روزنامه جمهوري اسلامي 18/08/1382 صفحه سرمقاله
*****
بوش و سرپوش


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    جرج بوش رئيس جمهور جنگ افروز آمريكا در يك سخنراني تلويزيوني با اين ادعا كه خاورميانه دچار كمبود آزادي است از خوابهاي جديد آمريكا براي خاورميانه سخن گفت و اظهار داشت : آمريكا تا چندين دهه بايد همچنان تمركز خود را بر اين منطقه از جهان حفظ كند.
    بوش كه در جلسه صندوق ملي دموكراسي سخن مي گفت از جنايات وحشي گريهاي ارتش آمريكا در دوران اشغال عراق بعنوان « چهره دمكراسي » نام برد و مدعي شد شكست دموكراسي در عراق تروريست ها را در سراسر جهان جسورتر خواهد كرد و خطرات را براي مردم آمريكا افزايش خواهد داد و اميد ميليونها تن را در منطقه از بين خواهد برد. وي آشكارا سعي داشت با توجيه ناكاميها و شكست هاي مستمر آمريكا در عراق برروي بي برنامگي خود در عراق سرپوش بگذارد و اعتراضات فزاينده حتي درون آمريكا را مهار كند و افزود : موفقيت آمريكا در عراق پيامهائي از دمشق تا تهران خواهند فرستاد مبني براينكه آزادي مي تواند آينده هر ملتي باشد.
    وي كشورهاي مختلف خاورميانه را نام برد و براي هر يك با توصيفات خاصي تلاش كرد اهداف و برنامه هاي واشنگتن را در خاورميانه فهرست كند. بوش بدون اشاره به حمايت بي حد و مرز آمريكا از صدام در طول ساليان متمادي از سران عراق و سوريه بعنوان مستبداني كه ميداني از شكنجه سركوب فلاكت و ويراني از خود برجاي گذاشته اند نام برد.
    بوش از بحرين مراكش و عمان بخاطر پذيرش و اجراي نسخه هاي آمريكائي براي اصلاحات قدرداني نمود و سعي كرد تا بايدها و نبايدها براي ايران را تعيين كند. وي اظهار داشت : تهران بايد از كشورهاي مذكور پيروي كند وگرنه « آخرين ادعاي مشروعيتش » را از دست خواهد داد. وي به مصر گفت بايد راه دمكراسي را در پيش گيرد و آنرا در خاورميانه به نمايش بگذارد و از سعوديها خواست با اجراي اصلاحات نشان دهند رهبر واقعي منطقه هستند. وي از كوبا برمه كره شمالي و زيمبابوه بعنوان « دژهاي سركوبگري » نام برد و مدعي شد كه تعهد آمريكا به دمكراسي در اين كشورها محك مي خورد. بوش حدود آزادي قابل قبول در چين را هم تعيين كرد و گفت : امروزه در چين پاره اي از آزاديها وجود دارد ولي نهايت كار بايستي آزادي محض و كامل باشد چون مردم چين خواهان آنند.
    بوش تكليف مردم و حكومت ها در خاورميانه را هم تعيين كرد و گفت آنها بايد قدرت حكومت و ارتش را محدود كنند قانون را پاس بدارند جامعه مدني شامل رسانه هاي مستقل را بنا نهند آزادي مذهبي را تضمين كنند بازارهاي آزاد را بپذيرند و زنان را از حقوق سياسي برخوردار كنند. بوش همه جوامع خاورميانه را درحال ركود معرفي كرد و گفت چنين اصولي پادتن فقر و سركوب گسترده در خاورميانه است كه تمام جوامعش درحال ركود هستند و حال آنكه تمام دنيا به جلو مي رود.
    وي رهبران فلسطيني را هم سد راه اصلاحات دمكراتيك معرفي كرد و آنها را متهم ساخت كه به خشونت و نفرت دامن مي زنند و اصلا رهبر نيستند و در واقع موانع اصلي صلح و كاميابي فلسطيني ها هستند.
    بوش اصرار بر دمكراسي و تلاش براي برقراري آن را براي چندين دهه آينده اولويت آمريكا معرفي كرد و تصريح كرد : ماداميكه آزادي در خاورميانه شكوفا نشود مكاني براي رخوت انزجار و خشونت خواهد بود و مي تواند حتي آنرا صادر كند.
    اين براي نخستين بار است كه يك مقام رسمي آمريكا در يك اظهارنظر مداخله جويانه درباره تقريبا تمامي كشورهاي اسلامي در خاورميانه اينگونه وقيحانه خط و نشان مي كشد و از تغيير استراتژي آمريكا در قبال كشورهاي حوزه نفت خيز جهان اسلام بي پروا سخن مي گويد. تعيين بايدها و نبايدها براي تقريبا تمام ملت ها و كشورهاي اسلامي خاورميانه آنهم با چنين دريدگي و گستاخي آشكاري كاملا بيسابقه و درعين حال هشدار دهنده است . اين صراحت بگونه اي تامل برانگيز بيانگر وجود اراده اي است براي دخالت هاي شرورانه اي بمراتب افزونتر از آنچه در افغانستان و عراق شاهد آن بوده و هستيم . اگر اين اراده سركوب نشود و اگر پاسخ روشن و قاطعي كه متناسب با ابعاد كه اين گستاخي است دريافت نكند چه بسا ملت هاي منطقه شاهد آتش افروزيهاي بيشتري در خاورميانه باشند و ناچار شوند بمب هاي ده تني موشك هاي هدايت شونده بمب هاي خوشه اي و نمودهاي ديگري از دمكراسي آمريكائي را در سرزمين خود تحمل كنند.
