
محمد كاظم تقوي
عبادت راز آفرينش است « و ماخلقت الجن و الانس
الاليعبدون » (1 ) و معبر كمال انسان و تاج كرامتي بر سر او . بندگي
آن گوهري است كه اگر تحقق يابد مبدا و منشا نيل به مقامات
معنوي و كمالات ملكوتي است . عبادت آن اكسيري است كه اگر
شناخته و شكافته گردد
خدا گونه شدن است « العبوديه جوهره
كنهها الربوبيه » (2 ) از اين روي بزرگ عارف عابد امير المومنين
علي (ع ) اينگونه ترنم سر مي دهد. « الهي كفي بي عزا ان اكون لك
عبدا و كفي فخرا ان تكون بي ربا » (3 ) بنده او بودن مايه عزت است
و پرورش يافته دستورات حكيمانه و رحمت واسعه او بودن مايه
فخر و مباهات .
مردان الهي براي نيل به كمالات حقيقي و مقامات ماورائي و
معنوي
چاره اي جز وصول به مقام منيع « عبادت » و بندگي حق
تعالي ندارند و رسولان منذر و پيام آوران مبشر حق تعالا آنگاه
خليل حق و كليم او شدند كه جانشان از نور عبوديت جلا گرفت .
آنان اول به منزل « عبوديت » بار يافتند و آنگاه لياقت و
شايستگي دريافت فيوضات ناپيدا كرانه را از فياض
علي الاطلاق
پيدا كردند. و اين همان حقيقتي است كه در هر
نماز بدان گواهي مي دهيم « و اشهدان محمدا عبده و
رسوله » .
وقتي رسول ختمي و صاحب كشف نام محمدي (ص ) از
مسير « عبوديت » راه پيمودند و امير قافله عشاق گرديدند
پر
واضح است كه ره پويان و رهروان دين و آيين او براي نيل به
سعادت بايد به آن « اسوه حسنه
و « صاحب خلق عظيم » اقتدا
كنند تا مومناني عابد و عابداني واصل گردند.
امام خميني (س ) كه بحق رهروي راستين براي آئين
حياتبخش محمدي (ص ) و متمسك به هدايت هاي عترت
طاهرين (ع ) بوده است
« عبادت » در نظر و عمل او جايگاهي بس
منيع و رفيع داشته است و تمام تلاش و تكاپوي او براي آراستن
جان به اين زينت رباني و تحفه ملكوتي بوده است . در اين نوشته
كوتاه
از منظر آن پير عابد و سالك واصل
نگاهي به « عبادت » ـ
اكسير جان آدمي ـ خواهيم داشت و در اين نگاه گذرا به نكات و
آدابي درباره آن اشاره خواهد شد.
گشودن باب عبادت
رحمت الهي است
وقتي پيامبر اكرم (ص ) كه اشرف آفريدگان خداوند و
عارف ترين آنان به ذات پاك او است
عرض مي كند « ما عبدناك
حق عبادتك » چرا كه « ما عرفناك حق معرفتك » (3 )
پس حال ديگران روشن تر از آن است كه گفته آيد. اما
علي رغم آنكه حضرت حق علو ذاتي دارد و ممكنات از قصور
ذاتي برخوردارند و دست فهم و معرفت آنان كوتاه و ناتوان با
خداوند رحيم و كريم باب واسعه عبادت خويش را به روي
آدميان گشود و از طريق وحي و نبوت راه نيل به سعادت را بدانها
تعليم داد
چرا كه نايل آمدن به مقامات معنوي جز از راه
« بندگي » فرا چنگ نمي آيد. « فتح باب عبادت و عبوديت يكي از
نعمت هاي بزرگي است كه تمام موجودات رهين آن نعمت اند و
شر آن نعمت را نتوانند كنند بلكه هر شكري فتح باب كرامتي
است كه از شكر آن نيز عاجزند . » (4 ) و سعدي چه زيبا سرود :
از دست و زبان كه برآيد
كز عهده شكرش بدر آيد
بنده همان به كه ز تقصير خويش
عذر به درگاه خدا آورد
ورنه سزاوار خداونديش
كس نتواند كه به جا آورد
بي نيازي حق تعالي
حضرت حق تبارك و تعالي آن ذات مستجمع جميع
كمالات
غني با لذات است و اين آفريده هاي او هستند كه
يكپارچه و به يكباره دست نياز به سوي او دارند در سوره آل
عمران آمده است : « انتم الفقرا الي الله والله هو الغني » ولي اين
گشودن راههاي سعادت و خوشبختي و نيك فرجامي براي
انسانها
ناشي از رحمت واسعه و حكمت بالغه او است .
