روزنامه جمهوري اسلامي 11/08/1382 صفحه عقيدتي

  • « آزادي » از ديدگاه اسلام و دنياي غرب
  • 3 ـ پرهيز از دروغ و بهتان
  • پاكدامني (2 )
  • *****
    « آزادي » از ديدگاه اسلام و دنياي غرب




  • مهدي جعفري كالگلي
    قسمت اول
    اگر انسان همانند جانداري فرض شود كه جز خوردن و خوابيدن كاري نداشته باشد ارج نهادن و احترام گذاشتن به انسانيت انسان كاري عبث و بيهوده است . انسان با نعمت آزادي و اختياري كه دارد مي تواند موجوديت دروني خويش را چنان تكامل بخشد كه فراتر از جهان طبيعت قرار گيرد و از بند بردگيها و اسارتها آزاد گردد يا با همين نعمت آزادي مي تواند عرصه حيات خويش را در اعماق پستيها و رذيلتها غرق نمايد.
    انسان آزاد انساني است كه به دور از تسلط و فشارهاي جانبي ديگران كارهاي خود را با آزادي و اختيار كامل انجام دهد. حقتعالي نعمت آزادي و اختيار را در كنار عقل به انسان ارزاني داشت كه با آن راه حق و باطل را از هم تفكيك دهد. سرنوشت هر انساني براساس آيات و روايات براساس اعمال و كردارش رقم خواهد خورد.
    انساني كه خود را تحت حاكميت مطلق خدا قرار دهد و وجود خود را از هرگونه رذيلت و لغزش حفظ كرده و فقط حاكميت خدا را بر جهان و انسان پذيرا باشد به سادگي در باتلاق هواي نفس گرفتار نخواهد شد و خود را بنده و اسير ديگران نخواهد شناخت كه به سبب مال و ثروت و جاه و مقام در برابر غير خدا سر تعظيم فرود آورد. بينش مادي كه تنها جهان را با ديدگاهي مادي و طبيعي مي بيند و وجود خدا را انكار مي نمايد نمي تواند آيين راهگشايي براي انسانها باشد و به آزادي و حقوق بشر احترام بگذارد و آنان را صاحب اراده و آزادي بداند زيرا انسان را موجودي مي پندارد كه از روي تصادف و بي هدف پا به عرصه اين جهان نهاده است و پس از گذشت ايامي چند كه در اين دنيا زندگي مي كند با مرگ او زندگي و اعمال او نيست و نابود خواهد شد.
    انسان آزاد انساني است كه براي خود و شخصيت خود ارزش و اهميت والايي قائل است و همواره استقلال و آزادي خود را حفظ مي كند و تحت سيطره و سلطه و اسارت ديگران قرار نمي گيرد زيرا معتقد است كه حقتعالي او را آزاد آفريده است . ارزش آزادي به اين است كه انسان ذليل و اسير ديگران نمي گردد و عنان اختيار خود را به دست ديگران نمي دهد و از خود اراده و استقلال دارد و خود به انتخاب و ارزشيابي و گزينش دست مي زند.
    آزادي مجاز و آزادي غير مجاز
    آن آزادي كه اصل و اساس معارف الهي را متزلزل سازد و توحيد را از صحنه خارج كند در مكتب اسلام مردود است و آزاديي كه نتيجه آن سقوط اخلاق و و آلودگي انسان و انحطاط بشريت باشد نيز از ديدگاه اسلام مردود به شمار مي رود. آزادي در اسلام براي اين است كه انسان در سايه انتخاب و اختيار اصلح و احسن به حركت تكاملي خويش ادامه داده و با تخلق به اخلاق الله مظهر اسماي الهي گردد. لذا در نظام اسلامي افراد با حاكميت بخشيدن به ارزشهاي الهي و احكام و مقررات آسماني به طور جمعي حركت خودشان را به سوي خداي هستي ادامه مي دهند و در اين حركت كمال مطلوب انسان فراهم خواهد شد.
