قسمت يازدهم
نايب رئيس : آقاي نخست وزير
نخست وزير : بنده تصور مي كردم بعد از توضيحاتي كه تا
حدودي كامل بود در اين مورد داده شد احتياجي به ذكر مسائل
ديگري نداشته باشم ولي چون در مقابل هر مطلبي كه گفته مي شود
اگر به موقع پاسخ گوئي نشود احتمالا يك نظرياتي را كه صرفا روي
وطن پرستي اظهار مي شود ولي عملا به جزئيات امر وقوف كامل
نيست نوع ديگري ممكن است تعبير شود از طرف دولت ضروري
است جواب داده شود.
بنده به طور كلي جريان اين لايحه را عرض كردم كه قبل از
تشكيل مجلس چون قرارداد منعقده بين دولت ايران و دولت آمريكا
مي بايست هر سال يك بار تجديد شود و نحوه كمك هاي خارجي
تغيير كرده است و در اين موقع هم نمي شد دستگاه مملكت و دستگاه
ارتش و احتياجات فني آن را موقوف و متوقف كرد. دولت وقت طبق
يك يادداشتي به سفارت آمريكا مراتب موافقت خودش را اعلام كرد
و سفارت آمريكا هم از طرف دولت آمريكا وصول اين يادداشت و
موافقت خود را اعلام كردند. البته به بنده نوشته اند كه اين يادداشت
كي مبادله شده است در حدود ماه مهر سال گذشته يعني در حقيقت
شش ماه قبل از تشكيل اين دولت و كاملا ضرورت داشته است و
بسيار هم به موقع انجام شده است و با تشخيص صحيحي هم بوده
است و روي همان موضوعاتي كه عرض شد اصلا اين مسائل را با
احساسات مخلوط كردن به هيچ وجه من الوجوه معقول و منطقي
نيست (صحيح است ) براي اينكه همينطوري كه جناب آقاي زهتاب
فرد فرمودند در كوچه و بازار يا تحت تحريكات داخليان يا خارجيان
به عناوين مختلف از ناحيه سياست با فان ممكن است مطالبي گفته
بشود و به گوش بخورد ولي اين مطالب در بين اركان مملكتي و قوه
عاقله مملكت بايد نوع ديگري تعبير و تفسير بشود و مصالح مملكت
نوع ديگري تشخيص داده بشود و قدرت و شهامت اجراي كار هم نوع
ديگري باشد والا هيچ كار مثبتي در مملكت قابل اجرا و انجام پذير
نيست و بايد در فكر ارضا خاطر افكار مختلفي بود كه از مجاري
خاص ناشي مي شود و متاسفانه در بين كساني كه وارد جزئيات و
كليات و مسائل بين المللي و فني نيستند امكان دارد تاثير خودش را
هم بكند.
بنده وقتي لوايحي را تقديم كردم عنوان افتخار گذاشتم چون هر
كاري كه در اين مجلس فكر مي كنم كه از طرف دولت عرضه مي شود
بايد با ادا جملات احترام آميز به مقام مجلس بشود (احسنت ) و اين
لايحه را هم امروز به عنوان دولت و معتقد به اينكه ارتش
شاهنشاهي ايران و نيازمندي هاي فني ما ضرورت دارد كه اين
وسايل ابتدائي محدود و معقولي را كه در تمام كشورهايي كه مشابه
ما عمل مي كنند نظاير بيشماري دارد و دفاع بكند و لو اينكه افتخار
تقديم اين لايحه را هم نداشته است . مغالطه كردن در اين مسائل و
نكاتي را كه اتكا به صحتش نباشد بهتر است در يك مكاني مثل
مجلس شوراي ملي ذكر نشود. چنانچه اشاره كردند كه بنده مستاجري
دارم بنده غير از خانه مسكوني خانه اي ندارم و در آن خودم ساكن
هستم و مستاجري هم ندارم اگر به نام كس ديگري يا فردي كه قرابتي
با بنده داشته باشد مسئله اي نيست خاصه به اينكه ايشان در چنين
مملكتي و پشت چنين تريبوني اجازه بدهند كه بگويند يك خارجي
ممكن است در سرنوشت مملكت ايران دخالت داشته باشد اينها
مسائلي نيست كه قابل عفو و اغماض باشد. بنده بيش از اين ديگر
جواب عرض نمي كنم ولي همين دو كلمه اي را كه گفتم جواب گوي
تمام فرمايشات جناب عالي است بايد با حقيقت و صداقت صحبت
كرد. اين لايحه به هيچ وجه من الوجوه جا ندارد كه اين مسائل در آن
گفته شود. اگر كسي در خارج حرفي زده است اطمينان داشته باشيد
