روزنامه جمهوري اسلامي 12/08/1382 صفحه عقيدتي

  • « آزادي » از ديدگاه اسلام و دنياي غرب
  • پاكدامني (3 )
  • اخلاق و آداب دانشجويي
    اخلاق و آداب دانشجو با مردم
  • *****
    « آزادي » از ديدگاه اسلام و دنياي غرب


  • آخرين قسمت
    مهدي جعفري كالگلي
    حقوق بشري را كه امروزه غرب مدعي آن است نه تنها اصالت خود را از دست داده بلكه به حربه اي براي تحت فشار قرار دادن ملتها و دولتهايي كه نمي خواهند زير بار ظلم و ستم مستكبران بروند تبديل شده است .
    تا آنجا كه مردم ويتنام سومالي هائيتي عراق و... به ناحق مورد تجاوز آمريكا قرار مي گيرند تا آنجا كه شكم زن باردار در بوسني و هرزگوبين بدست صربها پاره مي گردد تا آنجا كه استخوانهاي مبارزان فلسطيني به جرم دفاع از حق مسلم خودشان توسط صهيونيستها خرد مي شود و رهبران آنان هر روز توسط جوخه هاي ترور صهيونيستها به شهادت مي رسند و... . پس چرا هيچ اسمي از حقوق بشر به ميان نمي آيد مگر آنان به عنوان يك بشر حق و حقوقي ندارند
    اين عدم توجه به فضائل انساني و معنويات چشم حقيقت بين انسان غربي را كور نموده و او را در منطقه اي وادار به كاوش براي دستيابي به آزادي كرده است كه هيچ موقع آن را نخواهد يافت . اين حقيقتي انكار ناپذير است كه خود غربيان نيز به آن معترفند. ويل دورانت در كتاب « لذات فلسفه » اين چنين مي نويسد :
    « واضح است كه اگر آمريكايي از نبودن آزادي شكايت مي كند مقصودش آزادي شكم است نه آزادي فكر . » (2 )
    تفاوت آزادي با آزادگي
    بين آزادي و آزادگي فرقهاي بسياري وجود دارد چه بسيار مردمي كه آزادند اما آزاده نيستند و چه بسيار اسيراني كه آزاده اند هر چند آزاد نيستند. آزادي و آزادگي مي توان در دو جمله كوتاه اين چنين بيان كرد : « آزادي يعني رهايي از اسارت و تحقير ديگران » و « آزادگي يعني رهايي از هوا و هوس خويشتن » . ممكن است انساني بر بخش وسيعي از جهان تسلط مطلق داشته باشد ولي ذره اي بر هوا و هوس خويشتن تسلط ندارد. چنين انساني آزاد است اما آزاده نيست . آزادي كه آزاده نباشد زنداني ديگران نيست بلكه اسير هواهاي نفساني خواهشهاي دل خويش است . تفاوت آزادگي و آزادي در حقيقت به تفاوت ميان محيط بيرون و عالم درون انسان باز مي گردد. انسان هر چند در جهاني پهناور زندگي مي كند ولي جهاني پهناورتر در خود و با خود دارد. آزادي با رفع موانع از محيط بيرون و سامان بخشيدن به آن فراهم مي آيد اما آزادگي نتيجه خودشناسي و خودسازي و سامان بخشيدن به نيروها و انگيزه هاي عالم درون است .
    آنچه چهره انقلاب اسلامي را از همه انقلابها ممتاز مي سازد اين است كه بر پايه ي اصول و ارزشهاي ديني بنا شده و قبل از هر تحولي در محيط هستي به تحول درون انسانها توجه تام دارد.
    انقلاب اسلامي انقلابي براي شناختن اسلام و حاكم ساختن ارزشهاي ديني است و پايه دين ايمان قلبي و تقواي دروني و پاكي نفس و طهارت دل است و درد جانگذار و خانمانسوز بشر امروز درماني جز اين ندارد و نخواهد داشت .
    علت اينكه جامعه ايران ما اين چنين به ارزشهاي انقلاب اسلامي وفادار مانده و در راه تداوم آن ايثار و جانبازي مي كند آن است كه مردم جامعه ي ما آزادگي را بر آزادي مقدم مي دانند و باور دارند كه براي رسيدن به آزادي حقيقي در محيط بيرون نخست بايد به آزادگي در عالم درون رسيد و دقيقا به همين دليل است كه مردم جامعه ي ما حاكميت ولايت فقيه را بر خود پذيرفته اند و تقوا و وارستگي و علم و عدالت را در مساله رهبري شرط مي دانند چرا كه دنيا در آتش هوا و هوس رهبران خودكامه اي كه آزادند و آزاده نيستند مي سوزد. مشكل اصلي دنياي امروز ما اين است كه در آن سخن از آزادي بسيار گفته مي شود و از آزادگي كم . همه مي خواهند موانع محيط زندگي بيرون را از پيش پاي انسان بردارند تا او بتواند به هر كجا كه مي خواهد برود اما اندكند كساني كه ميپرسند انسان بايد به كجا برود و چه بايد بكند. در هيچ يك از دورانهاي گذشته به اندازه دوران ما سخن از آزادي به ميان نيامده و در باره ي آن اين همه شور و شوق برپا نگشته است و در هيچ يك از دورانهاي گذشته به اندازه ي دوران ما انسان به استضعاف كشيده نشده و زير ظلم و استثمار و اسارت قرار نگرفته است . علت را بايد كجا جستجو كرد
    علت اين است كه در دنياي امروز ما آزادگي فراموش گشته و كسي غم عالم درون را نمي خورد و از آنان كه شب و روز براي آزادي فرياد مي زنند هيچ كس درباره اخلاق و تهذيب نفس به جديت سخن نمي گويد و عمل نمي كند.

