روزنامه جمهوري اسلامي 20/08/1382 صفحه كتاب و كتابخواني
*****
بحران آذربايجان


  • 29
    شنبه 29 دي
    امروز برف مفصلي باريده است وهوا خيلي سرد شده است . امروز مباحثه ما به مناسبت بارش برف تعطيل شد. عشقعلي نام از اهل كنگرلو كه در سال 1323 قريه كنگر لو را از آقاي مجتهد اجاره نموده بود آمد منزل ما اظهار نمود كه آقاي مجتهد با وجود سند ثبتي بيست خروار غله و يكهزار تومان پول علاوه از وجه اجاره از وي ماخوذ داشته است مداخله مرا خواستار شد و ضمنا بعضي حرف هايي هم مي زد كه رايحه تهديد از آن استشمام مي شد. مثلا مي گفت كه من نمي خواهم كه حرف هاي خودم را جاي ديگر بزنم و از اين قبيل . من خيال مي كنم كه اظهارات مشاراليه مبتني بر همان قبيل پيچيدگي ها است كه اخيرا خيلي شايع شده است . آقاي مجتهد را ملاقات و جواب وي را ياد خواهم گرفت ان شاالله .
    مساله ماليات بردرآمد هم از يك طرف افكار ما را پريشان كرده است . براي تسليم اظهارنامه مدت فقط يك روز باقي مانده است . آقا ميرزا محمد مجتهدي پسر عموي ما كه در اداره ماليات بر درآمد عضو هستند بنا به خواهش من آمدند منزل اظهارنامه هاي مالياتي من و خانم را با هم تنظيم بنماييم . ناهار را منزل ما تشريف داشتند. اظهارنامه من تنظيم شد ولي اظهارنامه خانم چون اجاره نامه هاي رسمي را پيدا ننموديم ماند كه فردا از محضر پيدا نموده از روي آن مبلغ قطعي را تعيين و تنظيم نماييم .
    اوضاع سياسي به حال خود است و چيزي كه دلالت بر تغيير اوضاع بنمايد از راديوها به دست نمي آيد اما وضع داخلي آذربايجان : دولت ايالتي ملي كه سركار است مشغول مستحكم نمودن مقام خود است مساله جمع آوري ماليات بر درآمد كما في السابق به شدت خود باقي است .
    چنين به نظر مي آيد كه دولت ملي آذربايجان به مسائلي كه جنبه تبليغاتي و حفظ ظاهر دارد بيشتر از ساير مسائل اهميت مي دهد. تامين دانشگاه كه اول در نظر گرفته شده است تعقيب مي شود. تصميم گرفته شده است خيابان ها و كوچه هاي تبريز را آسفالت بكنند. براي اين منظور سيصد هزار تومان در نظر گرفته اند كه مخارج بشود كه فقط مزد عمله ها است . مواد و آلات آسفالت را روس ها خواهند داد. علاوه بر آن روس ها چند دستگاه ترامواي بي رايل (ريل ) كه آن را ترايل بوس مي گويند خواهند داد كه در داخل شهر تبريز كار بكنند. قوه ترايلبس به واسطه سيم كه در خيابان ها كشيده مي شود از مركز قوه برق مي رسد. شايد از همه اينها مهمتر تغيير ساعت باشد كه ظاهرا قرار شده است كه ظهر تبريز عوض ظهر طهران ماخذ قرار داده بشود. ظهر طهران نيم ساعت قبل از تبريز مي شود. براي اطفال مدارس و اجزاي ادارات حاضر شدن با آن ساعت قدري اسباب زحمت شده بود گاهي بعضي ها مجبور مي شدند كه صبح ها با روشن كردن چراغ قبلا حاضر بشوند تا در ساعت معين در اداره حاضر بشوند.
    يكشنبه 30 دي
    امروز صبح راديو لندن خبر داد كه سيد حسن تقي زاده عرضحالي به شوراي امنيت داده و در موضوع اختلاف روس و ايران مداخله شورا را خواستار شده است و اين قضيه را مشمول ماده 35 شوراي امنيت قلمداد نموده است .
    در عرضحال تقديم شده بيان شده است كه راپورت مفصل موارد شكايات ايران از روس ها حاضر شده و تقديم مي شود. عرضحال كه شب گذشته ساعت پنج لندن يعني هشت و نيم طهران تقديم شده است خيلي جلب توجه محافل سياسي را نموده است . راديوها مي گويند كه بعد از ده روز از تشكيل مجمع با يكي از مشكل ترين قضاياي سياسي روبرو شده است . چون روس ها چنين به نظر مي آيد كه از حق وتوي خودشان استفاده خواهند نمود. اين قضيه هم بر نگراني ناظرين امور افزوده است كه در صورتي كه با وتوي روس ها مساله شكايت ايران به جايي نرسد حيثيت مجمع ملل در ابتداي امر صدمه سختي خواهد ديد و دول كوچك هم از اول از اين مجمع مايوس خواهند شد و از اين رو دولتين انگليس و آمريكا مخصوصا دويمي مايل بودند كه قضيه به مجمع احاله نشود و مي خواستند با مذاكرات سياسي و ارسال كوميسيون و تحقيقات محلي مساله را حل بنمايند. كه حفظ ظاهر بشود و به اصطلاح پرده دري نگردد اما امتناع روس ها از مداخله دادن انگليس و آمريكا به مساله اختلافات ايران و روس چاره را منحصر به رجوع مجمع نمود. حالا اين رجوع به مجمع به حال ايران مفيد است يا نه آن قضيه علي حده است . بايد منتظر انكشاف قضاياي مطرح شده گرديد.
