قسمت هشتم
زهتاب فرد : با كسب اجازه از مقام معظم رياست مجلس
قبلا به عرض آقايان مي رسانم كه من با مديران جرايد و
بخصوص با روزنامه اطلاعات و كيهان در اين مورد هم آهنگم
كه نمي شود و نمي توان و نبايد منتظر بود كه بيانات نمايندگان
را به طور كامل در روزنامه منعكس بكنند براي اينكه اگر بنابراين
اصل باشد بايد هر شماره 12 ـ10 ـ8 صفحه بر اوراق خود
اضافه كنند و اين در وضع موجود مقدور نيست اما آنچه
مي دانم آن اين است كه اگر به صورت آگهي مطلبي به روزنامه ها
داده شود حق رد آن را ندارند و من از پشت اين تريبون مجلس
از حسابداري مجلس تقاضا مي كنم متن كامل عرايض مخلص
را كه روزنامه اطلاعات و كيهان چاپ فرمودند هزينه درج آن را
بپردازند و البته براي اينكه به بودجه ضعيف بنده تحميلي نشود
20 سطر در صفحه اول بگذارند و بقيه را در صفحات ارزانتر
مطلبي كه عنوان مي شود اعتقاد امروز من نيست موضوعي كه
امروز مي خواهم در اطراف آن صحبت كنم موضوعي نيست
كه من امروز اين اعتقاد را پيدا كرده باشم و يا امروز بخاطر
اينكه جناب آقاي منصور مقام نخست وزيري را احراز
فرموده اند خداي نكرده با ايشان نظر شخصي داشته باشم گو
اينكه خودشان مي دانند و مي دانم كه مي دانند كه به شخص
ايشان ارادت دارم البته همانطور كه در مقدمه جناب
سرتيپ پور و جناب احمدي و جناب دكتر مهندس بهبودي
گفتند كه ما آمادگي براي مخالفت با اين موضوع نداريم به
خاطر اينكه قبلا قرار بود اين در كميسيون دادگستري و در
كميسيون نظام و حتي در جلسه خصوصي مورد مطالعه قرار
بگيرد ولي امروز ساعت 8 احضار شديم فرمودند كه اين لايحه
در دستور است و بنده روي اعتقاد قلبي و سابقه ذهني بر اينكه
افكار عامه نسبت به اين موضوع به خصوص چگونه قضاوت
مي كند لازم دانستم به نام يك نماينده مجلس به نام يك مدير
روزنامه از همه بالاتر به نام يك مرد كوچه نظريات ناقص خود
را عرض كنم مطلب گفته شود بازگو مي شود تا اگر خداي
نكرده اينجا مسئله اي را عنوان مي كنم اين به آن معني نخواهد
بود كه ارزش مساعي دولت ايالات متحده آمريكا را فراموش يا
ناديده مي گيريم ما به ارزش همكاري نظامي و سياسي آمريكا در
16 ـ15 سال اخير كاملا اطمينان و آگاهي داريم و حتي از 50
سال به اين طرف كاملا وارديم اينكه جناب آقاي نخست وزير
فرمودند شايد روزي بيايند و از پشت اين تريبون درباره مساعي
جميله امريكا مطالبي عنوان بفرمايند اميدوارم آن روزي باشد
كه در مجلس آمريكا هم راجع به تاثير پل پيروزي مطالب و
حقايقي گفته بشود (احسنت ) واقع امر اين است كه آن لايحه
جناب آقاي نخست وزير با مقدمه غلطي عنوان شده و متاسفانه
در افكار عامه اين مقدمه غلط يك سو تفاهمي بوجود آورده ما
كه وكيل مجلس هستيم در مقابل ملت نيز يك مسئوليت هايي را
حس مي كنيم از چندي به اين طرف از گوشه و كنار دانسته و
ندانسته حرف هائي به گوش ما مي خورد تلفن مي زنند در
برخوردها گوشه و كنايه مي زنند البته من به آن عده از مغرضيني
كه در گذشته انحراف سياسي داشتند به مطالب آنها و
تحريكات آنها ذره اي وقع نگذاشته ام و نمي گذارم آتش به جان
توده فتدكاين بنا نهاد اول بنا نبود كه سوزند ملك خويش
توده اي احتمالي اگر در بيرون مطالبي عنوان بكند و يا سنگ
وطن پروري به سينه خود بزند و يا به آن ورشكسته سياسي
كه امروز از موقعيت مي خواهد سو استفاده بكند و در بازار و
دانشگاه و يا بيرون عنوان مي كند كه دولت دولتي است كه دست
