به مناسبت سالروز رحلت آيت الله سيد عبدالله
بلادي بوشهري
آخرين قسمت
آنچه ذكر شد
بيان مختصري از مبارزات و تدابير آيت الله
بلادي نسبت به استعمار انگليس است . اكنون اشاره اي نيز به
ديدگاه آن عالم بزرگ نسبت به ستيز طولاني و مستمر غرب با
جهان اسلام و برخي مسائل مرتبط با آن مي نماييم .
آيت الله بلادي بحق ستيز غرب با جهان اسلام را محدود
به تاريخ معاصر نمي داند و معتقد است از فرداي ظهور اسلام
غرب مسيحي
علم دشمني با اسلام و مسلمانان را برافراشته
است . وي در اين باره مي گويد : از بعد از ظهور اسلام
نصارا
پيوسته در مقام تعدي و ظلم بر مسلمين بوده اند.
آيت الله بلادي پس از اشاره به تاريخ دوران درخشان
اسلامي
چنين اظهار مي كند كه در قرون گذشته
اكثر دولتهاي
غيراسلامي به هنگام بحران از دولتهاي اسلامي ياري
مي خواستند
زيرا مسلمانها قوي و با قدرت بودند و تمام اقوام
جهان
به ويژه جهان غرب و نصارا از برق شمشير مسلمانان
شجاع پيوسته در هول هراس به سر مي بردند
ولي اكنون
مسلمانها چنان ضعيف شده اند كه انگليسي هاي جزيره نشين به
عمده ترين سرزمينهاي جهان اسلام هجوم مي برند.
آيت الله بلادي پيش آمدن چنين وضعي را نتيجه عوامل
زير مي داند : ترك علم و ديانت توسط مسلمانان
از ميان رفتن
تعصب مذهبي مسلمانان
رشد موج غرب گرايي در جهان
اسلام
مرعوب شدن مسلمانان
پذيرفتن عادات و رفتار
غربيها
رشد نفاق در ميان مسلمين و....
اين عالم بزرگ در اين باره مي گويد :
متاسفانه به واسطه سو اخلاق مسلمانان اين اعصار
اخيره كه بواسطه ترك علم و ديانت و عصبيت مذهبي و
مجذوب نصاري شدن و مرعوب گرديدن و متشبه در اخلاق و
عادات به آنها شدن و نبودن زاجر و رادع فيمابين مسلمانان و
مستخدم نصاري شدن و به تجارت آنها مرهون شدن و مفتون
صفات ذميمه آنها شدن و نفاق به يكديگر نمودن و امثال آن
صفات مذمومه نتيجه معكوس داده شد. آن اسلامي كه در
اندك زماني به واسطه همت عالي مسلمانان عصرش نزديك
بود تمام عالم قديم را مالك شد يعني از مشرق تا چين و از
مغرب تا اروپاي مركزي و از شمال تا قريب به يسيريا و از
جنوب تا اواخر آفريقا را به تصرف خويش درآورده بود كذالك
در اندك زماني سير قهقرائي نمود. تمام ممالك را از دست
تصرف مسلمانان عاري از همت خارج كردند و آنها را به روز
ذلت و خواري رسانيدند. تمام ممالك مفتوحه آنها را از آنها
گرفتند و سلاطين آنها را خوار و ذليل كردند. چه بسيار از
ممالك كه استقلالش را بردند و بيرقهاي اسلام را از آن ممالك
برداشته و به جاي آن بيدق صليب برپا كردند. و به جاي آن
اذان ناقوس زدند. مساجد را كليسا نمودند. مدارس را خراب
نمودند. سلطنت اسلام را از آفريقا برانداختند. سواحل بلاد
اسلامي را با كشتيهاي جنگي و جهازات زره پوش درنورديدند
و با توپهاي قلعه كوب استحكامات و قلعه هاي ممالك اسلام را
كوبيدند. با لشكر جرار و عساكر منظمه عرض و طول بلاد و
ممالك اسلاميان را پيمودند و سلاطين كوچك و بزرگ را
اسلاميان را مطبع و منقاد اوامر و نواهي ظالمانه خويش
نمودند. و براي بر باد دادن اساس حكومت اسلاميان در هر
نقطه اي از ممالك عالم انواع دسايس و حيل و تزوير نمودند.
ثروتهاي مسلمانان را هر چه توانستند با انواع وسايل بردند.
آنها را فقير و محتاج و مفروض كردند. منابع ثروت تجارت و
فلاحت و ماليات را كه مي توانستند مسلمانان از آن جهت
بهره مند شوند
مسدود و مانع شدند. همه گونه تعدي و جور
كه توانستند نسبت به مسلمانان دنيا معمول داشتند و
مي دارند....
