روزنامه جمهوري اسلامي 11/08/1382 صفحه سياسي

  • و پروتكل الحاقي ... NPT
  • شرق شناس ايتاليايي : آمريكا درصدد مبارزه كامل با اسلام است
  • *****
    و پروتكل الحاقي ... NPT





  • وقتي ژنرال آيزنهاور رئيس جمهور اسبق آمريكا در 17 آذر سال 1332 در هشتمين اجلاس مجمع عمومي سازمان ملل پيشنهاد تاسيس يك آژانس بين المللي انرژي اتمي زير نظر سازمان ملل را ارائه مي كرد بسياري از مفسران سياسي بر اين عقيده بودند كه آمريكائيها با داشتن جنگ افزارهاي اتمي و كشتار جمعي قصد كنترل ديگر كشورها بمنظور جلوگيري از پيشرفت تكنولوژي هسته اي در جهان را دارند. اين پيشنهاد زماني ارائه شد كه روسها رقيب اصلي آمريكائيها اولين آزمايش هسته اي خود را نيز انجام داده بودند. و اين نيز خود منعكس كننده بخشي از نگراني آيزنهاور و دليلي بر ارائه پيشنهادش بود.
    پيشنهاد آيزنهاور عملي شد و مجمع عمومي سازمان ملل سال بعد با انتشار قطعنامه اي ضرورت تاسيس اين آژانس را مورد تاكيد قرار داد و پس از تشكيل چند اجلاس بين المللي مشورتي در سالهاي بعد اساسنامه اش در مهر 1335 در ژنو به تصويب رسيد و نهايتا آژانس مورد نظر آمريكائيها در هفتم مرداد سال 1336 تاسيس شد و شهر وين را مقر خود قرار داد .
    آژانس بين المللي انرژي اتمي به موجب اساسنامه اش وظيفه دارد در مورد روشهاي بهتر و امن تر استفاده از انرژي اتمي در مصارف صلح جويانه تحقيق و مطالعه نموده و با دراختيار گذاردن تجارب خود به كشورهاي در حال توسعه آنها را در راه استفاده هاي صنعتي صلح جويانه از انرژي اتمي ياري نمايد. ولي از آنجا كه اين سازمان از تراوشات ذهني آمريكا بوده سلطه آن كشور نه تنها مانع اصلي انتقال فن آوري هسته اي از سوي آژانس به ديگر كشورها بوده بلكه اين آژانس عملا به مثابه ابزاري براي توقف پيشرفت تكنولوژي هسته اي كشورهاي جهان عمل كرده است . عملكرد آژانس از ابتدا چشم پوشي نسبت به روند رو به تزايد سلاحهاي اتمي قدرتهاي سلطه گر و بي توجهي تعمدي نسبت به رشد روز افزون كمي و كيفي تكنولوژي هسته اي آنها و در عوض فشار بر ديگر كشورها براي متوقف كردن فعاليتهاي هسته اي آنها بوده است .
    پيمان بين المللي منع گسترش سلاحهاي هسته اي كه در روز » به امضا رسيد نيز يكي از NPT دهم تير 1347 بانام اختصاري « همان ابزارهاي مهار ظالمانه پيشرفت ملتها در عرصه فن اوري هسته اي در شرائط اغماض عمدي نسبت به انباشت دائمي جنگ افزارهاي هسته اي قدرتهاي سلطه گر بوده است . به همين دليل از ابتداي انعقاد اين پيمان مقاومت در برابر آن نزد كشورهاي مختلف شكل گرفت . در حال حاضر دهها كشور جهان از امضاي اين پيمان امتناع ورزيده اند.