اجنبي را در امور ايران باز گذاشته اعتنائي نخواهد كرد به دليل
اينكه آنكه توده اي است آنكه وابسته به حزب منحله توده است
تكاليفش روشن است براي اينكه متاسفانه ديديم و ديديد كه در
15 و 16 سال پيش دو دستي قسمتي از مملكت را در طبق
اخلاص نهادند آنها امروز حق ندارند نسبت به دولت اعتراض
بكنند و حتي آن منحرفين سياسي و آن وجيه المله ها كه هم
اكنون نيز متاسفانه براي خودشان دكان داغي باز كرده اند و
مي خواهند دولت را تضعيف بكنند ما اجازه دهن كجي به آنها
نمي دهيم اگر امروز من در اينجا مطلبي را عنوان مي كنم به لحاظ
الهام از آن تيپ منور
دلسوز علاقمند به رژيم مشروطه و به
خاطرات عزت و بزرگداشت ارتش شاهنشاهي مي باشد و بس
من در 12 سال پيش آنهائيكه امروز دم از وجاهت ملي مي زنند
در 12 سال پيش در روزنامه اراده آذربايجان كه در شماره 49
مورخ 12 بهمن 1330 تحت عنوان بهاي آمريكا
گراني اصل 4
ترو من مطلبي نوشتم به اين لحاظ جناب آقاي حاذقي به يادم
آمد كه بياورم اينجا بخوانم كه آن جمله جناب عالي اگر براي
بعضي ها سو تفاهمي ايجاد بكند يا لااقل مخلص روي
ندانستگي تحت تاثير تلقينات اجنبي پرستان و مزدورها قرار
گرفته باشم بدانيد كه در اين مجلس مجلسي كه منبعث از كنگره
انقلاب سفيد است هرگز چنين افراد خادم و ناپخته كه تحت
تاثير عمر و زيد قرار بگيرند قرار نگرفته اند و نمي گيرند
(احسنت ـ صحيح است ) اين را مي خوانم و متاسفانه يا
خوشبختانه مقدار زيادش هنوز صادق بر وضع روز و بازي هاي
روز است پس از چند سال مذاكره
تبليغات وعده ها
بالاخره هياتي تحت رياست آقاي وارن به تهران وارد و براي
مصرف 23 ميليون دلار كه به موجب اصل چهار ترومن كه مورد
تقاضاي دولت ايران و موافقت آمريكا واقع شده به ايران وارد
و مراسلاتي با آقاي نخست وزير مبادله كردند از كيفيت
برنامه اي كه به موقع اجرا گذارده خواهد شد در موقع خود
البته بحث خواهيم كرد (جداگانه در آن مورد به خصوص هم
البته بحث خواهيم كرد) به يك نكته بسيار دقيقي كه جلب
توجه ما را كرد لازم مي دانم كه اشاره بنمايم آقاي وارن رئيس
برنامه اصل چهار از دولت ايران تقاضا كرده اند كه اين هيئت
مخصوص و كارمندان را جز هيئت سياسي كشورهاي متحده
آمريكا در ايران خواهند شناخت تا از مزايا و مصونيت هايي كه
به هيئت هاي سياسي داده مي شود با تطبيق درجات آنان
برخوردار گردند اين تقاضا را جناب آقاي دكتر مصدق و هيئت
وزيران مطرح و مورد موافقت واقع مي گردد و در مراسله
مخصوص به آقاي وارن ابلاغ مي شود اين را براي آن خوانم كه
تازه به دوران رسيده هاي سياسي و آنهايي كه به حرف هاي پوچ
محتضرهاي سياسي و ورشكستگان سياسي فريب مي خورند
بدانند كه تاريخچه اين لغزش سياسي از چه تاريخ است « از
پنجاه سال قبل بسياري از ممالك و ملل خارجي و مستشاران و
متخصصين و مشاورين به ايران آمدند و مشاغل بزرگ و
كوچكي را اشغال كردند ولي هيچ كدام تقاضايي نظير اين
تقاضا را از دولت ايران نكرده بودند و اين اولين مرتبه اي است
كه جناب آقاي دكتر مصدق و يا هر كسي كه به جاي دكتر
مصدق مي خواهيد بگذاريد يك چنين امتيازات فوق العاده اي
را نسبت به اتباع يك دولت خارجي قبول و اعطا مي نمايد اگر
آمريكائي ها از قوانين ايران از ماده 71 قانون اساسي كه
مي گويد تمام محاكم ملت ايران بايد در تحت قانون اساسي
ايران قرار بگيرند اطلاع نداشته باشد مورد ملامت نيستند ولي
جناب آقاي دكتر مصدق كه خود را قانون شناس مي دانستند
