به ميمنت ميلاد فرخنده
امام زمان (عج ) كتاب « به
پيشواز سپيده » به اهتمام
كامران شرفشاهي از سوي
فرهنگسراي ولا وابسته به
سازمان فرهنگي هنري
شهرداري تهران منتشر شد.
اين كتاب در برگيرنده گزيده
اشعار بيش از يكصد و هفتاد
شاعر معاصر در مدح حضرت
ولي عصر (عج ) مي باشد.
در بخشي از ديباچه اين
كتاب به قلم مولف آمده است :
« يكي از جهات شكوهمند و
جلوه هاي عظمت ملكوتي
شخصيت حضرت امام عصر
(عج )
رويكرد گسترده سخن
سرايان و هنرمندان نسبت به
تعظيم و تكريم مقام آن
حضرت است . كثرت آثار در
اين باره به اندازه اي وسيع و
حيرت انگيز است كه محاسبه
دقيق آن امكان پذير نمي باشد و
به علاوه شور و ارادت شاعران
و هنرمندان در اين عرصه نه
تنها هرگز كاستي و زوالي به
خود نديده است
بلكه به مرور
ايام بر اين عشق و ارادت
بي نظير آنچنان افزوده شده كه
به جرات مي توان گفت خلق
چنين آثاري همواره رو به
افزوني بوده است و ناگفته نيز
نماند كه عرض ارادت به
ساحت مقدس امام عصر (عج )
و آرزوي ظهور آن حضرت در
ادبيات ديگر ملل جهان نيز
متجلي بوده و هست . »

*****
شب شعر منتظران موعود برگزار مي شود
|
شب شعر منتظران موعود
توسط مركز آفرينش هاي ادبي
حوزه هنري سمنان برگزار
مي شود.
اين برنامه ساعت 20 روز
چهارشنبه 21 آبان ماه در تالار
آفتاب سمنان برگزار مي شود و
شاعران و علاقه مندان
مي توانند آثار خود را با
موضوع « حضرت مهدي (عج )
تا 19 آبان ماه به حوزه هنري
سمنان واقع در خيابان شهيد
صفاييان ارسال كنند.

*****
رمضان و دولت كريمه
|
قسمت دوم
ابوالقاسم لطيف زاده
« اللهم اقض دين كل مدين »
« خداوندا دين هر مديوني را ادا كن . »
او قرض مقروضين را ادا خواهد نمود و دين همه بدهكاران
را ادا خواهد كرد. آنروز كه او بيايد
بدهكاري نمي ماند مگر
اينكه آن حضرت بدهي او را پرداخت مي نمايد تا آنجا كه حتي
اگر كسي كشته شود نيز بدهي اش را پرداخت خواهد كرد.
اميرمومنان علي (ع ) در اين زمينه مي فرمايند :
« ...ولا غارما الا قضي دينه و لا مظلمه لاحد من الناس الا
ردها و لايقتل منهم عبد الا ادي ثمنه ... و لا يقتل قتيل الاقضي
عنه دينه و الحق عياله في العطا ... » (1 )
(در آن روز) بدهكاري نمي ماند مگر اينكه بدهي او
پرداخت شود (بوسيله حضرت ) مظلمه و حقي بر گردن كسي
نمي ماند جز اينكه به صاحب حق بازگردانده مي شود. كسي
كشته نمي شود مگر اينكه ديه او را مي پردازد. و هيچ كسي به
قتل نمي رسد مگر اينكه بدهي هاي او را مي پردازد و
خانواده اش را چون ديگر افراد اداره مي كند (و نام خانواده اش
را در بخش عطايا مقرر مي نمايد.)
« اللهم فرج عن كل مكروب »
« خدايا گشايش عطا كن هر گرفتاري را »
اوست كه با عنايات خداوند قادر متعال
غم و اندوه را از
دلهاي شيعيان رفع و بلايا و گرفتاريها را از جامعه
خصوصا
شيعيانش دفع مي نمايد. پيامبر اكرم (ص ) در اين زمينه
مي فرمايند : « يفرج الله بالمهدي عن الامه » (2 ) خداوند بوسيله
مهدي (عج ) از امت رفع گرفتاري مي كند.
و در حديث ديگري از پيامبر(ص ) نقل شده : « به ....
يذهب الزمان الكلب » به دست او (مهدي ) خداوند
روزگار
آزمندي و سختي و فشار را به سر مي آورد . (3 )
و امام صادق (ع ) نيز در اين زمينه مي فرمايند :
« هو المفرج الكرب عن شيعته بعد ضنك شديد و بلا
طويل وجود.
فطوبي لمن ادرك ذلك الزمان » (4 )
او برطرف كننده رنجها و اندوه ها از شيعيان است بعد از
اندوهي سخت و بلائي طولاني و ستمي جانكاه
خوشا به حال
آنانكه آن زمان را درك كنند.
