روزنامه جمهوري اسلامي 19/08/1382 صفحه حوزه

  • دانشگاه و اصول پيشرفت
  • پاسخ به سوالات
  • سروش بيداري
  • معرفي كتاب
  • *****
    دانشگاه و اصول پيشرفت




  • آيت اله جوادي آملي
    تابستان گذشته همايش فرهنگي ـ سياسي دانشجويان دانشگاههاي سراسر كشور از سوي مركز فرهنگي نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها با پيام حكيم متاله حضرت آيت الله جوادي آملي برگزار شد. نظر به اهميت مباحث اين پيام خلاصه اي از آن تقديم دانش پژوهان عزيز مي گردد :
    چون در اين همايش علمي هم دانشگاه و محققان دانشگاهي و هم دفتر نهاد نمايندگي ولي فقيه و اساتيد ولايي و هم دانشجويان و پژوهشگران دانشجويي قيام و اقدام كرده با هماهنگي دلپذير در بارور ساختن اين گردهمايي مساعي جميل مبذول داشته و مي دارند مناسب است مطالبي كه با اركان متنوع اين همايش ارتباط دارد و در تكميل برنامه هاي سودمند آنان سهم تعيين كننده دارد در طي چند اصل ارائه شود :
    جامع نگري
    اصل يكم . دانشگاه هم منبع دانش هاي گونه گون است هم مخزن آن به طوري كه قلمرو صدور دانش پس از جوشش اعم از داخل و خارج است . چنان كه منطقه اختران آن پس از پذيرش اعم از درون و بيرون است . اختران پر فروغ دانشگاهي فراميهني فكر مي كنند. زيرا علم موجودي است سپهري و همانند نجوم آسمان مشرق و مغرب را روشن مي كند(لذا) رسالت دانشگاه هم در خيزش و رويش هم در پذيرش و پالايش در جامع نگري و شرح صدر و نيل به معالي امور و رهايي از سفساف آنهاست تا جهاني سازي را وقف ديگران نداند و دلمايه الاهي خويش را به دست نسيان نسپارد و در صحنه انساني خود را همسان ديگران بداند به طوري كه هم از گزند افراط خود برتربيني مصون باشد و هم از آسيب تفريط خود كم بيني محفوظ بماند و اعتماد به نفس و خودكفايي را با غرور و غفلت اشتباه نكند و فروتني را به فرومايگي مبدل ننمايد و از قسام مغالطه در هويت شناسي در امان باشد.
    فضاي حاكم بر دانشگاه بعد از استقرار برپايه عدل و رهايي از تقدم بر ولايت اهل بيت وحي (عليهم السلام ) ونجات از تاخر و عقب افتادگي از آن هماهنگ با هدايت و حمايت ويژه آن هم وراثت از رهبران ديني را در نشر ماثر كتاب آسماني و حكمت حفظ مي كند و هم در گسترش آثار تزكيه نفوس و هم وظيفه خويش راگشوده در به روي افكار ناب بشري و پذيرش ره توشه انديشه هاي انساني كه آنها نيز چيزي جز افاضه معلم غيبي نخواهد بود مي داند تا آنچه خود مي داند بدون منت به دانش پژوهان ديگر عطا كند و آنچه را نمي داند بدون تعلل از انديشوران ديگر اخذ نمايد. و اين تعاطي متقابل آيين جهاني انديشيدن و منطقه اي زيستن را به همگان منتقل مي كند تا وسعت چشم انداز علمي مستلزم چشم طمع دوختن به ذخائر ديگران نباشد و سعه نگرش دانشوري موجب بد چشمي نگردد.
    بهره بهينه از فضاي دانشگاه
    اصل دوم نهاد محترم ولي فقيه كه مسئول سوق انديشه به صوب انگيره و را انقياد گرايش در برابر دانش ناب است بايد جمع ميان علم نظري و عقل عملي را نهادينه كند تا بهره بهينه از فضاي دانشگاهي ميسور دانشگاهيان عزيز شود. استاد در تعليم تدوين و هدايت فكري كامياب گردد و دانشجو از برنامه هاي جامع درسي و شكوفايي روحي سيراب شود تا سراب استعمار سياه را سر آب تمدن سره به حساب نياورد.