« خداي تعالي در اين هدايت و راهنمايي
بلكه در اين
عبادت ها و اخلاص ها و بندگي ها بر ما منت هاي عظيم جسيم
دارد . » (5 )
انواع عبادت
عبادت و پرستش يگانه معبود حقيقي
پلكان عروج و
دريافت فلسفه خلقت و آفرينش است . اما بايسته است بدانيم كه
اين تحفه رباني
انواع و اقسامي دارد. در يك تقسيم عبادت
يا
خالص براي خداست و يا اينكه عابد براي معبود حقيقي شريكي
در نظر مي گيرد. بر عبادت هاي شرك آلود اثري مترتب نمي باشد
و چنين عبادتي خود بالا نمي رود تا چه رسد به اينكه عابد را بالا
ببرد. در نگاهي ديگر عبادت خالص نيز تقسيماتي دارد. امام
صادق (ع ) مي فرمايد :
عبادت كنندگان سه دسته مي باشند : گروهي خدا را از سر ترس
مي پرستند كه عبادتشان عبادت بردگان است . دسته اي خدا را
براي رسيدن به ثواب پرستش مي كنند كه چنين عبادتي عبادت
تاجر پيشگان و كاسب كاران است . عده اي خدا را از روي عشق
و از سر محبت عبادت مي كنند كه چنين عبادتي عبادت احرار و
آزادگان است . در بيان حضرت اين قسم سوم افضل عبادت ها
معرفي شده است . (6 ) گر چه خداوند بخاطر ضعف ما انسانها و
بخاطر رحمت واسعه خويش عبادت هاي از روي ترس از عذاب
جهنم و شوق به بهشت را مي پذيرد و در قبال آنها عناياتي
مي فرمايد
« اما عبادت احرار كه براي حب حق تعالي و يافتن آن
ذات مقدس را اهل عبادت واقع مي شود
و خوف از جهنم و
شوق بهشت محرك آنها در آنان نيست
اول مقام اوليا و احرار
است و از براي آنها مقامات و معارج ديگر است . » (7 )
آداب عبادت
پس از آنكه نگاهي پيرامون ماهيت و حقيقت عبادت بيان
شد
اينك به برخي از آداب آن از نگاه امام خميني توجه
مي دهيم .
مقام عز ربوبيت و ذل عبوديت
براي آنكه عبادت سالك طريق آخرت
روحاني تر و موجب
تقويت روح عابد گردد
بر او لازم است به مقام عز ربوبي و ذل
خود توجه داشته باشد كه اين خود گام نهادن در مسير
خودشناسي است و خداشناسي را در پي دارد « من عرف نفسه
فقد عرف ربه » (8 )
حضرت امام در اين باره مي نويسد « يكي از آداب قلبيه در
عبادات و وظايف باطنيه سالك طريق آخرت
توجه به عز
ربوبيت و ذل عبوديت است (9 ) » هر چه اين دريافت و مشاهده
بيشتر و شديدتر باشد
عابد به كمال عبوديت و مقام عبوديت
مطلقه كه از اعلي مراتب كمال و رفيع ترين مقامات انسانيت
است
نزديك تر مي شود.
ادب نشاط و بهجت
براي انواع عبادتها آثار و بركات فراواني ذكر شده است
اما
آن عبادتي اثر گذارتر و ماناتر كه برخاسته از عشق و محبت به
معبود پاك باشد و عشق جانمايه عبادت گردد
اگر عابد در وقت
عبادت از نشاط و بهجت برخوردار باشد همين عبادت است كه
در نفس اثر مي گذارد. چرا كه عبادت از روي كسالت و خستگي
اثري در نفس ندارد.
« سالك جديت كند كه عبادت را از روي نشاط و بهجت
قلب و فرح و انبساط خاطر بجا آورد و از كسالت و ادبار نفس در
وقت عبادت احتراز شديد كند . » (10 )
از اين روي آن وقتي را كه براي عبادت خويش برمي گزيند
بايد زماني باشد كه نفس او به عبادت اقبال دارد و از نشاط و
تازگي و سرزندگي برخوردار است و بپرهيزد از اينكه با كسالت و
هنگام خستگي وادبار نفس
عبادت را بر او تحميل كند كه
اينگونه عبادت كردن علاوه بر اينكه موثر نخواهد بود
ممكن
است آثار بدي نيز در پي داشته باشد كه يكي از آنها انزجار از
عبادت است . پس بايد در حال سرور و راحتي و اقبال نفس
عبادت كرد و از آن نوري برگرفت و چراغ جان را برافروخت و به
عالم بالا سفر نمود.