و در روايتي از امام حسن عسگري (ع ) اينگونه نقل شده
است :
به يدفع البلا عن اهل الارض » (5 ) خداوند بوسيله او بلاها
را از ساكنان زمين دفع مي كند.
خود آن حضرت (عج ) مي فرمايند : « انا خاتم الاوصيا و بي
يدفع الله عن اهلي و شيعتي » (6 ) من خاتم اوصيا هستم .
خداوند بوسيله من بلاها و گرفتاريها را از خاندان و شيعيانم
دفع مي كند.
لذا آن حضرت در يكي از توقيعاتش مي فرمايند : « اكثروا
الدعا بتعجيل الفرج فان ذلك فرجكم » (7 ) براي تعجيل فرج
بسيار دعا كنيد كه فرج و گشايش شما در همان است .
حضرت علي (ع ) نيز مي فرمايند : « ... بنا يدفع الله الزمان
الكلب » (8 )
خداوند به دست ما (اهل بيت ) سختيها و تشنه كامي ها را
برطرف مي نمايد.
نكته قابل توجه اينكه حتي در « عصر غيبت » نيز آن
حضرت (عج ) عنايتي خاص به وضعيت شيعيان و گرفتاري آنان
دارند كه اين مطلب در توقيعي كه از طرف آن حضرت براي
شيخ مفيد صادر شده است بيان شده است :
« ....انا غير مهملين لمراعاتكم ولا ناسين لذكركم
ولولا
ذلك لنزل بكم اللاوا واصطلمكم الاعدا » .
ما در رسيدگي و سرپرستي شما كوتاهي و اهمال نكرده و
ياد شما را از خاطر نبرده ايم
كه اگر جز اين بود دشواري ها و
مصيبتها بر شما فرود مي آمد و دشمنان شما را ريشه كن
مي نمودند.
« اللهم رد كل غريب »
« پروردگارا
هر غريبي را به وطن بازگردان »
و او كه طعم تلخ غربت را چشيده است
با اتكال به قدرت
لايزال الهي غربا را به اوطانشان بازمي گرداند. غريبي كه بيش از
يكهزار و يكصد و پنجاه سال است كه در پس پرده غيبت و در
اوج غربت به سر مي برد و عليرغم علاقه شديد به وطن خويش
يعني مدينه منوره
براي نجات از شر دشمنان به امر پدر
بزرگوارشان بايد در دورترين و مخفي ترين مكانها سكني
گزيند
خود آن حضرت (عج ) سفارش پدر را چنين بيان
فرموده : « ان ابي عهد الي ان لا اوطن من الارض الا اخفاها و
اقصاها اسرارا لامري و تحصينا لمحلي لمكائد اهل الضلال
والمرده من احداث امم الضوال ... » (9 ) بدرستيكه پدرم (امام
حسن عسگري عليه السلام ) با من عهد نمود كه وطني از زمين
جز مخفي ترين و دورترين جاي آن برنگيرم
تا اين كه امر خود
را پوشيده سازم و به خاطر وجود نيرنگهاي گمراهان و
منحرفان
مكان خود را از فتنه ي امتهاي گمراه محفوظ بدارم .
« داود بن كثير رقي » از ياران برجسته امام موسي كاظم (ع )
مي گويد : از امام ابوالحسن موسي بن جعفر(ع ) درباره
صاحب الامر حضرت مهدي (عج ) سئوال كردم
آن حضرت
فرمودند : هوالطريد الوحيد الغريب الغائب عن اهله ... » (10 ) و
طرد شده تنها و غريب و پنهان از نزديكانش مي باشد. و اوست
كه در دوران حكومتش نيز « غريب » است . اميرمومنان در همين
زمينه مي فرمايند : « و سياتي الله بقوم يحبهم و يحبونه و يملك
من هو بينهم غريب » . (11 ) خداوند قومي را مي آورد كه آنها را
دوست و آنها نيز او را دوست مي دارند. كسي كه در ميان آنها
« غريب » است بر آنها حكومت مي كند.... » .
لذا او كه با درد غربت آشناست يكي از دعاهايش در عصر
غيبت اين است كه : « ... و علي غربا المومنين والمومنات بالرد
الي اوطانهم سالمين غانمين بحق محمد و آله الطاهرين » (12 )
(خدايا) بر غريبان مومنين و مومنات بازگشت به وطن خود در
حال سلامتي و تندرستي و بهره وري عنايت كن .
« اللهم فك كل اسير »
« خدايا! همه ي اسرا را آزاد فرما »
اوست عدل منتظر كه همه اسيران در بند به دست او از قيد
اسارت آزاد مي شوند و از همه گرفتاران رفع گرفتاري مي شود و
هر تبعيدي و اسير دور از وطن و خانواده به آغوش ميهن
خويش و كانون گرم خانواده اش بازمي گردد و حلاوت زندگي
در پرتو عدل را درمي يابد.
