روزنامه جمهوري اسلامي 19/08/1382 صفحه عقيدتي

  • شيوه برخورد ائمه اطهار با مردم
  • گوهر تابناك فضيلت
  • عفو و گذشت (4 )
  • *****
    شيوه برخورد ائمه اطهار با مردم




  • قسمت اول
    يكي از اصول اخلاقي امامان معصوم (ع ) شيوه برخورد خوب آنها با مردم بود كه ما بايد با الگو قرار دادن آن روش صحيح برخورد اسلامي با افراد گوناگون را بياموزيم . براي روشن شدن مطلب لازم است اين موضوع را از نظر قرآن و روايات مورد بررسي قرار داده سپس به ذكر فرازهايي از شيوه زندگي امامان (ع ) و توضيح و تكميل بحث بپردازيم .
    شيوه برخورد با انسانها از ديدگاه قرآن
    امامان ما تربيت شده قرآن و شاگرد علمي و عملي اين كتاب بزرگ آسماني هستند.
    ما وقتي كه آيات قرآن را بررسي مي كنيم مي بينيم در رابطه با شيوه برخورد با مردم دستورهاي گوناگوني دارد كه در مجموع مي توان آن را در سه نوع برخورد زير خلاصه كرد :
    1 ـ برخورد محبت آميز و نيك و گرم با همه حتي با دشمنان نادان .
    2 ـ برخورد خشن و كوبنده با دشمنان مكتب و مقدسات دين .
    3 ـ برخورد خشن با دوستان منحرف و گنهكار .
    اين تقسيم بندي براساس اين است كه طرف مقابل يا دوست صميمي و مومن داراي حسن نيت است و يا كافر معاند و منافقي كه نفاق و لجاجتش آشكار شده و يا انسان ميانه اي است كه نه كافر است نه منافق و يا دوست گنهكار مي باشد و يا انسانهاي ديگري با روحيه هاي مختلف مي باشند.
    طبيعي است كه برخورد با انسانهاي مختلف بايد هماهنگ با روحيه آنها آموزنده و داراي آثار مثبت تربيتي باشد.
    براي اينكه شيوه هاي برخورد را از ديدگاه قرآن دريابيم نظر و توجه عميق شما را به چند آيه زير جلب مي كنم :
    1 ـ محمد رسول الله و الذين معه شدا علي الكفار رحما بينهم : (فتح 29 )
    محمد(ص ) فرستاده خداست و كساني كه با او هستند در برابر كفار سرسخت و شديد و در ميان خود مهربانند.
    2 ـ و اذا جاك الذين يومنون باياتنا فقل سلام عليكم :
    (انعام 54 )
    هرگاه كساني كه به آيات ما ايمان دارند نزد تو آيند به آنها بگو سلام بر شما!
    .3 ادع الي سبيل ربك بالحكمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتي هي احسن : (نحل 125 )
    اي پيامبر! با حكمت (استدلال ) و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت نما و با آنها به روشي كه نيكوتر است استدلال و مناظره كن .
    .4 يا ايهاالنبي جاهد الكفار و المنافقين و اغلظ عليهم :
    (توبه 73 )
    اي پيامبر! با كافران و مجاهدان جهادكن و بر آنها سخت بگير.
    .5 فبما رحمه من الله لنت لهم ولو كنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولك فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم في الامر : (آل عمران 159 )
    اي پيامبر! به (بركت ) رحمت الهي در برابر مردم نرم ومهربان شدي و اگر خشن و سنگدل بودي از اطراف تو پراكنده مي شدند. پس آنها را ببخش و براي آنها آمرزش بطلب و در كارها با آنان مشورت كن .
    .6 تبت يداابي لهب و تب : (مسد 1 )
    بريده باد هر دو دست ابولهب و مرگ بر او باد.
    .7 الا لعنه الله علي الظالمين : (هود 18 )
    اي لعنت خدا بر ستمگران باد.
    .8 سلام عليكم بما صبرتم : (رعد 24 )
    سلام بر شما به خاطر صبر و استقامتتان .
    .9 اولئك عليهم صلوات من ربهم و رحمه : (بقره 157 )
    اينها همانهايند كه درودها و رحمت پروردگار شامل حالشان شده است .
    .10 ان الله يحب التوابين و يحب المتطهرين :
    (بقره 222 )
    همانا خداوند توبه كنندگان و پاكان را دوست دارد.
    .11 قولو اللناس حسنا : (بقره 83 )
    به مردم سخن نيك بگوييد.
    .12 و عبادالرحمن الذين يمشون علي الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما : (فرقان 63 )
    بندگان (خاص ) خداوند رحمان كساني هستند كه با آرامش و بي تكبر بر زمين راه مي روند و هنگامي كه جاهلان آنان را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گويند) به آنها سلام گويند. (و با بي اعتنايي و بزرگواري از آنها بگذرند.)
    با بررسي اين آيات چنين به دست مي آيد كه برخورد قرآن و اسلام با انسانهاي مختلف گوناگون است . برخورد نيك و پرمحبت . برخورد ميانه و جذب كننده . برخورد خشن و... بنابراين بايد موارد مختلف را شناخت و براساس آن برخورد كرد. لذا گفته اند : « هر سخن جايي و هر نكته مقامي دارد. »
    شيوه هاي برخورد امامان (ع )
    امامان (ع ) براساس قرآن برخوردهاي مختلفي با مردم داشتند و چنانكه گفتيم در مجموع به سه گونه برخورد منتهي مي شد :
    1 ـ برخورد صميمي و پرمحبت
    2 ـ برخورد خشن با دشمنان
    3 ـ برخورد خشن با دوستان گنهكار
    برخورد امامان (ع ) به طور كلي و عمومي براساس اخلاق اسلامي و صميميت و مهرباني بود ولي در موارد استثنايي در برابر دشمنان عنود يا دوستان گنهكار مواضع خشن و تند داشتند.