    توجه به اولين ماده پيمان بين المللي منع گسترش سلاحهاي هسته اي نشان مي دهد كه آمريكائيها به عنوان باني اصلي اين مهار بين المللي تا چه حد خود با رفتار گزينشي خود اين پيمان را مورد بي اعتنائي قرار داده اند. در ماده اول پيمان ياد شده چنين مي خوانيم :
    « هر يك از دول طرف اين پيمان كه مجهز به سلاحهاي هسته اي است متعهد مي شود از واگذاري مستقيم يا غير مستقيم سلاحهاي هسته اي يا ساير ادوات انفجاري هسته اي و يا كنترل بر اين سلاحها يا ادوات انفجاري به ديگري (به هر انتقال گيرنده اي ) خودداري كند و هيچ يك از دول فاقد سلاحهاي هسته اي را به هيچ نحوي از انحا در ساختن سلاحهاي هسته اي يا ساير ادوات انفجاري هسته اي يا در تحصيل اين سلاحها يا ادوات انفجاري و يا در كنترل بر آنها كمك يا تشويق و يا ترغيب ننمايد. »
    توجه به اين نكته ضروري است كه آمريكائيها در سالهاي پس از انعقاد پيمان منع گسترش سلاحهاي هسته اي رژيم صهيونيستي را به يك قدرت هسته اي در منطقه تبديل كردند و به اين نقش نيز اقرار دارند و صهيونيستها در حال حاضر حداقل 200 كلاهك هسته اي در زرادخانه هاي غيرقانوني اتمي خود ذخيره دارند.
    كشورهاي جهان به دو دسته كشورهاي NPT در بند 9 پيمان دارنده سلاح هسته اي و كشورهاي فاقد سلاح هاي هسته اي تقسيم شده اند. ماده مزبور در اين باره تصريح مي كند : كشورهاي دارنده سلاح هسته اي به دولت هايي اطلاق مي شود كه تا قبل از ژانويه 1967 يك سلاح هسته اي يا وسيله انفجاري هسته اي را ساخته و منفجر كرده باشند. »
    باتوجه به اين بخش از ماده 9 پيمان تنها 5 كشور جهان يعني آمريكا انگليس فرانسه شوروي سابق ـ روسيه كنوني ـ و چين حق برخورداري از سلاح هسته اي را دارند چرا كه تا آن تاريخ ـ ژانويه 1967 ـ فقط اين پنج كشور سلاح اتمي داشته اند و از آن پس نيز مطابق ماده فوق هيچ كشور ديگري حق برخورداري از تسليحات هسته اي را ندارد.
    اين نيز تبعيض ديگري در اين پيمان و تحميل يك قانون است . NPT ظالمانه و استكباري به ساير كشورهاي عضو توضيح آنكه 5 كشور ياد شده همان كشورهاي صاحب حق « وتو » مي باشند كه يك قانون ظالمانه ديگر است .
    مدت اعتبار اين پيمان NPT در بند 2 از ماده 10 معاهده 25 سال ذكر گرديده و تاكيد شده بود كه 25 سال بعد از لازم الاجرا شدن آن با تشكيل يك كنفرانس براي تمديد مدت پيمان تصميم گيري خواهد شد . اين كنفرانس در سال 1374 تشكيل با راي كشورهاي عضو براي مدتي NPT گرديد و معاهده نامحدود يعني ابد الدهر تمديد شد.