آيت الله بلادي پس از برشمردن جنايتهاي بسيار گسترده
غرب نسبت به جهان اسلام در دوره جنگهاي صليبي
به بازگو
كردن اين جنايتها در قرون اخير و عصر حاضر مي پردازد و در
اين ميان انگليس را پيشگام جنايت در شرق و جهان اسلام
مي داند. آيت الله بلادي در لابلاي كتابها و سخنان خود
فهرست طويلي از جنايتهاي انگليس را برشمرده و درباره آنها
توضيح مي دهد.
توهين گارادستون كافر نسبت به اسلام
جنايتهاي مستمر
و مكرر انگليس نسبت به مسلمانان آفريقا
جنايتها و
چپاولگريهاي انگليس در هند اسلامي
به دار آويختن كثيري از
مسلمانان هند
ايجاد مزاحمتهاي مستمر نسبت به مسلمانان
ايران و ايجاد مانع در سر راه ترقي و پيشرفت ايرانيان
تجاوزهاي آشكار نظامي به ايران
ايجاد سپاهي از مزدوران
داخلي در ايران به منظور اعمال سياستهاي مورد نظر
تلاش
براي تسلط بر قشون و اقتصاد ايران
اخذ امتيازهاي مهلك در
موارد متعدد
ايجاد درگيريهاي محلي و فرقه سازي در ميان
جامعه ايران
تحميل قراردادهاي ستمگرانه در ايران و ساير
نقاط جهان اسلام
توطئه براي جدا كردن بخشهايي از خاك
ايران و.... بخشي از فهرست بلندي است كه آيت الله بلادي
نسبت به جنايتهاي انگليس در آثار خود برمي شمارد. ضمنا
آيت الله بلادي فهرست طويلي از سرزمينها
كشورها و
شهرهايي را ارائه مي دهد كه غربيها به آن جا هجوم برده و از
پيكر اسلام جدا كرده اند.
آيت الله بلادي در ميان كشورهاي غربي
بيش از همه به
انگليس بدبين است و اكثر فتنه هاي جهاني و منطقه اي را زير
سر انگليسي هاي حيله گر مي داند. آيت الله بلادي در اين باره
مي گويد : هر كس في الجمله به تاريخ قرون وسطا و قرون اخيره
و عصر حاضر آشنا باشد
خوب مي تواند ثابت كند كه تمام
جنگهاي قرون وسطا و اخيره و تمام خونريزيهاي مدهشه
عالم بشريت به سعايت و يا تسبيب و يا مباشرت دولت
انگليس بوده و در تمام تبعات خونريزيها شريك است . در اين
جنگ عالم گير (جنگ جهاني اول ) نيز انگليس شعله افكني كرد
و لذا تمام تبعات آن به عهده اين كشور است .
گرچه آيت الله بلادي انگليس را ستمگرترين
خشن ترين
تجاوزگرترين
قدرتمندترين و گسترده ترين دشمن استكباري و
غربي و صليبي جهان اسلام مي داند
ولي بحق
پيش بيني
مي كند كه اين استعمارگري كه ده ها كشور و سرزمين را بلعيده
است
به زودي مضمحل خواهد شد و محدود به جزيره
انگليس خواهد گشت . آيت الله بلادي انگليس را به موشي
تشبيه مي كند كه در اثر ميل مفرط به جيوه
به قدري حريصانه
جيوه مي خورد كه در كنار ظرف جيوه از سنگيني مي افتد و
قدرت حركت پيدا نمي كند و در نتيجه
صاحب ظرف جيوه سر
مي رسد و با نهادن پا روي آن موش
اولا موش مي ميرد و ثانيا
همه جيوه ها از دهان و پشت او بيرون مي ريزند. همچنين
انگليس را به كرمي تشبيه مي كند كه از شدت تنيدن لعاب دور
خودش
راه خودش را مسدود مي نمايد و مرگ خود را حتمي
مي كند. به همين دليل
پيوسته از مسلمانان مي خواهد به خود
جرات بدهند و برخيزند و پايي روي اين موش بگذارند تا تمام
جهان از كانادا و استراليا و هند و جنوب شرقي آسيا گرفته تا
آفريقا و مصر و خاورميانه و... آزاد شوند.