    پي نوشت :
    2 ـ لذات فلسفه ويل دورانت ص 316

  • *****
    پاكدامني (3 )


  • 9 ـ العفاف يصون النفس و ينزهها عن الدنايا .
    پاكدامني نفس آدمي را (از گناه ) حفظ نموده و از پستي ها پاكيزه مي گرداند.
    10 ـ العفه افضل الفتوه .
    پاكدامني برترين جوانمردي است .
    11 ـ العفاف افضل شيمه .
    عفت و پاكي برترين روش است .
    12 ـ العفه تضعف الشهوه .
    پاكدامني شهوت نفس را كم مي كند.
    13 ـ افضل العباده عفه البطن والفرج .
    برترين عبادت نگهداري شكم و فرج (از محرمات ) است .
    14 ـ بالعفاف تزكو الاعمال .
    با عفت و پاكي كارها پاكيزه گردد. 15 ـ تاج الرجل عفافه و زينته انصافه .
    تاج سر مرد پاكدامني او و زينتش انصاف و عدالت خواهي اوست .
    16 ـ حسن العفاف من شيم الاشراف .
    پاكدامني خوب و نيكو از شيوه هاي بزرگان است .
    17 ـ دليل غيره الرجل عفته .
    نشان غيرت مرد پاكدامني اوست .