افكار عمومي نيست (صحيح است ) افكار عمومي افكاري است كه با
كارهاي مثبت اين دولت و رهبري شاهنشاه و خدمات صادقانه اين
مجلس بايد تقويت و تحكيم بشود. همين حرف هاست كه افكار مردم
را منحرف مي كند و از جاده حقيقت خارج مي كند و كسانيكه مغرض
و كساني كه خائن به اين مملكت هستند از داخل و خارج از لابلاي
اين حرف ها استفاده مي كنند (جاويد ـ اين جور نيست )
ما بايد گوش بكنيم كه كاملا با اتحاد و اتفاق و هم آهنگي و هم
فكري نگذاريم كساني اصولا فكر اين مسائل را به كله شان خطور
بدهند (صحيح است ) كه در چنين دوره اي و چنين دولتي احتمال داده
شود كه به حيثيت مملكت يا به استقلال مملكت خدشه اي وارد شود
(صحيح است ) نه اين دولت خود مختار است و نه اين مملكت
بي صاحب است كه اين مسائل را كسان ديگري درك بكنند ولي
صاحبان واقعي مملكت واقف نباشند و اطلاعي نداشته باشند. اين
اصلا امكان ندارد. شاهنشاه ايران هستند , خانه ملت ايران هست ,
دولت خدمتگزار و صديق اين ملت است (صحيح است ) و اين مسائل
را اگر ما بخواهيم در افكار كاملا احساساتي و توجه به اين كه
فلانكس در فلان مجلس چه گفته است افكار عمومي چنين قضاوت
مي كند آن بريدگي و آن جراحي را هم كه من در اينجا اشاره كردم آن
جراحي كارهاي مثبت و عملي دولت است كه بايد يك ملتي را به
شاهراه ترقي و سعادت سوق بدهد و آن كار سازندگي اين مملكت
است كه با عوام فريبي و منفي بافي تطبيق نمي كند بنده وارد
جزئيات اين مسائل نمي شوم ولي چند كلام بنده جواب گوي
ساعت ها صحبتي است كه روي افكار واهي سير مي كند.
رامبد : آقاي رئيس اجازه ندهيد كه اين طور صحبت كنند
(همهه نمايندگان )
جاويد : با ادب صحبت كنيد (زنگ نايب رئيس )
نخست وزير : بنده با ادب صحبت مي كنم (جاويد ـ مـودب
صحبت كنيد) منظور بنده افكار واهي است كه در خارج از مجلس
كساني هستند كه اين افكار را مي گويند جناب آقاي رامبد. بنده اگر
هيچ خلصتي نداشته باشم خصلت ادب و فروتني را دارم . (احسنت ) و
مي دانم كلمات را در چه قالبي ادا بكنم و بدانيد كه بي گدار به آب
نزدم و بي مصلحت هم در اين جا رياست دولت را احراز نكردم
(صحيح است , احسنت ) بنده از حضور نمايندگان محترم استدعا
مي كنم كه اين مسائل را از دريچه چشم حقيقت بين نگاه كنيد و با
توضيحات كافي كه دولتي را كه خود شما به وجود آورده ايد و
مبعوث شاهنشاه و مورد حمايت كامل شماست و ما همه در يك راه و
يك صف خدمت مي كنيم و بنده بارها گفتم كه در اين زمان دولت و
مجلس به هيچ وجه از هم جدا نيستند (صحيح است ) و هيچ كاري
نيست كه ما بكنيم مگر اينكه صد در صد افراد مومن و معتقد و با
ايمان از آن حمايت و پشتيباني نكرده باشند افتخار اين دولت و اين
مجلس در همين يگانگي و همرنگي است و مي خواهد كه همه يكسان
و يك شكل در باره مسائل قضاوت بكنند و فكر نمي كنم كه وطن
خواهي و وطن پرستي ... (جاويد ـ در انحصار شما باشد) انحصاري
باشد , متعلق به كسان خاصي باشد ما هيچ فردي را از فرد ديگر وطن
پرست تر نمي دانيم با اين توضيحاتي كه بنده عرض كردم استدعا كنم
چند دقيقه آقاي ميرفندرسكي نسبت به موارد مشابه اين يادداشت
مبادله بين دولت ايران و دولت آمريكا كه در سال گذشته انجام
پذيرفته است و چون مجلس نبوده است موكول به تصويب مجلس
شده است قرائت بكنند و تصور مي كنم كه پاسخ كافي نسبت به
فرمايشات آقايان در اين جا باشد بنده بقيه وقت خودم را به آقاي
ميرفندرسكي مي دهم كه آن يادداشت را جهت استحضار بيشتر
نمايندگان محترم قرائت بكنند (احسنت , احسنت )
نايب رئيس : آقاي ميرفندرسكي .