    بدون آزادي اسلامي انسان نه تنها به كمال مطلوب خود نخواهد رسيد بلكه به نابودي كشانده خواهد شد و در نتيجه آن نوع آزادي كه در فلسفه سياسي غير اسلامي مطرح است در فلسفه سياسي اسلام وجود نخواهد داشت .
    در محيط ديني و در چارچوب احكام الهي انسان در صورتي كه از راه اعتدال عدول ننمايد از افراط و تفريط پرهيز كند دامن خود را با ظلم و اجحاف در حق ديگران آلوده نسازد از آزادي عمل وسيعي برخوردار خواهد بود و در اين چارچوب حقوق فردي و اجتماعي مورد حمايت شريعت اسلامي قرار خواهد گرفت .
    دين مبين اسلام از ابتداي پيدايش از يك جهت با مبارزه عليه سنتهاي جاهلي از جمله بردگي و تبعيضات ناروا و باز كردن زنجيره هاي استبداد و استعمار از ذهن و انديشه بشر و از جهت ديگر با ابقاي بعضي سنتها كه در راستاي ارزشهاي انساني بود به تبين خط مشي خود درباره آزادي ملل پرداخت و از اين رهگذر بي بديل ترين الگوهاي سعادت را به جامعه بشري عرضه نمود.
    اسلام در راستاي ارزش نهادن به كرامت نفوس انسانها به آزادي معنوي توصيه نموده و با آزادي عقيده نيز به مفهوم اصيل آن يعني عقيده اي كه بر پايه تفكر باشد موافق است بخصوص اهتمام به حد و وصفي كه اسلام به مساله تفكر قائل است باعث شده كه اصول اعتقادات اسلام جز از طريق تفكر و تحقيق قابل قبول نباشد.
    تمدن جديد و معناي آزادي غربي
    در تمدن جديد چون پايه و اساس كار بر حداكثر تمتع و بهره برداري از ماديات و لذايذ مادي قرار دارد لذا كليه افراد از قيد معارف و عقايد ديني و همچنين اصول اخلاقي آزادند و هر عملي را كه ميل داشته باشند مجازند به جا آورند. جاي ترديد نيست كه اين گونه حريت و آزادي روح انسانيت و ملكات فاضله را در انسان مي كشد و او را تا سرحد حيوانات تنزل ميدهد و از تكاملي كه ناموس خلقت براي او در نظر گرفته است باز مي دارد.
    غربيها آزادي جنسي را به آزمايش نهادند اسارت ارزشها و اخلاق نتيجه داد بي قيدي جسم و تن را پيشنهاد كردند روح و جان و فكر و انديشه به بند كشيده شد آسايش و رفاه بدن را تامين كردند اضطراب و بحران رواني بي درمان ماند.
    از اين جهت ژان ژاك روسو مي گويد : « آزادي اين نيست كه هر كس هر كاري كه دلش خواست بكند بلكه آزادي حقيقي قدرتي است كه شخص را مجبور به انجام وظايف خود مي كند . » (1 )
    حكومتهاي استبدادي و استعماري همواره برپايه ديكتاتوري و زور و تزوير بنا شده اند و سعي دارند مردم را در جهل و بي خبري نگه داشته تا به غارت منابع و ذخاير آنها بپردازند. اگر چه شعار اصلي آنان آزادي است ولي آزادي را با نام آزادي قرباني هوا و هوس هاي پليد خود قرار مي دهند.
    پي نوشت :
    1 ـ مجله با معارف اسلامي آشنا شويم شماره 34 1374 ص 14

  • *****
    3 ـ پرهيز از دروغ و بهتان


  • از اموري كه فضاي نشست ها را آلوده مي كند و منجر به مجادلات غير اخلاقي مي شود دروغ گويي و بهتان است . گناهان بزرگي كه به شدت مورد نكوهش پيشوايان دين است . برطبق روايتي امام صادق (ع ) به دوستان خود سفارش نمود :
    « مبادا زبان خود را به دروغ و بهتان و به گناه و دشمني آلوده كنيد . » (30 ) و از قول امام باقر(ع ) آمده است : « دروغ گويي ايمان را خراب مي كند » (31 )
    در مباحث آتي پيرامون دروغ بحث بيش تري خواهيم داشت .
