روزنامه جمهوري اسلامي 10/08/1382 صفحه امام

  • امام خميني و فرصت جهاد با نفس در ماه مبارك رمضان
  • حديث نور
  • *****
    امام خميني و فرصت جهاد با نفس در ماه مبارك رمضان




  • مهدي پورحسين
    اهميت ماه مبارك نزد امام
    ماه مبارك رمضان براي انسانهايي كه در مسير كمال واقعي خود قرار دارند و هدفمند زندگي مي كنند از اهميت فوق العاده اي برخوردار است . چنانكه اين ماه مي تواند براي همه انسانها فرصت مغتنمي باشد تا در هياهوي زندگي مدتي را به خود اختصاص داده موقعيت خويش را در روند زندگي ارزيابي نمايند. اگر چه تمام ساعات و دقائق از آن خدا و مخلوق اوست و اساسا عالم هستي آن به آن در يد تدبير او و فيض مطلق است ولي ماه مبارك رمضان ماه خدا و سفره آماده اوست تا بندگان بتوانند كاستيهاي ماههاي ديگر را جبران يا به پيشرفت خود شتاب بيشتري ببخشند.اين ماه به ويژه در نزد اهل عرفان سير و سلوك و اخلاق موقعيت منحصر بفرد به شمار مي رود. نگاه به سيره عرفاني ـ اخلاقي و حتي سيره سياسي ـ اجتماعي حضرت امام به عنوان يك عارف كامل نيز نشان از اهميت ويژه اين ماه در نگاه ايشان دارد.اهميت اين ماه در نگاه امام آنگاه روشنتر مي شود كه بدانيم اساسا ورود حضرت امام به مقوله سياست و اجتماع نيز از يك خاستگاه اخلاقي ـ عرفاني برخاسته است . اخلاق در معناي علمي خود متكفل شناساندن شيوه هاي مبارزه عليه موانع استكمال نفس است و موانع استكمال نفس همان گونه كه در درون آدمي لانه دارد در بيرون از نفس نيز انسان را از پيشرفت و قرب الهي باز مي دارد. لذا انسان متخلق بايد براي استكمال نفس در هر دو عرصه به مبارزه برخيزد و امام در هر دو عرصه فوق موفق بيرون آمده اند و ديگران را نيز از طريق جهاد با نفس به آن توصيه مي كرده اند : « خطاب به همه مردم است همه دعوت شديد به ضيافت الله همه مهمان خدا هستيد و مهماني به ترك است . اگر ذره اي هواي نفس در انسان باشد اين به مهماني وارد نشده است يا اگر وارد شده است استفاده نكرده است . تمام اين جار و جنجالهايي كه در دنيا مي بينند براي اين است كه استفاده از اين ضيافت نكرده اند و در اين مهماني وارد نشده اند دعوت خدا را قبول نكرده اند . » (1 )
    از اين سخن حضرت امام برمي آيد كه شرط ورود به مهماني خدا در ماه مبارك رمضان مبارزه بانفس است بطوري كه اگر ذره اي هواي نفس در انسان باشد نمي تواند به اين مهماني وارد شود.