چنانچه رسول گرامي اسلام (ص ) از اين مطلب خبر داده و
فرموده : « خداوند مردي از بهترين فرزندان و پاكترين عترت من
برمي انگيزد كه سراپا عدل و بركت و پاكي است كه ....
« يردبه سبي المسلمين حيث كانوا » (13 ) به وسيله ي او همه ي
اسيران اسلامي را در هر كجا باشند آزاد
مي سازد.
اميرمومنان علي (ع ) نيز مي فرمايد : « آگاه باشيد هر كس او
را درك نمايد
وي را مشعل فروزاني مي يابد كه الگوي صالحان
است : ليحل ربقا و يعتق رقالله » (14 ) بندها را مي گسلد و به بردگي
و بهره كشي انسان از انسان خاتمه مي دهد... »
و آن حضرت (امام علي (ع )) در جاي ديگري مي فرمايد :
« فلا يترك عبدا الا اشتراه واعتقه » (15 ) (در آن روز) برده اي
نمي ماند مگر اينكه (امام مهدي ) او را مي خرد و آزاد مي كند.
پيشواي ششم شيعيان
امام صادق (ع ) هم فرموده : « يعتق
كل مملوك و يعوض علي اصحابه » (16 ) همه بردگان را آزاد
مي كند و قيمت آنها را به صاحبانش پرداخت
مي كند.
نكته قابل تامل در اين چند روايت اخير اين است كه اگر
چه درزمان ظهور آن حضرت (عج ) بردگي با آن شيوه
قديمي اش وجود نخواهد داشت و لكن بر همگان واضح و
روشن است كه اسارت انسانها مظلوم و محروم در دست
زورمندان و ظالمان و بهره كشي استعمارگران و غارتگران از
مستضعفان پاياني نخواهد داشت و هر روز با شيوه اي نوين در
جامعه ظهور پيدا مي كند تا آنكه روزي آن قائم آل محمد(ع )
بيايد و با كمك خداوند به تمام اين مشكلات و گرفتاري ها
خاتمه دهد.
و از دعاهاي خود حضرت (عج ) نيز اينست كه و علي
الاسرا بالخلاص و الراحه (17 )
خداوند بر همه اسيران خلاصي و آسودگي عنايت كن .
اللهم اصلح كل فاسد من امور المسلمين
« خداوندا همه ي مفاسد امور مسلمين را اصلاح فرما »
با دست الهي آن مصلح كل هر فساد و مفسدي از جامعه
ريشه كن خواهد شد و بساط ظلم و ستم و بي عدالتي از جامعه
برچيده خواهد شد. خداوند بوسيله او آتش فتنه ها را خاموش
و عدالت و امنيت را بر تمام دنيا حاكم خواهد نمود. اينك به
بيان بعضي از روايات در اين زمينه مي پردازيم .
پيامبر اكرم (ص ) مي فرمايد : « ليصلح الامه بعد
فسادها » (18 ) خداوند بوسيله حضرت مهدي (عج ) اين امت را
پس از آنكه تباه شده اند اصلاح مي كند.
امام باقر(ع ) مي فرمايد : « اذا القائم القائم ذهب دوله
الباطل » (19 ) زماني كه قائم قيام كند هر دولت باطلي از بين
مي رود.
امام صادق (ع ) فرموده اند : « يطفي الله به الفتنه
الصما » (20 ) خداوند بوسيله او آتش فتنه را خاموش
مي گرداند.
« يبيد من كل جبار عنيد و يهلك علي يده كل شيطان
مريد » (21 ) به دست او هر جباري نابود مي شود و هر شيطان
سركشي هلاك مي گردد.
« فاذا خرج اشرقت الارض بنور ربها و وضع الميزان
بالعدل بين الناس فلا يظلم احد احدا » (22 ) به هنگام ظهورش
جهان با نور پروردگارش مي درخشد
او ميزان عدل را در ميان
مردم قرار دهد و ديگر كسي در حق كسي ستم نكند.
« يبلغ رد المهدي المظالم حتي ولو كان تحت ضرس
انسان شي انتزعه حتي يرده » (23 )
مهدي آنچنان رفع ستم از ستمديدگان مي كند كه اگر حق
كسي زير دندان كسي باشد آنرا باز مي ستاند و به صاحب حق
باز مي گرداند.
پيامبر اكرم (ص ) : « يملا الارض قسطا وعده لا كما ملئت
جورا و ظالما » (24 ) زمين را پر از عدل و داد خواهد نمود
پس
از آنكه از جور و ستم پر شده باشد.
امام علي (ع ) : « فيريكم كيف عدل السيره » (25 ) مهدي (عج )
به شما نشان خواهد داد كه سيرت عدل و حكومت عادلانه
چگونه است .