اعتدال در عبادت
از دل ادب نشاط و بهجت
ادب ديگري براي عبادت ظاهر
مي شود كه « ادب مراعات نفس » و « رعايت اعتدال در عبادت »
است . امام خميني (ره ) كه خود عابد كامل و سالك و اصلي بود
سالكان راه را اينگونه دلالت و اشارت مي كند :
« ادب ديگر... كه آن نيز از مهمات باب رياضت است ...
مراعات است و آن چنان است كه سالك در هر مرتبه كه هست ...
مراعات حال خود را بكند و با رفق و مدارا با نفس رفتار
نمايد . (11 ) ايشان در اين باره بيشتر
جوانان را مورد خطاب قرار
مي دهد و از افراط و زياده روي و تحميل بر نفس پرهيزشان
مي دهد. اگر جوانها با رفق و مدارا با نفس رفتار نكنند و خطوط
طبيعت را به اندازه احتياج آن از طرق محلله ادا نكنند
گرفتار
خطر عظيمي شوند كه جبران آن را نتوانند كرد و آن خطر آن
است كه گاه نفس به واسطه سخت گيري فوق العاده و عنان گيري
بي اندازه عنان گسيخته شود » (12 )
امام صادق (عليه السلام ) مي فرمايد : من در ايام جواني
جديت و اجتهاد در عبادت نمودم
پدرم به من فرمود : اي فرزند
كمتر از اين عمل كن زيرا كه خداي عزوجل وقتي كه دوست
كم نيز راضي ]عبادت [داشته باشد بنده اي را
از او به
مي شود . (13 )
حضور قلب
عبادت انسان براي خداي تبارك و تعالي علائم و
نشانه هايي دارد كه با مشاهده آنها فرد متصف به صفت « عابد »
مي گردد. اما علاوه بر اين ظواهر
قوام عبادت او به حضور قلب به
هنگام عبادت بستگي دارد. عابد بايد علاوه بر خضوع و خشوع
قالب به گوهر حضور قلب هم دست يابد كه همه ارزش ها و
ثمرات از آن حاصل مي شود. از ديدگاه امام خميني حضور قلب
همان اكسير كيمياگر و عروج دهنده جان و روح انسان
به
« فراغت وقت و قلب » نيازمند است . همچنانكه « فهماندن
اهميت عبادت به قلب » نيز عامل و باعث حضور قلب است . (14 )
براي انجام عبادت با حضور قلب
بايسته است مومن
سالك در شبانه روز وقتي را مخصوص عبادت قرار دهد و در آن
ساعت كار ديگري را براي خود در نظر نگيرد و البته بايد اهميت
عبادت فهميده و ادراك شود كه حفظ اوقات عبادات را در پي
خواهد داشت .
گستره وسيع عبادت
امام خميني در تفسير جامعي كه از اسلام داشت در مسئله
عبادت نيز از نگاه ژرف و گسترده برخوردار بود و مصاديق
عبادت را منحصر در عبادت هاي خاص مانند نماز
روزه
حج و...
نمي دانست بلكه معنايي وسيع و مصاديقي فراوان براي عبادت
قائل بود. ايشان سياسي ترين جلوه هاي رفتاري مردم مسلمان
را عبادت بلكه از بزرگترين عبادت ها مي داند « قيام شما براي
خدا و رهايي امت اسلامي باشد و تحمل و رنج در راه آن از
بزرگترين عبادات است . » (15 )
حضرت امام مسئولان و كارگزاران نظام اسلامي را مورد
خطاب قرار مي دهد و به آنها يادآور مي شود كه خدمت به بندگان
خدا از بزرگترين عبادت است . « كارها براي خدا
براي خدمت به
بندگان خدا
براي خدمت به اسلام باشد كه اين از بزرگترين
عبادات است . » (16 )
عبادت امام
آنچه نزديكان و ياران امام خميني (ره ) نقل مي كنند حاكي
از اهتمام ويژه ايشان به عبادت با حفظ ماهيت و رعايت آداب
آن است . ايشان هيچگاه از نوافل و مستحبات غافل نمي ماند و
حتي در حال قدم زدن
ذكر مي گفت و زيارت مي خواند و روزانه
چند نوبت در هر فرصت مناسبي كه پيش مي آمد قرآن
مي خواند.