    جايگاه جهاد با نفس
    شكي نيست كه انسان مختار آفريده شده است و مي تواند بين خير و شر خوبي و بدي يك طرف را ترجيح دهد به عبارت ديگر اين قدرت در انسان وجود دارد كه يكي از دو راه را انتخاب كند. و اين اصل از اموري است كه هر انساني با مراجعه به درون خود آن را مي فهمد و از مسائل بديهي است كه نياز به استدلال ندارد. وقتي پاي اختيار در رفتار آدمي به ميان آمد اين سئوال مطرح ميشود كه انسان براساس چه معيار و ملاكي دست به گزينش مي زند و چگونه يك طرف را ترجيح ميدهد اساسا اگر ترجيحي در كار نباشد حركت و رفتار در انسان معني پيدا نمي كند. اينجا است كه پاي هدف نيز به ميان مي آيد يعني بايد هدفي باشد تا انسان عاقل و مختار براساس آن و در راستاي آن هدف دست به انتخاب بزند و هر طرف قضيه كه مطابق با هدف او باشد را انتخاب نمايد و همان طرف را ترجيح دهد.البته اين سخن بدين معنا نيست كه هر رفتاري كه از ميلياردها انسان سر مي زند طبق يك هدف صادر مي شود بلكه اهداف در عرض هم گوناگون و در طول هم متعددند تا جايي كه بالاخره به هدف نهايي منتهي مي شود و انسانها هم به تكثير اهداف مختلف متكثرند. لذا نسبت به اصل وجود هدف براي انسان در بين مكاتب اخلاقي اختلافي وجود ندارد اما در مصداق آن نظرگاههاي متنوعي وجود دارد. به اعتقاد ما هدف نهايي انسان رسيدن به خدا است و محور رفتار ما نيز بايد « الله » باشد : « قولوالااله الاالله تفلحوا » .به تعبير ديگر هدف نهايي ما اين است كه به سعادت و رستگاري برسيم كه در الله محوري نهفته است .اما رسيدن به خدا و قرب حق به سادگي ميسر نمي شود بلكه راه رسيدن به خلا از وجود آدمي و نفس انساني مي گذرد و نفس انسان نيز يك دست نيست بلكه در نفس همواره دو گرايش متضاد وجود دارد كه در نزاع دائمي بسر مي برند به تبيين حضرت امام :
    « انسان اعجوبه اي است داراي دو نشئه و دو عالم : نشئه ظاهره ملكيه دنيويه كه آن بدن است و نشئه باطنه غيبيه ملكوتيه كه از عالم ديگر است . و نفس او كه از عالم غيب و ملكوت است داراي مقامات و درجاتي است و براي هر يك از مقامات و درجات آن جنودي است رحماني و عقلاني كه آن را جذب به ملكوت اعلي و دعوت به سعادت مي كنند و جنودي است شيطاني و جهلاني كه آن را جذب به ملكوت سفلي و دعوت به شقاوت مي كنند. و هميشه بين اين دو لشكر جدال و نزاع است و انسان ميدان جنگ اين دو طايفه است : اگر جنود رحماني غالب شد انسان از اهل سعادت و رحمت است و در سلك ملائكه منخرط در زمره انبيا و اوليا و صالحين محشور است و اگر جنود شيطاني و لشكر جهل غالب آمد انسان از اهل شقاوت و غضب و در زمره شياطين و كفار و محرومين محشور است » (2 )
    بنابراين انسان مومن و مهمان خدا كسي است كه در اين نبرد پيروزمند باشد و سربلند بيرون آيد. لذا از يك سو بايد جنود رحماني را در خود تقويت كند و از سوي ديگر جنود شيطاني را در خود سركوب نمايد و در هر دوي اين راهها به عبادت كرنش و تذلل در برابر خدا و تمسك به دعا و انس با قرآن نيازمند است كه همه آن در ماه مبارك رمضان بخوبي ميسر است . در اين ماه بايد براي تقويت لشكر رحماني در نفس تلاش كرد تا صفات وارسته انساني در روح جايگزين شود و به اعتقاد حضرت امام خميني : « تمام صفات وارسته انساني در انقطاع كامل الي الله نهفته است و اگر كسي بدان دست يافت به سعادت بزرگي نايل شده است ليكن با كوچكترين توجه به دنيا محال است . « انقطاع الي الله » تحقق يابد و كسي كه بخواهد روزه ماه مبارك رمضان را با آن آدابي كه از او خواسته اند انجام دهد لازم است انقطاع كامل داشته باشد تا بتواند مراسم و آداب مهماني را بجا آورد و به مقام ميزبان تا آنجا كه ممكن است عارف گردد . » (3 )