« اما و الله ليد خلن عليهم عدله جوف بيو تهم كما يدخل
الحر و القر » (26 ) مهدي (عج ) عدالت را همچنانكه سرما و گرما
در خانه هايشان وارد مي شود
وارد خانه مردمان مي كند (و
دادگري او همه جا را فرا گيرد.)
« ويسعهم عدله » (27 ) عدالتش همه را فرا
مي گيرد.
« ويذهب الزنا و شرب الخمر و يذهب الربا و يقبل الناس
علي العبادات تودي الامانات و تهلك الاشرار و تبقي
الاخيار » (28 ) روابط نامشروع
مشروبات الكلي و رباخواري از
بين مي رود. مردم به عبادت و اطاعت روي مي آورند و امانتها
را به خوبي رعايت مي كنند اشرار مردم نابود مي شوند و افراد
صالح باقي مي مانند.
« ولا ياخذ في حكمه الرشي » (29 ) در دولت او رشوه راه
نمي يابد.
« ... لينز عن عنكم قضاه السوه و ليقبضن عنكم المراضين
و ليعزلن عنكم امرا الجور وليطهرن الارض من كل غاش » (30 )
(امام مهدي (عج )) قاضيان زشتكار را كنار مي زند و دست
سازشكاران را از سرتان كوتاه ميكند و حكمرانان ستم پيشه را
عزل مي نمايد و زمين را از هر انسان نيرنگ باز و فريبكار پاك
مي سازد.
و اوست كه به بهره كشي حكومتها و قدرتمندان خودكامه
كه هستي و نيستي توده هاي مردم را در دست دارند و به
بهره كشي از توده هاي ضعيف انساني براي دست يابي به اهداف
شوم خود مشغولند پايان خواهد داد و جوامع زير سلطه آنان و
انسان اگر چه به ظاهر آزاد زندگي ميكنند ولي در عمل برده و
اسير آنها هستند را نجات خواهد داد :
« ... به يخرج ذل الرق من اعناقكم » . (31 )
به دست مهدي طوق بندگي از گردنهاي شما برداشته
مي شود.
لذا در دعاي ندبه خطاب به آن حضرت مي گوئيم : « اين
قاصم شوكه المعتدين
اين هادم ابنيه الشرك و النفاق اين مبيد
اهل الفسوق و العصيان و الطغيان »
« كجاست در هم شكننده شوكت متجاوزان
كجاست
ويران كننده بناهاي شرك و نفاق
كجاست نابود كننده اهل
فسوق و نادرستي و معصيت و سركشي ...
پاورقي :
1 ـ بحارالانوار
ج 52
ص 224 ـ225
2 ـ بحارالانوار
ج 51 ص 75 و غيبت شيخ طوسي
ص 114
3 ـ بحارالانوار
ج 51 ص 75
4 ـ روزگار رهايي
ج 1
ص 381
5 ـ روزگار رهايي
ج 1
ص 161
6 ـ توقيع آن حضرت به محمدبن عثمان عمري
بحار
ج 53
ص 181
7 ـ همان
8 ـ منتخب الاثر
ص 474 به نقل از عصر زندگي ص 202
9 ـ كمال الدين ص 447
به نقل از : آفتاب در غربت دكتر سيد محمد بني هاشمي ص
327 و 328
10 ـ بحارالا نوار
ج 51
ص 151
11 ـ بحارالانوار
ج 52
303
12 ـ بحارالانوار
ج 52
303
13 ـ الملاحم و الفتن ص 108 به نقل از روزگار رهايي
ج .2 ص 650
14 ـ روزگار رهايي
ج 1
ص 223
15 ـ بحار
ج 52
ص 224 و 225
16 ـ روزگاررهايي
ج 1
ص 519
17 ـ بحار ج 52
ص 303 (پاورقي ) . مفتاتيح الجنان
18 ـ پيامبر اكرم (ص ) بحار 51
ص 83
19 ـ الكافي
ج 8 ص 278 (به نقل از پيداي پنهان ص 39 )
20 ـ بشاره الاسلام
ص 246 (به نقل از روزگار رهايي ج 2 ص 640 )
21 ـ امام كاظم (ع )
بحار ج 51 ص 150
22 ـ بحار
ج 52
ص 322
23 ـ پيامبر اكرم (ص )
روزگار رهايي
ج 2
ص 600
24 ـ بحار ج 52
ص 92
قريب به اين مضومن با اندك اختلاف چند روايت درج 51
ص 74 همين جلد آمده است .
