ش . كاوان
هشتمين جشنواره تئاتر استان تهران مانند سالهاي گذشته
از بخشهاي متنوع و متعددي برخوردار بود. اين كه چنين
بخشهايي چه تاثيرات و نتايج مثبت و منفي به همراه دارند
نيازمند تحقيق و تفحص بيشتري است . و جود بخشهاي
مسابقه صحنه اي
خياباني
جنبي
ويژه و ... مبين اين نكته
است كه مسئولان و سياستگذاران جشنواره تئاتر استاني برآنند
كه نمايشهاي بيشتر و متنوع تري در معرض ديد علاقه مندان
قرار دهند. اما آيا تكرار اين سياست كافي است
آيا براستي با اين تفكر و عمل
به تئاتر استان تهران تنها به
عنوان يك گردهمايي چند روزه نگاه نكرده ايم
واقعا از نشان دادان اين نمايشها چه هدفي داريم آيا
برآنيم كه تنها بگوييم قابليت نيروهاي تئاتري استان تهران
بيشتر از اين حرفهاست
يا اين كه قشرهاي مختلف شهرستاني
با برپايي چنين جشنواره هايي
بيشتر و بهتر آشنا شوند با كمي
تامل در كيفيت نمايشهاي هربخش به آساني در مي يابيم كه اگر
از تعدا بخشهاي اين جشنواره كاسته شود قطعا جشنواره به
سطح كيفي بهتري مي رسد. مثلا اگر جشنواره فقط در بخش
مسابقه صحنه و خياباني برگزار شود و هزينه برگزاري ديگر
بخشها صرف آموزش صحيح گروههاي شهرستاني
يا تقويت
انجمنهاي نمايش گردد
قطعا نتايج تاثيرگذاري تري به بار
خواهد آورد. جشنواره سه روزه اي كه حتي تا يك ماه پيش
سخن از احتمال عدم برگزاري آن بر سر زبانها بود و با پافشاري
مركز هنرهاي نمايشي برگزار گرديد
نمي تواند در رشد تئاتر
شهرهاي تابعه استان تهران مفيد واقع شود. حضور نزديك به
بيست گروه نمايشي از شهرهاي ورامين
كرج
شميرانات
ري
ساوجبلاغ و... آن هم در شهرستاني با امكانات محدود و
اجراي دووگاهي سه نمايش در هر سالن در يك روز از
جشنواره جز تحميل هزينه هاي سنگين و ضايع نمودن انرژي و
زمان گروهها و وارد نمودن اضطراب و نگراني در دل هنرمندان
چه نتايجي به بار آورده است
البته اين جشنواره شايد بتواند رشد آمار سالانه واحد تاتر
اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان تهران را نشان دهد اما
يقينا نمايانگر كيفيتي است كه قرباني كميت هاي مقبول طبع
اداري گرديده است .
در خلال اين جشنواره شاهد اجراي نمايشهايي بوده ايم كه
با هيچ اصل و هدفي منطبق نبوده و تائيد صلاحيت حضور آنها
در جشنواره به لحاظ فني جاي بسي سوال است . صداي باز و
بسته شدن درهاي سالن هاي نمايش به هنگام اجراها و خالي
شدن سالن ها در حاليكه هنوز ده دقيقه از آغاز نمايشها نگذشته
و عدم استقبال تماشاگران از معرفي نمايشها مبين همين نكته
است .