مي بايست در خاطر داشته باشند كه در قانون اساسي اصل
مخصوصي براي اتباع خارجه منظور گرديده اصل ششم
مي گويد جان و مال اتباع خارجه مقيم خاك ايران مامون و
محفوظ است مگر در مواردي كه قوانين مملكتي استثنا
مي كند از شصت سال قبل هيئت هاي مذهبي و فرهنگي آمريكا
در ايران مشغول فعاليت هاي مذهبي و فرهنگي بودند و در اين
مدت از طرف ملت ايران جناب آقاي منصور نسبت به آنها
آسيبي فراهم نيامده است از چهل سال به اين طرف از زمان
شوستر مشاورين آمريكائي مشاورين مختلف به عناوين مختلفه
در ادارات مختلف مالي
نظامي و فرهنگي ايران داراي مقامات
و مشاغل مهمي بود و هيچ واقعه ناگواري براي آنان پيش
نيامده كه ضرورت معافيت هاي هيئت هاي سياسي را براي آنان
يا براي اينان ايجاب نمايد بنابراين خواهي نخواهي جناب
منصور امروز سئوال كند كه سبب اعطاي چنين امتيازاتي به
مشاورين آمريكا براي چه بوده است بيش از سه هزار كارشناس
انگليسي و غير انگليسي شركت سابق نفت ساليان دراز در ايران
زندگي كردند و روزي كه دولت ايران اخراج آنها را تقاضا نمود
با سلامتي و بدون هيچ حادثه اي مملكت ما راترك كردند و
رفتند و هيچ سابقه ناگواري در اين مدت پنجاه ساله نسبت
به هيچ يك از كارشناسان خارجي پيش نيامد كه دليل
وحشيگري ملت ايران يا سو رفتار سكنه اين مملكت با
خارجيان باشد كه جناب آقاي منصور امروز اجازه بدهند
آمريكائي ها چنين تقاضايي را از ما بنمايند كه در عين اينكه
موجب سرافكندگي ملت و مملكت ايران مي باشد اين يك
سابقه بسيار غلط و ناگواري خواهد بود كه مملكت ايران را در
دوره زمامداري جناب عالي در عداد مستعمرات و ممالك
تحت الحمايه قرار دهد (احسنت ) (همهمه نمايندگان )
(خواجه نوري ـ اين طور نيست )
نخست وزير : ايران تحت الحمايه نيست .
يك نفر از نمايندگان : پشت تريبون مجلس اين حرف ها را
نفرمائيد.
زهتاب فرد : از جناب عالي نهايت تشكر را دارم اين نوشته
سيزده سال پيش من بود اين نوشته مربوط به 13 سال پيش من
بود (قراچورلو ـ 13 سال پيش هم درست نبود) اتفاقا هيچ
فراموش نمي كنم بيايند آن بازي هاي 13 سال پيش را كه منجر
به آن حوادث شوم شد تو دهني بزنيم به هر اجنبي پرست آن
روز را فراموش نكنيد (قراچورلو ـ اين حرف ها از جناب عالي
بعيد است ) تشكر مي كنم از جناب عالي عرض كردم اين حرف
يك مرد كوچه است اما در افكار عامه امروز متاسفانه به غلط
يك همچو افكاري پيدا شده بنده از جناب عالي استمداد
خواهم خواست راجع به راه ارشاد آن افكار مسموم و آن افكار
منحرف آن افكاري كه متاسفانه ندانسته تحت تاثير بعضي از
حرف ها قرار گرفته است جناب عالي و من در پشت اين تريبون
مجلس انتظاراتي داريم من به آن اشك هاي جناب عالي تعظيم
مي كنم . من مي فهم در چه مجلسي حرف مي زنم و با كي ها
حرف مي زنم . من همه سوابق يك يك همكاران پارلماني را
مي دانم . من مي دانم اينجا آنچنان مجلسي است كه هيچگونه
سوظني نسبت به آن نيست . من براي شما با آنكه از موضوع
كنار مي روم يك قصه اي را مي گويم (يك نفر از نمايندگان ـ
چيزي كه به صلاح مردم است بفرمائيد نه آن چيزي كه مردم
مي گويند)
اجازه بفرمائيد اول حرف هاي مردم را بزنم بعد راجع به
صلاحشان حرف مي زنم . مردم يك حرف هايي مي زنند چون
متاسفانه بايد دولت قبل از اينكه اين لايحه را به اينجا بياورد
لازم بود اين ماده واحده را در روزنامه متشر مي كرد والا بايد به
