روزنامه جمهوري اسلامي 12/08/1382 صفحه مقالات

  • مبارزه با استكبار جهاني چرا
  • مردي مثال زدني در عرصه بالكان
  • متن كامل مذاكرات مجلس شوراي ملي درباره كاپيتولاسيون
  • *****
    مبارزه با استكبار جهاني چرا


  • نگاهي به فهرست خيانت هاي آمريكا به جمهوري اسلامي ايران
    اشاره
    نگاهي به تاريخ روابط آمريكا با جمهوري اسلامي ايران نشان مي دهد كه آمريكايي ها به حدي به ملت ما ظلم و خيانت كرده اند كه ديوار بي اعتمادي موجود ميان دو كشور حداقل نتيجه اين خصومت است .
    بدون شك در شرايط كنوني خصومت با ايران اسلامي در صدر سياست هاي خاورميانه اي ايالات متحده قرارگرفته است و اگر لشگركشي اخير به خاورميانه را ماحصل طرح هاي راهبردي كساني همچون « ريچارد برن » « دونالدرامسفلد » و تيم مشاوران « ديك چني » معاون رئيس جمهور آمريكا بدانيم رسيدن به اين نتيجه دشوار نيست كه آمريكا مي خواهد به « مشكلات » و به قول رامسفلد « مناقشات » خود با ايران پايان دهد. فارغ از اينكه ايران تاكنون بارها چنين تهاجماتي را از سرگذرانده است .
    نكته قابل تامل اين است كه كساني همچون « ريچارد بوچر » « كالين پاول » و « بوش » هنوز ادعا مي كنند كه آمريكا در جستجوي رهايي بخشي مردم ايران است و به عبارتي اين موضوع را تكرار مي كند كه « ايران پس از پذيراشدن يك زمستان آمريكايي همچون عراق امروز به سوي يك بهار رويايي » گام برخواهد داشت !
    نكته قابل ذكر اينكه اكنون نيز آمريكايي ها سعي دارند با تطهير چهره خود مجالي براي نفوذ بيابند و جالب اينكه كميته فرهنگي سازمان « سيا » كه بعد از جنگ سرد به حالت تعطيل درآمده بود اكنون فعال شده و چنين سياستي را دنبال مي كند. در اين رابطه از يكسري روشنفكران سياستمداران معاند و ضدانقلاب و رسانه هاي وابسته براي تطهير سوابق خيانت آميز آمريكا در كشورهاي ديگر و بويژه در ايران استفاده مي شود. نگاهي به تاريخ برخوردهاي دو كشور از نظر خيانت هاي آمريكا به ايران و ايرانيان مي تواند واكنش مناسبي براي خنثي كردن اقدامات فوق باشد.

    تعريف آمريكا از آزادي ايرانيان
    از ابتداي دهه 1950 ميلادي آمريكا رسما جايگزين استعمار انگلستان در خاورميانه شده و مقتضيات خاص يك قدرت استعماري را در ايران نيز در اختيار گرفت . البته ورود جدي آمريكا به عرصه تحولات سياسي ايران با يك خيانت بزرگ شروع شد. يعني زمانيكه برخي از سياستمداران خوشبين ايران به عنوان نيروي سوم در موازانه قدرت با بريتانيا و شوروي سابق به آمريكا روي آوردند. آمريكايي ها در كشورهايي همچون ايران بدنامي روسها و انگليسي ها را نداشتند. اما خيلي زود اولين خيانت بزرگ خود به ملت هاي خاورميانه را در حق مردم ايران و دولت آن روا داشتند . آنها كودتاي 28 مرداد 1332 را كه در قالب طرح انگليسي آژاكس طراحي شده بود در ايران اجرا كردند و به تدريج جايگزين آن قدرت استعماري در امور ايران شدند.
    دومين جنايت بزرگ آمريكايي ها پرورش شاه در قالب الگوي قدرت براي آمريكاي لاتين بود. يعني پرورش يك ديكتاتور وابسته ديكتاتوري با قدرت سركوب در داخل و همسويي با تدابير منطقه اي ايالات متحده در خارج از كشور. لذا راز اصلي بقاي خاندان فاسد پهلوي در ايفاي نقش در قالب استراتژي موردنظر آمريكا بود به گونه اي كه جنايات پهلوي در داخل ايران حتي در محافل غيردولتي حقوق بشر نيز كمتر انعكاس مي يافت و در مقابل شاه پذيرفت كه به عنوان يكي از ستون هاي دوگانه دكترين « نيكسون » و « كيسينجر » در خليج فارس عمل كند.
    بنابراين هيچ كشور و بازيگر خارجي اي در نيمه دوم قرن بيستم به اندازه آمريكا در نقض حقوق بشر ايرانيان مسئول نبود. زندانيان سياسي با امكانات و تجهيزات پيشرفته وارد شده از آمريكا شكنجه مي شدند و قرارداد همكاري كامل ميان سازمان هاي سيا موساد و ساواك براي سركوب انقلابيون ايران امضا گرديد. در واقع يكي از دلايل پرتلفات شدن شرايط وقوع انقلاب اسلامي ايران نيز ايفاي نقش آمريكا در مقابل اين انقلاب بود. بطوريكه جيمي كارتر در آخرين سال حكومت پهلوي از ايران به عنوان جزيره ثبات در خاورميانه نام برد تا بيش از هر چيز به طرفداران ناچيز ديكتاتوري پهلوي روحيه داده باشد. به گونه اي كه طبق شواهد موجود پس از اين موضعگيري كارتر به يكباره سركوب انقلابيون اوج گرفت .
    تلاش براي انحراف يا شكست انقلاب
    پس از وقوع انقلاب اسلامي به واسطه اهداف دوگانه انقلابيون (نفي استبداد داخلي و استعمار خارجي ) ايران از درون قلمرو استراتژيك آمريكا خارج شد. لذا خيانت هاي بعدي آمريكايي ها به ملت ايران با هدف بازگرداندن كشورمان به درون آن قلمرو سامان يافت .
