و رفتار شخصي وي در زندگي است
به
گروههايي تقسيم مي شود :
گروه يكم . مطالبي است كه رابطه او را با خدا بيان مي كند.
به اتفاق همه صاحبنظران علوم اسلامي
اميرالمومنين
عليه السلام تجسم يافته اي از قرآن بوده و شناخت او درباره
قرآن و ايمان او به تمام محتويات آن
در حد اعلا بوده است .
نيز اين تجسم در سخنان آن بزرگوار به خوبي روشن مي شود.
لذا به طور قطع او نزديكي خدا را به خود مطابق آيات زير
اعتقاد داشته و با يقين شهودي آن را دريافته است :
« و ما از رگ گردن به او نزديكتريم . » (1 )
« و او با شماست هر كجا كه باشيد . » (2 )
امام علي (ع ) در مواردي متعدد از نهج البلاغه ارتباط
مستقيم خود را با خدا توضيح داده است . از آن جمله :
1 ـ در آن هنگام كه ذعلب يماني از او مي پرسد كه :
هل رايت ربك يا اميرالمومنين
يا اميرالمومنين (ع ) آيا خدايت را ديده اي
چنين پاسخ مي دهد :
افاعبد ما لا اري فقال : و كيف تراه فقال : لا تدركه (تراه )
العيون بمشاهده العيان
و لكن تدركه القلوب بحقائق
الايمان . (3 )
آيا چيزي را كه نديده باشم مي پرستم
ذعلب گفت : چگونه خدا را مي بيني فرمود : چشمهاي
انساني او را با مشاهده عيني نمي بيند. بلكه دلها هستند كه او را
با حقايق ايمان درمي يابند.
2 ـ اللهم انك آنس الانسين (الموانسين ) لاوليائك
و
اخضرهم بالكفايه للمتوكلين عليك . تشاهدهم في سرائرهم
و
تطلع عليهم في ضمائرهم
و تعلم مبلغ بصائرهم . فاسرارهم
لك مكشوفه
و قلوبهم اليك ملهوفه . ان او حشتهم الغربه
آنسهم ذكرك
و ان صبت عليهم المصائب لجووا الي
الاستجاره (الاستخاره ) بك
علما بان ازمه الامور بيدك
و
مصادرها عن قضائك . (4 )
بار الها
تويي مانوس ترين انس گيرندگان بر دوستانت و
حاضرترين آنان براي كفايت به كساني كه توكل بر تو مي نمايند.
آنان را در درونشان شاهدي و بر آنان در وجدانهاي باطني شان
مطلعي و تويي كه به مقدار بيناييهاي آنان دانايي . پس رازهاي
نهاني آنان براي تو آشكار است و دلهايشان به سوي تو شيفته
و بي قرار. اگر غربت آنان را به وحشت بيندازد
ذكر تو انيسشان
گردد و اگر مصيبتهاي روزگار بر سرشان تاختن آورد
پناهندگي
به تو جويند; زيرا مي دانند كه زمام همه امور به دست تو است
و صدور آنها از مقام قضاي تو.
گروه دوم . مطالبي است كه رابطه علي (ع ) را با جهان
هستي توضيح مي دهد. مطالب مربوط به اين ارتباط چنين
است كه اميرالمومنين عليه السلام همه اجزا و روابط موجود در
جهان هستي را آيات الهي تلقي مي كند
و مطابق دستورات
اكيد قرآن
به شناخت جهان توصيه مي كند.
امام علي (ع ) در بعضي از نيايشهاي نهج البلاغه به حقايق و
پديده هاي عالم طبيعت اشاره مي فرمايد. مانند :
اللهم رب السقف المزفوع
والجو
المكفوف . (5 )
پروردگارا
اي خداي سقف بلند آسمان و فضاي محفوظ
كه شب و روز پشت سر هم در آن فرو مي روند.
مسلم است كه انسان حقايقي را كه در حال نيايش با اسناد
به خدا متذكر مي شود
عظمت آنها را گوشزد مي كند كه بدون
درك و هويت و خواص آنها
قابل درك نيست . امام علي
عليه السلام از نظر تكليف انساني و امكان گرديدن هاي تكاملي
اين دنيا را بهترين محل براي آدمي معرفي مي كند. در سخناني
كه در پاسخ سرزنش كننده دنيا فرموده است
اين جملات
وجود دارد :
ان الدنيا دار صدق لمن صدقها
و دار عافيه لمن فهم
عنها
و دار غني لمن تزود منها
و دار موعظه لمن اتعظ بها.
مسجد احبا الله
و مصلي ملائكه الله
و مهبط و حي الله
و
متجر اوليا الله . (6 )
دنيا جايگاهي است راستين براي كسي كه با واقعيت آن
درست روياروي شد و خانه عافيت و گوارايي است براي كسي
كه آن را شناخت (يا معرفت از آن حاصل نمود). اين دنيا خانه
بي نيازيست براي كسي كه از آن توشه برداشت و جايگاه
پندگيريست براي كسي كه از آن نصيحت پذيرفت . اين دنيا
مسجد دوستان خدا و نمازگاه فرشتگان الهي و جايگاه نزول
وحي خداوند و تجارتگاه اولياالله است .