آيا واقعا مجبوريم كه خود و ديگران را متحمل چنين
زحمتي نماييم
آيا نمي توانيم روشي بيابيم كه خود و تماشاگران را اينگونه
از تئاتر دلزده نكنيم
آيا نمي توانيم بودجه جشنواره را در راه موثرتري چون
آموزش
بالابردن سطح كيفي
آثار گروهها و تجهيز و تكميل
آمفي تئاترهاي شهرستانها هزينه كنيم
اگر متوليان فرهنگ و هنر استان گذارشان به شهرهاي تابعه
تهران بيفتد به راحتي مشاهده خواهند كرد كه بسياري از اين
شهرها علي رغم داشتن جمعيت فراوان از نبود يك سالن
نمايش معمولي
رنج مي برند. انجمن هاي نمايش شهرستانهاي
تابعه كه به عنوان يك مجموعه صنفي فعاليت مي كنند از
كمترين امكانات مالي برخوردارند و نمي توانند برنامه ريزي
اساسي و زيربنايي در جهت اعتلاي هنر نمايش انجام دهند. در
چنين شرايطي نمي توان انتظار رشد تئاتر در سطح استان را
داشت .
هر انسان عالم و آگاهي مي داند كه هنر زماني به رشد و تكامل
مي رسد كه در ارتباط مستمر با مخاطب قرار گيرد. نمايش نيز از
اين امر مستثني نبوده و ارتباط با مخاطب جوهره و اساس آن
است . در اين شاخه هنري لازم است كه سلايق تماشاگر و
عواملي را كه باعث جذب مخاطب و ايجاد ارتباط دو طرفه
مي شود
در نظر گرفت . عملكرد هيات بازبيني واحد تئاتر
استان تهران در چند سال اخير حاكي از آن بوده است كه آنها
نگاه و سليقه جشنواره اي خود را بر نمايشها حاكم كرده اند و
فاكتورهايي را كه باعث جذب مخاطب مي شود را در نظر
نگرفته اند و در عمل جرياني را به راه انداخته اند كه نتيجه آن از
بين رفتن تئاتر مستمر و به انزوا كشاندن نمايشهاي شهرستانها
بوده است . به طوريكه به ندرت نمايشي را مي يابيم كه براي
اجراي عمومي تدارك ديده شود. واحد تئاتر اداره كل ارشاد
استان كه مسئول تاييد صلاحيت نمايشها مي باشد بدون در
نظر گرفتن مختصات جغرافيايي
شرايط اجتماعي
بافت
فرهنگي و ... شهرها دست به انتخاب آثاري زده اند كه نتيجه آن
از بين رفتن ماهيت ذاتي نمايش يعني عنصر ارتباط در آن بوده
است . سوالي كه در اينجا قابل طرح است اين است كه متوليان
هنر استان تهران براي حل اين مشكل كه خود سرمنشا آن
بوده اندـ چه راهكاري يافته اند آيا اصلا وجود اين معضل را
احساس كرده اند
يك جشنواره نمايشي پربار ماحصل ساختن فضايي علمي
و پژوهشي
تدارك امكانات مقدماتي براي اجراي نمايشها و
توجه و تاكيد بر ويژگيهايي است كه در اجراي عمومي مقبول
طبع واقع شوند.
آيا بهتر نيست مسئولان هنري به جاي برگزاري يك
جشنواره به ظاهر رنگارنگ در رفع كمبودهاي شهرستانها
بكوشند
البته قابل درك است كه يك شبه و يك ساله نمي توان اين
كمبودها و نقايص را رفع نمود
اما مي توان با برنامه ريزي دقيق
و حسابگرانه در مدت چند سال مشكلات موجود را از سر راه
برداشت و آن وقت است كه مي توان انتظار آثاري قابل توجه از
شهرستانها را داشت .
در هشتمين جشنواره تئاتر استان تهران تنها دو يا سه
نمايش شايستگي حضور در جشنواره را داشته و بقيه كارها
تنها براي خالي نبودن عريضه حضور پيدا كرده بودند.
در اختتاميه نيز هيات داوران همان نمايشها يعني
« بازينامه فرود » از شهرستان كرج و « ب مثل بازيچه » از
شهرستان ورامين را به جشنواه منطقه اي معرفي نمودند.
با اين وجود تلاش و كوشش اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي
شهرستان ورامين در برگزاري هرچه بهتر اين جشنواره قابل
تقدير است .