    4 ـ سنجيدگي در سخن و دقت در انتخاب تعابير
    اين مهم نيز در پيش گيري از مجادله و مرا نقش به سزايي دارد. در سفارش هاي امام علي (ع ) به فرزندش محمد بن حنفيه آمده است : « خداوندـ عزوجل ـ چيزي نيكوتر از سخن و چيزي زشت تر از آن خلق نكرده . با سخن است كه انسان ها رو سفيد يا روسياه مي شوند. »
    بر طبق روايتي از امام سجاد(ع ) پرسيدند : « سخن بهتر است يا سكوت حضرت فرمود : هر يك از اين دو آفاتي دارد اگر اين آفات منتفي شود سخن بر سكوت برتري دارد . » (32 )
    و از امام باقر(ع ) روايت شده كه مي فرمود : ابوذر مي گفت : اي جوينده علم ! زبان كليد خير و كليد شر است پس زبانت را مهر كن همان گونه كه طلا و پولت را مهر مي كني !(33 )
    5 ـ پرهيز از خودنمايي
    بايد نيت واقعي برگزار كنندگان نشست ها و شركت كنندگان در آنها كشف و تبيين حقايق حق مشكلات و اهدافي از اين دست باشد نه « خودنمايي » و « گروه نمايي » كه ريشه در كاستي هاي اخلاقي دارد و مانع جدي در مسير تهذيب اخلاق محسوب مي شود.
    6 ـ اهتمام به شكسته نشدن سنت هاي صحيح اجتماعي
    در هر جامعه اي سنت هايي وجود دارد كه به مرور زمان در ميان آحاد آن جامعه و شئون زندگي آنان رسوخ پيدا كرده و گاه هويت جمعي آنان را تشكيل ميدهد از اين رو مورد احترام و اهتمام اقشار گوناگون آن جامعه است . ممكن است پاره اي از اين سنت ها فاقد مباني عقلاني و ديني باشد ولي بي گمان در ميان آن ها سنت هاي صحيح ديني و خردپسند نيز يافت مي شود. بر همه آحاد و گروه هاي اجتماعي به ويژه تشكل ها و نشست هاي دانشجويي است به سنت هاي صحيح و مورد علاقه مردم احترام گذاشته موجب شكسته شدن آن ها را فراهم نياورند در غير اين صورت اقتدار و استحكام ملي خدشه دار شده بنيان هاي اجتماعي آسيب مي بيند.
    امام علي (ع ) در فرازي زيبا از نامه خود به مالك اشتر مي فرمايد :
    « روش ها و سنت هاي درستي كه بزرگان اين امت بدان ها عمل كرده و به بركت آن ها الفت و هم گرايي مردم فراهم آمده و مصلحت مردم بر آن ها رقم خورده است را هرگز مشكن مبادا (از پيش خود) سنت و روشي به وجود آوري كه ناقض سنت و روش صحيح گذشته باشد كه در اين صورت اجر و پاداش براي كساني خواهد بود كه سنت هاي درست را به وجود آورده اند و وزر و وبال شكستن آن ها به گردن تو خواهد افتاد . » (34 )
    چگونگي انتقاد
    « انتقاد » كه واژه اي است عربي از ريشه « نقد » گرفته شده و نقد اشيا در اصل به معناي وارسي كردن چيزها و مشخص نمودن عيوب و محاسن آن ها است . (35 )
    انتقاد : به معناي واقعي كلمه ـ امري ميمون و ارزشمند است كه ضرورت اهتمام بدان در رشد و بالندگي امور جاي ترديد نيست .
    سعدي مي گويد : « متكلم را تا كسي عيب نگيرد سخنش صلاح نپذيرد.
