
(به مناسبت سالگرد پذيرش كاپيتولاسيون و تبعيد امام
خميني )
تا پيش از نفوذ استعمار و استكبار غرب به ميان جوامع
اسلامي و آغاز تهاجم مستمر و سازمان يافته آنها عليه اسلام و
نهادها و اقشار حامي اسلام
در داخل جوامع اسلامي جريان
مستمر و سازمان يافته اي به نام ستيز با دين و نهادهاي ديني
تقريبا وجود و موضوعيتي نداشت . البته نمي توان كتمان كرد
كه ستيزهاي مقطعي و ضعيف و بسيار گذرا و محدود و
بي ريشه
همواره در تاريخ جوامع اسلامي بوده است
همچنان
كه از ستيزهاي فرقه ها و گرايش مختلف كه هر يك
مي پنداشته اند برآيند افكار و رفتار گرايش و فرقه مقابل آنها در
مجموع به زيان دين است
مصون نبوده ايم . اما بايد پذيرفت كه
ستيز جرياني و مستمر و سازمان يافته با دين و نهادهاي حامي
دين (مثل روحانيت و دين مداراني كه در هر وضعيت براي
جان فشاني در راه دين آماده و مصمم هستند)
با نفوذ استعمار
و استكبار به ميان جوامع اسلامي در داخل اين جوامع شكل
گرفت و در عصر حاضر و دو سده اخير موضوعيت يافت . ستيز
مستمر با دين و نهادهاي ديني به اين دليل در دستور كار
استعمار و استكبار قرار گرفت كه دين و نهادهاي حامي دين
اساسي ترين و عمومي ترين مانع بر سر راه اهداف استعمار بوده
است و استعمارگران به درستي مي پنداشته و مي پندارند كه تا
دين و نهادهاي ديني در جوامع اسلامي حضور تاثيرگذار و
فعال دارند
آنها نمي توانند به اهداف نامشروع و دشمنانه خود
در جوامع اسلامي دست يابند.
از اين جريان مستمرستيز استعمار و عوامل داخلي آن با
دين و نهادهاي ديني كه بگذريم
مشاهده مي كنيم در برخي
مقاطع تاريخ معاصر
مبارزه با دين و نهادهاي ديني به منظور
بي اثر كردن حضور دين و روحانيت در جامعه و منزوي نمودن
حاميان دين
به طور غيرمعمول سخت شده و كاملا اوج گرفته
و ابعاد فراوان يافته است . در چنين مقاطعي كه دين ستيزي و
روحاني ستيزي به عنوان مقدمه و نماد متعين دين ستيزي اوج
يافته است
حتما اندكي بعد از آن و يا همزمان با آن
جهان
استكبار و استعمار به بدترين و مهلك ترين و زيانبارترين
توطئه هايش جامه عمل پوشانده است . مثلا اگر به تاريخ
معاصر خودمان نگاه گذرا بيفكنيم
درمي يابيم كه بدترين
توطئه هاي غرب و عوامل داخلي آن
زماني پيروز شده و به ثمر
رسيده است كه دين ستيزي و روحاني ستيزي در داخل و
خارج جامعه اوج پيدا كرده است . اين يك واقعيت
روشن و
غيرقابل انكار است كه انحراف مشروطه
عموميت يافتن جريان
مهلك غرب گرايي و غرب پذيري
قرارداد بسيار ذلت بار و
استقلال برانداز « وثوق الدوله ـ كاكس » معروف به قرارداد
1919 كه در 1298
5
18 منعقد شده به قدرت رسيدن
رضاخان به عنوان عامل گوش به فرمان غرب و....
همزمان و يا
اندكي بعد از آن اتفاق افتاد كه روحاني ستيزي چنان اوج يافت
كه مرجع و عالم بزرگي مثل آيت الله شيخ فضل الله نوري به دار
آويخته شد و ديگر روحانيان مبارز نيز محبوس و تبعيد و
شهيد شدند و يا اين كه از شدت تبليغات ويران گر در كنج انزوا
نشستند و قدرت عمل نيافتند; زيرا وقتي مشاهده كردند كه
سرانجام عالم بزرگ و مبارزي مثل آيت الله شيخ فضل الله
نوري به جايي رسيد كه حتي بخش بزرگي از جامعه اسلامي نيز
فريب تبليغات غرب گرايان و عوامل استعمار را خوردند و در
مقابل جنايتهاي عوامل استعمار سكوت كردند و برخي نيز
ناخودآگاه ابراز رضايت نمودند و يالله ديگر جرات حضور
موثر در جامعه را از دست دادند و يا اين كه حضور در آن
وضعيت اسف بار را بي فايده پنداشتند.