    NPT عضويت ايران در پيمان
    ايران در دوران رژيم گذشته به عضويت پيمان بين المللي منع گسترش سلاحهاي هسته اي درآمد و در سال 1374 نيز ادامه عضويت در اين سازمان را پذيرفت . ولي اين عضويت حقوق و اختياراتي را كه پيمان مزبور براي امضا كنندگان در نظر گرفته تضمين نكرده است . در ماده 4 پيمان آمده است هيچيك از مواد اين پيمان به گونه اي تفسير نخواهد شد كه به حقوق غير قابل انكار هر يك از اعضاي اين پيمان براي توسعه تحقيقات توليد و بهره برداري از انرژي هسته اي با اهداف صلح جويانه خللي وارد كند. اين بهره گيري بدون هرگونه تبعيض و براساس مواد 1 و 2 پيمان خواهد بود . »
    در بخش ديگري از ماده 4 پيمان كشورهاي داراي تكنولوژي هسته اي ملزم به « تبادل هر چه سريعتر تجهيزات مواد دانش و اطلاعات فني تكنولوژي هسته اي به ساير كشورها و براي مصارف صلح جويانه شده اند و در ادامه همين ماده تاكيد شده است كه « اعضاي اين پيمان در صورت توانايي بايد به صورت انفرادي يا به اتفاق ساير اعضا يا سازمان هاي بين المللي در توسعه بيشتر استفاده از انرژي هسته اي با اهداف صلح جويانه مخصوصا در قلمرو اعضايي كه فاقد سلاح هسته اي مي باشند مشاركت كنند. »
    برخلاف آنچه در متن ماده 4 آمده است نه فقط هيچيك از كشورهاي داراي تكنولوژي هسته اي در زمينه هاي فني تبادل دانش هسته اي ارسال تجهيزات و... كمترين همكاري و كمكي به ايران اسلامي نكردند بلكه ما شاهد اقداماتي در جهت خلاف بوده ايم . از جمله اينكه NPT مصوبات و مندرجات پيمان دولت آلمان قرارداد قبلي خود براي ساخت نيروگاه اتمي بوشهر را به صورت يكجانبه و غيرمنطقي لغو كرد و كشورهاي ديگري ـ ماده 4 ـ اقدام NPT نظير روسيه و چين كه براساس مفاد پيمان به همكاري با جمهوري اسلامي ايران در زمينه بهره وري از اهداف صلح آميز تكنولوژي هسته اي كرده بودند با فشارهاي گسترده سياسي اقتصادي و بين المللي از سوي آمريكا و متحدانش روبرو شدند و اين فشار شديد براي پيشگيري از همكاري هسته اي روسيه با جمهوري اسلامي ايران همچنان ادامه دارد.
    بنابراين به وضوح ديده مي شود كه از عضويت جمهوري فقط و فقط براي اعمال فشار بر NPT اسلامي ايران در معاهده اين كشور استفاده مي شود و آمريكا و متحدانش با همكاري آشكار و غير قانوني آژانس بين المللي انرژي اتمي هر يك از را كه به نفع جمهوري اسلامي ايران است NPT مواد پيمان ناديده گرفته و از اجراي آن جلوگيري مي كنند و در مقابل با استناد به برخي ديگر از مواد اين پيمان عليه نظام اسلامي ايران دست به جنجال آفريني و فشارهاي سياسي و اقتصادي مي زنند و حال آنكه براساس اسناد غير قابل انكار موجود به خوبي از واقعيت ماجرا خبر دارند.
    پروتكل الحاقي
    پروتكل الحاقي متن ضميمه اي است كه به كشورهاي امضا كننده پيمان بين المللي منع گسترش سلاحهاي هسته اي جهت امضا ارائه گرديده است . اين پروتكل اصطلاحا پروتكل 2 +93 لقب گرفته است . زيرا تصميم براي تهيه اين پروتكل در سال 1993 اتخاذ شده و از آنجا كه قرار بود متن آن طي دو سال آماده شود به پروتكل 2 +93 معروف گرديد . به موجب اين پروتكل بازرسان آژانس بين المللي انرژي اتمي مي توانند در هر زمان و از هر مكان در كشوري كه پروتكل را پذيرفته است بدون اطلاع قبلي و به صورت سرزده بازرسي كنند. به موجب اين پروتكل درخواست بازرسي نه تنها نيازي به دليل ندارد بلكه مطابق مواد 2 ـ6 و 9 و همچنين ضمائم اين پروتكل آژانس بين المللي به صورت ازاد مي تواند حتي متعاقب اطلاعات بدست آمده از يك شبكه جاسوسي و يا گزارشي كه يك منبع بي نام و نشان ارائه كرده عمليات بازرسي خود را از هر نقطه و در هر زمان آغاز كند. به عبارت ديگر با امضاي اين پروتكل تنها يك گزارش جعلي مي تواند زمينه ساز هجوم بازرسان آژانس به هر نقطه اي كه مورد نظر آنها در كشورهاي امضا كننده پروتكل باشد گردد و كسب اطلاعات از هر جا و در هر زمان كه اراده كنند امكان پذير خواهد بود و اين مفهومي جز دسترسي دشمن به تمامي اطلاعات سري و فوق سري كشورها در همه زمينه ها اعم از تسليحاتي اقتصادي سياسي امنيتي و.... ندارد. چرا كه كافي است با يك گزارش جعلي و دروغ تمامي نقاط و مراكز حساس و استراتژيك كشور به بهانه وجود سايت هاي اتمي مورد بازرسي قرار گيرند و هيچ نقطه امني براي كشورهاي امضا كننده پروتكل باقي نماند.