25 ـ نهج البلاغه (فيض الاسلام ) ص .425
26 ـ امام صادق (ع ) بحار ج 52 ص 632
27 ـ بحار
ج 51
ص 74
28 ـ امام صادق (ع )
روزگار رهايي
ج 2
ص 600
29 ـ امام صادق (ع ) روزگار رهايي
ج 2 ص 637
30 ـ امام علي (ع ) بحار ج 51 ص 120
31 ـ پيامبر اكرم (ع ) بحار 75
51
به نقل از كتاب « ره توشه مهدوي ياوران »
ناشر بنياد فرهنگي حضرت مهدي موعود
عليه السلام

*****
دعاي روز يازدهم ماه رمضان
|
« اللهم حبب الي فيه الاحسان و كره الي فيه الفسوق والعصيان و
حرم علي فيه السخط والنيران بعونك يا غياث المستغيثين »
در دعاي روز يازدهم
روزه داران از خداوند متعال
سه
درخواست دارند :
1 ـ دوستي احسان و نيكوكاري را در جانمان نهد .
2 ـ كراهت و ناپسندي از خارج شدن از جاده هدايت و عدم
اطاعت مواليانمان را در ما قرار دهد.
3 ـ خشم و غضبش و آتش جهنم را برما حرام گرداند .
و تمام اين موارد خير را به « عون » و توفيق الهي درخواست
مي كنيم و خداوند را به اسم فريادرس بي پناهان
مي خوانيم .
اگر كليد دست يابي به هر مورد فوق را كه جز به توفيق الهي
حاصل نمي شود
بيابيم به تمام موارد ديگري از اين قبيل نيز
دست يافته ايم و تك تك موارد هم معنا مي يابد و هم ارزشمند
است و گرنه اگر آن اصل اصيل نباشد
هر كار خير ديگري بدون
حلقه ي اتصال
رها مي شود
اما با آن مفتاح طلايي
مس نيز طلا
مي شود.
اينك با يك توجه به فرموده نبي خاتم (ص ) كه به عبادت
كننده ي طولاني در پي ركن و مقام و شب زنده دار روزه گير در
تمام طول عمر اگر چه به درازاي عمر نوح نبي باشد كه بويي از
ولايت اميرالمومنين نبرده باشد
حاصلش در آخرت هيچ است
هيچ ! بلكه آتش است
آن هم به رو انداختن در آن !
در اين زمان
صاحب آن اختيار كه بايد زانوي ادب در
مقابلش بزنيم و با تمام جانمان مطيع او باشيم و آنچه او
مي پسندد انجام دهيم و از كراهتش بپرهيزيم
حجت عصر
امام
زمان حضرت مهدي (عج ) است .
بنابر اين به حكم « المعروف ما امرتم به و المنكر ما نهيتم
عنه »
ميزان الهي را بشناسيم و هر حسنه و سيئه اي را با آن
محك بزنيم .
اميد كه تحت لواي صاحب العصر(عج ) زندگي دنيوي را با
حسن عاقبت و پايداري در ولايت حضرتش سپري كنيم و در
آخرت نيز به همراه حضرتش راهي بهشت شويم و خداوندبه
لطف حضرتش
آتش جهنم را بر ما حرام گرداند.

*****
متن كامل مذاكرات مجلس شوراي ملي درباره كاپيتولاسيون
|
قسمت نهم
ادامه سخنان زهتاب فرد : اگر در آتيه براي هر اداره يا هر
رشته از هر مملكت خارجي متخصصين و مشاورين بياوريم
همكاران عزيز دليل ندارد كه آنها چنين امتيازاتي را براي خود
نخواهند آن روز هم در نظر باشد و ما هم حق نداريم كه
استثنايي را قائل شده و امتيازاتي كه به عده اي مي دهيم نسبت
به سايرين خود داري نمائيم 23 ميليون دلار سهل است
يكصد ميليون دلار و صدها ميليون دلار ارزش اين را نداشت
كه ما ملت و مملكت خود را به اين درجه تنزل بدهيم كه براي
دريافت يك كمكي كه عنوان صدقه را دارد زير باريك چنين
شرط بي سابقه و ننگ آوري برويم . اين قسمت را نمي خوانم و
مي زنم چون باز هم مجلس تكان مي خورد.
حقايق گفتني بسيار است ولي هر حقيقتي را در يك موقعي
بايد گفت كه ادراك مردم قوه شنيدن آن را داشته باشد هر اقدام
و هر تبليغي براي نجات ايران از نفوذ بيگانگان بنمائيد در مقابل
اين تسليم اين خشوع اين فروتني و اين خضوعي كه در مقابل
مشاورين آمريكايي شده است ناچيز و خطرناك ترين سابقه اي
است كه دولت آقاي دكتر مصدق در روابط ايران با ممالك
خارجي ايجاد كرده است . ايكاش اقلا اين اقدام به اسم آقاي
مصدق السلطنه وزير دفتري تمام مي شد نه به اسم دكتر مصدق
مدعي حقوق داني و حقوق شناسي و نخست وزير وقت ايران
متاسفانه اين وقايع و اين جريان ها شايعه اينكه آقاي دكتر
مصدق و همراهان ايشان آنچه مي كنند
براي تامين نظريات
امپرياليست هاي بيگانه است تقويت نمايد و جاي نهايت
تاسف است كه اين جريانات و اين شايعات و سوظن هايي را
نسبت به نيات مدعيان آبرومند ايران تاييد مي كنم .