    و براي سركوب جنود شيطاني نيز مبارزه با خواهش هاي نفساني و ترك محرمات در اولويت اول قرار دارد :
    « كسي كه دنبال هواي نفس رفت و از شيطان متابعت كرد بتدريج به صبغه او در مي آيد شما تصميم بگيريد لااقل در اين يك ماه از خود مراقبت بعمل آوريد از گفتار و كرداري كه خداوند تبارك و تعالي راضي نيست اجتناب ورزيد از هم اكنون در همين مجلس با خداي خود عهد ببنديد كه در ماه مبارك رمضان از غيبت تهمت و بدگويي نسبت به ديگران خودداري كنيد زبان چشم دست گوش و ساير اعضا و جوارح را تحت اراده خود درآوريد اعمال و اقوال خود را مراقبت نماييد » (4 )
    به عبارت ديگر نبردي كه در درون انسانها وجود دارد با اينكه در اصل خلقت بخاطر حكمتهاي بيشمار دو طرف برابر دارد ولي در درون ماها به جهت عملكرد خودمان جنگ بنفع شيطان مغلوبه است لذا ماه مبارك رمضان اين فرصت را براي ما ايجاد مي كند كه در اين جنگ نابرابر كه خود ايجاد كرده ايم پيروز شويم . به همين خاطر براي امثال ما مبارزه با خواهشهاي نفس نسبت به تقويت صفات فاضله اولويت دارد چرا كه براي افراد ضعيف و كساني كه آلوده به هواها و بيماري هاي نفساني هستند ايمان با مانع مواجه است و نمي تواند در دل وارد شود لذا از راه مبارزه با امراض نفساني و برطرف كردن موانع مي توان زمينه ورود ايمان را در دلهاي مريض فراهم آورد و آن را شفا بخشيد.
    راهكارهاي مبارزه بانفس
    ممكن است همه ما به آنچه گفته شد علم داشته باشيم و بدانيم كه در ماه رمضان نيز بايد از طريق روزه گرفتن انس با قرآن دعا و درك شبهاي قدر خواهش هاي نفس را كنترل و راه تقوا را برخود هموار سازيم و به قرب الهي برسيم اما باز هم نتوانيم از بركات اين ماه با عظمت استفاده كنيم اين به خاطر آن است كه مرحله علم و ايمان با هم متفاوتند.
    مهم اين است كه انسان به اين باور دست يابد كه سعادت انسان در گرو قرب الي الله و راه رسيدن به هدف نيز جهاد با نفس است در اين صورت اين ايمان راهگشا خواهد بود. به همين منظور حضرت امام راههاي عملي مبارزه بانفس را در چهار مرحله نشان ميدهد . (5 ) اميد است همه ما حداقل در ماه مبارك رمضان بتوانيم اين مراحل را طي كنيم تا در مهماني خدا وارد شويم :
    1 ـ تفكر
    « شرط اول مجاهده بانفس و حركت به جانب حق تعالي « تفكر » است » .
    مقصود از تفكر در اينجا اين است كه انسان حداقل در ساعاتي از شبانه روز با خود بينديشد كه از چه نعمت هايي برخوردار است و اين همه نعمت از كيست و او در مقابل آن چه وظيفه اي دارد و به خود خطاب كند :
    « اي نفس شقي كه سالهاي دراز در پي شهوات عمر خود را صرف كردي و چيزي جز حسرت نصيب نشد خوب است قدري به حال خود رحم كني از مالك الملوك حيا كني و قدري در راه مقصود اصلي قدم زني كه آن موجب حيات هميشگي و سعادت دائمي است ... در هر حال از خداي خود با عجز و زاري تمنا كني كه تو را آشنا كند به وظايف خودت »
    2 ـ عزم
    « منزل ديگر كه بعد از تفكر براي انسان مجاهد پيش مي آيد منزل « عزم » است »