    از سال 1376 كه اين پروتكل براي پيوستن كشورها ارائه شده تاكنون فقط نيمي از كشورها آن را امضا كرده اند و ساير كشورها عليرغم فعاليتهاي گسترده هسته اي از امضاي آن خودداري ورزيده اند.



    اقدام آمريكا در تسليح و تجهيز اتمي NPT اسرائيل نقض صريح اولين بند پيمان مي باشد
    از عضويت جمهوري اسلامي ايران در تاكنون فقط براي اعمال فشار NPT معاهده بر كشورمان استفاده شده است
    به موجب پروتكل الحاقي بازرسان آژانس بين المللي انرژي هسته اي مي توانند در هر زمان و از هر مكان در كشوري كه پروتكل را پذيرفته بدون اطلاع قبلي و سرزده بازرسي كنند
    درخواست ژنرال آيزنهاور براي تاسيس آژانس بين المللي انرژي اتمي در مجمع عمومي سازمان ملل در آذر سال 1332 اولين گام بلند آمريكا براي اعمال سلطه بر فعاليتهاي هسته اي كشورهاي جهان بود

  • *****
    شرق شناس ايتاليايي : آمريكا درصدد مبارزه كامل با اسلام است



  • رم ـ خبرگزاري جمهوري اسلامي : « سيلويو ماركني » شرق شناس و ايران شناس ايتاليايي گفت : آمريكا با حمله به عراق و حضور نظامي گسترده در منطقه خاورميانه و آسياي مركزي در صدد مبارزه كامل با اسلام و محاصره كردن چين است .
    دكتر ماركني روز چهارشنبه در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاري جمهوري اسلامي در شهر رم اظهار داشت : هدف آمريكا رسيدن به چين است كه براي عملي كردن آن واشنگتن راهبرد ايجاد بي ثباتي در خاورميانه و آسياي مركزي را دنبال مي كند.
    وي افزود : آمريكا خود را براي مبارزه نهايي با چين به عنوان يك دشمن واقعي آماده مي كند زيرا اين كشور از نظر اقتصادي و نظامي دشمن آمريكا محسوب مي شود.
    آمريكا براي رسيدن به اين هدف در صدد محاصره چين است كه براي عملي شدن آن تسلط بر منابع نفتي خاورميانه و كشورهاي شوروي سابق را دنبال مي كند.
    ماركني در مورد جايگاه روسيه در اين سياست آمريكا اظهار داشت : واشنگتن به مسكو اطمينان ندارد زير روسيه به علت مشكلات چچن از ثبات خوبي برخوردار نيست و همانند گذشته تاثير چنداني بر موازنه هاي بين المللي ندارد.
    ممكن است مسكو درصدد نزديكي بيشتر با چين باشد كه با توجه به مجموعه اين مسايل از نظر آمريكا آسيا منطقه اي مهم و راهبردي است كه بدون تسلط بر اين قاره نمي تواند بر جهان حاكم شود ولي برخي از كشورهاي منطقه مي توانند براي آمريكا دردسرساز شوند.