افكار عامه حق بدهد كه متاسفانه سو ظني پيدا كنند. جناب
قراچورلوي عزيز
من جدا تعظيم مي كنم در مقابل احساسات
پاك شما. من و شما هم سنگريم خود نخست وزير مملكت
مي داند هيچ مرد سياسي بنده را تحريك نمي كند و هيچ اجني با
بنده نمي تواند تماس پيدا كند براي اينكه خوشبختانه تمام
چهار ديواري را خراب و واژگون كرده ام . من فقط سرباز فداكار
شخص اول مملكت محمد رضا شاه پهلوي هستم . اگر حرف
مي زنم اينجا اين حرف ممكن است خداي نكرده ناپخته باشد
خداي نكرده گفته بشود كه گفتن اين حرف ها عليه مصالح
مملكتي است ولي شان دمكراسي ايجاب مي كند يك ناپخته
يك مرد كوچه و بازار بيايد اينجا حرفش را بزند تا شما با
تجاربتان
با منطقتان
با اشارتتان من را و آنها را و ديگران را
كه قصد دارند مجلس را تضعيف بكنند سرجاي خودش
بنشانيد. اين موردي بود كه بايد پرده ها را بالا بزنيم ما آن پرده ها
را بالا مي زنيم كه در تضعيف اين مجلس قدم برنداريم چرا
اقبال ضعفا در حمايت اقويا است اين چه بهانه اي است كه ما
به آنها مي دهيم اما اينكه مجلس تضعيف پيدا مي كند گفته شد
خداي نكرده اين تو هم پيش بيايد كه خداي نكرده صد خداي
نكرده حاكم بدهن اگر من نسبت اجنبي پرستي نه لاس زدن با
اجنبي را به يك شخص به يك فرد مجلس بدهم گناه نابخشودني
است . من هرگز اينقدر در زندگيم جسور و بي تربيت بار
نيامده ام بعد از وقايع پيشه وري بد نيست كه بشنويد بدانيد
كه من حساب شده حرف مي زنم كه اگر از حرفم كسي رنجيد آن
را حساب مقدمه چيني بر پايه سو نيت نگذاريد جناب
قراچورلو بد نيست بدانيد برادر چهل و نه ساله من را در وقايع
پيشه وري به خاطر مبارزاتي كه من مي كردم و در همين مجلس
در دوره 14 در سالون پائين پنج و شش بار سخنراني داشتم
به عوض اينكه مرا گوشمالي بدهند برادر من را در تبريز
دزديدند آن روز به بنده گفتند برادرتان را فلان كس كشته اسم
آوردند محلش را هم گفتند حالا امامزاده نمي سازم نه نشان 21
آذر دارم نه اسمم جز ليستي است كه از وقايع پيشه وري ضرر
ديده ام و باج مي خواهم در آن حادثه برادر من را دزديدند و
گفتند كسي كشته بعد از حادثه كه شش ماه در جبهه بودم در پشت
سنگر جنگيدم و تفنگ گرفتم من دبير جمعيت نجات آذربايجان
بوده خوشبختانه جز آنهائي بودم كه پدر جناب آقاي منصور
بيوگرافي بنده را خوب مي داند. بنده جزو آن عده اي بودم كه به
آذربايجان رفتم . من هيجده ساله آن روز متكفل 9 سر غائله
سنگيني با دست خالي برادر از دست داده لااقل مي بايستي
سراغ آن قاتل مي رفتم در خيابان نشانم مي دادند مي گفتند
فلاني قاتل است آنقدر سكوت كردم
آنقدر خود را به تجاهل
زدم كه خداي نكرده نزد بعضي از دوستان حمل بر بي غيرتي شد
چرا به دليل اينكه آنجا نبودم من نمي توانستم كسي را در
مظان اتهام قرار بدهم آن روز مثل امروز نبود آن روز حربه من
به را بود خداي نكرده با يك حرف من يك كسي بالاي دار
مي رفت از آن موضوع ده سال گذشت بعد از فوت استالين
تلگرافي از شوروي آمد معلوم شد برادر من اسير آنها است . اين
تلگراف را كه دريافت كردم خدا را شكر كردم كه من قضاوت
نابجا نكرده ام ده سال محروميت كشيدم و كسي را قاتل معرفي
نكردم و گناه مي دانم نسبت به اين دولت و اعضاي دولت
خداي نكرده از ذهنم خطور كند كه اين ها لغزش سياسي دارند.
من هم با احساسات آقا شريكم . خطاب من با اجازه تان به آقاي
دكتر اول حقوق ايران است كه آقايان يك قدري از عصبانيتشان
كاسته بشود.

|