    خيانت اول بعد از انقلاب تلاش براي ناكام كردن انقلابيون و بازگشت شرايط به دوران پيش از انقلاب بود . لذا اين بار طرح كودتاي 28 مرداد 1332 به طرق گوناگون اجرا گرديد . تلاش براي سپردن ثمره خون شهيدان انقلاب به دست ليبرال ها و مليون تلاش براي حفظ عناصر وفادار به آمريكا در راس امور تلاش براي تداوم درگيري ها و چالش ها تا هنگامي كه نظم مورد نظر آمريكا مستقر شود ازجمله سياست هايي بود كه در اين راستا در پيش گرفته شد.
    در اين فاصله با تسخير لانه جاسوسي بسياري از حربه ها كانون ها و زمينه هاي خيانت آمريكا به ايران فاش شد و لذا آمريكا مجبور شد حربه هاي عريان خيانت و ظلم به ملت ايران را روكند. از اين زمان بود كه طرح كودتاي نوژه در دستور كار قرار گرفت . اگر اين كودتا عملي مي گرديد تنها در يك ساعت اول آن حداقل 200 هزار ايراني كشته مي شدند . بانيان طرح به اين نتيجه رسيده بودند كه كودتاي نوژه ممكن است دو نتيجه داشته باشد. نتيجه اول ختم انقلاب و كشته شدن رهبران آن كه به طور كامل اهداف ايالات متحده را تامين مي كرد و هدف دوم شكست كودتا و آغاز دور تازه اي از درگيري هاي داخلي كه بازهم در نهايت به سود آمريكا تمام مي شد. نتيجه اي كه از كودتاي ناكام نوژه مي توان گرفت اين است كه آمريكايي ها همواره حاضر بوده اند كه حتي به قيمت جان صدها هزار ايراني اهداف راهبردي خود را در كشورمان به كرسي بنشانند.
    تحريم اقتصادي دارويي و غذايي جمهوري اسلامي ايران از جمله جنايت هاي ديگري بود كه آمريكايي ها مرتكب شدند و هدف از اين سياست عاصي كردن مردم با سواستفاده از نيازهاي معيشتي آنها بود. اين در حاليست كه كليه اساسنامه و منشورهاي حقوق بشر دنيا چنين سياستي را محكوم مي كنند.
    در همين راستا در اوج نياز ايران به ذخاير ارز ي و بدهي هاي مختلف آمريكا به دولت شاه اموال ايران در آمريكا بلوكه گرديد. در واقع آمريكايي ها اين بار تلاش كردند تا سياست اتحاد شوروي سابق در زمان كودتاي 28 مرداد 1332 را تكراركنند . در آن زمان ايران به واسطه ترانزيت تجهيزات مربوط به جنگ جهاني دوم از سوي متفقين به شوروي 11 تن طلا از روسها طلب داشت . بازگرداندن اين طلب به دولت مصدق مي توانست نقطه ضعف اصلي دولت ايران در اوج تحريم هاي نفتي انگليس را برطرف نمايد اما روسها در تباني پنهان با دشمنان آن زمان ايران به حدي وقت كشي كردند كه كودتا با سواستفاده از مشكلات معيشتي مردم شكل گرفت و جالب اينكه بلافاصله پس از وقوع كودتا در مسكو طلاها را به دولت « سپهبد زاهدي » باز گرداند. به هر حال اين تجربه نيز بخشي از خيانت هاي مشترك قدرت ها به ملت ايران به شمار مي رود.
    به هر حال آمريكا هنوز هم اموال ايران را مسدود نگه داشته و اكنون سعي دارد با ادعاي ساختگي برخي شهروندان آسيب ديده خود در تحولات فلسطين و لبنان آن ثروت هاي ملي مردم ايران را تاراج نمايد.
    خيانت بزرگ ديگر آمريكا درماههاي بعد از وقوع انقلاب فراري دادن شاه خائن و پرهيز از استرداد و محاكمه او در ايران بود. حتي اموال و ثروتهاي غارت شده توسط خاندان پهلوي و ديگر درباريان نيز تحت بيمه سياسي آمريكا قرار گرفت . جالب اينكه به رغم حل ظاهري اين اختلاف در قالب بيانيه الجزاير در عمل از اموال سرقت شده چند اتومبيل عتيقه مربوط به ثروت هاي رضاخان پهلوي به ايران بازگردانده شد و سرانجام شاه بدون پاسخگويي به ملت ايران از دنيا رفت و هنوز سياست حمايت از سلطنت طلبان در دستور كار دولت آمريكا قرار دارد. رضا پهلوي كسي كه به عنوان وليعهد شاه خائن برگزيده شده بود از آزادي و دموكراسي سخن مي گويد و سلطنت طلبان و اپوزيسيون وابسته در قالب اعتبارات ويژه كميته فرهنگي سازمان « سيا » اقدامات رسانه اي ـ تبليغاتي تازه اي عليه جمهوري اسلامي ايران آغاز كرده اند و مجموعه شرايط فوق نشان مي دهد كه هنوز بازگرداندن ايران به دست يك ديكتاتور وابسته از جمله راهبردهاي مورد نظر مقامات دو حزب اصلي آمريكاست .
    طرح اغتشاش و تجزيه
    استراتژي هاي متعدد اغتشاش و تجزيه جمهوري اسلامي ايران نيز از جمله خيانت هاي بزرگ آمريكا در حق مردم ايران بوده است . فلسفه اين طرح نوميدي از احتمال بازگشت ايران به درون قلمرو استراتژيك ايالات متحده در شرايط زماني خاص و تلاش براي تجزيه آن بوده است . ضمن آنكه آمريكا همواره تلاش كرده است با ايجاد آشوب و اغتشاش بويژه در مرزهاي جمهوري اسلامي آنرا در سطح كلان مجبور به امتياز دادن نمايد.