آيت الله بلادي كه به « دور » در تاريخ معتقد است و به تعبير
خودش « تاريخ دوره خود را تجديد مي كند »
يقين كامل دارد
كه به زودي
بار ديگر دور جهان دردست اسلاميان خواهد
افتاد و غربي ها دوباره در برابر مسلمانان خوار و ذليل خواهند
شد. به همين دليل
به غربي ها و صليبي ها هشدار مي دهد كه
بيش از اين ستم نكنند و به فكر نسل هاي آينده غربي كه بايد
تاوان جنايتهاي پدران خود را بپردازند
باشند و كاري كنند كه
فرزندان و نسل هاي آينده غرب شرمسار نباشند و روي آن را
داشته باشند كه از مسلمان ها عطوفت طلب كنند و انتظار
مهرباني داشته باشند.
آيت الله بلادي به منظور غلبه جهان اسلام به غرب
راه هايي را پيشنهاد و توصيه هايي مي نمايد كه بسيار ارزشمند
است . عمل به قرآن و احكام اسلام
جديت در راه وحدت
اسلامي
مرعوب نشدن در برابر غرب
گسترش دانش و
فرهنگ
تلاش در جهت بي نياز شدن از توليدات غرب
تقويت
بنيان هاي اقتصادي و صنعتي
به كارگيري و ساخت ابزارهاي
نوين
باج ندادن به غربي ها و... بخشي
از پيشنهادها و
توصيه هاي آيت الله بلادي براي بازيابي اقتدار و عزت
مسلمانان است . وي در اين باره مي گويد :
مسلمانان دنيا اگر عزت و سيادت را در دوره زندگاني دنيا
بخواهند بايد امور ذيل را كما ينبغي (1 ) معمول دارند ما نظر به
محبت هم كيشي دريغ از نصح باخوان نمي نمائيم تا آنكه در
پيشگاه خدا و رسول و وجدان مسئول نباشيم .
1 ـ اول چيزي كه لازم است مسلمانان اكسير سعادت و
سيادت خود بدانند و نردبان ترقي و تعالي بر ساير امم همانا
عمل به قرآن كريم و احكام شرع شريف و دين حنيف اسلامي
دام مجده السامي است كه يگانه وسيله اي است فعال از براي
ترقي و تعالي مسلمانان اگر بخواهند ممالك اسلام را نگاه دارند
بايد با اسلاميت آن را نگاه دارند والا هيچ مملكت هيچ وقت
بي مالك و بي زمام دار و بي صاحب نمي شود...
2 ـ و ديگر آنكه بايد متخلق به اخلاق اسلام باشند نه
اخلاق و عادات دشمنان اسلام . زيرا كه هر كسي از عادات كسي
خوشش آيد البته اقتباس مي كند و چون طبيعت دزد است به
مرور ايام متدرجا تمام حركات و سكنات محبوب را هم
مستحسن مي پندارد يك وقت ملتفت مي شود كه درست
نصاري شده
به گمان آنكه هنوز مسلمان است (ويحسبون انهم
يحسنون صنعا) آن وقت باز نتيجه عكس مطلوب واقع مي شود.
زيرا كه ما خواستيم نصاري مالك و قاطن (2 ) ممالك اسلام
نشود العياذ بالله خود قاطنين نصاري شده اند. هر چه بترسي
برسي خواهد شد. از اين جاست كه پيغمبر(ص ) در آن آخر
حيات در طي وصيت فرمود كفار و مشركين را از جزيره العرب
خارج كنيد زيرا كه مي خواست با مسلمانان خلطه و آميزش
نداشته باشند
براي دو فائده يكي آنكه از اسرار داخلي
مسلمانان مطلع نشوند و بر همان رعب باقي باشند و ديگر آنكه
مسلمانان از اخلاق و عادات آنها اقتباس ننمايند. مسلمانان
صدر اول نصاري را به نظر حقارت و ذلت مي ديدند و مرعوب
آنها نبودند بلكه آنها را طعمه خود مي دانستند. متخلق شدن
مسلمانان به اخلاق اسلامي كما هو حقه خودش به تنهائي
جهادي است اقتصادي كه فوج فوج مردم را مجذوب اين دين
مبين مي نمايد.
3 ـ و ديگر آنكه لازم است مسلمانان اختلافات داخلي را
جدا ترك نمايند و عصبيت را قبول نكنند بلكه به توسط ادله
عقيله و نقليه در مدارس به تدريج حق را از باطل تميز دهند كه
اجانب از اختلاف آنها بهره مند نشوند و به مرور ايام درست
رفع اختلاف كلمه شود و مردم بر جاده مستقيم مشي و حركت
كنند كه البته به مرور ايام تدريجا كشف و معلوم خواهد شد...