ملاحظه مي شود كه اميرالمومنين (ع ) رابطه يك انسان
كامل را با اين دنيا
رابطه وسيله كمال با كسي كه در صدد
وصول به رشد و كمال است معرفي مي كند. در حقيقت دنيا
كه
عبارت است از سطوح جهان طبيعت در حال ارتباط با انساني
كه داراي نيروها و ابعاد بسياري سازنده و عامل تكامل است
واقعيتي است كه ارزش و عظمت آن وابسته به برداشتي است
كه انسان از زندگي خود در اين دنيا دارد. مولوي مي گويد :
تو درون چاه رفتستي ز كاخ
چه گنه دارد جهانهاي فراخ
مر رسن را نيست جرمي اي عنود
چون تو را سوداي سر بالا نبود
اميرالمومنين عليه السلام جمله اي ديگر در نهج البلاغه
دارد كه هيچ يك از فلاسفه و حكما جمله اي با اين محتواي
پرعظمت درباره رابطه انسان با دنيا نگفته اند. اين جمله
مختصر چنين است :
والناس فيها رجلان : رجل باع فيها نفسه فاوبقها
و رجل
ابتاع نفسه فاعتقها . (7 )
مردم در اين دنيا بر دو گروهند : مردي كه نفس خودرا
فروخت و خود را به هلاكت انداخت و مردي كه نفس خود را
خريد و آن را آزاد كرد.
تفسير اين جمله مختصر به يك مجلد كتاب مستقل نياز
دارد تا به خوبي توضيح داده شود. مي گويد اگر حيات آدمي
انسان محوري بوده باشد
يعني انسان يك جز ناآگاه از
طبيعت نباشد
كه هستي و نيستي او در بازيگاه طبيعت بي اصل
و بي هدف باشد
بايد شخصيت انساني خود را از عوامل جبر
نما و نابودكننده بگيرد و آن را در مسير رشد و كمال آزاد كند
تا
با تكاپوي انقطاع ناپذير
راه هدف اعلاي زندگي خود را طي
كند.
در آن جملاتي از نهج البلاغه كه پستي ها و ناهنجاريهايي
دنيا به ميان آمده است
در حقيقت
مقصود پستي ها و
ناهنجاريهاي ارتباط مردم با دنياست كه آن را جايگاه وصول به
هدف مطلق زندگي تلقي مي كنند
و آن را مورد پرستش قرار
مي دهند
و خود را در زر و زيور و مزاياي نسبي دنيا چنان
غوطه ور مي كنند كه گويي اين دنيا مقدمه يك حيات جاوداني
نيست .
گروه سوم . مطالبي است كه رابطه اميرالمومنين (ع ) با
انسانها را بيان مي كند. رابطه اميرالمومنين (ع ) با انسانها
با در
نظر گرفتن هويت و مختصات انسانها قابل درك و توضيح
است . اميرالمومنين (ع ) اين موجود را يك جاندار داراي ابعاد
و استعدادهاي متنوع مي بيند كه اگر به وسيله تعليم و تربيت و
ارشاد
آن ابعاد و استعدادها را در راه هدفهاي انساني ـ الهي به
فعليت نرساند
پست ترين و ضعيف ترين موجودات است
و
اگر آن نيروها را در تقويت خود طبيعي به كار بيندازد
درنده ترين و مضرترين جانداران است .
اين است هويت انساني با مختصاتي كه دارد. اما از ديدگاه
الهي
انسان موجودي است كه در هدف اعلاي آفرينش
منظور
خداوندي بوده و مادامي كه او خود را با اختيار خود از مجراي
حيات كه چشمه سار جاري به اقيانوس ابديت است
بيرون
نياورد
از همه جهات بايد مورد محبت و نوازش و احترام قرار
بگيرد. امام علي (ع ) در يكي از جملات چنين فرموده است :
اني اريدكم لله و انتم تريدونني لانفسكم . (8 )
زيرا من شما را براي خدا مي خواهم
و شما مرا براي
خودتان مي خواهيد.
يعني من شما را از ديدگاهي خيلي بالاتر از آن چه كه تصور
مي كنيد
مي نگرم . من شما را جلوه گاه مشيت الهي مي دانم .
محبت به شما را محبت به خدا تلقي مي كنم . ظلم به شما را
ظلم به خدا مي بينم . شما مرا وسيله اي براي خودكامگي ها و
هوي پرستيهاي خود تلقي مي كنيد.
مي دانيم كه سخنان نهج البلاغه جلوه هايي از ابعاد گوناگون
يك انسان پوينده در مسير كمال برين است . طبيعي است كه
اين سخنان توهمات بي پايه و جزئيات زودگذر و
ذوق پردازيهاي شاعرانه و افسانه گوييهاي تخديركننده نيست .
محتويات اين سخنان به همان اندازه واقعيت دارد كه
انسان در طبيعت وابسته به آفريننده طبيعت
مي تواند راه هدف
اعلاي زندگي خود را در پيش گيرد.
سخنان اميرالمومنين (ع ) در نهج البلاغه با چهار طريق
محتويات خود را اثبات مي كند. به اين معنا كه واقعيت
محتويات سخنان اميرالمومنين (ع ) در نهج البلاغه با چهار
طريق اثبات مي شود :
1 ـ بيان اصول بنيادين .
2 ـ توصيف واقعيات .
3 ـ استدلال .
4 ـ ارشاد .
پاورقي :
1 ـ سوره ق
آيه .16
2 ـ سوره حديد
آيه .4
3 ـ نهج البلاغه
خطبه .179
4 ـ نهج البلاغه
خطبه .227
5 ـ نهج البلاغه
خطبه .171
6 ـ نهج البلاغه
كلمات قصار
شماره .131
7 ـ نهج البلاغه
كلمات قصار
شماره .133
8 ـ نهج البلاغه
خطبه .136

|