    به همين منظور سازمان سيا روابط گذشته خود با سران و عوامل تجزيه و آشوب در ايران را احيا كرد و برنامه هايي در اين راستا اجرا گرديد و خون شماري از مردم بي گناه ايران ريخته شد اما اين تحركات نيز به نتيجه لازم منتهي نشد.
    عمده ترين استراتژي در اين زمينه به طرح طائف مربوط مي شود طرحي كه در سال 1361 هجري شمسي در عربستان و در جمع سران اتحاديه عرب مطرح شد و مقرر گرديد كه براي ايجاد آشوب و تجزيه در ايران هزينه ها و برنامه هايي تدارك ديده شود.
    بر اساس اين طرح با توجه به اينكه در جدار مرزي حدود دو سوم از مرزهاي خاكي ايران مردم سني مذهب زندگي مي كنند مي توان با رخنه دادن عوامل وهابي و افراطي سني دولت انقلابي ايران را در تنگنا قرار داد. اين استراتژي به همراه جنگ تحميلي از جمله خيانت هاي مشترك آمريكا و ارتجاع عرب در حق مردم ايران بود.
    جنگ تحميلي
    بزرگترين و پرتلفات ترين خيانت آمريكا در حق مردم ايران جنگ تحميلي بود. امروزه گزارش هاي محرمانه قابل تاملي از روند شكل گيري جنگ منتشر مي شود . طبق اين گزارش ها در حاليكه تا سال 1985 آمريكا و عراق با يكديگر روابط سياسي نداشتند دونالدرامسلفد وزير دفاع كنوني و معاون وقت وزارت امورخارجه آمريكا از جمله فراهم كنندگان زمينه هاي جنگ بود. او بين بغداد رياض كويت قاهره ابوظبي و امان رفت و آمد مي كرد و ارتجاع عرب را در كنار صدام و در قالب يك هسمويي « پان عربيستي » قرار مي داد.
    جنگ با هدف غافلگير كردن انقلابيون ايران آغاز شد و بخش عمده اي از درآمدهاي كشور را صرف كرد به گونه اي كه به طور مستقيم و غيرمستقيم حدود 2000 ميليارد تومان به جمهوري اسلامي ضرر و زيان وارد كرد و دهها هزار انسان بي گناه ايراني را به شهادت رساند.
    دونالدرامسفلد به تدريج به عنوان رابط اصلي ميان « رونالد ريگان » و « صدام حسين » برگزيده شد. او وظيفه داشت كه مانع شكست صدام در مقابل ايران شود و در اين راستا به تدريج چراغ سبز آمريكا براي ورود تجهيزات پيشرفته و ممنوعه نظامي به داخل عراق روشن شد به گونه اي كه 124 شركت آمريكايي اروپايي روسي و چيني به تجهيز شيميايي عراق روي آوردند و ناجوانمردانه ترين جنگ قرن بيستم در حق مردم ايران در قالب يك طرح مشترك « عربي ـ غربي » شكل گرفت .
    جالب اينكه اكنون برخي از نظريه پردازان آمريكايي نه به خاطر حمايت از حقوق ايراني ها بلكه به خاطر توجيه اقدام واشنگتن در حمله به عراق صحنه هاي جنايات صدام عليه كشورمان را بازنويسي مي كنند به گونه اي كه اوايل سال جاري (پيش از سقوط صدام ) كريستين ساينس مانيتور به نقل از يك كارشناس آمريكايي نوشت : « ايران آزمايشگاهي بزرگ براي آثار حملات نظامي شيميايي است و حتي آمريكايي ها براي مقابله با اين حملات احتمالي بايد تيم هاي پزشكي خود را به ايران اعزام كنند چون برغم چندين هزار قرباني حملات شيميايي در ايران هنوز در اين كشور 32 هزار مجروح شيميايي وجود دارد كه شماري از آنها آخرين روزهاي حيات خود را سپري مي كنند و ... »
    جالب اينكه همزمان در عرصه هاي بين المللي آمريكا نقش حافظ اميني صدام را در مقابل معدود محكوميت هاي بين المللي موجود بازي مي كرد و اين سياست بويژه در قطعنامه هاي وقت شوراي امنيت سازمان ملل متحد مشهود بود.
    در اين رابطه ريچاد نيكسون رئيس جمهور پيشين ايالات متحده در كتاب « 1999 پيروزي بدون جنگ » بخشي از واقعيت ها را بروز مي دهد . او مي گويد : « در اين جنگ (جنگ تحميلي ) هدف اصلي ايالات متحده اين است كه دو طرف شكست بخورند چون در اين شرايط هيچ قدرت اسلامي در مقابل اسرائيل علم نمي شود و ...
    نشريه « ويكلي استاندارد » از ارگان هاي نو محافظه كاران حاكم بر كاخ سفيد كه متشكل از جمعي از افسران ارشد سيا و استراتژيست هاي برجسته تندرو در ايالات متحده است نيز جزئيات بيشتري را از اين سياست بروز مي دهد. به نوشته اين نشريه آمريكا به اين نتيجه رسيده بود كه با دخالت در جنگ مانع از پيروزي يك طرف برطرف ديگري شود.
    اين ادعا در حالي صورت مي گيرد كه جنگ در كل با دست برتر ايران و شكست تدريجي عراق همراه بود و در عمل آمريكايي ها در كنار صدام و براي جلوگيري از سقوط اين ديكتاتور با ايران مي جنگيدند. با اين وجود در شرايطي كه صدام به يكي از منفورترين چهره هاي بين المللي تبديل شده بود آمريكايي ها تلاش كردند تا به نوعي حمايت هاي خود از اين ديكتاتور جنايتكار را توجيه كنند.
    در واقع در زمان جنگ آمريكايي ها با اطلاع از اينكه نيروي نظامي ايران مجهز به سلاح هاي آمريكايي است جمهوري اسلامي را تحت شديدترين تحريم هاي تسليحاتي قرار دادند به گونه اي كه در مواردي ايران مجبور مي شد قطعات مورد نياز تجهيزات خود را تا صدها برابر قيمت از بازار آزاد تامين كند.
