روزنامه جمهوري اسلامي 17/08/1382 صفحه عقيدتي

  • عفو و گذشت (2 )
  • « تفكر » شرط مجاهده با نفس
  • مجاهدت و تلقين
  • *****
    عفو و گذشت (2 )


  • 5 ـ احسن العفو فان العفو مع العدل اشد من الضرب لمن كان له عقل
    گذشت را نيكو بدار زيرا گذشت با دادگري از ضربه وارد كردن به كسي كه عقل دارد سخت تر است .
    6 ـ اعف عمن ظلمك
    از كسي كه به تو ستم كرده درگذر.
    7 ـ خذ العفو من الناس و لا تبلغ من احد ما يكرهه
    عفو و گذشت را از مردم بپذير و به احدي چيزي كه او را ناراحت مي كند نرسان
    8 ـ من تنزه عن حرمات الله سارع اليه عفو الله
    كسي كه خود را از محرمات الهي پاك و منزه كند گذشت خداوند به سوي او خواهد شتافت .
    9 ـ العفو عن المقر لا عن المصر
    گذشت درباره كسي كه اقرار (به گناه ) كند نه كسي كه اصرار ورزد.
    10 ـ ايامك و حميه الا و غاد فانهم يرون العفو ضيما
    از مهرباني با سبك مغزان و كوته بينان بپرهيزيد چرا كه آنان گذشت را ستم مي پندارند.

  • *****
    « تفكر » شرط مجاهده با نفس


  • بدان كه اول شرط مجاهده با نفس و حركت به جانب حق تعالي تفكراست وبعضي از علماي اخلاق آن را دربدايات در مرتبه پنجم قرار داده اند و آن نيز در مقام خود صحيح است .
    و تفكر در اين مقام عبارت است از آن كه انسان لااقل در هر شب و روزي مقداري ـ ولو كم هم باشد ـ فكر كند در اين كه آيا مولاي او كه او را در اين دنيا آورده و تمام اسباب آسايش و راحت را از براي او فراهم كرده و بدن سالم و قواي صحيحه كه هر يك داراي منافعي است كه عقل هر كس را حيران مي كند به او عنايت كرده و اين همه بسط بساط نعمت و رحمت كرده و از طرفي هم اين همه انبيا را فرستاده و كتاب نازل كرده و راهنمايي ها نموده و دعوت ها كرده است آيا وظيفه ما با اين مولاي مالك الملوك چيست
    آيا تمام اين بساط فقط براي همين حيات حيواني و اداره كردن شهوت است كه با تمام حيوانات شريك هستيم يا مقصود ديگري در كار است
    آيا انبيا كرام و اوليا معظم و حكماي بزرگ و علماي هر ملت كه مردم را دعوت به قانون عقل و شرع مي كردند و آن ها را از شهوات حيواني و از اين دنيا فاني پرهيز مي دادند با آن ها دشمني داشتند و دارند يا راه صلاح ما بيچاره هاي فرو رفته در شهوات را مثل ما نمي دانستند
    اگر انسان عاقل لحظه يي فكر كند مي فهمد كه مقصود از اين بساط چيز ديگر است و منظور از اين خلقت عالم بالاتر و بزرگ تري است و اين حيات حيواني مقصود بالذات نيست و انسان عاقل بايد در فكر خودش باشد و به حال بيچارگي خود رحم كند و با خود خطاب كند : اي نفس شقي ! كه سال هاي دراز در پي شهوات عمر خود را صرف كردي و چيزي جز حسرت نصيبت نشد خوب است قدري به حال خود رحم كني . از مالك الملوك حيا كني و قدري در راه مقصود اصلي قدم زني كه آن موجب حيات هميشگي و سعادت دائمي است . و سعادت هميشگي را مفروش به شهوات چند روزه فاني كه آن هم به دست نمي آيد حتي با زحمت هاي طاقت فرسا.
    (از سخنان حضرت امام خميني آئين انقلاب اسلامي ص 225 و 226 )

  • *****
    مجاهدت و تلقين


  • كوشش كن كلمه توحيد را كه بزرگترين كلمه است و والاترين جمله است از عقلت به قلبت برساني : كه حظ عقل همان اعتقاد جازم برهاني است و اين حاصل برهان اگر بامجاهدت و تلقين به قلب نرسد فايده و اثرش ناچيز است . چه بسا بعض از همين اصحاب برهان عقلي و استدلال فلسفي بيشتر از ديگران در دام ابليس و نفس خبيث مي باشد (پاي استدلاليان چوبين بود) و آنگاه اين قدم برهاني و عقلي تبديل به قدم روحاني و ايماني مي شود كه از افق عقل به مقام قلب برسد و قلب باور كند آنچه را استدلال اثبات عقلي كرده است . (از سخنان حضرت امام خميني برگرفته از كتاب « آئين انقلاب اسلامي ص 225 )