قسمت نوزدهم
جمعه 14 دي
امروز صبح رفتم مسجد مستشار كه ختم روضه مشترك
حاج ميرزا باقر آقا قاضي و حاجي ميرزا علي آقا امام جمعه بود
و آقايان كه هر سال دهه اول محرم در خانه خودشان
روضه خواني داشتند
امسال به مناسبت آشفتگي اوضاع
روضه را مشتركا در مسجد مستشار كه جلو خانه ايشان واقع
است
گرفته بودند; و امروز آخر آن بود. بعد رفتم منزل آقاي
فروغ . آقاي اشرفي رئيس ماليات بردرآمد هم آنجا بود. صحبت
از ماليات گرفتن دولت جديد به ميان آمد. آقا ضيا عموزاده
من هم آنجا بود. كاغذي كه از اداره ماليه نوشته و عايدات او را
88 هزار تومان تعيين نموده بودند
از جيب درآورد و اعتراض
داشت كه عايدات من هرگز اين قدر نمي شود. آقاي تراب خان
اشرفي پسر ميرزا علي اكبرخان قونسول است كه برادرزاده جده
ما بود كه دايي زاده پدر من و آقاي حاجي ميرزا خليل آقا
مجتهد بود. لقب قونسول كه به آن مشهور بود
از آن جهت بر
وي گذاشته شده بود كه وي منشي كونسولگري دولت روس
بود. قبل از انقلاب روسيه به جهت كاپيتولاسيون و بعضي
جهات ديگر نفوذ كونسل ها مخصوصا كونسل هاي روس در
قطعات شمالي ايران زياد بود. اشخاصي كه با كونسل خانه
ارتباط داشتند
آنها هم بالطبيعه كم وبيش صاحب نفوذ
مي شدند.
ميرزا علي اكبر خان كونسول هم به مناسبت اينكه از زمان
پدر وجدش در كونسل خانه مستخدم رسمي بود
در ميان
جامعه خيلي منتفذ و محترم بود; مخصوصا در سالهاي اواخر
رژيم تزاري كه دولت روسيه آذربايجان و يك قسمت بزرگي از
ايران را اشغال نظامي نموده بود
اهالي و مامورين رسمي
دولت ايران در خيلي موارد محتاج مراجعه به كونسول گري
روس مي شدند و اين احتياج به رجوع
اهميت زيادي به
مامورين ايراني كونسول گري مي داد كه در اوقات عاديه آن
اهميت را حايز نمي شد. حاجي شجاع الدوله و سردار رشيد
والي هاي آن زمان
خيلي با مرحوم ميرزا علي اكبرخان احترام
مي نمودند. گاهي تملق هم مي نمودند. ميرزا علي اكبرخان هم
آدم نيك نفسي بود. من كسي را سراغ ندارم كه از وي تعدي
ديده باشد و به اصطلاح از نفوذ و قدرت خود سواستفاده
نمي نمود. پدر ميرزا علي اكبر خان
ميرزا علي اشرف خان بود
كه دايي پدر من و تمام اولاد مرحوم حاجي ميرزاحسن آقا
مجتهد بود. نام فاميلي آقاي اشرفي از آن مرحوم است . پدر
ميرزا علي اشرف خان
ميرزا علي اكبر مترجم باشي است كه در
زمان خود خيلي محترم و متمول بوده است و موسس اين
خانواده كه در السنه مشهور به خانواده مترجم باشي است
مي باشد. مشهور است كه كونسل روس را مهمان نموده بود و
سماور را با اسكناس روسي گرم كرده بود كه از اين جهت كه
مبلغي از قروض دولت روس با سوخته شدن اسكناس ها از بين
مي رفت خيلي اسباب ممنونيت كونسل گرديده بود. دختر ميرزا
علي اكبر مترجم باشي را مرحوم حاجي ميرزا حسن آقا مجتهد
جد ما گرفته بود و عمده ثروت مرحوم مجتهد را كه اموالي كه
عيالش آورده بود تشكيل مي داد از آن جمله قريه كندرود است
كه ده مشهوري است در دو فرسخي تبريز متصل به قريه
باسمينج كه تقريبا هشتاد سال است كه دردست مرحوم مجتهد
و اولاد وي است . اين وصلت مرحوم مجتهد با دختر مرحوم
مترجم باشي
موضوع حمله ميرزاتقي حجت الاسلام متخلص
به نير شاعر هجوگوي شيخي گرديده است كه در جواب
ايرادات علمي كه مرحوم مجتهد بر مذهب شيخيه مي نمود
عوض آن كه جواب علمي بدهد
به هجوگويي مي پرداخت و در
اشعار او كه به فارسي و عربي گفته است
چند جااشاره به اينكه
برادر زنم منشي كونسل است
موجود است . راجع به همين
ميرزا تقي ملاي شيخي ها و اشعار وي ان شاالله اگر فرصت
باشد باز صحبت مي نمايم .
آقاي اشرفي چنان كه نوشتم از فاميل اشرفي 1 تبريز هستند
كه بيشتر از يك قرن است در تبريز اقامت دارند و تقريبا يكسال
است كه به رياست ماليات و عايدات منصوب شده اند. بعد از
روي كارآمدن دولت ملي آذربايجان
ايشان را بر شغل خودشان
برقرار نموده اند و ايشان با جديت كامل مشغول جمع آوري
ماليات هستند. صابر عضو ماليه كه در عالم ماليات بده ها
خيلي مشهور و مابين مردم وجهه اش خيلي كم است
زير
دست آقاي اشرفي كار مي كند. اميد آن كه با تغيير اوضاع و
تحولاتي كه در طرز فكر اولياي دولت و مامورين حاصل شده
است در تحت نظارت آقاي اشرفي مردم بيچاره از رفتار آقاي
صابر مورد شكايت نداشته باشند. آقاي صابر را تجار و كسبه
بازار صابري مي گويند. ظاهرا در بازار از همه مامورين دولت
مشهورتر باشد.
عصر آقاي فروغ را براي مجلسي كه در تحت مراقبت فرقه
دموكرات در محله هاي مختلفه شهر تشكيل مي شود
دعوت
نموده اند. منزل آقاي فروغ كه در كوچه مجتهد است و با ما هم
همسايه هستند
از قرار معلوم جزو محله ششكلان محسوب
نموده اند و ايشان را به مجلسي كه در خانه مجدالملك كه واقعه
در ششكلان منعقد مي شود
دعوت كرده اند. وظايف اين گونه
مجالس كه تا به حال چند تا از آنها رسما تشكيل شده است
گويا رسيدگي به كارهاي عمومي محله ها است ; از قبيل مسائل
تنظيفات و آب بري و مصارف و غيره . آقاي فروغ را اگر ملاقات
نمودم تفصيل را مي پرسم و ان شاالله مي نويسم .
پاورقي :
.1 در اصل اشرفي .

|