    كارشكني در راه سازندگي
    پايان جنگ تحميلي آغاز استراتژي تازه آمريكا براي تحريم سازندگي در جمهوري اسلامي و كشاندن ايران به بحران هاي طبيعي بعد از جنگ بود. به گونه اي كه حتي برغم اتخاذ سياست تنش زدايي از سوي جمهوري اسلامي ايران در اين زمان قوانين جديدي در تحريم اقتصادي و نفتي ايران شكل گرفت و روساي جمهور آمريكا هر ساله قانون تحريم اقتصادي ايران در سال 1358 را تمديد مي كردند . قوانين « داماتو » و « هلمزبرتون » از جمله قوانين فوق و مشخصه اصلي آنها نسبت به قانون تحريم اقتصادي گذشته اين بود كه ماهيتي بين المللي داشت و آمريكا تلاش كرد كشورهاي ديگر جهان را نيز به تحريم ايران بويژه به تحريم نفتي كشورمان وادار نمايد.
    شكاف از درون و فروپاشي
    آمريكا تاكنون خيانت هاي بزرگي را در حق ملت ايران انجام داده است . تحريك كشورهاي ديگر و تحريك و تشويق گروههاي منحرف همچون طالبان و گروهك هاي تروريستي عليه جمهوري اسلامي از جمله اين اقدامات بوده است . اما اكنون استراتژي شكاف از درون و فروپاشي در دستور كار مقامات سياسي ايالات متحده قرار گرفته است . با اين توضيح كه از فشار و تنگناي خارجي به عنوان مكمل استراتژي فوق استفاده مي شود.
    آمريكايي ها از اين موضوع نگرانند كه استراتژي نسبتا واحد و قدرتمند جمهوري اسلامي ايران در منطقه به موفق ترين راهبرد از ميان راهبردهاي موجود تبديل شده است . از طرفي ايران اكنون آرام ترين كشور خاورميانه است و آمريكايي ها مي خواهند اين آرامش را برهم بزنند.
    آنها علاوه بر تلاش براي احيا خائنان فراري در داخل بر روي عناصر افراطي كار مي كنند تا به بهانه آزادسازي ايرانيان را دچار دو دستگي كنند و همگان خوب مي دانند كه دو دستگي و شكاف دروني بلاي جان اغلب كشورهاي امروز خاورميانه است و جمهوري اسلامي ايران بواسطه پرهيز از آن تاكنون موفق و آرام مانده است .
    تلاش براي جدا كردن مردم از حاكميت سياسي كشور ترفندي ديگر براي پيشبرد آن استراتژي است ضمن آنكه همزمان تلاش هايي براي شكستن اساس قدرت نظام جمهوري اسلامي ايران يعني بنيه اسلامي آن صورت مي گيرد. ايران اسلامي تنها قدرت منطقه اي است كه توانسته است در عين تكثر نوعي وحدت عمل و رفتار را در قبال بحران هاي اخير اجرا كند و طبق موازين اسلامي ما ريشه اين امر به نگاه اسلامي به سياست بر اساس محوريت صالح ولي فقيه برمي گردد. آمريكايي ها با حمله به نهادهاي اسلامي نظام و از جمله ولايت فقيه درصددند تا اين وحدت موثر سياست و حكومت جمهوري اسلامي را از بين برده و كشورمان را دچار آشفتگي كنند.
    نتيجه
    تاريخ مملو از خيانت هاي آمريكا به مردم ايران است . با اين وجود اين قدرت همواره خيانت هاي خود را در قالب يك پوشش تبليغاتي و با استفاده از الفاظ عامه پسند توجيه مي كند. آمريكايي ها هنوز در مورد نخستين خيانت هاي خود به مردم ايران يعني مواردي همچون كودتاي 28 مرداد نيز شفاف سازي نكرده اند چرا كه اساس سياست آنها در قبال جمهوري اسلامي خيانت به انقلابي است كه آنرا نمي پذيرند.
    به طور خلاصه نگاهي به تاريخ التهابات جنگ ها قربانيان و مشكلات مختلفي كه بر سر راه مردم و نظام جمهوري اسلامي ايران قرار گرفته حاكي از اين واقعيت است كه آمريكا بزرگترين خائن به ملت ايران بوده است . متاسفانه برخي از محافل سياسي با سو استفاده از ضعف حافظه تاريخي بخش هاي از ملت ايران درصدد تطهير سوابق اين قدرت در كشورمان هستند . نتايج نظرسنجي سالجاري موسسه آمريكايي « پيو » از 44 كشور جهان نشان مي دهد كه به نسبت نزديكي كشورها به آمريكا نفرت ملت ها از اين قدرت بيشتر مي شود. لذا در كشورهايي همچون عربستان مصر پاكستان و حوزه آمريكاي لاتين كه حوزه نفوذ آمريكا به حساب مي آيند حدود 90 درصد مردم با اين قدرت مخالفند و 70 درصد از آن نفرت دارند. بدون شك طرح خيانت هاي آمريكا به مردم كشورهايي همچون فلسطين عراق و افغانستان در شناخت بهتر آن قدرت موثر خواهد بود.
    معاونت پژوهش و برنامه ريزي
    شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي

  • *****
    مردي مثال زدني در عرصه بالكان




  • از دكتر علي اكبر ولايتي
    پس از سالها مبارزه و زندگي سراسر عزت سرانجام هفته گذشته آقاي « علي عزت بگويچ » دار فاني را وداع گفت و بايد در رثاي او همچون رثاي شهيد بلخي بسرائيم :
    كاروان شهيد رفت از پيش
    و آن ما رفته گيرو مي انديش
    وز شمار دو چشم يك تن كم
    وز شمار خرد هزاران بيش
    كساني كه او را از نزديك مي شناختند تاييد مي كنند كه از نمونه هاي مثل زدني و كم نظير دنياي ما بود. مردي از تبار سلف صالح كه در خط مقدم جبهه كفر پرچم خونين اسلام را در روزگار تلخ و تيره كمونيسم بر ارتفاعات سارايوو برافراشت و به جرم حمايت از نهضت امام خميني (ره ) به زندان جمهوري فدراتيو سوسياليستي يوگسلاوي رفت .
