روزنامه جمهوري اسلامي 21/08/1382 صفحه عقيدتي

  • فطرت توجه به محبوب مطلق
  • همسر باوفا
  • اراده و تصميم
  • *****
    فطرت توجه به محبوب مطلق


  • ديدگاه حضرت امام خميني درباره « فطرت »
    يكي از فطرت هايي كه جميع سلسله بني الانسان مخمر بر آن هستند و يك نفر در تمام عائله بشر پيدا نشود كه بر خلاف آن باشد و هيچ يك از عادات و اخلاق و مذاهب و مسالك و غير آن آن را تغيير ندهد و در آن خلل وارد نياورد فطرت عشق به كمالست كه اگر در تمام دوره هاي زندگاني بشر قدم زني و هر يك از افراد هر يك از طوايف و ملل را استنطاق كني اين عشق و محبت را در خميره او مي يابي و قلب او را متوجه كمال مي بيني . بلكه در تمام حركات و سكنات و زحمات و جديت هاي طاقت فرسا كه هر يك از افراد اين نوع در هر رشته ي واردند مشغولند عشق به كمال آن ها را به آن واداشته . اگرچه در تشخيص كمال و آن كه كمال در چيست و محبوب و معشوق در كجا است مردم كمال اختلاف را دارند.
    هر يك معشوق خود را در چيزي يافته و گمان كرده و كعبه آمال خود را در چيزي توهم كرده و متوجه به آن شده از دل و جان آن را خواهان است .
    اهل دنيا و زخارف آن كمال را در دارايي گمان كردند و معشوق خود را در آن يافتند و از جان ودل در راه تحصيل آن خدمت عاشقانه كنند و هر يك در هر رشته هستند و حب به هرچه دارند چون آن را كمال دانند بدان متوجهند. و همين طور اهل علوم و صنايع هر يك به سعه دماغ خود چيزي را كمال دانند و معشوق خود آن را پندارند. و اهل آخرت و ذكر و فكر غير آن را. بالجمله تمام آن ها متوجه به كمالند و چون آن را در موجودي يا موهومي تشخيص دادند با آن عشقبازي كنند.
    ولي ببايد دانست كه با همه وصف هيچ يك از آن ها عشقشان و محبتشان راجع به آن چه گمان كردند نيست و معشوق آن ها و كعبه آمال آن ها آنچه را توهم كردند نمي باشد. زيرا كه هر كس به فطرت خود رجوع كند مي يابد كه قلبش به هرچه متوجه است اگر مرتبه بالاتري از آن بيابد فورا قلب از اولي منصرف گردد و به ديگري كه كامل تر است متوجه شود. و وقتي كه به آن كامل تر رسيد به اكمل از آن متوجه گردد. بلكه آتش عشق و سوز و اشتياق روزافزون گردد. و قلب در هيچ مرتبه از مراتب و در هيچ حدي از حدود رحل اقامت نيندازد. هستيد و]متوجه [مثلا شما اگر به جمال زيبا و رخسار دلفريب چون آن را پيش دلبري سراغ داريد دل را به سوي كوي او روان كرديد اگر جميل تر از آن را ببينيد و بيابيد كه جميل تر است قهرا به آن متوجه شويد و لااقل هر دو را خواهان شويد و باز آتش اشتياق فروننشيند و زبان حال و لسان فطرت شما آن است كه « چيزيم نيست و رنه خريدار هر ششم . » 1 بلكه خريدار هر جميلي هستيد. بلكه با احتمال هم اشتياق پيدا كنيد. اگر احتمال دهيد كه جميلي دلفريب تر از اين ها كه ديديد و داريد در جاي ديگر است قلب شما سفر به آن بلد كند. « من در ميان جمع و دلم جاي ديگر است » 2 گوييد . بلكه با آرزو نيز مشتاق شويد و صفت بهشت را اگر بشنويد و آن رخسارهاي دلكش را گرچه خداي نخواسته معتقد به آن هم نباشيد ـ با اين وصف فطرت شما گويد : اي كاش چنين بهشتي بود و چنين محبوب دلربايي نصيب ما مي شد.
    و همين طور كساني كه كمال را در سلطنت و نفوذ قدرت و بسط ملك دانسته اند و اشتياق به آن پيدا كرده اند اگر چنانچه سلطنت يك مملكت را دارا شوند متوجه مملكت ديگر شوند و اگر آن مملكت را در تحت نفوذ و سلطه درآورند به بالاتر از آن متوجه شوند و اگر يك قطري را بگيرند به اقطار ديگر مايل گردند. بلكه آتش اشتياق آن ها روزافزون گردد و اگر تمام روي زمين را در تحت سلطنت بياورند و احتمال دهند در كرات ديگر بساط سلطنتي هست قلب آن ها متوجه شود كه اي كاش ممكن بود پرواز به سوي آن عوالم كنيم و آن ها را در تحت سلطنت درآوريم . و بر اين قياس است حال اهل صناعات و علوم .
    و بالجمله حال تمام سلسله بشر در هر طريقه و رشته يي كه داخلند به هر مرتبه يي از آن كه رسند اشتياق آن ها به كامل تر از آن متعلق گردد و آتش شوق آن ها فروننشيند و روزافزون گردد.
    پس از اين نور فطرت ما را هدايت كرد به اين كه تمام قلوب سلسله بشر از قاره نشينان اقصي بلاد افريقا تا اهل ممالك متمدنه عالم و از طبيعيين و ماديين گرفته تا اهل ملل و نحل بالفطره شطر قلوبشان متوجه به كمالي است كه نقصي ندارد و عاشق جمال و كمالي هستند كه عيب ندارد و علمي كه جهل در او نباشد و قدرت و سلطنتي كه عجز همراه آن نباشد. حياتي كه موت نداشته باشد و بالاخره كمال مطلق معشوق همه است . تمام موجودات و عائله بشري با زبان فصيح يك دل و يك جهت گويند : ما عاشق كمال مطلق هستيم ما حب به جمال و جلال مطلق داريم ما طالب قدرت مطلقه و علم مطلق هستيم .
    آيا در جميع سلسله موجودات در عالم تصور و خيال و در تجويزات عقليه و اعتباريه موجودي كه كمال مطلق و جمال مطلق داشته باشد جز ذات مقدس مبد عالم ـ جلت عظمته ـ سراغ داريد و آيا جميل علي الاطلاق كه بي نقص باشد جز آن محبوب مطلق هست
    اي سرگشتگان وادي حيرت و اي گمشدگان بيابان ضلالت ! نه بلكه اي پروانه هاي شمع جمال جميل مطلق و اي عاشقان محبوب بي عيب بي زوال ! قدري به كتاب فطرت رجوع كنيد و صحيفه كتاب ذات خود را ورق زنيد ببينيد كه با قلم قدرت فطرت الهي در آن مرقوم است : « وجهت وجهي للذي فطر السموات و الارض » .3 آيا « فطرت الله التي فطر الناس عليها » 4
    فطرت توجه به محبوب مطلق است آيا آن فطرت غير متبدله « لاتبديل لخلق الله » فطرت معرفت است تا كي به خيالات باطله اين عشق خداداد فطري و اين وديعه الهيه را صرف اين و آن مي كنيد اگر محبوب شما اين جمال هاي ناقص و اين كمال هاي محدود بود چرا به وصول به آن ها آتش اشتياق شما فرو ننشست و شعله شوق شما افزون گرديد
    هان ! از خواب غفلت برخيزيد و مژده دهيد و سرور كنيد كه محبوبي داريد كه زوال ندارد و معشوقي داريد كه نقصي ندارد مطلوبي داريد بي عيب منظوري داريد كه نور طلعتش « الله نورالسموات و الارض » است . محبوبي داريد كه سعه احاطه اش « لو دليتم بحبل الي الارضين السفلي لهبطتم علي الله » 5 است .
    پس اين عشق فعلي شما معشوق فعلي خواهد و نتواند اين موهوم و متخيل باشد. زيرا كه هر موهوم ناقص است و فطرت متوجه به كامل است . پس عاشق فعلي و عشق فعلي بي معشوق نشود و جز ذات كامل معشوقي نيست كه متوجه اليه فطرت باشد. پس لازمه عشق به كامل مطلق وجود كامل مطلق است و پيش تر معلوم شد كه احكام فطرت و لوازم آن از جميع بديهيات واضح تر و روشن تر است . « افي الله شك فاطر السموات والارض » 6
    (برگرفته از كتاب آئين انقلاب اسلامي برگزيده سخنان حضرت امام خميني ص 5 ـ2 )