  • *****
    اخلاق و آداب دانشجويي
    اخلاق و آداب دانشجو با مردم


  • قسمت پنجم
    حجت الاسلام دكتر علي اكبر كلانتري ارسنجاني
    پس از اين كه نوبت به انتقاد رسيد بايد در پيوند با آن به اموري توجه نمود از جمله :
    1 ـ خير خواهانه و صادقانه بودن انتقاد
    انتقاد آنگاه مي تواند سازنده و اثر گذار باشد كه صادقانه و از سر دل سوزي و به دور از فريب و بدخواهي مطرح شود.
    امام علي (ع ) در يكي از خطبه هاي خود ياران خويش را به ارائه اندرزهاي صحيح و صادقانه ترغيب مي كند و مي فرمايد : « به اندرزي كه نادرستي و ترديد در آن راه نيافته مرا ياري كنيد . » (40 )
    2 ـ پرهيز از گفتار زشت و سخنان غير اخلاقي در حين انتقاد
    سليمان بن مهران مي گويد : در حالي كه شماري از شيعيان خدمت امام صادق (ع ) بودند بر ايشان وارد شدم شنيدم حضرت به آنان مي فرمود :
    « اي گروه شيعيان ! مايه زينت ما باشيد نه موجب زشتي ما با مردم سخن نيك گوييد زبان خود را حفظ كرده آن را از زياده گويي ها و كلمات زشت وسخيف باز داريد! » (41 )
    3 ـ وارد نشدن ميان سخن ديگران
    نقد و اشكال بر گفتار ديگران آن گاه سودمند و نتيجه بخش است كه پس از به اتمام رسيدن آن باشد. رسول خدا(ص ) در نكوهش قطع سخن گوينده فرمود : « هر كس ميان سخن برادر مسلمانش بپرد به اين مي ماند كه صورت او را خراشيده است . » (42 )
    4 ـ به جا و معقول بودن انتقاد
    بر طبق آموزه هاي اسلامي سخن بخشي از كردار است و مي تواند مورد باز خواست خداوند واقع شود از اين رو بر انتقاد كننده است كه جوانب امر را سنجيده بدون اطمينان به حق بودن ديدگاه خود انتقاد نكند.
    در فرازي از سخنان رسول خدا(ص ) آمده است : « هر كس گفتار خود را بخشي از كردار خويش به حساب نياورد. اشتباه او بسيار و كيفر او فراهم مي گردد . (43 )
    5 ـ حق پذيري
    برطرف هاي بحث و گفت و گو لازم است به محض پي بردن به حقانيت سخن و موضع طرف مقابل با متانت و خوش رويي آن را پذيرفته و بر موضع غير صحيح خود اصرار نورزند.
    بنابر حديثي رسول خدا(ص ) فرمود : « حق را از هر كوچك و بزرگي كه براي تو مي آورد. بپذير. اگر چه او دشمن تو باشد . » (44 )
    روزي دو دانشور بزرگ ملا خليل قزويني و ملامحسن فيض كاشاني پيرامون مسئله اي علمي گفت و گو و مناظره اي طولاني كردند در اين گفت و گو حق با فيض كاشاني بود ولي آن دانشمند قزويني نپذيرفت و بر درستي ديدگاه خود اصرار ورزيد تا اين كه پس از مدتي در قزوين به حقانيت سخن فيض و اشتباه بودن ديدگاه خود پي برد همان وقت بي درنگ از قزوين به سوي كاشان حركت كرد و پس از ديدار با فيض ضمن اعتراف به حقانيت كلامش از او عذر خواهي نمود. مرحوم فيض با مهرباني و صميميت او را در آغوش گرفت و بدين ترتيب به گفت و گوي خود پايان دادند . (45 )
    6 ـ مدارا با مخالف
    رفق و مدارا با عموم مردم به خصوص با مخالفان در نظر و ديدگاه از صفات پسنديده ديني و اخلاقي است . بنابر حديثي امام صادق (ع ) فرمود : « جبرئيل (ع ) به حضور پيامبر(ص ) رسيد و عرض كرد : پروردگارت سلام مي رساند و مي فرمايد :
    « با مخلوق من مدارا كن » (46 )
    قانون مداري
    مي توان در تعريف قانون گفت : « قضيه اي كلي است كه بر همه مصاديق و جزييات خود انطباق دارد . » (47 )
    با توجه به اين امر بديهي كه جامعه انساني با تزاحمات و چالشهاي بي شماري روبرو است و هميشه شماري از انسانها در پي ارضاي غرايز سيري ناپذير خود هستند و براي نيل به اين مقصود از تجاوز به خواست و حقوق ديگران نيز سرباز نمي زنند وجود قوانين فراگير لازم الاجرا و منطبق بر شرائط گوناگون از ضروريات جامعه بشري است .
    از سوي ديگر قانون آنگاه ضمانت اجرايي پيدا كرده نهادينه مي شود كه دانشوران و تحصيل كردگان جامعه بيش از ديگران به آن احترام نهاده و بدان ملتزم شوند. در غير اين صورت برقراري نظم و آرامش كه شرط بي بديل تعالي اجتماعي است انتظاري بيهوده بيش نخواهد بود.
    در اهميت و عظمت احترام به قوانين الهي و مشروع همين بس كه قرآن مي فرمايد : « و من يتعد حدودالله فاولئك هم الظالمون » (48 ) « و كساني كه از حدود الهي تجاوز مي كنند ايشان همان ستمكاران هستند. »
    پاورقي :
    40 ـ سيد مرتضي . نهج البلاغه ص 175 خطبه 118
    41 ـ حر عاملي وسائل الشيعه ج 8 ص 535
    42 ـ كليني كافي ج 2 ص 660 حر عاملي وسائل الشيعه ج 8 ص 472
    43 ـ حر عاملي وسائل الشيعه ج 8 ص 537
    44 ـ متقي هندي . كنزالعمال ج 15 ح 43152
    45 ـ محمدرضا اكبري . زيباييهاي اخلاق ص 111
    46 ـ حر عاملي وسائل الشيعه ج 8 ص 540
    47 ـ ر . ك : مرتضي زبيدي تاج العروس ج 18 ص 446 جرجاني التعريفات ص 73
    48 ـ بقره 229