  • *****
    گوهر تابناك فضيلت


  • به مناسبت سالروز ولادت امام حسن مجتبي (ع )
    رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم رحمت براي عالميان بود و امام حسن مجتبي عليه السلام رحمت و راحت براي رسول خدا بود زيرا كه آن رحمه للعالمين درباره رحمت بودن امام حسن مجتبي فرمود :
    حسن و حسين رحمت و راحت من از اين دنيا هستند.
    رسول اكرم گل امت و رايحه ي جانفزاي ايمان و معنويت بود و امام مجتبي گل خوشبوي رسول خدا بود.
    گلي كه رسول خدا آن را مي بوييد و از بوييدنش به لذت و راحت مي رسيد. پيامبرخدا بارها حسن مجتبي را مي بوسيد و درباره اش مي فرمود :
    به راستي كه حسن و حسين دوگل خوشبوي من از اين دنيا هستند.
    امام حسن مجتبي در ايامي كه خوان پرفيض ضيافت الله براي مومنان گسترده بود ديده به جهان گشود و با قدوم مباركش خوان خدايي را جلوه اي ديگر داد.
    فضيلت ها گوهر وجود آن امام بزرگ را به قدري شفاف و تابناك كرده بود كه هيچ اثري از غبارو آلودگي در آينه وجودش ديده نمي شد.
    خورشيد وجود آن بزرگوار پرتوافكن نيكيها بود و تشعشع فضيلت هايش جان ها را صفا مي داد. گفتارش منادي حقيقت و رفتارش سرچشمه فضيلت بود.
    قدرت معنوي و اقتدار روحاني امام مجتبي به قدري بود كه گرچه از اسباب ظاهري رهبري به اقتضاي زمان چشم پوشيده بود ولي رهبر حقيقي و واقعي مردم به سوي حق بود. آن بزرگوار با رفتار متعالي و گفتار خداگونه خويش مردم را به سوي خدا و حقيقت ناب الهي دعوت مي كرد و در آن ظلمت بيداد و روزگار انحرافات چراغ فروزان هدايت بود و راه روشن خدا را به خداجويان نشان مي داد.
    امام حسن مجتبي در روزگاري قرار داشت كه اقبال به دنيا بسياري از مسلمانان را به وادي غفلت از خدا كشانده بود. اين امر تا آن جا پيش رفته بود كه مردم به خاطر تعينات دنيايي كسي همچون امام حسن مجتبي را كه سرور جوانان بهشت و ريحانه رسول خدا بود رها كرده و به سوي كساني رفته بودند كه آثار مسلماني در سيما و سيرت آن ها نبود. امام مجتبي براي تنبه مردم و درمان دنياگرايي مهلك در جامعه ي اسلامي رفتاري در پيش گرفتند كه از هر جهت مايه ي عبرت و پند بود و اذهان مستعد را به تامل وامي داشت .
    رفتار امام در منصرف كردن ذهن مردم از دنيا و متوجه كردن آن ها به خدا به قدري بسيط بود كه در تمام صحنه هاي زندگي سياسي واجتماعي امام جلوه داشت . گذشته از موضع گيري هايي كه امام عملا در اين زمينه نشان مي داد در گفتار خويش نيز مردم را از دنياگرايي مهلك برحذر مي داشت . امام مجتبي متعادل ترين و بهترين تعاليم اخلاقي را در برخورد با دنيا و آخرت براي مردم تبيين مي كرد. آن بزرگوار از يك سو سفارش مي كرد كه مومنان دنيا را همچون مردار تلقي كنند و خود را چندان به آن آلوده نسازند و از سوي ديگر مي فرمودند كه براي دنيا چنان بكوشيد كه گويي هميشه در آن زندگي مي كنيد و براي آخرت نيز چنان كار كنيد كه انگار فردا از اين جهان كوچ خواهيد كرد.