    پاورقي :
    1 ـ « شهريست پركرشمه و حوران زشش جهت
    چيزيم نيست ورنه خريدار هر ششم »
    شعر از : حافظ
    2 ـ « هرگز وجود حاضر و غايب شنيده اي
    من در ميان جمع و دلم جاي ديگر است »
    شعر از : سعدي
    3 ـ « روي خود را به سوي آنكه آسمانها و زمين را آفريد گردانيدم . » (انعام ـ 80 ) .
    4 ـ « خداوند نور آسمانها و زمين است . » (نور ـ 36 ) .
    5 ـ « اگر با ريسماني به ژرفناي زمين فرو فرستاده شويد بر خداوند فرود آييد . » علم اليقين ج 1 ص 54 مقصد اول باب 3 فصل .5
    6 ـ « آيا در خداوند پديد آورنده آسمانها و زمين شكي هست » (ابراهيم ـ 12 ) .
    اي سرگشتگان وادي حيرت اي گمشدگان بيابان ضلالت اي پروانه هاي شمع جمال جميل مطلق اي عاشقان محبوب بي عيب بي زوال قدري به كتاب فطرت رجوع كنيد و صحيفه كتاب ذات خود را ورق زنيد ببينيد كه با قلم قدرت فطرت الهي در آن مرقوم است .
    از خواب غفلت برخيزيد و مژده دهيد و سرور كنيد كه محبوبي داريد كه زوال ندارد و معشوقي داريد كه نقصي ندارد مطلوبي داريد بي عيب منظوري داريد كه نور طلعتش « الله نورالسموات والارض » است .
    احكام فطرت و لوازم آن از جميع بديهيات واضح تر و روشن تر است .