    در اين نكته ترديدي نيست كه بخش قابل توجهي از كشورهاي عربي خاورميانه با ساختار فرسوده حكومت هاي موروثي و شديدا وابسته به بيگانه باعث رنج مستمر ملت ها شده اند ولي فراموش نكنيم كه اين ساختارها عموما و دقيقا دست پخت آمريكا و انگليس بوده و هست . بدين ترتيب استعمارگران براي چندين دهه از وجود اين حكومتها سود برده اند و امروزه با پيشقدم شدن در راه اضمحلال اين حكومتها سعي دارند خود را قهرمان آزادي طرفدار ملت هاو فرشته نجات معرفي كنند.
    هنوز كاملا روشن نيست كه آيا اين اظهارات بوش براي « مصرف داخلي » بيان شده و هدفش سرپوش گذاشتن بر شكست هاي نظامي ـ امنيتي در عراق بوده كه طيف وسيع مخالفين اشغال عراق را به عقب براند و به تصور خود خلع سلاح كند يا آنكه اهداف متنوعي مورد توجه بوده و يك اقدام چند منظوره تلقي مي شود چه بسا بوش درصدد « تست زدن » براي بررسي تاثير جنايات آمريكا بر ساير كشورهاي جهان اسلام بوده است كه واشنگتن در يك تهاجم تبليغاتي غيرمنتظره واكنش آنها را نيز ارزيابي كند.
    بدين ترتيب اين حركت بايستي بمنزله « آتش تهيه » در جنگ رواني جديد عليه دنياي اسلام تلقي شود كه بموجب آن درصورت فراهم شدن اوضاع شاهد اقدامات آمريكا در جهت براندازي رژيم هاي عربي باشيم .
    بايد پرسيد كه وقتي آمريكا با شكست هاي پي در پي در عراق مواجه است واينگونه سخن مي گويد اگر در عراق با موفقيتي مواجه مي شد چگونه عربده مي كشيد مردم مظلوم عراق با تلخكامي احساس مي كنند از چاله به چاه افتاده اند. هنوز از رژيم جنايتكار صدام خلاص نشده به دام اشغالگران وحشي افتاده اند كه با بمب هاي 10 تني موشكهاي هدايت شونده بمب هاي حاوي اورانيوم تضعيف شده بمب هاي خوشه اي و طيف وسيعي از سلاحهاي جديد هدف قرار گرفته اند و هر روزه قربانيان بيشتري مي دهند و درعين حال از لجنزار كنوني در عراق هم بعنوان « نماد دمكراسي » سخن بميان مي آيد.
    مسئله كاملا روشن است . ملتها حتي نبايستي اين بار منتظر واكنش دولتها شوند. بايستي توي دهان بوش كوبيد. آمريكا بايستي خشم و نفرت و انزجار ملتها عليه گستاخيهاي بوش را شاهد باشد تا مطمئن شود هيچكس در دنياي اسلام كمترين احساس همگرائي با اشغالگران وحشي ندارد و ملتها يكپارچه عليه آمريكا هستند و دولتها هم تصور نكند كه از طريق همراهي با اشغالگران چيزي بنفع آنها تغيير خواهد كرد. اگر كسي بيش از همه در منطقه به آمريكا خدمت كرده باشد اين شخص قطعا صدام است . ولي همه ديدند كه چه رسوائي و خفتي براي او دستيارانش و حتي فرزندانش به وجود آمد.
    استراتژي امروز آمريكا خيانت به همه ملتها و كشورهاي جهان اسلام و قرباني كردن مزدوران ديروز است . آمريكا با پيشقدم شدن در راه اضمحلال حكومتهاي دست نشانده خود مي خواهد از نفرت مردم عليه ايران رژيم هاي خودكامه « استفاده ابزاري » كند و خود را مخالف و دشمن درجه يك اين دولتهاي خودكامه معرفي كند. اگر قرار باشد عدالتي رعايت شود و اگر محكمه صالحه اي براي محاكمه اين حكومتها تشكيل شود آمريكا بايستي بعنوان شريك جرم اين حكومتهاي خودكامه به مجازات مشابهي محكوم گردد. دقيقا به همين دليل است كه اين سياست جديد واشنگتن پيشاپيش محكوم به شكست و ناكامي است .
    آمريكا سعي دارد قلب منطقه نفت خيز دنياي اسلام را اشغال نظامي كند و باقي لفاظي ها صرفا پوششي براي فريب دادن ملتهاست و اگر ملتها غافل شوند شاهد تكرار حوادث خونبار عراق در سرزمين خودشان خواهد بود و چنين مباد.