    براي دستيابي به چنين مقصد سامي صدري مشروح لازم است .عالمان دين كه هريك بر اثر جمع بين علم و عقل تركيب صلاح دانش و فلاح منش وارثان انبياي الاهي اند لازم است مشروح الصدر بوده به لوازم لذيذ آن ملتزم باشند و بارزترين نشان شرح صدر تجافي از دار غرور و انابه به سوي دار خلود است . اين دنياگريزي و آخرت گروي آن چنان جاذبه دارد كه صد قافله دل دانشجويي كه گمشده خويش را در صحابه اين كسوه و در اصحاب اين جامه مي جويد او را كو به كو صدا مي زند : « اين وارث الانبيا » و چون تبلوري از آن را در امام راحل ديدند يا شنيدند هم اكنون تشنه آن كوثرند : جانا زمي عشق يكي قطره به دل ده ـ تا در دو جهان يك دل بيمار نماند
    نياز مصرف ناز توليد
    اصل سوم .نهاد عزيز دانشجويي كه بخش وسيعي از اين پيام محاوره فرهنگي با آن است . مهم ترين عناصر فعال دانشگاه را در اختيار دارد. كاميابي چنين بنيان مرصوصي در جمع بين نياز مصرف و ناز توليد است كه هر دو صفت سمت رسمي نسل جوان است زيرا وي هم محتاج بهره وري از ميراث فكري پيشگامان علمي كشور است و هم مشتاق تكميل نقص سلف و تتميم كمبود آن و هم مسئول تصحيح عيب به جا مانده از عهدكهن و هم مامور ابتكار و فن آوري .
    اگر دانشجويان عزيز تنها پاس دارنده محصول فرهنگي گذشته باشند بوي بايگان بودن و غبار مصرفي به بارآمدن و گرد كهنه دوستي او را فرسودگي آورده و افسرده مي كند.
    توقف و ايستايي سبب رنجوري هر متحرك پوياست . بنابر اين چاره اي جز توليد علم و ابداع انديشه در شئون متنوع آن نيست . چنين كاري هم ممكن و هم واقع شده است .
    سند آن امكان و مدرك اين وقوع گذشته از مشاهده و آزمون اين است كه فيض خداي عليم و فوز خداي حكيم مخصوص عصر و مصر معين نبود و موقوف نسل خاص نخواهد بود بل كه چونان خورشيد بر همگان مي تابد و هم چون باران بهار بر همگي مي بارد.
    هر چند نوآوري و مظهر خداي بديع شدن و ترقي را بر توقف ترجيح دادن در مسائل عقلي محض و نيز پايين تر از آن مانند دانش رياضي بسيار سخت است ولي در مطالب حسي و تجربي و نتايج مادي آن ميسور است . بنابر اين مي توان با سبد آزمون تازه سند اثر نو را ارائه كرد واين مطلبي است كه اگر كسي اين كار را نداند به انكار آن مبادرت كرده دائمي المصرف مي ماند و از ظهور اسم مبارك مبدع بي نصيب مي شود.
    دانشجويان عزيز آگاهند كه جامعيت انسان در اين است كه او از يك سو همانند موزه هاي ارزشمند عتائق اقوام و ملل است كه هرچه ديگران عرضه نمودند وي گردآوري كرد و در بهره وري از ره آورد صناعي و طبيعي هم نوعان سهمي در خردورزي آنان شد. و از سوي ديگر همسان معدن هاي گران بهاست كه در نهان خويش سرمايه هاي مكتوم و گوهرهاي مختوم دارد كه بايد با پژوهش دروني وكندو كاو روحي و قلبي مستورها مشهور شوند و مهر شده ها به مه رويي مهربان كنند و از چاه كنعان برآيند و به جاه مصر تمدن تكيه زنند.
    قواعد نوآوري
    اصل چهارم . رويش دانش و زايش خرد امري است ضروري سرزمين موات فرهنگي با فن آوري و ابتكار احيا مي شود سيطره بر زمينه مائت از آن احياگران آن است .
    اگر دانش پژوهان مرز و بوم اسلامي با همه رسالتي كه در اين باره دارند به احياي موات فكري مبادرت نكنند ديگران كه دانش را چون كالاي اقتصادي احتكار مي نمايند و سائرين را نه تنها از آن فنون بديع به رايگان بهره مند نمي كنند و نه تنها از فروش صنعت فكري به مشتريان دريغ دارند بلكه خود را مالك علم و سلطان خرد مي پندارند و كشورهاي عقب مانده را از جبران محروميت منع مي نمايند و سنگ را مي بندند و سگ را مي گشايند. اكنون كه ضرورت ابتكار معلوم شد و شايسته ترين نهاد براي تصدي فن آوري در حوزه علوم حسي و تجربي دانشگاه و لايق ترين افراد آن دانشجويان عزيزند . بايد به برخي از شرايط نوآوري و بعضي از موانع آن اشارت رود :