فرزند امام نقل مي كند : « شبي در ماه رمضان من پشت بام
خوابيده بودم بلند شدم ديدم كه صدا مي آيد
متوجه شدم
آقاست كه در تاريكي در حال نماز خواندن است و دستهايش را
طرف آسمان دراز كرده و گريه مي كند. برنامه عبادي ايشان اين
بود كه در ماه رمضان شب تا صبح بيدار بودند و بعد از نماز صبح
استراحت مي كردند . » (17 )
حضرت امام براي عبادت رعايت مستحبات را هم مي كردند
« امام هميشه موقع نماز عطر و بوي خوش مصرف مي كردند و
شايد بدون بوي خوش سرنماز نايستاده باشند » (18 )
يكي از ياران امام نماز ايشان را اينگونه توصيف مي كند
« حضرت امام اول وقت به نماز مي ايستادند و با خضوع و خشوع
و حضور قلب
نماز خود را برگزار مي كردند. قبل از فرا رسيدن
وقت نماز به تلاوت قرآن كريم مي پرداختند . » (19 )
امام و توصيه نزديكان به عبادت
امام كه خود به نماز اول وقت اهتمام جدي داشتند
اطرافيان را نيز به اين فضيلت دعوت مي كردند « امام بيشتر
راجع به نماز و قرآن توصيه مي كردند و مي گفتند كه بچه ها نماز
خودشان را اول وقت بخوانند تا خداوند آنها را بيشتر دوست
داشته باشد . » (20 ) ايشان براي تشويق فرزندان و نوه ها علاوه بر
بيان نرم و لطيف
بخاطر توجه آنان و تشويق بيشترشان
جوايزي را هم به آنها مي دادند : « وقتي بچه بودم
يك بار كه امام
مشغول نماز خواندن بودند
من هم رفتم و پشت سر ايشان
ايستادم و همان كارهايي را كه ايشان مي كردند
تكرار كردم .
امام چند جلد كتاب كودكان كه همان دور و بر بود
برداشتند و
به من دادند. بعدها هر موقع من به اتاق امام مي رفتم
يا ايشان
قدم مي زدند و من ايشان را مي ديدم
اول از من سئوال
مي كردند
نمازت را خوانده اي يا نه . اگر نمازم را خوانده بودم
مي گفتند آفرين و اگر هنوز نخوانده بودم مي گفتند بخوان و
نصيحتم مي كردند و مي گفتند « نمازت را اول وقت بخوان » (21 )
باشد تا همگان بويژه نسل جوان با ايمان
با تاسي به امامي كه
بواقع عبد صالح خدا بود و عابدي بزرگ
با توجه به ماهيت
عبادت و رعايت آداب آن و نگاه جامع بودن
از عبادت كنندگان
واقعي معبود حقيقي باشيم و در صف عبادت كنندگان او
محشور گرديم .
پي نوشت ها :
ــــــــ
1 ـ الذاريات
56
2 ـ ميزان الحكمه
ج 4
ص 1798
3 ـ مرآه العقول
ج 8
ص 146 (كتاب ايمان و كفر باب شكر)
4 ـ چهل حديث
ص 224
5 ـ چهل حديث
ص 43
6 ـ اصول كافي
ج 2
ص 84
ح 5
7 ـ چهل حديث
ص 326
8 ـ الحياه
ج 1
ص 126
9 ـ آداب الصلاه
ص 7
10 ـ همان
ص 23
11 و 12 ـ همان
ص 25
13 ـ اصول كافي
ج 2
ص 87
14 ـ نك به چهل حديث
ص 426
15 ـ صحيفه امام
ج 4
ص 158
16 ـ همان
ج 16
ص 332
17 ـ فرازهايي از ابعاد روحي اخلاقي و عرفاني امام خميني
ص
19
18 و 19 ـ تبيان
دفتر هفتم
ص 39
20 ـ همان
ص 104
21 ـ همان
ص 99
مردان الهي براي نيل به كمالات حقيقي و مقامات
ماورائي و معنوي
چاره اي جز وصول به مقام منيع
« عبادت » و بندگي حق تعالي ندارند و رسولان منذر و
پيام آوران مبشر حق تعالي آنگاه خليل حق و كليم او
شدند كه جانشان از نور عبوديت جلا گرفت .