    سقوط كمونيسم در مسكو اضمحلال سوسياليسم را در بلگراد به دنبال داشت و عملا بندي كه پيمان يالتا به دست و پاي قوميت هاي مختلف پيچيده و از مجموعه اي نامتجانس يك جمهوري فدراتيو اشتراكي ساخته بود گسيخته شد. ابتدا اسلواني و كرواسي اعلام استقلال كردند و سپس در ماه مارس 1992 آقاي علي عزت بگويچ بوسني و هرزه گوين را يك جمهوري مستقل اعلام كرد. اقليت صرب بوسني شورش كرد و بلگراد هم از آنها حمايت نمود و فاجعه اي بي نظير در تاريخ معاصر بوجود آمد. صربها شروع به قتل تبعيد و نفي بلد دسته جمعي غ مسلمانان از مناطق آبا و اجدادي خويش كردند. از سوي ديگر كروات ها نيز بر سر تصرف هرچه بيشتر سرزمين هاي مورد نزاع مسلمان كشي براه انداختند. شرايط بسيار سنگيني بود. مسلمانان در بين دو لبه تيغه صربها و كروات ها دست و پا مي زدند.
    اروپائيان دست بكار شدند. اسلواني با حمايت اروپا به سرعت به استقلال رسيد. كرواسي حمايت واتيكان و بن را داشت . آن هم گليم خويش را از امواج طوفاني بالكان به كناره آدرياتيك برد.
    صربها و كروات ها مستقيما " در سارايوو و موستار و هركجا كه ممكن بود حملات خويش را عليه مسلمانان متمركز كردند و فجايعي باورنكردني مرتكب شدند كه از يادآوري آنها عرق شرم بر جبين انسان مي نشيند.
    اروپائيان با شعار برقراري صلح به ميدان آمدند ولي اي كاش نيامده بودند. آقاي دكتر « ديويد اوئن » وزير خارجه اسبق انگليس از سوي اروپا مامور ميانجيگري شد. آمريكا در ابتداي امر ظاهرا بركناري نشست و نظاره مي كرد. ظاهرا طرفين منازعه (صربها و مسلمانان ) مورد تحريم تسليحاتي قرار گرفتند ولي تقريبا " تمامي ميراث نظامي يوگسلاوي سابق به صربها رسيد و مسلمانان بي دفاع گوشت جلوي توپ توپچي هاي « ردوان كاراجيج » شدند.
    « ناوگان ناتو » مامور محاصره دريايي بوسني شد. و اين سومين حلقه محاصره بعد از حلقه هاي صربها و كرواتها بود كه شكستن آنها نزديك به محال بود. به شليك شبانه روزي صربها و كرواتها گرسنگي و سرماي زمستاني و انواع محروميتها و بيماري ها اضافه شد. اين جنگ قريب سه سال و نيم به درازا كشيد (مارس 1992 تا نوامبر 1995 ) .
    براساس بعضي آمارها از جمعيت 2 ميليوني مسلمانان بوسني 200 هزار نفر (10 درصد) جان باختند . در اين فاصله زماني دولت هاي اروپائي چهره زشتي از خود نشان دادند. با عنوان ميانجيگري وارد صحنه شدند ولي بجاي دفاع از مظلوم در عمل دست صربها و كرواتها را براي قتل عام مسلمانان باز گذاشتند.
    آقاي دكتر « ديويد اوئن » وزير خارجه اسبق انگليس نماينده « جامعه اروپا » در تحرك ميانجيگرانه بود كه بايد گفت كاري جز كارشكني در كار مسلمانان نداشت . با تلاش « ايران » « كنفرانس اسلامي » فعاليت هائي از خود بروز داد ولي اغلب كشورهاي اسلامي جرات شكستن طلسم تحريم تحميلي عليه مسلمانان را نداشتند.
    جمهوري اسلامي ايران منتظر تصميمات « سازمان ملل » و « كنفرانس اسلامي » نماند. ضمن اينكه از هيچ تلاشي براي فعال كردن سازمانهاي بين المللي فروگذار نكرد.
    با وجود همه مخاطراتي كه نظام و افراد كمك كننده را تهديد مي كرد سيل كمك ها از سوي دولت سازمانهاي مردمي و افراد كشورمان بسوي بوسني سرازير شد.
    در اوج درگيريها اينجانب به همراه هيئتي به بوسني رفتيم . نحوه رسيدن به سارايوو آسان نبود بالاخره يك هواپيماي ابلوشين اوكرائيني را كه در اجاره سازمان ملل متحد بود و كمك هاي امدادي را براي مردم پايتخت مي برد يافتيم كه با اعضاي هيئت بر روي صندلي هائي كه در فاصله تنگ شايد 50 سانتيمتري بدنه هواپيما و كانتينرهائي حامل كمك ها موجود بود نشستيم . علت انتخاب هواپيماهاي ساخت بلوك شرق از سوي سازمان ملل اين بود كه ظاهرا صربها ملاحظه مي كردند و به سوي آنها با ضدهوائي شليك نمي كردند.
    قبل از پياده شدن كلاه كاسك و جليقه ضدگلوله بين اعضاي هيئت توزيع كردند كه از زمان پياده شدن و حركت آزاد به روي باند فرودگاه آنها را بپوشيم كه از چشم زخم احتمالي تك تيراندازان صرب در امان باشيم !.