4 ـ و ديگر آنكه بايد مسلمانان در اقطار عالم داراي دعاه (3 )
اسلامي مي باشند كه موظف باشند از طرف مراكز اسلامي و
فقط وظيفه و شغل آنها دعوت به اين دين باشد لاغير. وليكن
خيلي بايد دقت داشت آنكه دعاه اشخاص با علم و عمل باشند
و السنه و احكام اسلام و قوانين مذهبي و سياسي اجانب را هم
خوب بدانند...
5 ـ و ديگر آنكه مسلمانان بايد مرعوبيت را به كلي از
اجانب از خود دور كند فرمود : (فانهم يالمون كما تالمون ) بايد
بداند دشمن او هم بشري است مثل خودش . شير و پلنگ
نيست و همانطور كه يك حربه كافي است از براي هلاك
خودش نسبت به او هم همين طور است . و در مقام تقابل به
دشمن هيچ وقت دل بزندگي نداشته باشد به اين معني كه اولا
حاضر جانبازي با شرف و حريت باشد. نه بقا با ذلت و
اسارت و هميشه سران لشكر را و مستشارها بايد مردمان دلير و
شجاع و جسور و پرهيز و فعال قرار دهند نه اشخاص جبان
تن پرور راحت دوست كه محال است نام نيك بار آورد از
اينجاست كه فرموده اند : اسد يقود الف ثعلب خير من الف اسد
يقودها ثعلب يعني يكدانه شيري كه پيش آهنگ هزار روباه باشد
بهتر است از هزار شير كه پيش آهنگ آنها يك دانه روباه
باشد...
6 ـ و ديگر آنكه لازم است مسلمانان احتياجات خود را از
اجانب تدريجا كم كنند تا آنكه به كلي سلب احتياج خود را از
اجانب بنمايند در مطلق صنايع و ماكول و ملبوس و غيرها.
7 ـ و ديگر آنكه ممالك اسلامي بايد هميشه در مقام ازدياد
ثروت خزانه و تكثير ماليات و ازدياد صادرات و تقليل واردات
باشند تا آنكه هم ثروت مملكت خارج نشود و هم ثروت از
خارج به داخله بيايد و هم خزانه دولت پرگردد كه اگر دولت
غني باشد خيلي سهل است تشكيل اردوهاي بزرگ و اخذ
حقوق و استرداد مغصوبات .
به زر مي توان لشكر آراستن
به لشكر بسي كينه ها خواستن
8 ـ و ديگر لازم است طرق حمل و نقل اثقال را تسهيل نمايند
فيما بين ممالك اسلامي مجاورين و غير مجاورين و كذا ايالات
و ولايات دور و نزديك كه اين معني فتح ابواب خيلي منافع
مهمه و استفادات عظيمه مي نمايند.
9 ـ و ديگر آنكه لازم است تامين طرق و شوارع نمود و راه
تجارت را توسعه داد با عدالت در امر رعيت و كذا تكثير صنايع
و تشويق ارباب صنعت كه اين معني خيلي اهميت دارد در
سرعت ترقي كه فرمود : (لادوله الا بالرجال و لارجال الا بالمال
و لامال الا بالتجاره و لا تجاره الا بالعماره و لا عماره الا
بالعدل )
10 ـ و ديگر لازم است استخراج معادن ممالك زيرا
ثروتهاي طبيعي است كه از قوه به فعل مي آيد و اسباب غناي
دولت و ملت مي شود و كذا لازم است چشمه ها و كاريزها و
رودخانه ها را نگذارند ضايع و معمل بماند بلكه آبها را در
مملكت به ضياع و عقار در امر فلاحت بيندازند تا آنكه هر چه
بيشتر امر فلاحت توسعه يابد كه اين معني هم يگانه امري است
كه اسباب غنا و آسايش ملت و دولت مي شود.
11 ـ و ديگر لازم است مسلمانان داراي كشتي بحري به
طرز جديد باشند و در هر عصري به طرز همان عصر با ادوات
حربيه و عساكر بحري داشته باشند بالخصوص ايرانيان در
درياي خزر و خليج فارس و عثمانيان در بحر اسود و مرمره و
مديترانه و بحر احمر بايد كشتيها داشته باشند...