اين واقعيت نيز روشن و غيرقابل انكار است كه زماني
آمريكا سلطه كامل بر ايران يافت و به كودتاي 28 مرداد 1332
جامه عمل پوشاند كه در ابتدا
هجوم به روحانيت آگاه و مبارز
اوج گرفت و با تبليغات بسيار شديد
رهبر روحاني و مبارز آن
زمان
يعني آيت الله كاشاني در چنان انزوايي قرار گرفت كه
حتي بيرون آمدن از منزل براي آن روحاني بزرگي كه سالها در
خط مقدم مبارزه با استعمار و دشمنان دين قرار داشت و كلام
و بيانش و اعلاميه هايش حماسه ساز و انقلاب آفرين بود
دشواريهاي فراوان داشت . مسلما اگر در آن زمان آيت الله
كاشاني و ساير روحانيان و متدينين مبارز
با تبليغات استكبار
و عوامل داخلي آن منزوي نشده بودند و مي توانستند در جامعه
حضور موثر و فعال داشته باشند
هرگز كودتاي 28 مرداد به
موفقيت نمي رسيد و رهبر مبارز و روحاني آن زماني يعني
آيت الله كاشاني
درست مثل يك سال قبل از وقوع كودتاي 28
مرداد
با يك اعلاميه مي توانست حماسه بيافريند و عوامل
استعمار و استكبار را منكوب نمايد و بار ديگر ميهن را نجات
دهد و از پيروزي بيگانگان و بيگانه پرستان جلوگيري نمايد.
آيت الله كاشاني كه روزگاري هر كلامش شور و حماسه اي
مي آفريده در اثر تبليغات دشمنان دين و مهين و عوامل مزدور
غرب كه در پي ننگي ديگر براي جامعه بودند
چنان وضعيتي
پيدا كرد كه هر بي سر و پايي به خود جرات مي داد به او اهانت
ناميد و اين موضوع از شدت تبليغات دشمن و همچنين جهل و
ساده لوحي آنهايي كه تحت تاثير اين تبليغات قرار گرفته
بودند
حكايت مي كرد. امام خميني در دو سه مورد از وضعيتي
كه براي آيت الله كاشاني پيش آمده بود
با اندوه ياد مي كند.
امام خميني در يكي از اين موارد مي فرمايد :
ما در زمان خودمان هم آقاي كاشاني را ديديم . آقاي
كاشاني از جواني در نجف بودند و يك روحاني مبارز بودند.
مبارزه با استعمار
آن وقت البته انگلستان بود مبارزه با او. در
ايران هم كه آمدند تمام زندگيشان صرف همين معنا شد و من از
نزديك ايشان را مي شناختم . در يك وقت وضع ايشان طوري
شد كه وقتي كه از منزل مي خواست حركت كند فرض كنيد
بيايند به مسجد شاه
مسجد شاه مطلع مي شد
در نظر داشتند
اعلام مي شد
اينطور بود وضع ايشان بعدش ديدند كه اگر
چنانچه يك روحاني در ميدان باشد لابد اسلام را در كار
مي آورد
اين حتمي است و همين طور هم بود. از اين جهت
شروع كردند به جوسازي . آنطور جوسازي كردند كه يك سگي
را عينك به آن زدند و آنطور كه من شنيدم عينك زدند و از
طرف مجلس آوردند اين طرف و به اسم آيت الله . و من خودم
در يك مجلسي بودم كه مرحوم آقاي كاشاني وارد شد در آن
مجلس
مجلس روضه بود
هيچ كس پا نشد
من پا شدم و يكي
از علماي تهران كه الان هم هستند و من جا دادم به ايشان (جا
هم ندادند). اين جو را درست كرده بودند براي آقاي كاشاني كه
ديگر از منزلش نمي توانست بيرون بيايد
در يك اتاقي محبوس
بود در منزلش طوري كه نمي توانست بيرون بيايد
چند دفعه
هم گرفتند چه كردند
آنجا هم شكست دادند
مسلمين را
شكست دادند (تاريخ معاصر ايران از ديدگاه امام خميني
ص
184 ) .