    به دوستان مطالبي را قريب به اين مضمون گفتم كه « پوشيدن لباس ضدگلوله موجب شرمندگي ما در مقابل مردم محاصره شده سارايوو خواهد بود. اين مردم نان سوخت و تن پوش و امنيت جاني ندارند و بانهايت رشادت در مقابل توپ و تك تيراندازان و بمباران ايستاده اند و ما كه با سروصدا و تبليغات براي كمك آمده ايم . اگر چنين هيئتي به خود بگيريم و جوشن پوش وارد پايتخت بوسني شويم موجب ياس مسلمانان خواهيم شد و عزت دولت و ملت خود را حفظ نكرده ايم . »
    به ملاقات آقاي عزت بگوويچ رفتيم . در دفتر رياست جمهوري ما را پذيرفت . پس از مذاكرات علني و محرمانه در مصاحبه مطبوعاتي مشترك شركت كرديم . بالاي سر ما اثر گلوله توپ (خمپاره ) صرب ها بود و ديوار تخريب شده كاخ حكومتي كاملا توي چشم مي خورد. آقاي علي عزت خطاب به خبرنگاران داخلي و خارجي حدودا چنين گفت : « اگر دولت جمهوري اسلامي ايران نبود اكنون كشور بوسني وجود خارجي نداشت . » از جمله برنامه ها بازديد از گلزار شهداي بوسني بود. به اتفاق آقاي بگوويچ به سمت گورستان رفتيم . در حين عبور از كوچه هاي سارايوو سادگي برخورد آقاي بگوويچ و صميميت ملت در برخورد متقابل بين رئيس جمهور و توده مردم واقعا " شگفت آور و مثل زدني بود. ايشان در حين عبور از كوچه ها ضمن اشاره به جنگل هاي كاج ارتفاعات اطراف سارايوو به من گفت : « فلاني لابلاي اين درختان كاج تك تيراندازان صرب حضور دارند و از آنجا عابرين را نشانه مي گيرند! »
    يك شب او ما را در خانه اش ميهمان كرد. خانمش مرحوم شده بود و فرزندش « باقر » شام را پخته بود.
    مسلمانان با مشقت و فداكاري توانستند جلوي صربها بايستند و شايد در آستانه يك پيروزي بودند كه آمريكائي هاي كمين كرده وارد صحنه شدند و قرارداد « ديتون » را به مسلمانان تحميل كردند و رياست جمهوري چرخشي را به تصويب رسانيدند. مشكلات اجراي اين قرارداد به قدري بود كه سرانجام آقاي بگوويچ ضمن اعتراض به اين وضعيت از حكومت كنار رفت و سرانجام با بجا گذاشتن خاطره اي افتخارآميز هفته پيش جان به جهان آفرين تسليم كرد. خدايش بيامرزد كه با صداقت پاكي ايمان و جهاد الگوئي مثل زدني از خود بجاي گذاشت .

  • *****
    متن كامل مذاكرات مجلس شوراي ملي درباره كاپيتولاسيون




  • قسمت ششم
    8 ـ طرح و تصويب گزارش كميسيون خارجه راجع به اجازه استفاده مستشاران نظامي آمريكا در ايران از مصونيت و معافيت هاي قرارداد وين .
    نايب رئيس : گزارش كميسيون خارجه راجع به اجازه استفاده مستشاران نظامي آمريكا در ايران از مصونيت ها و معافيت هاي قرار دادن وين مطرح است قرائت مي شود.
    (به شرح ذيل خوانده شد)
    گزارش شور اول از كميسيون امور خارجه به مجلس شوراي ملي كميسيون امور خارجه در جلسه 12 مهر ماه 1343 با حضور آقاي ميرفندرسكي معاون وزارت امور خارجه و تيمسار سپهبد شكيبي معاون وزارت جنگ لايحه شماره 3422 ـ 1343 5 4 ارسالي از مجلس سنا راجع به اجازه استفاده مستشاران نظامي آمريكا در ايران از مصونيت ها و معافيت هاي قرار داد وين را مورد رسيدگي قرار دارد و عينا تصويب نمود اينك گزارش آن را به مجلس شوراي ملي تقديم مي دارد.
    ماده واحده : با توجه به لايحه شماره 2157 2291 18 ـ 1342 11 25 دولت و ضمائم آن كه در تاريخ 42 11 21 به مجلس سنا تقديم شده به دولت اجازه داده مي شود كه رئيس و اعضاي هيئت هاي مستشاري نظامي ايالات متحده را در ايران كه بموجب موافقتنامه هاي مربوطه در استخدام دولت شاهنشاهي مي باشند از مصونيت ها و معافيت هائي كه شامل كارمندان اداري فني موصوف در بند (و) ماده اول قرار داد وين كه در تاريخ هجدهم آوريل 1961 مطابق بيست و نهم فروردين ماه 1340 به امضا رسيده است مي باشد برخوردار نمايد.
    مخبر كميسيون امور خارجه ـ فتح الله مافي
    نايب رئيس : اين لايحه يك فوريتش در جلسه چهارم مرداد تصويب شده است بنابراين فعلا شور نهائي است (سرتيپ پور بنده اخطار دارم ) (صادق احمدي ـ بنده هم اخطار دارم ) آقاي سرتيپ پور بفرمائيد.
    سرتيپ پور : طبق ماده 137 اخطار بنده راجع به منافي بودن لوايح و طرحها با قوانين كشور است اخطار راجع به نظامنامه داخلي مجلس مقدم بر اظهارات ديگر است و مذاكرات را در موضوع اصلي متوقف مي سازد ما نمايندگان ايران هستيم در مجلس ايران مجاز هستيم قانون اساسي خارج شويم (صحيح است ـ احسنت ) جناب نخست وزير در نطقي كه امروز فرمودند تاكيد فرمودند كه بايد ما كارهايمان اصولي باشد و اساسي .