امام خميني در تفسير جامعي كه از اسلام داشت در
مسئله عبادت نيز از نگاه ژرف و گسترده برخوردار
بود و مصاديق عبادت را منحصر در عبادت هاي خاص
مانند نماز
روزه
حج و... نمي دانست بلكه معنايي
وسيع و مصاديقي فراوان براي عبادت قائل بود

*****
معرفي كتاب
|
« امام در سنگر نماز » دفتر هفتم از مجموعه « تيبان » است
كه به همت موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني و ستاد مركزي
اقامه نماز تهيه و تدوين شده است نماز كه پيمودن كرانه هاي
وسيع عالم و هم بال شدن با فرشتگان و كروبيان است
بيش از
سفر بر خاك و پيمودن راه زمين
نيازمند راهنما و « الگو » است .
بهترين اسوه و سرمشق در اين وادي
گفتار و رفتار اوليا الهي
و سالكان راه معنويت و محبت و عشق به خداست . پويندگان
مشتاق اين مسير
چشم دل به شيوه و سيره رهيافتگان و
واصلان به حق مي دوزند تا چگونه پيمودن اين راه را ـ كه
بي خطر هم نيست ـ بياموزند و به اسوه ها تاسي جويند.
يكي از برجسته ترين و محبوب ترين الگوهاي رفتاري و
سير و سلوك معنوي در عصر حاضر امام خميني (قدس سره
الشريف ) است . او كه تمام عمر را يكسره در طريق بندگي و
اخلاص گام زد و همه هستي خويش را وقف راه خدا و
عبوديت او نمود; عشقي ويژه به نماز و نيايش و دعا و تهجد
داشت و حتي واپسين لحظات حيات نوراني او آميخته با عطر
نماز و قرآن بود. و نهضت الهي او كه امت اسلام را به بيداري
رساند و ملت مسلمان ايران را آزاد ساخت
به اهل قبله در
جهان شوكتي دوباره بخشيد و زمينه ساز حيات دين و احياي
معنويت و توجه به خدا در عصر ماديت و گريز از مذهب بود.
امام خميني (س ) بحق از مصاديق بارز كساني بود كه به
تعبير قرآن كريم « اگر به آنان حكومت و قدرت بخشيم
نماز را
برپاي مي دارند... » او ـ كه رضوان الهي بر روح پاكش باد ـ دمي
از خدا جدا نبود و هرچه داشت از رهگذر همين پيوند و اتصال
به مبدا قدرت و عظمت بود. همه چيز ـ جز ذات الهي و
جذبه هاي قدسي ـ در نظرش ناچيز و بي جلوه
مي نمود.
« نماز » اين معراج مومن
اگر در مكتوبات عارفانه و
نمازهاي عاشقانه او ديده شود براي نماز دوستان شهدي
گواراتر از عسل خواهد داشت .
مجموعه « امام در سنگر نماز
مشتمل بر سه فصل مي باشد.
فصل اول در بردارنده خاطرات نزديكان
ياران و اقوام حضرت
امام پيرامون كيفيت وحالت امام در نماز مي باشد و مباحثي
مانند : حالت امام در نماز
نماز شب امام
مصلاي
امام
سفارشي به فرزندان را شامل مي شود.
فصل دوم به بيانات و مكتوبات امام درباره نماز
اختصاص داده شده است و به مباحثي همچون : اهميت نماز
نمازجمعه
وظايف ائمه جمعه و جماعات
نقش مساجد
پرداخته شده است . در همين فصل از دو كتاب نفيس حضرت
امام در باب نماز ـ سرالصلاه و آداب الصلاه ـ مطالبي آورده
شده است .
فصل سوم شامل معرفي سه كتاب حضرت امام مي باشد كه
ويژه نماز تاليف شدند; يعني كتاب هاي : 1 ـ سير الصلوه كه در
سال 1318 هـ ـ ش تاليف شد .
2 ـ آداب الصلوه كه در سال 1321 هـ . ش تاليف شد . 3 ـ كتاب
الخلل في الصلوه كه حاصل تدريس درس خارج فقه حضرت
امام در آخرين سال هاي اقامت ايشان در نجف اشرف بوده
است .

| |