خلاصه همان طور كه درباره آيت الله شيخ فضل الله نوري
تبليغات و جنگ رواني چنان موثر شده بود كه چون در برابر
هزاران نفر و روي منبر قرآن به دست مي گرفت و سوگند ياد
مي كرد كه برخلاف تبليغات غرب گرايان
هدفي غير از عزت و
سعادت مردم و جامعه اسلامي ندارد و در نتيجه نبايد مردم
تحت تاثير دروغها قرار بگيرند
فورا غرب گرايان و افراد نادان
تبليغ مي كردند كه او (آيت الله شيخ فضل الله نوري ) به قرآن
سوگند نخورد بلكه به قوطي سيگار سوگند ياد كرد; درباره
آيت الله كاشاني هم چنين وضعي پيش آمد و غرب گرايان و
عوامل مزدور دشمن با تبليغات فراوان
شخصيت آن عالم
بزرگ را از تاثيرگذاري انداختند تا به راحتي بتوانند مردم را
فريب دهند و با كودتاي 28 مرداد
آمريكا را بر كشور مسلط
نمايند.
امام خميني در اين باره كه مبارزه با روحانيت و پيش
آوردن وضعيتي مشابه دوره شيخ فضل الله نوري و آيت الله
كاشاني
همواره مقدمه اي براي تاخت و تازهاي استعماري
سلطه دشمنان بر جامعه
عقد قراردادهاي ننگين
جامه عمل
پوشاندن به توطئه هاي جديد و... بوده است
چنين
مي فرمايند : تنها چيزي را كه براي پيشرفت مقاصد مسموم
خود
مقدم بر هر چيز بر خود لازم مي دانند آن است كه با هر
وسيله اي شده است به ياوه سرايي و دروغ پردازي و تهمت و
افترا به ملاها
دست توده را از آن ها كوتاه كنند و آن ها را پيش
مردم خوار و كوچك كنند و از نفوذ روحاني آن ها با هر جان
فشاني هست بكاهند تا ميدان تاخت و تاز براي آن ها باز شود و
با كمال آزادي و دلگرمي بتوانند با جان و ناموس و مال يك
مشت بيچاره ستمديده بازي كنند... (تبيان
دفتر دهم
ص
453 ) .
در زمان محمد رضاخان نيز مبارزه با روحانيت
مقدمه اي
شد براي انعقاد قرارداد ننگين و استقلال برانداز كاپيتولاسيون
يعني همان قراردادي كه به تعبير امام خميني موجب شد
استقلال ايران فروخته شود
عظمت ايران از بين برود
حتي
آشپزها و خدمه هاي آمريكايي در اتكاب جنايت در ايران آزاد
شوند
ملت ايران از سگ هاي آمريكايي پست تر تلقي شود
ايران به اسارت آمريكا درآيد
ننگي تاريخي پديد آيد
سند
وحشي بودن ملت ايران امضا گردد
به مستعمره بودن ايران
اقرار شود
حيثيت ارتش و دادگاه هاي ايران از ميان برود
مردم
ايران عقب افتاده ترين و پست ترين مردم عالم معرفي شوند و...
(سخنراني و اعلاميه امام خميني به مناسبت عقد قرار
كاپيتولاسيون ).