    يعني بنا بگذارد به آنچه كه انديشيده و به نتيجه رسيده است عمل نمايد. صرف فكر كردن دردي را دوا نمي كند بايد قدم پيش گذاشت و اراده و عزم جدي كرد كه آنچه معصيت الهي است ترك شود و واجبات الهي انجام گيرد. سالك بايد عزم نمايد آنچه خواهش نفس است رها نمايد و آنچه عقل و شرع به آن فرمان ميدهد عمل كند « پس اي برادر از معاصي احتراز كن و عزم هجرت به سوي حق تعالي نما و ظاهر را ظاهر انسان و خود را در سلك ارباب شرايع داخل كن و از خداوند تبارك و تعالي در خلوت بخواه كه تو را در اين مقصد همراهي فرمايد و رسول اكرم (ص ) و اهل بيت او را شفيع قرار ده كه خداوند به تو توفيق عنايت فرمايد واز تو دستگيري نمايد در لغزش هايي كه در پيش داري »
    3 ـ مشارطه مراقبه و محاسبه
    « مشارطه » يعني مومن هر روز صبح با خود شرط كند كه امور برخلاف دستورات الهي و فرامين خداوند متعال رفتار نكنم . پس از اين شرط بايد در تمام ساعات از خود « مراقبت » كند كه بر خلاف آن عمل ننمايد و خود را وادار كند كه به شرطي كه كرده است وفادار بماند و بالاخره در همان شب « محاسبه » كند كه چه مقدار به شرط خود وفادار بوده كاستيهاي موجود را برطرف و نقاط قوت را تقويت نمايد. به عبارت ديگر وقتي اراده كرده است كه در راه خدا قدم بردارد از تمام رفتار خود مواظبت نمايد تا كشش نفساني او را به جاي اول برنگرداند.
    طي اين مراحل در ابتداي كار مشكل بنظر مي رسد و يا ممكن است تصور شود بازندگي روزمره تصادم پيدا كند ولي پس از اندك زماني معلوم خواهد شد كه نه تنها آسان است بلكه هيچ منافاتي با زندگي عادي و فعاليت هاي روزمره ندارد انسان مومن تمام حركات و سكناتش براي خدا و در خدمت خلق خدا معناي واقعي خود را پيدا مي كند و راهش همان است كه عرفا نشان داده اند.
    4 ـ تذكر
    « از اموري كه انسان را معاونت كامل مي نمايد در مجاهده با نفس و شيطان و بايد انسان سالك مجاهد خيلي مواظب آن باشد « تذكر » است ... و آن در اين مقام عبارت است از ياد خداي تعالي و نعمتهايي كه به انسان مرحمت فرموده »
    شكر نعمت در فطرت همه ما وجود دارد. نسبت به هر كسي كه خيري به ما برساند سپاسگزاري مي كنيم حال آنكه آنچه از بندگان خدا به ما مي رسد قابل مقايسه با آنچه كه خداوند متعال داده است نيست . نكته اي كه در اين مقام حائز اهميت است اينكه براي تنبه نفس به نعمات الهي بايد آنرا دائما متوجه اين نعمت ها كرد هشدار داد و بيدار نمود. ذكر دائمي و يادآوري آنها و به زبان آوردن كرم خداوندي كه يك قلم آن سلامتي است انسان را به كرنش و تذلل در مقابل صاحب آنها وا مي دارد و از نافرماني او منصرف مي كند و اين همان تقوايي است كه در ماه مبارك رمضان از ما خواسته شده است . :
    « يا ايهاالذي آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب علي الذين من قبلكم لعلكم تتقون » (6 )
    و باز بايد توجه داشت كه بدون استعانت از خداي تعالي كاري از ما برنمي آيد و بايد با تضرع و زاري از خداوند متعال طلب توفيق كرد.
    پي نوشت ها :
    1 ـ صحيفه امام ج 21 ص .45
    2 ـ شرح اربعين حديث اول .
    3 ـ جهاد اكبر ص .44
    4 ـ همان ص .47
    5 ـ شرح اربعين از صفحه 21 تا .27
    6 ـ بقره آيه .183
    اخلاق در معناي علمي خود متكفل شناساندن شيوه هاي مبارزه عليه موانع استكمال نفس است و موانع استكمال نفس همان گونه كه در درون آدمي لانه دارد در بيرون از نفس نيز انسان را از پيشرفت و قرب الهي باز مي دارد. لذا انسان متخلق بايد براي استكمال نفس در هر دو عرصه به مبارزه برخيزد.