در اين مدت كم
ما مقدار زيادي لايحه تصويب كرديم من
از آقايان كتمان نمي كنم نسبت به هيچ يك از آنها سو ظني
نداشتم به دليل مذاكرات مجلس راجع به هيچ يك از آنها هم
صحبتي نكردم براي اينكه اهل فن آمدند توضيح دادند خودم
هم فرصتي داشتم كه مطالعه كردم اما اين لايحه
من چگونگي
را به عرضتان مي رسانم چگونگي ممكن است از نظر
صحنه سازي تلخ جلوه كند. در تبريز بودم با استفاده از
تعطيلات مجلس يك ماه و نيم براي رسيدگي به تقاضاها و
گرفتاري هاي حوزه انتخابيه در معيت جناب آقاي دكتر شفيع
امين و ساير همكاران پارلماني ده بده گشتيم همه جا رفتيم
مقدار زيادي حرف شنيديم من انتظار داشتم كه در اولين جلسه
مجلس در اولين روز سالگرد مجلس راجع به مستدعيات
آذربايجان صحبت بكنم و باز تصميم داشتم از توجه شخص آن
جناب نسبت به آذربايجان به خصوص از انتصاب تيمسار
صفاري و اميدهائي كه براي مردم پيدا شده است حرف هايي
بزنم . ما به دولت بغض و كينه نداريم شايد اين را قبلا هم گفته
باشم
دوره اي كه با جنجال با عوامفريبي با هو و تحريك مي شد
نخست وزيري برد و نخست وزيري آورد گذشته است و امروز
كسي از ما زير آستين نخست وزيري ندارد و شبها هم دور رو بر
منقل فلان رجل باز نشسته و ورشكسته نمي نشينيم . ما را همان
شاهراه است
همان راه روشني است كه اعلي حضرت همايوني
در آخرين جلسه مصاحبه مطبوعاتي فرمودند در ايران آزادي
منهاي خيانت هست . اگر ما در رويه خودمان گاهي تندي نشان
مي دهيم اين از استنباطات و از سليقه سياسي و غرور ملي و
احساسات شخصيمان است و الا هيچ توهمي پيش نيايد.
در سفر آذربايجان در چند جا گفته شد آقا مجلس سنا يك
قراردادي تصويب كرده است من اسمي را كه آنها مي گفتند اينجا
تكرار نمي كنم و معترفم آن اسمي كه در افكار هست
نيست .
بنده از آقايان كتمان نمي كنم مثل اينكه غفلت كرده بودم مثل
اكثر آقايان آن تصويب نامه را من نخوانده بودم آمدم خواندم
در صورت مشروح مذاكرات مجلس سنا هست . اينكه مي گويم
از مقدمه غلط نتيجه صحيح عايد نمي شود اينجا بنده ديدم
يك موافقتي است بنده ديدم اين لايحه با يك مقدمه اي كه لااقل
براي من نارسا بود در افكار عامه توليد سوظن كرده بود لايحه
آمد به مجلس سنا اولا جناب رئيس مجلس سنا مي فرمايند
البته مقدور هم بود كه ما فردا جلسه فوق العاده اي تشكيل بدهيم
ولي چون كار بسيار مختصري است اجازه بفرمائيد الان
تمامش بكنيم .