    مشو غره بر حسن گفتار خويش
    به تحسين نادان و پندار خويش » (36 )
    ارزش انتقاد سازنده نصيحت مشفقانه به حدي است كه امام علي (ع ) طي گفتاري آن را از جمله حقوق حاكم اسلامي بر مردم مي داند آن جا كه مي فرمايد : « و اما حق من بر شما وفا نمودن به بيعت و نصيحت و خير خواهي (نسبت به من ) در آشكار و نهان است » . (37 ) بديهي است نصيحت و خير خواهي مي تواند در قالب « نقد صحيح » و تبيين كاستي هاي سخن و عمل باشد.
    در جاي ديگري فرموده است : « از حق گويي يا مشورت دهي عادلانه خودداري نكنيد . » (38 )
    و اين در حالي است كه حضرت به موجب دارا بودن مقام عصمت و دانش سرشار و اشراف كامل بر احكام و سنن الهي و مصالح اجتماعي و حكومتي مصون از هرگونه خطا و لغزش بوده است .
    البته بديهي است نبايد در روند اصلاح امور پيشاپيش به سراغ انتقاد رفت بلكه لازم است قبل از هر چيز سخن يا كار شخص را حمل بر صحت كرد و در حد امكان و به گونه اي مقبول آن را توجيه نمود.
    در بياني كه از امام علي (ع ) گزارش شده به گفتاري برمي خوريم كه مضمون آن چنين است :
    « كار برادر ديني ات را بر نيكوترين وجه حمل كن و تا وقتي كه به دليلي استوار دست نيافته اي بر اين شيوه باش و هر گاه از او سخني (به ظاهر ناروا) سر زد تا وقتي كه براي سخنش توجيه قابل قبولي يافت مي شود به او بدگمان مشو! » (39 )
    30 ـ حر عاملي وسائل الشيعه ج 8 ص 528
    31 ـ حر عاملي وسائل الشيعه ج 8 ص 572
    32 ـ طبرسي احتجاج ج 2 ص 315 حر عاملي وسائل الشيعه ج 8 ص 532
    33 ـ حر عاملي وسائل الشيعه ج 8 ص 533
    34 ـ سيد رضي نهج البلاغه ص 430 نامه 53
    35 ـ ر . ك : فخرالدين طريحي مجمع البحرين ج 3 ص 152 لويس معلوف المنجد ص 830
    36 ـ كليات سعدي ص 164
    37 ـ سيد رضي نهج البلاغه ص 78 خطبه 34 38 ـ سيد رضي نهج البلاغه ص 78 خطبه 34 39 ـ حر عاملي وسائل الشيعه ج 8 ص 614

  • *****
    پاكدامني (2 )



  • 5 ـ (الي عثمان بن حنيف ) الا و ان امامكم قد اكتفي من دنياه بطمريه و من طعمه بقرصه تعفف عن اموال الناس واستشعر منها الياس .
    (به عثمان بن حنيف ) آگاه باش كه امام تو از دنيا فقط به تكه لباس كهنه و از خوراك آن به قرص ناني اكتفا كرده تو از چشمداشت به اموال مردم عفيف و خوددار باش و نسبت به آنها اظهار بي اعتنايي كن .
    6 ـ خير نسائكم العفيفه في فرجها الغلمه لزوجها.
    بهترين زنان شما آنهايي اند كه دامن خود را پاك نگاه داشته و نسبت به شوهرشان علاقه بسيار نشان دهند.
    7 ـ الهوي آفه العفاف .
    هواي نفس آفت عفت و پاكدامني است .
    8 ـ انعم الناس عيشه من تحلي بالعفاف و رضي بالكفاف و تجاوز ما يخاف الي ما لايخاف .
    بهترين زندگي براي كسي است كه به زيور عفت آراسته گشته و به معاش روزانه راضي شده و از چيزي كه ترسيده مي شود به آنچه از او ترسيده نمي شود بگذرد.