    حضرت امام خميني (ره ) :
    تمام صفات وارسته انساني در انقطاع كامل الي الله نهفته است و اگر كسي بدان دست يافت به سعادت بزرگي نايل شده است ليكن با كوچكترين توجه به دنيا محال است « انقطاع الي الله » تحقق يابد و كسي كه بخواهد روزه ماه مبارك رمضان را با آن آدابي كه از او خواسته اند انجام دهد لازم است انقطاع كامل داشته باشد تا بتواند مراسم و آداب مهماني را بجا آورد و به مقام ميزبان تا آنجا كه ممكن است عارف گردد.

  • *****
    حديث نور


  • مقابله با سرمايه داري هدف قيام انبيا
    1357 7 28
    امام خميني در سخناني با تاكيد بر اينكه استعمارگران در طول تاريخ كوشيده اند تا دو سد عمده نفوذ آنان در ممالك اسلامي ـ آئين اسلام و روحانيت به عنوان نگهبان و حافظ احكام اسلامي را بشكنند به تفصيل تاريخچه برخورد خصمانه رضاشاه با روحانيت را با ارائه نمونه هايي مشخص از قيام علما بيان فرمودند.
    امام با تشريح قيام انبياي بزرگي همچون ابراهيم خليل و حضرت موسي عليهما السلام و پيامبر اسلام (ص ) با سرمايه داران و سلاطين و ستمكاران برگفته نارواي آنان كه دين را افيون جامعه و ساخته سرمايه داري مي دانند خط بطلان كشيده مي فرمايند : « انبيا مقابل سرمايه داري بودند انبيا مخالف سرمايه داري بودند... روحانيين ايران و طبقات مختلف ايران در مقابل اين سرمايه دارهاي بزرگ و ممالك بزرگ و ابر قدرت ايستاده اند و دارند فرياد مي زنند و آزادي مي خواهند و استقلال مي خواهند. »
    امام در بخش دوم بيانات خود به آيات قرآن كه مسلمين را به مبارزه با سرمايه داران و طواغيت فرا مي خواند اشاره كرده اسلام قرآن و روحانيت را نقطه اتكا و مايه اتحاد مردم ايران در نهضت اخير معرفي مي نمايند. و به تبيين مواضع روحانيت پرداخته و اعلام مي كنند كه روحانيت با مفاسد تمدن و دانشگاه استعماري و سينما و راديوي در خدمت استعمار مخالف است نه با مظاهر تمدن .
    در مورد روحيه امام در برخورد با متمولين يادگار حضرت امام مرحوم حجت الاسلام والمسلمين حاج سيداحمد خميني خاطره اي نقل مي كند كه جالب توجه است . ايشان مي نويسد :
    « متولي آستانه مقدسه قم آقاي حاج سيدابوالفضل مصباح معروف به توليت كه خود نيز مورد آزار و اذيت رژيم شاه بود و به خاطر طرفداري از امام از توليت آستانه حضرت معصومه بر كنار شد و از افراد متمول بود در پاريس خدمت امام رسيد عرض كرد : من 86 ميليون تومان پول دارم و قصد دارم آنرا به شما تقديم كنم چون آخر عمر من است ظاهرا كسي او را تشويق به اين كار كرده بود تا امام بتوانند ميزان شهريه طلاب را افزايش دهند اين مبلغ در آن ايام بسيار قابل توجه و كارساز بود ولي امام نپذيرفت و از وي تشكر كرد من با تعجب به امام عرض كردم : چرا نپذيرفتيد فرمودند : ما كه پولي از سرمايه دارها نگرفته ايم ما را و نهضت ما را متهم مي كنند كه اينها با پولدارها و زميندارها مرتبطند واي به وقتي كه پولي از آنها گرفته شود! ضمنا بعد از پيروزي انقلاب اسلامي هر گاه فردي مبلغي قابل توجه مي آورد حضرت امام نمي پذيرفت و مي فرمود اينها وجوه شرعي ـ حقوق الله و حقوق الناس ـ خود را پرداخت نكرده اند بدينوسيله مي خواهند از حساب شرعي فرار كنند.