    البته اين يك راهبرد پنهان و مخفي نيست و آمريكا بارها آنرا مطرح كرده و در دو دهه اخير بويژه بعد از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي در صدد اجراي آن بوده است .
    اين شرق شناس و كارشناس سياسي در مورد ساختارهاي نظري اين راهبرد كاخ سفيد اظهار داشت : بخشهاي نظامي نفتي صنعتي و عواملي كه « جرج بوش » را به قدرت رساندند و همچنين محافظه كاران جديد آمريكا با عقايد بنيادگرايانه مسيحي معتقدند اين كشور بازوي مسلح خداوند است و تمامي مخالفان واشنگتن نماد بدي و شر هستند.
    وي گفت : اين محافل قدرت كه با راستگرايان اسرائيلي همراه هستند در انديشه خلق يك دشمن جديد اسلام را هدف گرفته اند كه براساس نظريه « جنگ تمدنها » از « ساموئل هانتينگتون » قابل تحليل است .
    اين نظريه پردازان اسلام را يكدست و متحد مي دانند در حاليكه چنين چيزي هرگز در عمل وجود نداشته است .
    به اعتقاد محافل قدرت در آمريكا مذاهب و شاخه هاي مختلف اسلام متعلق به دنياي غير متمدن است و در نتيجه بايد از هر وسيله اي مانند ديپلماسي هواپيماهاي بمب افكن كودتاهاي نظامي و فشار اقتصادي عليه كشورهاي اسلامي بهره گرفت .
    ماركني شرق شناس ايتاليايي گفت : بعد از واقعه 11 سپتامبر تبليغاتي عظيم عليه اسلام در سطح بين المللي اجرا شد كه براساس آن تروريسم به عنوان هويت تمامي گروه هاي اسلامي از ميانه رو تا افراطي معرفي شد.
    كشورهايي كه قبلا دوست آمريكا بودند امروز دشمن و تروريست معرفي مي شوند.
    صدام حسين زماني كه كردها را قتل عام كرد و به ايران حمله ور شد دوست خوبي براي غرب بشمار مي رفت ولي بعدا دشمن قلمداد شد.
    براساس اين ديدگاه آمريكا هرگاه كشوري را به عنوان مانع فراروي خود ببيند از سياست تهاجمي بهره مي گيرد و اكنون نيز به سوريه و ايران به عنوان دو مانع سياست هاي كاخ سفيد در خاورميانه و آسياي مركزي مي نگرد.
    واشنگتن قصد دارد با ادامه سياستهاي تهاجمي خود بر ضد تهران و دمشق اين موضوع را به جهان عرب تفهيم كند كه نبايد عليه آمريكا انديشه اي را در سر بپرورانند.
    آمريكا با ابزار تحريم اقتصادي سوريه و تهديد نظامي عليه اين كشور توسط اسرائيل كه بازوي مسلح كاخ سفيد در خاورميانه است به برخورد با دمشق ادامه خواهد داد ولي تصور نمي كنم به فكر مداخله نظامي مستقيم در سوريه باشد.
    شرق شناس ايتاليايي اظهار داشت : در مورد تهران موضوع متفاوت است زيرا ايران نه تنها مخالف سلطه آمريكا بر آسيا است بلكه واشنگتن را نيز به زانو درآورد و با اشغال ساختمان سفارت آمريكا در تهران اين كشور را تحقير و در مقابل آن مقاومت كرد. آمريكا احتمالا سياست ايجاد اختلاف دروني و متهم كردن ايران در جامعه بين المللي را ادامه خواهد داد كه مي تواند تهيه تسليحات كشتار جمعي يكي از اين اتهامها باشد در حاليكه ديگران از جمله اسرائيل دست به توليد سلاح اتمي زده اند.