    قانون اساسي در مملكت ما مبناي عزت ما است (احسنت ) و اگر خداي ناكرده يكي از اركانش صدمه ببيند اي بسا ساير ركن ها دچار صدمه بشود در قانون اساسي حقي براي ملت ايران قائل شده اند كه بنده آن حق را در اينجا عرض مي كنم اصل 71 مرجع تظلمات اهالي مملكت در ديوان عدالت عظمي است (احسنت ـ صحيح است ) در جاي ديگر قيد مي كند اصل 11 متمم قانون اساسي هيچ كس را نمي توان از محكمه اي كه بايد درباره او حكم بكند منصرف كرد (احسنت ) اصل ديگر اصل 50 فرمانروائي كل قشون بري و بحري با شخص پادشاه است (احسنت ) لايحه اي كه عرضه شده به مجلس مزاحم اين سه اصل قانون اساسي است (صحيح است ) دليلش اين است كه اگر بنا باشد يكي از مستشاران احيانا بيكي از ايرانيان تصادم كند مرجع تظلم آن ديوان عدالت است و اگر ما اين لايحه را تصويب كنيم به ديوان عدالت است و اگر ما اين لايحه را به آن ايراني فهمانده ايم كه مرجع تظلم ديوان عدالت عظمي نيست كجا است هر جائي باشد نمي تواند بر وفق قانون اساسي باشد هر چيزي كه قانون اساسي را نفي كند مطرود است (صحيح است ) قسمت ديگر اينكه قدرت فرمانروائي بري و بحري ايران تفكيك پذير نيست (احسنت ) نمي توان عده اي را تحت تعليمات و احكام و فرمانرواي ايران قرار داد و عده اي را مجلس منتزع بكند حق ندارد (صحيح است . احسنت ) اگر بنا باشد ما تا اين حد سهل انگاري بنمائيم اي بسا بسياري از موارد و اصول اساسي قانون كه با عزت ايران پرچم ايران حاكميت ايران مرتبط است متزلزل مي شود قلمرو قضائي ايران محدوده اي است در بين مرزهاي ما آنچنان كه قلمرو قضائي ملت هاي ديگر محدوده اي است در مرز خودشان و مستعمراتشان ايراني اگر قتل بكند در جاي ديگر غير از مرزهاي خودش در ايران محاكمه نمي شود اگر در آنجا كه نظام حقوقي را بهم زده محاكمه نشود جواز قتل گرفته است ايران روي هر مصلحتي كه بوده باشد از همه دوستان خودش كه در قرار داد وين امضا تساوي مطلق گذاشته اند تقاضا دارد كه تجديد نظر بكند در خواهش خودشان اگر هر كسي جزئي از اقتدارات ما را كه بر وفق قانون اساسي به ملت ايران داده شده است قصد نفي داشته باشد براي ما اين فكر را بوجود بياورد كه اگر فردا ناخن بند كرد از كجا كه ساير اقدامات ما را نگيرد و ما ناچار با هر دولتي كه اين طور فكر بكند بايد در حالت دفاعي باشيم من خيال مي كنم كه همه ما مقدساتي داريم در زمين (صحيح است ) كه عمري با آن مقدسات خو گرفته ايم انس گرفته ايم در شدايد از اين مقدسات همت خواسته ايم و بر اثر همان همت بر شدايد ملي و مملكتي غلبه كرده ايم و به نام آن مقدسات و به ياد آنها و به حفظ احترام آنها قسم ياد كرده ايم با خداي خود عهد بسته ايم كه آن مقدسات را محترم بشماريم كه از جمله آن مقدسات قانون اساسي و سلطنت مشروط است و صيانت حقوق و منافع ملي ايران است كدام دولت حاضر است كه ما پيماني كه با خداوند بسته ايم بر آن استوار نباشيم آيا كسي كه بر پيمان خود با خداوند استوار نباشد با مخلوق خداوند استوار مي ماند اين مقدمه فساد است هيچ دولتي فساد دولت دوست را نبايد بخواهد والا دوست شناخته نمي شود ما ميل داريم كه جناب آقاي منصور كه واقعا ميل دارند مرد اصولي باشند و به قانون اساسي احترام بگذارند (عده از نمايندگان مي گذراند) عرض كردم ميل دارند. ايشان فرصت اين را دارند كه مذاكره بكنند از دوستان ما بخواهند ما را در حال صلاح نگاه دارند يكي از شرايط دوستي اين است كه دوست پيمان ما را نسبت به مقدساتي كه داريم محترم بشمارد.
    نايب رئيس : پنج دقيقه وقت داشتيد در اخطار نظامنامه اي صحبت بفرمائيد ممكن است در كليات صحبت بفرمائيد مانعي ندارد.
    سرتيپ پور : ولي اين لايحه را در حال قابل طرح در مجلس نمي دانم (احسنت ) چرا براي اينكه خلاف قانون اساسي است مگر اينكه ثابت كنند خلاف قانون اساسي نيست .
    نايب رئيس : جناب آقاي صادق احمدي اخطار نظامنامه اي داريد بفرمائيد.