ميرفندرسكي : (معاون وزارت امور خارجه ) ـ سفارت كبراي
آمريكا طي يادداشت شماره 423 مورخ 19 مارس 1962 (اسفند ماه
1340 ) ضمن موافقت با تمديد خدمت هيئت هاي مستشاري نظامي
آمريكا در ايران براي يك سال ديگر تقاضا نمود براي روشن شدن
وضع كارمندان اين هيئت ها و تسهيل انجام ماموريت آنان ,
كارمندان مزبور از امتيازات و مصونيت هاي مربوط به كارمندان
اداري و فني پيش بيني شده در قرارداد بين المللي وين مربوط به
روابط سياسي مورخ 1961 برخوردار باشند .
در اين باره مذاكرات و مكاتبات مفصلي بين مقامات
شاهنشاهي و سفارت كبراي آمريكا به عمل آمد و در نتيجه هئيت
وزيران در جلسه 13 مهرماه 1342 تصويب نمود كه پس از تصويب
قرارداد بين المللي وين از طرف مجلسين رئيس و اعضاي هيئت هاي
مستشاري نظامي آمريكا در ايران از مزاياي كارمندان اداري و فني
موصوف در قرارداد مزبور بهره مند گردند.
لايحه مربوط در تاريخ 25 ديماه 1342 به مجلس سنا تقديم
گرديد و در تاريخ سوم مرداد 1343 به تصويب آن مجلس رسيد و به
مجلس شوراي ملي فرستاده شده است تا پس از خاتمه تعطيلات
تابستاني از طرف مجلس شوراي ملي مورد مطالعه و تصويب قرار
گيرد.
طبق ماده واحده اي كه به تصويب مجلس سنا رسيده است و
اكنون براي تصويب به مجلس شوراي ملي تقديم مي گردد به دولت
اجازه داده مي شود كه رئيس و اعضاي هيئت مستشاري نظامي
ايالات متحده آمريكا را در ايران كه به موجب موافقت نامه هاي
مربوط در استخدام دولت شاهنشاهي مي باشند از مصونيت و
معافيت هائيكه شامل كارمندان اداري و فني موصوف در بند ص و
ماده اول قرارداد وين مصوب ... مي باشد برخوردار نمايد.
انواع مصونيت ها : مصونيت ها و معافيت هائيكه به كارمندان
اداري و فني تعلق مي گيرد در مواد 29 تا 35 قرارداد وين قيد
گرديده است .
(متن مواد مذكور در فوق ضميمه است ) نكته قابل توجه اين
است كه طبق بند 2 ماده 27 قرارداد وين مصونيت از صلاحيت
مقامات دولت پذيرنده در امور مدني و اداري شامل اعمال خارج از
وظايف كارمندان فني و اداري نمي گردد.
از اين جهت به اين عده برخلاف مامورين سياسي كه مصونيت
كامل دارند مصونيت محدود تعلق مي گيرد.
با توجه به اين نكته اساسي مسلم است در صورتي كه مشمولين
اين ماده در خارج از وظايف اداري خود در نتيجه تجاوز به حقوق
افراد مسئوليت مدني و يا اداري پيدا كنند رسيدگي به امر صلاحيت
محاكم صالحه كشور پذيرنده خواهد بود.
1 ـ هيئت هاي مستشاري نظامي آمريكا در ايران و كارمندان آن
به درخواست صريح و به منظور انجام خدمات مورد تقاضاي دولت
شاهنشاهي از سال 1322 به ايران اعزام مي گردند .
(پاينده ـ چرا عجله مي كنيد آهسته بخوانيد) ملاحظه شما را
مي كنم (پاينده ـ ملاحظه پيرها را هم بكنيد) شما به سن پير ولي به
روح جوان هستيد.