    راديوي طهران جريان جلسه شنبه مجلس را نشر نمود. طهرانچي كه چندي قبل دولت را استيضاح نموده بود در مجلس بياناتي نموده بعد از آنكه مبلغي از رئيس الوزرا تمجيد و تعريف نموده گفته است كه حالا كه آقاي رئيس الوزرا به رفع مشكلات موفق نشدند بايد كه از كار كناره گيري نمايند اضافه نمود كه رئيس الوزرا وعده داده است كه اگر استيضاح پس گرفته شود استعفا خواهد داد. فعلي هذا استيضاح را پس مي گيرم كه رئيس الوزرا استعفا بدهد. آقاي طباطبايي (ظاهرا آقا سيد محمد) اظهار نموده است كه اين قضيه رئيس الوزرا را ملزم به استعفا نمي نمايد اگر در وقت تقديم لوايح لايحه دولت با اكثريت رد بشود آن به منزله راي عدم اعتماد است كه اسباب سقوط دولت مي شود. در همان جلسه فرهودي دولت را راجع به قضاياي داخلي استيضاح نمود ولي وقت معين نشد كه رئيس الوزرا جواب بدهد. فرهودي از وكلاي اكثريت بود معلوم نيست كه حالا تغيير عقيده حاصل كرده است يا علت ديگر دارد.
    از محضر كمال آقا صورت اجاره نامه هاي سال 22 و 23 را پيدا نموده و از روي آن سهم خانم والده را از عايدات مبارك آباد و توابع تثبيت نموده و اظهارنامه را تنظيم نموديم توسط آقا ميرزا محمد مجتهدي وارد نموديم . امروز به موجب اعلان سابق روز آخر مهلت بود كه از فردا جريمه و بعضي شبهات بر آن بار مي شد. ولي آقاي ميرزا جواد آقا مجتهدي نقل نمودند كه پانزده روز هم تمديد مهلت شده است . از اداره ماليه پرسيدم . گفتند : چنين چيزي نيست اما ظاهرا اخفا مي كنند كه مردم بياورند ماليات خودشان را پرداخت بكنند. فردا ممكن است تمديد مهلت را اعلان بكنند.
    قبل از ظهر رفتم به بازديد آقا شيخ موسي نماينده خوي در مجلس ملي آذربايجان چند نفر آنجا بودند. آقا ميرزا محمد علي خويي دادگستري با يك نفر حاجي زين العابدين نام بزاز از اهل تبريز سر قضيه يك معامله ملكي اختلاف داشتند و در خدمت آقا شيخ گفتگو مي كردند و ايشان هم رسيدگي مي نمودند. در ايران يكي از چيزهاي بسيار جالب توجه آن است كه شخص كه في الجمله نفوذ پيدا نمود في الفور مرجع تظلمات و يك نوع قاضي غير رسمي مي شود و در اختلافات حكم واقع مي شود. مخصوصا اگر آن شخص منتسب به سلك روحانيت باشد. من خودم مرحوم سيد حسن مدرس را ديدم كه در زمان پهلوي به زيارت به قم آمده بودند. در مدرسه منزلي نموده بود. مردم از هر طرف هجوم آورده هي عرايض بود كه خدمت ايشان تقديم مي نمودند. بعد از سه چهار روز تقريبا خود مدرس گرفتار شد و ديگر خلاص نشد. رحمه الله عليه . حالا آقا شيخ موسي كه نماينده مجلس و با زمامداران فعلي راه دارد او هم در طريق رسيدگي به امور و كار چاق كني است و شايد با در نظر گرفتن اوضاع ادارات و اختلال دستگاه اجراي عدالت و انصاف اين رسم و اين وضع را آدم بتواند بگويد كه مفيد است .
    در بازار شنيدم كه مشهور شده است كه يك هيئتي از طهران مي آيد كه به توسط بانك شاهنشاهي مطالبات شخصي مردم را از بانك ملي پرداخت نمايند. خدا بكند كه راست باشد.
    اظهارنامه هاي ماليات بر درآمد را با تركي پر كرديم يعني آقاي مجتهدي كه زحمات آن را قبول نموده بود ايشان مطالب لازم را از من پرسيده و با تركي در جاهاي مخصوص نوشتند. در محضر كمال آقا هم سندي را كه تنظيم شده بود نماينده از روي دفتر بلند مي خواند تا محرر در دفتر بنويسد آن هم با تركي نوشته شده بود. اين دو مورد تجربه امروز من بود از رسميت زبان تركي آذربايجاني . رابطه پستي بين آذربايجان و طهران مقطوع است . مي گويند دولت آذربايجان تمبرهاي تازه و مخصوص به خود چاپ نموده است ولي من نديدم اما سيم تلگراف بين تبريز و طهران داير است .