    اين پژوهشگر كه از تاريخ ايران منطقه خاورميانه و آفريقا بويژه كشورهاي اسلامي شناخت كاملي دارد گفت معتقد نيستم آمريكاييها در فكر حمله به ايران باشند زيرا ايرانيان حاضر نيستند كشورشان نوكر آمريكا باشد.
    وي افزود : در حاليكه كره شمالي از تسليحات اتمي برخوردار است و اين موضوع را نيز انكار نمي كند ولي واشنگتن مراقب است « پيونگ يانگ » را تهديد و تحريك نكند ولي ايران هميشه از سوي آمريكا مورد تهديد قرار مي گيرد زيرا فاقد سلاح هسته اي است .
    در چارچوب اين برداشت اگر آمريكا در فكر حمله به كره شمالي بيافتد اين كشور نيز ژاپن و كره جنوبي را هدف قرار مي دهد در نتيجه بايد گفت قانون جنگل بر جهان حاكم است و فقط كشورهاي فاقد اينگونه تسليحات مورد تهديد قرار مي گيرند.
    از سوي ديگر تهاجم آمريكا به عراق سبب ايجاد نفرت گسترده و عميقي در كشورهاي اسلامي شده و در سفر فرهنگي اخير خود به تونس كه داراي نظام حكومتي ميانه رو است و مردم نيز بيشتر غربي هستند اين واقعيت را حس كردم . قشرهاي مختلف مردم اين كشور از راننده تاكسي گرفته تا روشنفكر همه تنفري عميق نسبت به آمريكا دارند كه البته بايد گفت اين گرايش در كشورهاي جهان عرب و اسلام از مغرب تا پاكستان و شرق دور نيز وجود دارد.
    « ماركني » همچنين در مورد سياستهاي دوگانه آمريكا اظهار داشت : افزايش توليد تسليحات اتمي تاثيري منفي بر جهان دارد و شاهديم كه آمريكا هيچ اقدامي براي ممانعت از ساخت تسليحات اتمي توسط هند پاكستان يا اسراييل انجام نمي دهد زيرا آنان را دوست خود مي داند ولي در اختيار داشتن اين تسليحات براي ديگران ممنوع است . وي در مورد ادعاهاي آمريكا عليه ايران گفت : اين اتهامها پايه و اساس ندارد و آمريكا در صدد است فقط ايران را مجرم جلوه دهد و به همين خاطر اروپا بايد دقت بيشتري داشته باشد زيرا دنباله روي از اهداف واشنگتن عليه تهران هيچ سودي ندارد.
    « ماركني » در پايان اظهار داشت : انجام چنين اقدامي از سوي اروپا عملي جنايتكارانه و مشابه خودكشي است زيرا اروپائيها دشمنان زيادي براي خود ايجاد مي كند كه بعدا توان مقابله با آنان را ندارد.




    دنباله روي اروپا از اهداف واشنگتن عليه تهران عملي مشابه خودكشي است زيرا اروپائي ها دشمنان زيادي براي خود ايجاد مي كنند كه بعدا توان مقابله با آن را نخواهند داشت .
    تنفر از آمريكا پديده اي است كه در تمام كشورهاي اسلامي از مغرب درشمال آفريقا تا شرق آسيا وجود دارد.
    قانون جنگل امروزه بر جهان ما حاكم شده و فقط كشورهايي كه فاقد سلاح هاي هسته اي هستند مورد تهديد و فشار قرار مي گيرند.
    آمريكائيها با حمله به عراق و حضور نظامي گسترده در خاورميانه و آسياي مركزي درصدد مبارزه كامل با اسلام هستند.
    محافل قدرت در آمريكا كه با راستگريان اسرائيل متحد هستند خود را بازوي مسلح خداوند مي دانند و تمامي مخالفان واشنگتن را نماد شر و بدي مي شمارند.