    امام حسن مجتبي عليه السلام همانند پدر بزرگوارش امام علي عليه السلام معتقد بود كه ناكثين مارقين و قاسطين منشا فساد و انحطاط جامعه ي اسلامي هستند و تا زماني كه سرتسليم فرود نياورده اند و راه عصيان پيش گرفته اند بايد با زبان شمشير با آنها سخن گفت . به همين دليل آن امام بزرگ در همه جنگ هايي كه در عصر امير مومنان رخ مي داد پدر را ياري مي كرد و با شجاعت هاي بي نظيري در صحنه ي پيكار از خود نشان مي داد. امام حسن عليه السلام در جنگ جمل فعالانه شركت كرد و با تدبير و شجاعت خويش هزاران نفر از اهل كوفه را براي حركت به سوي جبهه ي نبرد بسيج كرد. در جنگ صفين نيز آن امام بزرگوار چنان بي محابا پيكار مي كرد كه امام علي عليه السلام بر جان آن حضرت ترسيد و دستور داد آن قهرمان صحنه نبرد را از پيكار بي محابا بازدارند و نگذارند امانت رسول خدا در معرض خطر قرار گيرد.
    پس از شهادت امام عليه السلام نيز آن امام بزرگ همچنان در جنگ با معاويه و اموياني كه در پيرامونش جمع شده بودند مصمم بود. امام به معاويه پيغام فرستاد كه اگر تسليم حق نشوي به همراه سپاه به سوي تو خواهم آمد. پس از آن كه نصيحت و پيغام سودي نبخشيد امام به معاويه اعلام كرد كه بين من و تو چيزي جز شمشير نخواهد بود. پس از آن كه امام معاويه را به جنگ تهديد كرد دستور آمادگي و تهيه ي نيرو براي حركت به سوي شام را صادر كرد و فرمود :
    اي مردم شما جز با صبر بر گرفتاري ها به چيزي كه دوست داريد نخواهيد رسيد پس همگي به سوي نخيله (لشگرگاه كوفه ) حركت كنيد.
    اما از همان ابتدا مردم نسبت به جنگ سستي نشان دادند و حاضر نشدند به لشگرگاه بروند. كساني هم كه به لشكرگاه رفتند دلي لبريز از شك و ترديد و بي ميلي داشتند و به هيچ وجه آمادگي روحي براي مقابله با سپاه دشمن در آنها ديده نمي شد.
    كساني كه با اين روحيه آماده ي جنگ شده بودند سرانجام كار را به جايي رساندند كه اشخاص معروف و فرماندهانشان فريب مواعيد دروغين معاويه را خوردند و شبانه از ميان لشكر فرار كردند; حتي اين افراد سست و فريب خورده با جسارت تمام خود امام را نيز مورد حمله قرار دادند به طوري كه امام به يقين رسيدند كه به پشتوانه ي چنين كساني جنگيدن چيزي جز ذلت در پي نخواهد داشت . به همين سبب فرمودند : به خدا سوگند اگر با معاويه درگير شوم همين افراد گريبان مرا گرفته و مرا به صورت اسير تحويل معاويه مي دهند.
    امام پس از مشاهده ي ناراستي ها و سستي ها به اين نتيجه ي قطعي رسيدند كه مردم آن زمان عراق اهل نبرد با شام نيستند و به آنها اعتمادي نمي توان كرد. امام در اين باره فرمود : اهل عراق مردماني هستند كه هر كس به آنها اعتماد كند مغلوب خواهد شد زيرا هيچ كدام با ديگري در فكر و خواسته موافقت ندارند. آنان نه در خير و نه در شر هيچ قصد جدي را دنبال نمي كنند.
    به همين سبب امام راه ديگر برگزيد تا از آن طريق به اهداف مورد نظر الهي خويش دست يابد.
    سالروز ولادت آن امام بزرگ را گرامي داشته و به همه ي پيروان راهش تبريك مي گوييم .

  • *****
    عفو و گذشت (4 )


  • 16 ـ العفو زكاه القدره
    گذشت زكات قدرت است .
    17 ـ العفو يوجب المجد
    گذشت موجب مجد و بزرگي است .
    18 ـ العفو تاج المكارم
    گذشت تاج مكارم و بزرگواريهاست .
    19 ـ احق الناس بالاسعاف طالب العفو
    سزاوارترين مردم به كمك و مساعدت كسي است كه خواهان گذشت است .
    20 ـ احسن الجود عفو بعد مقدره
    بهترين بخشش گذشت بعد از قدرت است .
    21 ـ شر الناس من لايعفو عن الهفوه و لا يستر العوره
    بدترين مردم كسي است كه از لغزش (ديگران ) نمي گذرد و عيب (مردم ) را نمي پوشاند.
    22 ـ شيئان لايوزن ثوابهما : العفو و العدل
    دو چيز است كه ثواب آن وزن نمي شوند : يكي گذشت است و ديگري عدالت .