امام خميني در همان سخنراني مشهور و تاريخي خود كه
عليه امضاي قرار داد ننگين كاپيتولاسيون اعتراض و قيام
كردند
به اين موضوع كه مبارزه با روحانيت و قطع نفوذ آن ها
در جامعه
مقدمه اي براي عقد قرارداد كاپيتولاسيون و تسليم
كردن ايران به آمريكا بود
اشاره فرمودند و تاكيد كردند كه
مبارزه با روحانيت و قطع نفوذ آن ها سبب فضاحتي به نام
كاپيتولاسيون گرديد. امام خميني در اين باره چنين فرمودند :
در يكي از كتاب هاي تاريخي كه امسال به طبع رسيده است
و به بچه هاي ما تعليم مي شود
اين است كه
بعد از اينكه يك
مسائل دروغي را نوشته است
آخرش نوشته است كه معلوم
شد كه قطع نفوذ روحانيت
قطع نفوذ روحانيون
در رفاه حال
اين ملت مفيد است ! رفاه حال ملت به اين است كه روحانيون
را از بين ببرند! همين طور است . اگر نفوذ روحانيون باشد
نمي گذارد اين ملت
اسير انگليس يكوقت باشد
اسير امريكا
يكوقت باشد. اگر نفوذ روحانيين باشد نمي گذارد كه اسرائيل
قبضه كند اقتصاد ايران را! نمي گذارد كه كالاهاي اسرائيل در
ايران بدون گمرك فروخته بشود! اگر نفوذ روحانيين باشد
نمي گذارد كه اينها سر خود يك همچو قرضه بزرگي را به گردن
ملت بگذارند. اگر نفوذ روحانيون باشد نمي گذارد اين هرج و
مرجي كه در بيت المال هست بشود. اگر نفوذ روحانيين باشد
نمي گذارد كه هر دولتي هر كاري مي خواهد انجام بدهد ولو صد
در صد بر ضد ملت باشد. اگر نفوذ روحانيين باشد نمي گذارد
كه مجلس به اين صورت مبتذل درآيد. اگر نفوذ روحانيين باشد
نمي گذارد كه مجلس با سرنيزه درست بشود تا اين فضاحت از
آن پيدا بشود. اگر نفوذ روحانيين باشد نمي گذارد كه دختر و
پسر با هم در آغوش هم كشتي بگيرندـ چنانچه در شيراز شده
است ! اگر نفوذ روحانيون باشد نمي گذارد كه دخترهاي معصوم
مردم زير دست جوان ها در مدارس باشند. اگر نفوذ روحانيون
باشد نمي گذارد كه زن ها را در مدرسه مردها ببرند
مردها را در
مدرسه زن ها ببرند و فساد راه بيندازند. اگر نفوذ روحانيون
باشد توي دهن اين دولت مي زنند! توي دهن اين مجلس
مي زنند
و وكلا را از مجلس بيرون مي كنند. اگر نفوذ روحانيون
باشد تحميل نمي تواند بشود
يك عده از وكلا بر سرنوشت يك
مملكتي حكومت كنند. اگر نفوذ روحانيون باشد نمي گذارند
يك دست نشانده آمريكايي اين غلط ها را بكند
بيرونش
مي كنند از ايران . نفوذ روحاني مضر به حال ملت است ! نخير
مضر به حال شماست ! مضر به حال شما خائن هاست
نه مضر
به حال ملت . شما ديديد با نفوذ روحاني نمي توانيد هر كاري را
انجام بدهيد
هر غلطي را بكنيد...
در چند سال اخير نيز ستيز و عناد با دين و روحانيت و
ارزش هاي ديني
در بخش هايي از حوزه سياسي و فرهنگي
جامعه و با حمايت سياسي و تبليغاتي و رواني مجموعه
استعمار و استكبار و دشمنان دين
به نوعي خودنمايي كرده
است . چون طبق شواهد تاريخي آغاز و اوج گيري چنين ستيز و
عنادي همواره مقدمه اي براي جامه عمل پوشاندن به توطئه ها
و خواست ها و اهداف استكبار و استعمار بوده است
در اين
زمان نيز افراد آگاه و متدين جامعه از تحركات اخير
بوي
توطئه را كاملا استشمام كرده و مي كنند و ميدانند كه در پس
اين تحركات
يقينا تحميلات
ذلت پذيري ها
توشيحات
شرمگين و بسياري ماجراها و توطئه هاي ديگر نهفته است .
ماجراها و توطئه هايي كه طبق روال تاريخ معاصر
مبارزه با
روحانيت و كاستن از نفوذ كلام روحانيت با تبليغات ويران گر
منزوي كردن آن ها در انظار مردم و... آتش تهيه توطئه گران و
مزدوران داخلي آن ها محسوب مي شود.