2 ـ هيئت هاي مستشاري نظامي آمريكا در 38 كشور به
تقاضاي آنها انجام وظيفه مي كنند و در همه اين كشورها به شهادت
قراردادهاي موجود از مصونيت هاي شبيه به آنچه به كارمندان
ماموريت هاي سياسي تعلق مي گيرد برخوردار باشند.
قراردادهاي مذكور گاهي دو جانبه است مثل قرارداد آمريكا و
يونان مورخ 1946 و قرارداد آمريكا و پاكستان مورخ 1959 و
زماني چند جانبه است مثل قراردادهاي پيمان آتلانتيك شمالي و
ملاحظه مي فرمايند در S.E.A.T.O پيمان دفاعي جنوب شرقي آسيا
كليه كشورهايي كه كارمندان نظامي آمريكا چه كارمندان هيئت هاي
مستشاري چه افراد جنگي در آن اقامت دارند وضع حقوقي آنان به
) Status of Force ( وسيله قراردادهاي دو جانبه معروف به
و يا پيمان هاي تدافعي چند جانبه (پيمان آتلانتيك Agreement
شمالي و پيمان تدافعي جنوب شرقي آسيا) روشن و تصريح گرديده
است .
كشورهايي كه پرسنل نظامي آمريكا اعم از مستشاران و يا افراد
جنگي را مي پذيرند بنا به مصونيتي كه طبق موافقت نامه ها به آنان
مي دهند از صلاحيت جزائي خود در مورد آنان صرف نظر مي نمايند.
ولي همانطور كه فوق ذكر شد و در ماده 37 قرارداد وين نيز مصرح
است اين سلب صلاحيت در امور جزائي به هيچ وجه خدشه اي به
صلاحيت مقامات كشور پذيرنده در رسيدگي به مسئوليت مدني و
پرداخت غرامات و جبران خسارت در مورد اعمال خارج از وظايف
آنان وارد نمي آورد. اين نكته اساسي در مذاكرات ميان سفارت
كبراي ايالات متحده آمريكا و وزارت امور خارجه مورد توجه و
تصريح كامل قرار گرفته است . مقامات آمريكايي رسما و صريحا
اعلام داشته اند كه در صورت شمول قرارداد وين به پرسنل نظامي
آمريكا افراد نظامي آمريكا از لحاظ مدني در صورتي كه حقي از
يكي از افراد ايران تضييع كردد كماكان در محاكم ايران قابل تعقيب
خواهد بود.
مطلبي كه تذكر آن را لازم مي داند اين است كه در قراردادهاي
دو جانبه اي كه بين آمريكا و ساير دول منعقد گرديده قيد شده است
كه تشخيص اينكه اعمالي كه موجب تضييع حقوق افراد شده و قابل
تعقيب است مربوط به انجام وظيفه بوده يا خارج از آن در درجه اول
در صلاحيت مقامات نظامي آمريكا است . در صورتي كه با اعطاي
مصونيت هاي كادر اداري و فني مندرج در قرارداد وين اين تشخيص
در صلاحيت دولت شاهنشاهي مي باشد.

|
عاقبت سبكباران
در بيان امير مومنان
|
ثخطبه 21 نهج البلاغه
ترجمه و توضيح : علي اكبر مظاهري
اين سخن اميرمومنان (ع ) بخشي از خطبه اي عظيم است كه
حكمت و موعظت را توامان دارد. چنان كه « سيدرضي » گفت ,
اين سخن , چندان بلند است كه با هر سخني ـ جز كلام خداوند و
پيامبر ـ سنجيده شود , بر آن برتر مي آيد و هيچ كلامي همسنگ آن
نيست :
« اي آدميان ! هشيار باشيد هدف نهايي , پيشاپيش شماست و
مرگ و رستاخيز , آوازخوانان , فرايتان مي خوانند و به پيشتان
مي رانند تا به مقصدتان برسانند , پس سبكبار شويد تا برسيد ,
چرا كه پيشينيان كه رفته اند , منتظر رسيدن شما و
ديگرانند. »
سيدرضي از همه سخن حضرت به شگفت آمده , اما از همه
بيشتر , از جمله « سبكبارشويد تا برسيد » به شگفت آمده و
مي گويد : تاكنون سخني اينچنين از اندك لفظ » و « بسيار معنا »
شنيده نشده است . چه كلمه اي است ژرفناك و پرحكمت , كه
زلال آن , عطشناكان معرفت را سرشار از حكمت مي كند و
طربناكشان مي سازد.