  • *****
    همسر باوفا


  • يك روز كه پيامبر خدا(ص ) در جمع همسران خويش حضور داشت يادي از همسر باوفاي خويش خديجه نمود وبر فراق او گريست . عايشه به او اعتراض كرد وگفت :
    « بر پير زن سرخ روي از تيره « بني اسد » مي گريي ! »
    رسول خدا(ص ) از سخن او بر آشفت و فرمود : « چه كسي جاي خديجه را مي گيرد ! روزي كه شما مرا دروغگو خوانديد او مرا راستگو دانست و روزي كه شما به حال كفر به سر مي برديد او به من گرويد و دين خدا را با ايمان و مال خود ياري داد و هنگامي كه شما عقيم و نازا بوديد اوبرايم فرزند آورد » .
    عايشه گفت : وقتي كه از ميزان علاقه و وفاي حضرت به خديجه آگاه گشتم همواره خود را با ذكر محاسن وياد خوبيهاي خديجه به پيامبر نزديك مي كردم .
    (برگرفته از كتاب « خاطرات اميرمومنان (ع ) » انتشارات دفتر تبليغات اسلامي قم )

  • *****
    اراده و تصميم


  • حضرت علي (ع ) مي فرمايد :
    1 ـ من الحزم العزم .
    تصميم قوي از دورانديشي است
    2 ـ اللهو يفسد عزائم الجد .
    كارهاي لهو و بيهوده تصميمات جدي را تباه مي سازد.
    3 ـ اذا عقدتم علي عزائم خير فا مضوها
    هر گاه بر كارهاي خير تصميم گرفتيد به سوي آنها برويد.
    4 ـ اذا عزمت فاستشر .
    هرگاه تصميم كاري گرفتي مشورت كن
    5 ـ اذا اقترن العزم بالحزم كملت السعاده .
    هر گاه اراده با دورانديشي توام گردد سعادت و نيكبختي كامل شود.
    6 ـ تفكر قبل ان تعزم و شاور قبل ان تقدم و تدبر قبل ان تهجم .
    پيش از آن كه به كاري تصميم بگيري بينديش و پيش از اقدام به آن مشورت نما و قبل از هجوم به كار تدبر و سپاست گذاري كن .
    7 ـ اصل العزم الحزم و ثمرته الظفر .
    اساس اراده دورانديشي و نتيجه آن پيروزي است .
    8 ـ شاور قبل ان تعزم و فكر قبل ان تقدم .
    قبل از آن كه اراده كني مشورت نما و پيش از آن كه قدم در كار بنهي فكر كن .
    9 ـ ضادوا التواني بالعزم .
    با عزم و اراده به جنگ سستي و بي حالي برويد.
    10 ـ عرف الله سبحانه بفسخ العزائم و حل العقود و كشف البليه عمن اخلص النيه .
    خداوند سبحان شناخته ميشود به درهم شكستن تصميمها و باز شدن گره ها و برطرف كردن گرفتاريها از كسي كه قصدش را خالص كرده است .
    11 ـ علي قدر الراي تكون العزيمه
    اراده انسان به اندازه نظر و راي اوست .
    12 ـ عزيمه الخير تطفي نارالشر .
    اراده خوب آتش شر و بدي را خاموش مي كند.
    13 ـ عزيمه الكيس وجده لاصلاح المعاد و الاستكثار من الزاد.
    اراده آدم زيرك كوشش او صرف اصلاح قيامت و افزايش زاد و توشه اش گردد.
    14 ـ من سا عزمه رجع عليه سهمه .
    كسي كه عزم و اراده اش بد باشد تير (خلافش ) به خودش باز گردد.
    15 ـ لا تعزم علي مالم تستبن الرشد فيه .
    به كاري كه در آن راه رشد و هدايت نيست تصميم نگير.
    16 ـ لاخير في عزم بغير حزم .
    در اراده اي كه بدون دورانديشي باشد خيري نيست .
    17 ـ لا اله الاالله عزيمه الايمان و فاتحه الاحسان و مرضاه الرحمن و مدحره الشيطان .
    كلمه « لا اله الا الله » اراده و تصميم به « ايمان » و گشودن در « احسان » و سبب « خشنودي خداوند رحمان » و « راندن شيطان » است .
    ( جلوه هاي حكمت گزيده موضوعي سخنان اميرمومنان انتشارات دفتر تبليغات اسلامي قم )