*****
نگاهي به اجراي نمايش « بازينامه فرود »
نمايش منتخب هشتمين جشنواره تاتر استان تهران
به بازيگري ماند اين چرخ
مست .....
|
اول
هر تماشاگر حرفه اي كه پوستر نمايش « بازينامه فرود » را
نظاره كند
احتمالا پيش خود مي پندارد كه حتما اين نمايش
هم مانند ساير آثار نمايشي است كه داعيه تجسم و جان بخشي
به ادبيات اصيل و كهن در نمايش ايراني را دارند
اما در عمل
به دليل بهره گيري از شيوه هاي غلط
عدم توجه به شبكه
ارتباطي اثر و مخاطب
اجرايي خشك و روايتي خشن
تماشاگر را از هر چه نمايش ايراني
شاهنامه و ادبيات كلاسيك
دلزده مي كنند. اما اجراي نمايش
برخلاف پيش بيني هاي
مرسوم به تماشاگران آموخت كه بدون قضاوت و پيشداوري به
تماشاي نمايش بنشينند.
دوم
اين بار نمايش همانطور كه از نامش پيداست قصه فرود را
بازگو مي كند. نمايشي كه به كارگرداني « كوروش خزاعي اصل »
و توسط گروه تئاتر « ساديار » از شهرستان كرج در هشتمين
جشنواره تاتر استان تهران شركت جسته بود. نام فرود خاطره
جلسات شاهنامه خواني و بازخواني
مرگ فرود و دكتر محمد
روشن را در ذهن هر اهل ادب زنده مي كند. مردي كه تمام عمر
خود را بر مطالعه شاهنامه و شناخت آن صرف نموده است . هر
لحظه كه از آخرين جلسه كلاسش ـ كه به جلسه فرود كشون
معروف بود ـ مي گذشت گويي فضا سنگين تر شده
نفس ها در
سينه حبس مي شد
بغض گلوي پيرمرد در ميان كلامش
خودنمايي مي كرد و به ناچار اشك از چشمانش سرازير مي شد.
با سوز و گداز برگهاي شاهنامه را ورق مي زد و داستان فرود را
به آخر مي رساند.
به بازيگري ماند اين چرخ مست
كه بازي برآيد به هفتاد دست
زماني به باد و زماني به ميغ
زماني به خنجر
زماني به تيغ
سوم
امير دژاكام نويسنده نمايش مذكور ـ كه مدتهاست به
نمايشي كردن داستانهاي كهن ايراني همت گماشته است ـ در
اين اثر
داستان اين جوانمرد ايراني را به رشته تحرير درآورده
است . بازخوانان نمايشنامه دژاكام اين بار قصه فرود را بازي
مي كنند. اين نمايشنامه نويس با دستمايه قرار دادن يكي از
قصه هاي شاهنامه اثر حكيم ابوالقاسم فردوسي ـ حماسه
پرداز بزرگ تاريخ و استفاده از تكنيك روايت پردازي ايراني
نمايشنامه اي را خلق كرده كه از نظر گروه نمايش ساديار براي
اجرا در خور توجه بوده است .
داستان فرود پورسياوش و مرگ او را مي توان پس از
داستان كشته شدن سهراب به دست پدر از غم انگيزترين
داستانهاي شاهنامه دانست .
فرود داستان جوانان شيرمرد و گرانمايه سرزميني است كه
به دست نابخردي پادشاهان و سرداراني چون افراسياب و
توس جان سپردند و عرصه را براي جولان و گردنكشي هر
روبهكي خالي گذاشتند. داستان فرود حكايتي است كه
بازخواني آن گرد و غبار از زخم كهنه هزاران ساله اين سرزمين
مي زدايد و آن را تازه مي كند.
چهارم
خوانش اجرايي كوروش خزاعي اصل (كارگردان نمايش )
بر وفاداري به اصل داستان و روايتي كلاسيك از آن استوار
است .