دلا! راه تو پر خار و خسك بي
گذرگاه تو بر اوج فلك بي
گر از دستت برآيد پوست از تن
برآور تا كه بارت كمترك بي

|
تجلي آيات قرآن در سيره عملي
اميرالمومنين (ع )
|
قسمت دوم
الياس كلانتري
اينك به بحث تفكيكي در جهات گوناگون سيره اميرمومنان
علي مي پردازيم و به تناسب موضوعات قرآن مجيد , آياتي از آن
را ذكر خواهيم كرد و ارتباط رفتارهاي از آن حضرت را , با آيات
مذكور اشاره خواهيم كرد.
نصرت متقابل الله و بنده
خداوند عزوجل مي فرمايد : « يا ايهاالذين آمنوا ان
تنصروالله ينصركم و يثبت اقدامكم » (1 ) , در اين آيه به مومنان
خطاب شده است كه اگر آنها خداوند را ياري كنند , متقابلا
خداوند آنها را ياري خواهد كرد و به آنها ثبات قدم و استقامت
و اطمينان قلبي خواهد داد. طبعا مراد از نصرت انسان نسبت به
خداوند , نصرت دين خدا است . در اين آيه و آيات ديگري از
قرآن مجيد خداوند عالم , مومنان را به ياري دين خود دعوت
كرده و در مقابل اعلام كرده است كه آنها نيز در صورت عمل به
اين دعوت , مورد نصرت و حمايت پروردگارشان قرار خواهند
گرفت و آنها از ناحيه نصرت خداوند داراي ثبات قدم و اطمينان
قلبي خواهند شد.
علي (ع ) اولين شخصي بودكه در جريان بعثت رسول خدا
(ص ) به مقام رسالت و نبوت , قرار گرفت . رسول خدا (ص ) بعد
از مبعوث شدن به رسالت , در مسير خود از كوه حرا به شهر مكه
با علي (ع ) مواجه شد و موضوع رسالت خود را به او اعلام
فرمود. و طبق يك نظر در وقت نزول وحي بر رسول خدا (ص ) ,
علي (ع ) در حرا و نزد آن حضرت قرار داشت . در هر صورت علي
(ع ) اول كسي بود كه به رسالت رسول الله (ص ) ايمان آورد. واز
آن لحظه تا آخرين لحظه عمر خود در همه حالات و جهات
گوناگون زندگي در مسير نصرت دين خدا و انتشار آن و دفاع از
آن قرار گرفت .
بلكه علاوه بر دوره زندگاني خود , رفتارها و سخنان او , بعد
از رحلتش نيز , كارآيي عظيمي در نصرت دين خدا داشته است .
يعني او در مقام معلمي الهي براي انسانها , رفتارهايي از خود
بروز مي داد كه انسان هاي ديگر از ناحيه رفتارها و علوم باقي
مانده از او در مسير دين خدا و نصرت آن قرار مي گيرند.
موقعيت اميرالمومنين (ع ) در جنگ بدر
در حادثه جنگ بدر يك سپاه مجهز به ادوات و ابزارهاي
جنگي از مكه حركت كرده و به قصد جنگ با پيامبر خدا و
پيروان او به نزديكي هاي شهر مدينه رسيدند. اهل شهر آن روز از
دو گروه تشكيل يافته بود. گروه اول كه عده آنها اندك بود , كساني
بودند كه قبلا در شهر مكه اقامت داشتند و به دين توحيدي و
پيامبر اكرم (ص ) ايمان آورده بودند و از زمان ايمان آوردن خود
تحت فشارها و اذيت هاي مشركان قرار گرفته بودند و اخيرا با
دعوت اهل مدينه به آن شهر هجرت كرده بودند. بعد از هجرت ,
مشركان مكه , خانه ها و اموال آنها را غصب كرده بودند. و آن ها
فقط جان خود را نجات داده و خود را به شهر مدينه رسانده
بودند.
گروه دوم اهل شهر مدينه بودند كه به پيامبر اسلام (ص ) و
دين توحيدي ايمان آورده و خود آن حضرت و پيروانش را به
شهر خود , دعوت كرده بودند. و با او پيمان بسته بودند كه از او و
دين توحيدي و پيروانش حمايت كنند.