    صادق احمدي : عرض كنم فرمايشات محكم و مستدل و متين جناب آقاي سرتيپ پور بنده را مستغني كرد كه مزاحم خانم ها و آقايان محترم شوم آنچه كه به عنوان اخطار نظامنامه خواستم عرض كنم و الان به عرض نمايندگان محترم مي رسانم اين است كه اين لايحه در دستور كار روز پنجشنبه گذشته بود بنده كه مطالعه كردم چند اشكال درش ديدم يك عده از نمايندگان مثل بنده فكر مي كردند و تشخيص داده اند رفتم خدمت جناب آقاي مهندس رياضي رئيس مجلس و گفتم كه اين يك اشكالاتي دارد اولا به قرارداد وين اشاره شده كه آن قرارداد تصويب نشده و شما اين را مقدم برقرار داد وين گذاشته ايد ثانيا در مقدمه ماده واحده بر خلاف معمول مقدماتي نوشته شده است كه با توجه به لايحه شماره فلان كه تقديم به مجلس سنا شده از همه اينها گذشته اين لايحه اي است كه حتما بايد به كميسيون دادگستري و كميسيون نظام مي رفت و وظايف كميسيون نظام و كميسيون دادگستري كاملا مشخص است بنده اين طور تشخيص دادم شايد غلط تشخيص دادم ايشان ظاهرا قانع شدند و گفتند اين كار را مي كنم خدمت جناب آقاي خواجه نوري دوست عزيز رسيدم گفتم عين جمله اي كه آنجا گفتم اينجا تكرار مي كنم مخصوصا از لحاظ توجه جناب آقاي نخست وزير گفتم براي بنده مسلم است كه اكثريت محترم مجلس يعني فراكسيون ايران نوين خوشبختانه همه افراد وطن پرست و علاقمند هستند (صحيح است ) اگر غير از اين بود اطمينان داشته باشيد جناب آقاي خواجه نوري بنده در اين مجلس نمي آمدم اما اگر آمدم و افتخار همكاري خانم ها و آقايان را دارم براي اين است كه مي دانم همه خانم ها و آقايان علاقه به كشورشان دارند علاقمند به استقلال كشورشان هستند وطن پرست و شاه دوست هستند خدمت جناب عالي عرض كردم كه اين يك اشكالاتي دارد البته راي اكثريت محترم است ولي شما كه مي خواهيد راي بدهيد توجه بفرماييد نشستم مذاكراتي كردم به هر حال چون نتيجه به اينجا منتهي شد كه اين لايحه از دستور خارج بشود و به كميسيون هاي دارائي و نظام برود بنده هم به سهم خودم كه يك عضو كوچكي از اين مجلس هستم رفتم مطالعه كنم به بينم نسبت باين لايحه مي توانم موافق باشم اگر موافق مي توانم باشم مطالعاتي بكنم كه وجدانم ارضا بشود حتي بنده قصد داشتم كه توي همين هفته خدمت جناب ميرفندرسكي برسم در وزارت امور خارجه بعضي از عهدنامه ها را بخوانم و مطالعات بيشتري بكنم هنوز بنده نمي توانم بگويم مخالفم يا موافق چون مطالعاتم ناقص است يك دفعه امروز آمدم ديدم اين لايحه در دستور امروز قرار گرفته حال نمي دانم اين كاري كه مصونيت ايجاد مي كند براي عده اي و از تعقيب جزائي مصون مي شوند نبايد به كميسيون دادگستري برود اين لايحه كه مربوط به مستشاراني است كه در خدمت وزارت جنگ هستند نبايد به كميسيون نظام برود علي ايحال بنده در حال حاضر نمي توانم نسبت باين لايحه نفيا يا اثباتا نظري بدهم چون مطالعاتم ناقص است نمي دانستم در دستور كار امروز مجلس قرارگيرد عرض ديگري ندارم (احسنت ).
    نايب رئيس : آقاي فخر طباطبائي هم اخطار نظامنامه اي دارند بفرمائيد.
    فخر طباطبايي : عرض كنم كه قسمتي از عرايض بنده را جناب آقاي صادق احمدي فرمودند بنده اين لايحه را كه مطالعه كردم ديدم اصولا جنبه بين المللي اين لايحه ندارد (صحيح است ) جنبه اصلي اش جنبه داخلي است . مستشاران محترمي كه به آنها جهات فني دادند و براي كشور ما وجودشان لازم است از اين مستشاران مي خواهيم استفاده كنيم و اين مستشاران محترم را استخدام كنيم مستخدم ما هستند. خواستم ببينم آيا به صلاح است يك چنين معافيتي به آنها بدهيم اين مطلقا جنبه بين المللي ندارد يك امر داخلي است وقتي كه ما قائل شديم كه مستخدم باشند اين مستقلا هيچ جنبه بين المللي ندارد يك امر داخلي است وقتي ما قائل شديم كه اين موضوع موضوعي است كه مربوط به حق حاكميت خودمان است و به وجودشان احتياج داريم كه مي خواهيم آنها را استخدام كنيم اين لايحه مي بايست در كميسيون اصلي مورد مطالعه قرار مي گرفت كميسيون هايي كه براي اين لايحه ايجاد حق رسيدگي مي كند صراحت آئين نامه است كميسيون دادگستري است در درجه اول و از لحاظ ديگر اينها چون در استخدام نظام هستند كميسيون نظام هم صلاحيت رسيدگي دارد. مع التاسف اين لايحه به جاي اينكه به كميسيون مربوط برود به كميسيون خارجه رفته به اعتبار اينكه نوشته اند از معافيت موضوع در بند (و) قرارداد وين استفاده مي كنند در صورتي كه آن كميسيون كميسيون اصيل نيست و اين دو كميسيون كه عرض كردم اصالت دارد اين است كه بنده صرف نظر از جهات امر ماهيت امر جناب آقاي نخست وزير خدا شاهد است اينكه بنده عرض مي كنم بنده در اين مجلس افتخار مي كنم با قيافه هايي روبرو شدم كه اسباب افتخار من است همه روشنفكر روشندل و بنده خودم را فرد كوچكي از آقايان حساب مي كنم و دولت جناب آقاي منصور غير از خدمت مملكت به چيزي نمي انديشد و هر خدمتي هر قدم مثبتي كه اين دولت بردارد بنده از دل و جان تائيد مي كنم و يك چيزهايي كه راجع به حقوق داخلي و آئين نامه باشد در كمال دلسوزي و صداقت عرض مي كنم . اين هيچ ارتباطي به هيچ جاي ديگر ندارد ماده 43 آئين نامه صراحت دارد جناب آقاي رئيس محترم مجلس بايد اجازه بفرمايند كه اين لايحه برود و در اين دو كميسيون اصيل مطالعه بشود اگر عرايض بنده نارسا است و استدلالي نيست آن را هم جناب آقاي نايب رئيس محترم مجلس استدلال بكند به اين دليل نبايد برود بنده عرضي ندارم (احسنت )