افراد آگاه و متدين مي دانند هر قدر جامعه به سمتي حركت
كند كه در آن جامعه
صداي مزدوران
مرعوبان
شيفتگان
غرب و استكبار و عوامل پيدا و پنهان دشمنان دين
بلندتر
شود و نفوذ آن ها در اركان جامعه و حكومت افزون تر گردد و
برعكس
دل سوزان جامعه و حاميان دين و ارزش هاي ديني در
انزوا قرار گيرند و كلامشان برد موثري نداشته باشد
به همان
ميزان بزنگاه هاي خطر و تسليمها و تحميل ها نيز نزديك تر
مي شوند و ما بايد هر روز شاهد خيانت ها و ننگ پذيري هاي
تازه تر باشيم . اما اهل خيانت و ذلت و دشمنان داخلي و
خارجي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران بايد بدانند همان
طور كه خميني كبير در ماجراي كاپيتولاسيون
برخلاف تصور
دشمنان
و بر خلاف روالي كه در تاريخ معاصر وجود داشت
وقتي تهاجمات شدت گرفت و عربده هاي تبليغاتي و جنگ
رواني افزايش
به هيچ وجه از ميدان به در نرفت و انزواي
تحميلي را نپذيرفت و با حرارت و شدت بيشتر به ميدان
مبارزه و عزت آفريني و حماسه سازي آمد و سرانجام نيز همه
دشمنان و مزدوران را به گودال فنا و خواري افكند
فرزندان او
نيز هرگز تسليم جنگ رواني و تبليغاتي دشمنان و مزدوران
آن ها نخواهند شد و با حرارت تر و مصمم تر از گذشته
هر گاه
لازم باشد به ميدان خواهند آمد تا ذلت زدايي و عزت آفريني
كنند و دشمنان و ذلت پذيران و مزدوران را گرفتار خفت و
خواري نمايند.
علي وزوايي
امام خميني در سخنراني تاريخي خود عليه
كاپيتولاسيون فرمودند : اگر نفوذ روحانيون باشد
نمي گذارد اين ملت
اسير انگليس يك وقت باشد
اسير امريكا يك وقت باشد. اگر نفوذ روحانيون
باشد
تو دهن اين دولت مي زنند
و توي دهن اين
مجلس مي زنند و وكلا را از مجلس بيرون مي كنند.
اگر نفوذ روحانيون باشد تحميل نمي تواند بشود. اگر
نفوذ روحانيون باشد نمي گذارند يك دست نشانده
آمريكايي اين غلطها را بكند
بيرونش مي كنند از
ايران
ستيز مستمر و سازمان يافته عليه دين و نهادها
و ارزش هاي ديني
با نفوذ استعمار و استكبار به
ميان جوامع اسلامي
در داخل اين جوامع شكل
گرفت و پيش از آن
چنين چيزي وجود و موضوعيت
نداشت
در تاريخ معاصر در هر مقطعي كه ستيز عليه
دين و نهادها و ارزش هاي ديني اوج گرفته است
حتما اندكي بعد از آن و يا همزمان با آن
حتما
جهان استعمار و استكبار به بدترين و مهلك ترين و
زيان بارترين توطئه هايش عليه جوامع اسلامي
جامه عمل پوشانده است . بنابراين
مبارزه با دين و
نهادها و ارزش ها ديني
همواره آتش تهيه دشمن
براي رسيدن اهداف نامشروع و تحميل ها و
تذليل ها بوده است .

*****
پاكدامني (4 )
|
18 ـ لم يتحل بالعفه من اشتهي ما لا يجد .
به زيور پاكيزگي و عفت آراسته نشود كسي كه اشتهاي چيزي
را دارد كه نمي يابد.
19 ـ زكاه الجمال العفاف .
زكات زيبايي
پاكدامني است .
20 ـ عليك بالعفاف
فانه افضل شيم الاشراف .
بر تو باد به پاكدامني كه آن بالاترين روشهاي بزرگان است .
21 ـ من عقل عف .
كسي كه عاقل و خردمند شود
پاكدامني مي ورزد.
22 ـ من عف خف وزره
و عظم عندالله قدره .
هر كه پاكدامن شد
بار (گناهش ) سبك و قدر و منزلتش نزد
خدا بزرگ گردد.
23 ـ من عفت اطرافه
حسنت اوصافه .
كسي كه اطراف و جوانبش پاك شد
خدماتش نيكو خواهد
شد.
(جلوه هاي حكمت
گزيده موضوعي سخنان اميرمومنان
عليه السلام
انتشارات دفتر تبليغات اسلامي قم ).

| |