با وجود اينكه پيامبر خدا (ص ) و پيروان او از شهر مكه
خارج شده و به مدينه هجرت كرده بودند , مشركان مكه به اين
هم قانع نبودند و به قصد جنگ و كشتن آنها و اهل شهر مدينه به
آنجا لشگركشي كردند. يعني در واقع مشركان حق فرار و ياخروج
از شهر و ديار و منطقه زندگي خود را هم به پيروان دين توحيدي
نمي دادند. يعني از كساني كه دست از همه زندگي خود كشيده و
از شهر مكه خارج شده و به شهر ديگري پناه برده بودند هم ,
دست بردار نبودند; و موحدان را به علت اين كه مي گفتند
پروردگار ما الله است مي خواستند به قتل برسانند.
مدتي قبل هم كه عده اي از پيروان دين توحيدي به حبشه
هجرت كرده بودند , در آنجا هم از اذيت هاي مشركان آسوده
نبودند , به طوري كه مشركان مكه عده اي را به حبشه فرستادند ,
و آنها سراغ حاكم حبشه رفتند و تقاضا كردند كه مهاجران را به
آنها تحويل دهند , تا آنها را به قتل رسانند. در هر صورت جنگ
بدر شروع شد. يك طرف , سپاه مجهز و تبهكار كفار بودند , كه به
قصد كشتن بي گناهان و نابود كردن اساس دين خداپرستي راه
طولاني بين مكه و مدينه را طي كرده و در فكر كشتن پيامبر خدا
(ص ) و پيروان دين توحيدي بودند. و بعد از آن هم حمله به
داخل شهر و كشتن مردان و اسير كردن زنان و كودكان و افتخار
كردن به اعمال خود.
طرف ديگر گروهي اندك از پيروان دين توحيدي بودند كه در
بين آنها رسول خدا (ص ) قرار داشت , آنها اسلحه و تجهيزات
جنگي نداشتند و به قصد جنگ بيرون نيامده بودند , اما به هر
حال مدافعان دين توحيدي درآن شرايط همين گروه اندك بودند.
آنها بايد از دين و زندگي خود و سرانجام از اهل شهر مدينه دفاع
مي كردند.
در اين جنگ طبق محاسبات عادي بايد مشركان پيروز
مي شدند , زيرا آنان هم سه برابر موحدان بودند; و هم مسلح
بودند وبه قصد جنگ آمده بودند , اما مسلمين به جز چند عدد
شمشير و ساير سلاح هاي جنگي چيزي همراه نداشتند. گفته اند
فقط دو اسب در اردوي مسلمين وجود داشت . اما قدرت روحي
عظيمي در سپاه مسلمين وجودداشت كه در محاسبات عادي و
در تصور كفار نمي گنجيد و آن وعده هاي خداوند عالم بر ياري
آنها و استقرار رسول خدا (ص ) در بين آنها بود و وجود قهرمان
توحيد كه رفتار او همه را در بهت شگفتي فرو برد و آن
اميرالمومنين علي (ع ) بود.
در اين جنگ در همان ساعات اول روز سران كفار به دست
سپاه توحيد كشته شدند. سپاه مهاجم شكست سختي خورد و
عده زيادي از آنها به اسارت مسلمين درآمدند. سپاه كفار با ذلت
و خواري رو به فرار گذاشتند و به طرف مكه برگشتند. در اين
جنگ هفتاد نفر از مشركان به قتل رسيدند , كه سي و شش نفر از
آنها را فقط علي (ع ) به خاك انداخت , با وجود اينكه قهرمانان
بزرگي هم در سپاه مسلمين , مثل حمزه بن عبدالمطلب (ع )
وجود داشتند.
اميرالمومنين علي (ع ) در حقيقت سرنوشت جنگ را تعيين
كرد و اگر او نبود و آن شجاعت و صلابت و استقامت و قدرت
فوق العاده , بقيه مردان هم نمي توانستند در جنگ به همان مقدار
موثر باشند. قدرتي كه از آن حضرت ظهور كرد , صرفا قدرت
بدني و قدرت روحي متعارف نبود و ما به خواست خداوند در
اين زمينه و موارد مشابه آن بعدا بحثي قراني و علمي مطرح
خواهيم كرد.
جنگ احد
يكسال بعد از جنگ بدر جنگ بسيار خطرناك ديگري به
وقوع پيوست , در اين جنگ سه هزار نفر از كفار مكه و بعضي از
قبايل اطراف آن به پايگاه دين توحيدي يعني شهر مدينه حمله
كردند. سپاه كفار به قصد انتقام جويي از كشته هاي خود در جنگ
بدر به علاوه هدف اصلي خود كه نابود كردن دين خدا بود , با
قدرت و خشونتي بيشتر از جنگ بدر , در اين جنگ شركت كرده
بودند.