اين اولين موردي بود كه بنده را مقداري تكان داد در هر
حال از نظر بنده اينكه گفته مي شود چيز مختصري بود اگر
مختصر بود لزومي به اين امر نداشت كه جلسه فوق العاده
تشكيل بدهند اين يك نكته اي بود كه براي من ايجاد تاريكي
كرده بعد لايحه را خواندم ديدم به رئيس و اعضاي هياتهاي
مستشاري نظامي آمريكا به موجب اين موافقت نامه و با
استفاده از بند و ماده اولش يك امتيازاتي قائل شدند بنده « واو »
را خواندم ديدم نوشته به اصطلاح مامور اداري و فني آن
دسته از كارمندان ماموريت كه به امور اداري و فني ماموريت
اشتغال دارند بعد ديدم كه نوشته كارمندان ماموريت يعني
كارمندان سياسي يعني كارمندان اداري يعني خدمه ماموريت
بعد آمدم در پائين خدمه ماموريت را ديدم گفته اصطلاح
خدمه يعني آن دسته كه مامور خانگي اشتغال دارند (نخست
وزير : ارتباطي به اين پيدا نمي كند) بنده « و » را خواندم
اصطلاح مامور فني و اداري را هم بالايش نوشته اصطلاح
هيات مستشاران نظامي يعني رئيس ماموريت و كارمندان
ماموريت بعد اين كارمندان ماموريت را توضيح داده اين
اصطلاح مامورين يعني اعضا ماموريت اينها يك اصطلاح
اعضاي ماموريتي است (دكتر يگانه ـ خدمه نيست ) در پائين
جزو آن در آورده انشاالله توضيح خواهيد داد چون در بالا
خوانده بودم ديدم به مستخدم به خانمي كه به هر ملاحظه از
ملاحظات مستخدم است به نام مستخدم مي آورند اينجا به آنها
هم عنوان سياسي مي دهند بعد آمدم ببينم دولت
دفاعي كه در
مجلس سنا كرده چه بوده
راجع به اين موضوعي كه به هر
ملاحظه اي از ملاحظات در چنين مجلسي چنين شوري را
ايجاب كرده و 15 نفر گفتند كه اين لايحه برود به كميسيون
دادگستري چه عكس العملي در مجلس سنا نشان داده اند من
آنجا چيزي به نظرم نرسيد جز اينكه آقاي مهندس شريف
امامي گفته اند البته مقدور بوده كه فردا جلسه فوق العاده تشكيل
بدهيم ولي چون كار مختصري است اجازه بفرمائيد الان تمام
كنيم و بعد هم نطق آقاي ميرفندرسكي كه امروز زيارتشان كنم .
متن نطق ايشان را در توضيح اين لايحه براي آقايان
مي خوانم من آنقدر آدم بي ادب نيستم ولي باور كنيد بدون
شكسته نفسي اعتراف مي كنم كه تسلط بر لغات و معلومات من
كم است براي اينكه نگفته باشم كه بي سوادم اين است كه اين
كلمه تناقض گوئي را به كار مي برم بنده در دفاع ايشان
تناقض گويي فاحشي ديدم . يك جا مي گويند كه اين مصونيت
سياسي نيست اشتباه نشود همانطور كه جناب آقاي نخست
وزير فرمودند خيلي از تصورات و انديشه ها هست كه آقايان
سناتورهاي عظام مي دانند كه بايد در آن جرح و تعديل كرد
شايد در نظر اول خيلي گران بيايد كه ما براي يك عده خارجي
در ايران تقاضاي مصونيت و معافيت بكنيم ولي اين
مصونيت ها و معافيت ها را به خاطر آن خارجي ها تقاضا
نمي كنيم ما براي خدمتي تقاضا مي كنيم كه آنها براي ما انجام
مي دهند پس از اينكه زياد براي اين موضوع فكر كرديم و
مشاوره كرديم با دستگاه هاي مختلف مملكت به اين نتيجه
رسيديم كه اين مصونيت ها و اين مزايا ضرري براي دولت
شاهنشاهي ندارد و معافيت مالياتي است (عين عبارت است
بنده تحريف نمي كنم ) كه از حقوق آنها ماليات گرفته نشود و يا
براي مسكن و تغذيه معافيت داشته باشند و بعلاوه اين نظر
چيزي نيست كه ما تنها كرده باشيم دولت هاي ديگر هم كرده اند
دولت تركيه هم كرده
دولت يونان هم كرده اين مستلزم
همكاري است كه ما با دولت آمريكا داريم و اگر فرض بفرمائيد
كه ما اين را به دولت ديگري بدهيم اين صحيح نيست براي
اينكه با دولت ديگري قرارداد دفاعي دو جانبه نداريم .