    1 ـ آگاهي از نياز جامعه متمدن كه تمدن خويش را در ظل تدين صحيح مي داند.
    2 ـ اطلاع از نصاب دانش موجود و كيفيت ارتقاي سطح آن .
    3 ـ آشنايي كامل به ظرفيت عصر براي فنون برتر
    4 ـ معرفت مباني نظري و مبادي تجربي براي فن آوري .
    5 ـ احساس مسئوليت در لزوم اقدام خالصانه و قيام صادقانه .
    6 ـ استقبال از معاضدت مساعدت معاونت و مشاورت فكري و فرهنگي تا در تلو عقل جمعي جهل علمي و جهالت عملي عقال گردد و تجلي ره توشه دانشي در تابلو دانشگاهي تبلور يابد و سرسپردگان بيگانه با مشاهده اين سرفرازي همچون دوران انقلاب دفاع مقدس و سازندگي جرات سرزنش نداشته باشند.
    بنابر اين غفلت از حاجت اجتماع و جهل مركب نسبت به حوزه طبيعت و صنعت و فقدان حس مسئوليت و از دست دادن خوي غيرت و ساير اخلاق برين همگي مانع فن آوري اند.
    هويت اصيل انساني
    اصل پنجم . عنصر محوري كه جامع اضلاع سه گانه مثلث مبارك دانشگاه دفتر نهاد و دانشجو است . همانا احراز هويت اصيل انساني است كه به تعبير امام راحل (قده ) : « كليد تمام كليدها و چراغ همه چراغ هاي معارف است » . چون بقاي روح مجرد بشر همانند حدوث او با نفخ مستمر و مستقر صورت مي پذيرد. معرفت چنين دم الاهي بدون شناخت نافخ و دمنده غيبي او نخواهد بود. جامعه زنده با شهود مبدا دميدن كه مخزن همه علوم و فنون است . نه به اندك قانع مي شود و نه ديدش را محصور ذره مي كند.
    براي فن آوري در بخش علم و عدل و زدودن فقر فرهنگي و فساد اخلاقي و تبعيض از حوزه و دانشگاه اولا و در فضاي عمومي كشور ثانيا سرمايه اي بهتر از پرواز با دو بال عقل برهاني و نقل معتبر كه هر دو چشم پر فروغ شرع شناسي اند نيست و مخزن نامتناهي برتر از علم معلم حقيقي يعني خداي سبحان فرض صحيح ندارد. وجود سرريز او كه با يكدست . گدا آرد پديد و با دست ديگر بخشد گدايان را مزيد براي جويندگان دانش برتر سند كافي است .
    بهترين دل مايه براي توليد علم و ابداع اخلاص در تحصيل تدريس . تدوين مديريت و ساير امور مربوط به تثليث ياد شده است . چنين اخلاصي زمينه ظهور فنون فراوان از متن دانشگاه و بطن امت آگاه خواهد بود.
    رسالت دانشگاه هم در خيزش و رويش هم در پذيرش و پالايش در جامع نگري و شرح صدر و نيل به معالي امور و رهايي از سفساف آنهاست تا جهاني سازي را وقف ديگران نداند و دلمايه اللهي خويش را به دست نيسان نسپارد و در صحنه انساني خود را همان ديگران بداند
    اگر دانشجويان عزيز تنها پاس دارنده محصول فرهنگي گذشته باشند بوي بايگان بودن و غبار مصرفي به بار آمدن و گرد كهنه دوستي او را فرسودگي آورده و افسرده مي كند
    اگر دانش پژوهان مرز و بوم اسلامي با همه رسالتي كه در اين باره دارند به احياي موات فكري مبادرت نكنند ديگران كه دانش را چون كالاي اقتصادي احتكار مي نمايند و سائرين را نه تنها از آن فنون بديع به رايگان بهره مند نمي كنند و نه تنها از فروش صنعت فكري به مشتريان دريغ دارند بلكه خود را مالك علم و سلطان خرد مي پندارند و كشورهاي عقب مانده را از جبران محروميت منع مي نمايند و سنگ را مي بندند و سگ را مي گشايند