بعد از شهادت حمزه , عمومي بزرگوار پيامبر , در زماني كه
جنگ بسيار سخت شده بود , علي (ع ) به تنهايي از وجود شريف
رسول خدا (ص ) محافظت مي كرد. مشركان گروه گروه به طرف
پيامبر خدا (ص ) حمله مي آوردند و قصدشان كشتن آن حضرت
بود , چند نفر از آنها براي كشتن رسول خدا (ص ) هم پيمان شده
بودند و حتي در يك مرتبه يك گروه پنجاه نفري به آن حضرت
حمله كردند. اميرمومنان با شجاعت و صلابتي كه نظيري براي
آن ديده نشده بود به صف مشركان حمله مي كرد و با كشته شدن
عده اي از آنها به دست آن حضرت , بقيه فرار مي كردند.
پيامبر اكرم (ص ) در اين مرحله از جنگ مجروح شده ,
سرانجام مهاجمان با حملات برق آساي اميرمومنان , از كشتن
رسول خدا (ص ) مايوس شده و پراكنده شدند. دراين جنگ
شمشير علي (ع ) شكست و پيامبر اكرم (ص ) شمشير خود را به
نام « ذوالفقار » به آن حضرت داد. گفته اند در اين جنگ صداي
گروهي از ملائكه از آسمان شنيده شده كه در مقام تحسين و
تجليل از فداكاري علي (ع ) , در دفاع از وجود شريف رسول خدا
(ص ) مي گفتند : « لافتي الا علي , لاسيف الا ذوالفقار. »
تجلي ديگري از نصرت دين توحيدي
نصرت دين توحيدي به وسيله علي (ع ) و پذيرش دعوت
پروردگار عالم در اين زمينه اختصاص به جنگ ها نداشت و حتي
در جنگ هم فعاليت آن حضرت در اين جهت , محدود به
رفتارهاي قهرمانانه و ابراز شجاعت و دفع حملات دشمنان
نمي شد. آن حضرت در خطرناك ترين مراحل حوادث جنگ ها
رفتارهاي كريمانه در كمك به انسانها و ارائه سيماي زيبايي از
آموزش هاي نوين الهي را فراموش نمي كرد. و در اين راه خطرات
زيادي را تحمل مي كرد. در جنگ ها آنچه از شخصيت و
رفتارهاي آن حضرت تجلي مي كرد تنها شجاعت و قدرت روحي
فوق العاده آن حضرت نبود , بلكه جلوه هاي شكوهمندي از
اخلاق متعالي او را احاطه مي كرد. به عنوان نمونه به توضيح
رفتاري از آن حضرت در جريان جنگ احزاب
مي پردازيم .
در اين جنگ گروه هاي متعددي از مشركان مكه و مناطق
اطراف آن و يهود اطراف مدينه با همديگر متحد شده و به قصد
نابودي كامل دين خدا به طرف مدينه حركت كردند. پيامبر اكرم
(ص ) با پيشنهاد سلمان فارسي دستور داد تا اطراف شهر مدينه
در قسمتي كه آسيب پذير بود خندقي كندند. سپاه احزاب به
نزديك مدينه رسيدندو با خندق مواجه شدند و به مدت يك ماه
شهر مدينه را محاصره كردند.
سرانجام فردي از سپاه كفار به نام « عمروبن عبدود » , همراه
پنج نفر ديگر جاي كم عرض خندق را شناسايي كرده و با قدرت
و سرعت زياد از فاصله دور حركت كرده و با اسبان خود از
خندق گذشتند. عمروبن عبدود كه فردي قدرتمند و جسور و
بي باك بود نعره مي كشيد و مبارز مي خواست . شنيدن صداي
نعره هاي عمروبن عبدود وحشتي در دلها ايجاد كرد.
عمروبن عبدود فرياد مي زد و مبارز مي طلبيد و رجز
مي خواند.
پيامبر اكرم (ص ) فرمود : چه كسي مقابل او مي رود
بلافاصله علي (ع ) آمادگي خود را براي جنگ با عمرو اعلام كرد.