12 ـ و ديگر لازم است آنكه حكومات اسلاميه عالم اتفاق
اسلامي در تحت جامعه توحيد و اسلام داشته باشند به علاوه
كوشش كنند در اتصال ممالك اسلامي به يكديگر يعني
حكومات غير اسلامي را نگذارند فاصله فيما بين ممالك
اسلاميه شوند. مثلا حكومت غربي آفريقا متصل شود در
سرحد به خاك مراكش كه شمال غربي افريقاست و مراكشي ها
متصل شوند در سر حدات به خاك طرابلس و طرابلسيها
متصل شوند به خاك مصر و مصريها از طرف جنوب متصل
شوند به ممالك سودان و از طرف مشرق متصل شوند به خاك
شامات و كذلك عثمانيها از طرف شمال شرقي متصل باشند به
آسياي صغير و اناطولي نيز از طرف شمال و مشرق متصل
باشند به مغرب قفقازيه و مغرب ايران و ايران از طرف شمال
متصل باشد به قفقاز و تركستان و از طرف جنوب متصل باشند
به افغانستان و كذا افغانستان از طرف شمال متصل باشند به
تركستان خوارزم و از طرف جنوب متصل باشند به هندوستان
و كذا هندوستان حكومات و ايالاتش تا بنگاله متصل به
يكديگر باشد و به همين ترتيب دائما مراقبت داشته باشند كه
هر جا اتصال ندارد
دفع و رفع نموده متصل شوند...
13 ـ بايد مسلمان ها خط آهن خودشان را هم فيمابين همين
ممالك اسلاميه متصله امتداد دهند و حوائج خود را از ماكول
و ملبوس و غيرها از ممالك يكديگر به طلبند و نگذارند نقود
مسلمانان به كيسه غير مسلمانان داخل شود . 14 ـ و در مدينه
طيبه كنگره صلحي را از طرف تمام حكومات متفقه اسلاميه
تشكيل دهند كه آن كنگره نمايندگان تمام حكومات اسلامي
باشند و نگذارند فيمابين اين حكومات را اجانب اخلال و القا
باسي كنند بلكه اين اتفاق ادامه داده شود . 15 ـ و لازم است
عساكر اسلام را اقلا سالي يك مرتبه متوجه طرفي از اطراف
خارجه نمود تا آنكه به واسطه ترك غزوات مرعوب و تن پرور
و راحت طلب و بي هنر نشوند به علاوه اجانب دائما در مقام
استرضاي خاطر آنها باشند و توقع ضديت با آنها نكنند . 16 ـ و
لازم است قوانين سياسي ممالك اسلاميه كه ماخوذ از كتاب و
سنت است همه با هم متفق باشند كه معمول به همه همان
قوانين متفقه باشد . 17 ـ و لازم است لسان رسمي و خط بين
تمام مسلمانان دنيا عربي باشد ولكين در مدارس از لسانهاي
مسلمانان دنيا هم تعليم و تعلم كنند. مثلا ايرانيان به علاوه بر
عربي و فارسي و تركي بايد هندي هم بدانند لسانا و كتبا و كذا
ترك به علاوه بر عربي و تركي فارسي و هندي هم بداند و عرب
علاوه بر عربي تركي و فارسي و هندي هم بداند و هنديها علاوه
بر لسان هندي عربي و فارسي و تركي هم بدانند و هكذا باقي
السنه كه اين معني خيلي دخيل در ايتلاف و موجب فوائد
عظيمه است .
18 ـ و بايد حكومات اسلاميه هيچ وقت امتيازي را به هيچ
عنوان به اجانب ندهند و مستشار از اجانب نطلبند بلي
عندالضروره و موقتي براي استغادات علمي افرادي معدود در
تحت استخدام باك ندارد كه لدي الفراغ مرخص شود و خود
مسلمانان تعليم گرفته به ممالك يكديگر مبادله شوند تا آنكه
در تمام علوم و فنون از اجانب مستغني شوند انشاالله
تعالي .
علي وزوايي
پاورقي :
1 ـ چنانكه شايسته است
2 ـ ساكن
3 ـ مبلغ
آيت الله بلادي : متاسفانه مسلمانان اين عصر به
دليل ترك علم و ديانت و كنار نهادن عصبيت مذهبي
و مجذوب فضا را (غرب ) شدن و مرعوب گرديدن و
تشبه در اخلاق و عادات به نصارا و... عزت و سيادت
خود را از دست داده اند.
آيت الله بلادي : هر كس في الجمله به تاريخ
قرون وسطا و قرون اخير و عصر حاضر آشنا باشد
خوب مي تواند ثابت كند كه در تمام جنگهاي قرون
وسطا و قرون اخير تمام خون ريزي هاي هولناك
عالم بشريت به سعايت و يا مباشرت و يا تسبيب
انگليس بوده است .
آيت الله بلادي : عمل به قرآن و احكام شرع
كنار نهادن عادات و رفتار دشمنان
پرهيز از
اختلافات داخلي
مرعوب نشدن در برابر بيگانگان
تلاش براي خودكفايي
بالا بردن توان اقتصادي
جوامع اسلامي
تشكيل دادن ممالك متحده
اسلامي و... امور مقدماتي براي رسيدن مسلمانان
به عزت و سيادت است .

|