  • *****
    پاسخ به سوالات


  • اشاره
    جستجوگري و پرسيدن و كاويدن براي روشن تر شدن و كسب آگاهي افزون تر همواره مورد تاييد و بلكه تشويق اسلام و پيشوايان ديني بوده است .
    در همين راستا واحد پاسخ به پرسشهاي مركز فرهنگ و معارف قرآن دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم اقدام به پاسخگويي پرسش هاي جوانان و دانشجويان نموده است .
    ضمن تقدير از اين اقدام ارزنده مطالب ارسال شده آن مركز در چند شماره صفحه حوزه و دانشگاه انعكاس مي يابد.
    پرسش : نزول يكباره قرآن در ليله القدر بر پيامبر (ص ) چگونه بوده است
    پاسخ : بنابر نظر و عقيده بسياري از دانشمندان قرآن دوبار نازل شده است يكبار به طور دفعي در شب قدر و بار ديگر به صورت تدريجي و در مدت بيست و سه سال . درباره چگونگي نزول دفعي قرآن چند نظريه وجود دارد. برخي براساس ظاهر احاديث و روايات معتقدند : قرآن در شب قدر به « بيت المعمور » در آسمان چهارم (به نظر شيعه ) و يا به « بيت العزه » در آسمان دنيا (به عقيده اهل تسنن ) يك دفعه نازل شده و سپس در مدت بيست و سه سال به تدريج فرود آمده است .
    عده اي نيز بر اين باورند كه : قرآن در شب قدر به صورت دفعي بر قلب پيامبر(ص ) فرود آمده است . اما علامه طباطبايي (ره ) قرآن را داراي دو وجود مي داند : يكي ظاهري در قالب الفاظ و عبارات و ديگري وجود و حقيقتي واحد و باطني كه عاري از تجزيه و تفصيل است . طبق نظر ايشان قرآن در شب قدر با وجود باطني و اصلي خود كه داراي حقيقت واحدي است يك جا بر قلب پيامبر(ص ) فرود آمد سپس به تدريج با وجود تفصيلي و ظاهر خود در فاصله هاي زماني و در مناسبتهاي مختلف و پيشامدهاي گوناگون در مدت 23 سال نازل گرديد.
    (ر . ك : تاريخ قرآن آيت الله معرفت ص 32 ـ 42 الميزان ج 2 ص 15 ـ 16 )

  • *****
    سروش بيداري


  • امام خميني :
    دانشگاه و حوزه هاي علميه روحانيون مي توانند دو مركز باشند براي تمام ترقيات و تمام پيشرفت هاي كشور و مي توانند دو مركز باشند براي تمام انحرافات و تمام انحطاطات . از دانشگاه هست كه اشخاص متفكر متعهد بيرون مي آيد اگر دانشگاه دانشگاه باشد. اگر دانشگاه واقعا دانشگاه باشد و دانشگاه اسلامي باشد يعني در كنار تحصيلات متحقق در آنجا تهذيب هم باشد تعهد هم باشد يك كشوري را اينها مي توانند به سعادت برسانند و اگر حوزه هاي علميه مهذب باشند و متعهد باشند يك كشور را مي توانند نجات بدهند.
    صحيفه امام ج 13 ص 412

  • *****
    معرفي كتاب


  • آزادي سياسي در انديشه آيت الله مطهري و آيت الله بهشتي تاليف آقاي شريف لك زايي با تهيه موسسه آموزش عالي باقرالعلوم آزادي سياسي از گفتمان هاي پراهميتي است كه دانشوران در همه عصرها و دوره ها به آن توجه كرده اند. در روزگار ما نيز فيلسوفان سياست و انديشه ورزان به ژرف كاوي در اين مقوله پرداخته و آراي گوناگوني ارائه كرده اند.
    در اين ميان انديشه دو متفكر بزرگ اسلامي معاصر آيت الله شهيد مطهري و آيت الله شهيد بهشتي بسيار راه گشاست .
    كتاب حاضر كه در چهار فصل تدوين گرديده است ابتدا به بحث درباره مفاهيم نظري آزادي سياسي پرداخته و در سه فصل ديگر ديدگاههاي آن دو متفكر گرانقدر و شهيد بزرگوار را مورد بحث و بررسي قرار مي دهد.