رسول اكرم (ص ) بازهم با كلام خود تكرار كرد. هيچ كس جز علي
(ع ) اعلام آمادگي نكرد. رسول اكرم (ص ) به علي (ع ) اجازه داد
كه به جنگ عمرو برود , و عمامه خود را بر سر آن حضرت بست
و شمشير خود (ذوالفقار) را به او داد , و در حق او دعا كرد و
گفت : پروردگارا علي را از بدي حفظ فرما. و بعد اين آيه را
تلاوت كرد : « رب لاتذرني فردا و انت خيرالوارثين » (2 ) و بعد
فرمود : « برز الايمان كله الي الشرك كله » يعني تمام ايمان , مقابل
تمام كفر قرار گرفت .
علي (ع ) در مقابل عمرو قرار گرفت و خطاب به او
فرمود :
آيا درست است كه تو گفته بودي اگر مردي از قريش از تو دو
تقاضا كند , حداقل يكي از آن دو را مي پذيري عمرو گفت : بلي
چيست آن علي (ع ) فرمود : من تو را دعوت مي كنم به سوي الله
و رسول او و اينكه اسلام بياوري ! عمرو گفت : من به آن احتياج
ندارم . آن حضرت فرمود : دومين درخواست من اين است كه
دست از جنگ بكشي و برگردي . عمرو گفت : هرگز كاري نمي كنم
كه زنان مكه پشت سر من چيزهايي بگويند. در هر صورت عمرو
دعوت آن حضرت را به صلح نپذيرفت .
حضرت به او فرمود : من پياده هستم , تو هم از اسب پياده
شو تا با يكديگر بجنگيم ! عمرو خشمگين شد و از اسب پريد و
ضربتي به اسب زد. ناگهان ضربتي بسيار سنگين بر سر علي (ع )
فرود آورد , آن حضرت سپر را روي سر خود گرفت , اما شدت
ضربه در حدي بود كه سپر شكافته شده و كلاه جنگي آن حضرت
شكست و سر مبارك او اندكي زخمي شد. در اين حال آن
حضرت با ضربتي بسيار سريع و شديد عمرو را روي خاك
انداخت و به حيات ننگين آن مجسمه كفر و شرك پايان
داد.
صداي تكبير اميرمومنان از ميان گرد و خاك برخاست و آن
نشانه كشته شدن عمرو به دست علي (ع ) بود. همراهان عمرو
وحشت زده فرار كردند. سرانجام با كشته شدن عمرو و بعضي
حوادث ديگر , سپاه احزاب در نهايت ذلت و ياس ناچار از
بازگشت به مكه شد , و جنگ احزاب پايان يافت .
رسول خدا (ص ) فرمود : مبارزه علي (ع ) با عمرو , افضل از
اعمال امت من تا روز قيامت است .
پاورقي :
1 ـ سوره محمد (ص ) , آيه 7
2 ـ سوره انبيا , آيه 89
به نقل از فصلنامه قرآني « بينات »

|
ارائه نهج البلاغه گويا در نمايشگاه قرآن
|
لوح فشرده نهج البلاغه
گويا در نمايشگاه بين المللي
قرآن تهران به معرض نمايش و
فروش درآمده است .
اين لوح فشرده كه از جمله
محصولات نرم افزاري بنياد
علوم و معارف اسلامي است ,
متن عربي خطبه ها , نامه ها و
حكمت ها را به صورت
گرافيكي با خط مرحوم طاهر
خوشنويس همراه با
اعراب گذاري ارائه كرده است .
از ديگر امكانات اين
نرم افزار , قرائت كامل
نهج البلاغه به صورت ترتيل ,
پنج ترجمه فارسي نهج البلاغه
از مرحوم محمد دشتي ,
سيدكاظم ارفع , فيض الاسلام ,
دكتر سيدجعفر شهيدي و
حسين انصاريان است . ضمنا
دو ترجمه انگليسي نهج البلاغه
نيز در اين نرم افزار تعبيه شده
است .
مشروح غربي و شروح
فارسي شامل شرح ابن
ابي الحديد و ابن ميثم به زبان
عربي و شرح علامه جعفري و
شرح ابن ميثم به فارسي از
امكانات موجود اين لوح
فشرده مي باشد. همچنين
مناجات حضرت امير
عليه السلام , روايات نبوي
موجود در نهج البلاغه و آيات
قرآن موجود در نهج البلاغه و
زندگي نامه سيدرضي در اين
لوح فشرده گنجانده شده است .

| | | |