پس با اين توضيح ما بيخود حرف زديم اين موضوع را اگر
مي فرمودند در چنين قانوني مطلب ساده و حل شده بود. تشكر
مي كنم ولي نكته جالبي بعد مي فرمايند كه براي بنده جالب
است مي فرمايند توجه آقايان را جلب مي كنم چرا ما بهانه
بدست ديگري بدهيم مي فرمايند اگر فرض بفرمائيد كه ما اين را
به دولت ديگري بدهيم اين صحيح نيست خيلي كار مهمي نبود
كه ما توجه همه دولت ها را به اين موضوع جلب كنيم ولي معلوم
مي شود مسئله در سطح پائين بود اين ديگر لزومي نداشت كه ما
خوش خدمتي كنيم البته ما ارزش كمك هاي آمريكا را خوب
مي دانيم پس بايد كارشناسان او را از ماليات مسكن معاف
بكنيم اين هم عين عبارت بود كه عرض مي كنم دوباره تكرار
مي كنم در آنجا فرموده ايد اگر فرض بفرمائيد كه آن را به دولت
ديگري بدهيم اين صحيح نيست براي اينكه با دولت ديگري نه
قرارداد دفاعي داريم اينجاست كه دارد يواش
يواش موضوع
اهميت پيدا مي كند معافيت ماليات نيست چون مثل اينكه
خداي نكرده كلمه رشوه توي آن مستتر است براي اينكه با
دولت ديگري نه قرارداد دفاعي دو جانبه بستيم نه دولت ديگري
را براي دفاع از مملكت خودمان اين طور شريك كرده ايم
مي شود بعد مي گويند اگر اجازه بفرمائيد متن يادداشت هاي
متداوله را خدمت آقايان تقديم مي كنم . بعد مواد تقديم
مي شود و با آن صورتي مي آيد كه شنيديد. چه بسا جزئياتش را
هم آقايان مي دانيد اما تيمسار صنيعي چرا من با اين لايحه
مخالفم
يك قصه ديگري را ناچارم عرض كنم . روزي بنده در
خيابان اسلامبول قدم مي زدم ديدم غلام يحيي و پيشه وري و
چند مامور اجنبي با لباس فورم اجنبي و با اسلحه توي خيابان
اسلامبول گردش مي كنند. بنده خيلي ناراحت شدم برادر از
دست داده
از تبريز تبعيد شده
شاهد فجايع و جنايات آنها
بوده جدا تصميم گرفتم يكي از اين ها را بكشم خوشبختانه
طپانچه هم همراهم بود اما براي يك لحظه و يك آن آن روز
گريه داشت (چند نفر از نمايندگان خنديدند) خنده داشت
براي بنده هم خنده نگذاشت گريه كنم و گريه نگذاشت
خنده كنم
ناراحت شدم فكر كردم بزنم بكشم بعد فكر كردم يك
حركت بي نتيجه است فرض كن يك اجنبي را كشتم چه
مي شود اما نتوانستم تحمل كنم بعد از آن بلافاصله رفتم
خدمت شادروان قوام السلطنه البته پذيرائي بنده با اين سن و
سال يك هفته وقت مي خواست ولي بنده زود خدمتشان رسيدم
و به عرضشان رساندم كه جناب آقاي نخست وزير يا باصطلاح
آن روز حضرت اشرف (يك نفر از نمايندگان : جناب اشرف )
بله حافظه ايشان از من قوي تر است عرض كردم بنده زهتاب
فرد
داراي چنين روحيه
چنين سابقه ديروز مي رفتم اجنبي
پرستان را در خيابان ديدم آمدم خدمت جناب عالي ببينم
تكليف ما چيست . ايشان فرمودند ـ كه خدا روحشان را شاد
كند ـ به بنده فرمودند دست و بال ما را نبنديد بگذاريد كار
كنم . كمال صداقت
كمال وطن پروري كمال بزرگواري و كمال
شاه پرستي و درايت در گفته ايشان محفوظ بود. بنده به ايشان
عرض كردم كه جناب اشرف اشتباه نشود ما مقداري از خاك
آذربايجان را نمي خواهيم كه آقا با سياست مقداري از خاك را
تحويل ما بدهيد و وقتي كه غرور ملي جريحه دار شد آن خاك
ديگر به درد ما نمي خورد و بنده بنوبه خود اين منطق جناب
اشرف را قبول ندارم و بدون بنوبه خود وظيفه خود را انجام
مي دهم . برگشتم پتو
پريموس
ملافه خودم را به 19 تومان
فروختم و از اينجا تا اراك هم شاگرد شوفر شدم براي اينكه 19
تومان ظرفيت بيشتر از آن را نداشت . از آنجا رفتم همدان و
تفنگ گرفتم با همشهري هاي غيور آذربايجاني كه امروز
همه شان دربدرند رفتيم جبهه سنگري قرار داديم و مدافع
حقوق و حيثيت مملكت شديم .
تيمسار اگر با اين لايحه مخالفيم به دليل اين است كه البته تا
ما را قانع نكنند اين را عرض مي كنم كه با اين لايحه روحيه
سرباز ايراني خدشه دار مي شود
غرور ملي خدشه دار مي شود
استقلال ارتش ما خدشه دار مي شود اين استنباط بنده است .
هيچ اعتراضي به بنده نكنيد. انشاالله منطق قوي و بيان رساي
نخست وزير همين مساله را براي من كوچك روشن خواهد كرد
در گذشته خواستند در ارتش نفوذ كنند نخست وزيراني را
سراغ داريم كه وزارت جنگ مي خواستند
چرا آقايان بهتر از
من مي دانيد و مي دانستند كه اگر در آنجا جاي پا پيدا كنند هر
لحظه هر منظوري براي آنها تامين است از آن موضوع نتيجه
نتوانستند بگيرند بيداري ملت ايران مشت محكمي به دهن آنها
زد خواهيد بخشيد من سياسي نيستم اگر يك خرده باز و بي پرده
حرف مي زنم چون در مسائل مملكتي من هرگز حساب گر و
معامله گر نبودم اميدوارم انشاالله جناب آقاي نخست وزير از
همه رفع اين نگراني خواهند فرمود.

| | | | |