روايتي كلاسيك از نوعي كه با صميميت و لطافت
درمي آميزد و تماشاگر را تا انتها با خود همراه مي سازد. از
طرف ديگر استفاده بهينه از تكنيكهاي تئاتر حماسي آن هم از
جنس ايراني اش ـ كه در نقاليها
روايتها و شكل بازي بازيگران
بروز مي نمايد ـ بافتي به آن مي بخشد كه تمام تار و پود آن را
براي تماشاگر ايراني آشنا و مانوس مي سازد. اجراي اين
نمايش با تكيه بر تعزيه
نقالي و ديگر شيوه هاي نمايشي ملي
مبين اين نكته است كه كارگردان اثر آگاه به تكنيكهاي اجرايي
خاص بوده و آنها را به خوبي مي شناسد. از ديگر ويژگيهاي
بارز اين نمايش كه نمودش مديون حضور كارگرداني فهيم و
بازيگراني توانمند است فضاپردازي قدرتمندانه است به
طوريكه در لحظاتي قصه محكم نمايشنامه و خود متن ادبي را
تحت تاثير قرار مي دهد.
در برخورد با اثر به آساني درمي يابيم كه كارگردان در
مواجهه با نمايشنامه و قصه اقتباسي آن خود را نباخته و سعي
كرده جاي پاي ذهنيت و قدرت خلاقه خود را بر آن گذاشته و
آن را مطابق با انديشه ها و سلايق خود شكل دهد. به طوريكه
تماشاگر در تمام لحظات اجرا احساس مي كند كه نمايش تحت
تاثير و سيطره مطلق كلام و ديالوگ نبوده و حركت و عمل نيز
جوهره اي از آن است . اين فضاپردازي در ارتباط بازيگر با
خود
بازيگران
با ابزار صحنه و.... شكل كاملتري به خود
مي گيرد. قدرت جمعي كارگردان
بازيگران و عوامل صحنه در
فضاپردازي باعث شده است كه نمايش با اجرايي بسيار گرم
زنده و ديدني همراه باشد و تماشاگر مشتاقانه آن را دنبال
نمايد. كارگردان نمايش مطابق شيوه هاي روايتي كه اتخاذ كرده
تمام هم خود را صرف بيان قصه نموده و با مدد از يك قصه
قدرتمند و پردازش آن مخاطب را با خود همقدم مي سازد.
هماهنگي از ديگر ويژگيهاي اجراي اين نمايش است كه به
نمود وقار و منشي كه در ذات يك اثر كلاسيك است كمك
مي رساند. در طول نمايش بازيگران همراه و هماهنگ با هم
چون يك گروه اركستر نمايش را پيش مي برند
نقالي مي كنند
نمايش مي دهند و لحظه اي ديگر نقشها را عوض مي كنند. اين
هماهنگي كه هيچگاه از اثر رخت برنمي بندد را مي توان ماحصل
و معلول هدايتي صحيح و به جا دانست . بازيگران با استفاده از
چاشني طنز در ارائه بعضي نقشها مي كوشند تا از بار تراژيك
اثر بكاهند و آن را تلطيف كنند. نوع حركات و ژستهاي
بازيگران به خوبي مويد اين نكته است كه اين نمايش از نقوش
كهن و اصيل در تركيب بندي و طراحي
حركات تاثير پذيرفته
است . و تيم مناسب اتخاذ شده از طرف كارگردان و بازيگران
لحظه به لحظه به عطش بيننده بر پي گيري ماجراي نمايش
مي افزايد. ريتمي كه تحت تاثير فضاي حماسي اثر شكل يافته و
به واسطه موسيقي مناسب با فضا تقويت شده است . به طور
كلي نمايش مذكور در مهمترين هدف خود يعني ارتباط
بامخاطب كارنامه موفقي از خود به جاي مي گذارد.
پنجم
اساس هنر تئاتر بر بازيگر يا اجراگر استوار است . عنصر
بازيگر را نمي توان در هنر تئاتر ناديده انگاشت . همانگونه كه
بزرگترين كارگردانان و تئوريسين هاي چند دهه اخير تاتر جهان
از آن چشم پوشي نكردند. نمايش بازينامه فرود بسياري از
موفقيت خود را مديون بازي هاي روان بازيگرانش است . اين
نمايش با بازي كوروش خزاعي اصل
محمد عسگري
پژمان
بازرگان و آرام آقايي به روي صحنه رفت . طبيعي است كه گونه
و سبك اجرايي نمايش
شيوه و تكنيك ويژه و مشخصي را به
بازيگران تحميل مي كند. با توجه به اينكه در اين نمايش هر
بازيگر چندين نقش را ارائه مي دهند و همچنين اتخاذ شيوه هاي
نمايش ايراني ـ كه متن نمايش و كارگردان مجال بروز آنها را
مي دهند ـ لازم بود تا بازيگران با اتكا به شناخت بازي اپيك و
دركشان از شيوه هاي بازيگران ايراني ـ در تعزيه
نقالي و... ـ آن
را به عرصه ظهور رسانده و به تصوير كشند. بازيگران با اتكا به
بازتاب بدني مناسب
شناخت مركز ثقل هاي مختلف بدن
تسلط بر تعادل و انرژي و صدايي رسا و رها تصويرگر
اسطوره هايي بودند كه براي تماشاگر امروزي قابل لمس و
دسترسي مي نمودند. بازيها به طور مشخص يكدست و منضبط
سازمان دهي شده بود و بسياري از حركات زائد آن در مرحله
پيرايش و آرايش زدوده شده و به يك بازي خلاصه شده و
تئاتري نزديك شده بود. بازيگران با توجه به هدايتي صحيح از
طرف كارگردان و با استفاده از خودآگاه و قدرت خلاقه خود
لحظه به لحظه نمايش را ساخته و مهارت خود را به رخ
تماشاگر كشاندند.
ششم
طراحي صحنه و نحوه پردازش آن در نمايش در كنار ديگر
عناصر اجرايي و مانند آنها خودكفايي كرده و خود را به رخ
مي كشد. ولي بايد در نظر داشت كه خودنمايي آن نه به شكلي
منفرد بلكه به عنوان جزئي از يك مجموعه
به نمود يك تركيب
ياري مي رساند. صحنه پردازي نمايش جداي از داشتن
ويژگيهاي يك اثر كلاسيك
لحظه به لحظه با ادامه روند
نمايش تغيير مي يابد و به نمود لحظات دراماتيك و
كشمكشهاي نمايشي كمك مي كند.
هفتم
گروه تاتر ساديار با اتكا به همدلي و خرد جمعي و فعاليت
عملي توانسته تجربه هاي خوبي در عرصه نمايش كسب كنند.
اما اشكالي كه مي توان به اين گروه نسبت داد اين است كه اين
گروه از نبود يك نمايشنامه نويس قدرتمند در جمع خود رنج
مي برد. بديهي است اگر نمايشنامه نويسي توانمند در ميان اين
جمع قرار گيرد مي توانند به رشد خود سرعتي مضاعف
بخشيده و به آثار گروهي خود وجهه ديگري دهند. نكته مهم
ديگر درباره اين جمع آن است كه آنها ضرورت وجود گروه را
در فعاليت تاتري خود درك كرده و به آن مقيد بوده اند. اين
گروه پس از سالها ممارست و حضور منسجم در جشنواره هاي
مختلف به يك سيستم مشخص و معين در روابط خود دست
يافته اند كه مي توانند براي ديگر گروههاي شهرستاني الگو
واقع شوند.
هشتم
نمايش « بازينامه فرود » با كسب جايزه اول كارگرداني
بازيگري اول و سوم مرد
بازيگري دوم زن
طراحي صحنه برتر
و موسيقي منتخب به عنوان نمايش برگزيده هشتمين جشنواره
تاتر استان تهران معرفي شده و به جشنواره منطقه اي راه يافته
است . با آرزوي موفقيت براي اين گروه نمايشي .
شهاب پازوكي

| |