روزنامه جمهوري اسلامي 08/08/1382 صفحه مقالات

  • دعاي روز چهارم ماه رمضان
  • رمضان و دولت كريمه
  • تروريستهاي واقعي همان اشغالگران هستند
  • متن مذاكرات مجلس شوراي ملي درباره كاپيتولاسيون
  • *****
    دعاي روز چهارم ماه رمضان


  • « اللهم قوني فيه علي اقامه امرك ... »
    بارالها در اين روز مرا به برپاداشتن امر خويش نيرومندم ساز...
    « امر الهي » به چيست به اقامه نماز به روزه ماه رمضان به برادري و مدارا به تمسك قرآن و تدبر در آياتش به ادا امانت به راستگويي به ورع و پارسايي به عدل و زكات و احسان و به هر معروف ديگر از جمله :
    اطاعت از رسولش و اطاعت از جانشينان برحق رسولش و احيا امر آنها عليهم السلام و دوست داشتن و مودت نسبت به آنها و تسليم بودن در برابر آنها و تمسك به آنها و رهانكردنشان به ياري رساندن به آن ها و جدا نشدن از آنهاست .
    دقت كنيم كه اقامه نماز بدون اقامه رسول بي فايده است . اقامه روزه و يك ماه خودداري از خوردن و آشاميدن بدون اقامه جانشين رسول خدا بي ثمر است . بلكه اقامه اين دو فريضه در بهترين مكان هاي مكه در عمري طولاني به درازاي عمر حضرت نوح نيز بي اقامه اميرالمومنين عليه السلام مقبول خداوند متعال نيست .
    اينك نيز اقامه امرالهي به اقامه حجتش كه وصي بر حق رسول است و خليفه خدا در زمينش صورت مي گيرد. آن مقدار كه توجه و عنايت ما به « صاحب امر » و « ولي امر » بيشتر باشد بر راه راست استواريم . هر چه بيشتر سخن از امام عصر(عج ) كه صاحب الامر عليه السلام است بگوييم خداوند را خوشحال تر كرده ايم .
    با اقامه امام عصر نماز اقامه مي شود روزه برپا مي شود حج شكل مي گيرد زكات معنا مي يابد و اما بدون اقامه آن حضرت « معروفي » نمي ماند. امرالهي انجام نمي شود ستون دين آسيب مي بيند و سرانجام گمراهي وضلالت !
    در دعاي روز چهارم از خداوند نيرومندشدن در اقامه امرش را تقاضا و درخواست مي كنيم . اميد كه اين درخواست در اين شبها و روزهاي مبارك اين ماه مهماني خداي تعالي مستجاب شود و قلب مقدس امام عصر نيز به ياري شيعيانش شاد شود.

  • *****
    رمضان و دولت كريمه


  • قسمت اول
    ابوالقاسم لطيف زاده
    « و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون » (1 )
    « در « زبور » بعد از ذكر (تورات ) نوشتيم بندگان شايسته ام وراث (حاكم ) زمين خواهند شد. »
    ماه مبارك رمضان ماه ضيافت الهي ماه تنزيل قرآن و ريزش باران وحي و وزش نسيم مهر خداوندي يكبار ديگر با آمدنش دلهاي عاشق و خسته را غرق شادي و شعف نمود.
    خداوند بزرگ در اين ماه با فراخواني بندگان خويش بر خوان گسترده اش هيچ لطف و عنايتي را از آنان دريغ نفرموده و تمام بركات را در دسترس آنان قرار داده است .
    در اين ماه مبارك درهاي بهشت باز و درهاي جهنم بسته شده است و شياطين در زنجيرند و اين الطاف زمينه التفات و توجه بندگان را به ذات اقدس الهي فراهم و جان تشنه آنان را مهياي دريافت پيامهاي هدايت و سعادت نموده است .
    ماه مبارك رمضان ماه توبه و بازگشت به خداوند رئوف و غفور و ماه تضرع و استغاثه و دعا و نيايش در درگاه پروردگار عالميان است . ماهي كه به فرموده پيامبر گرامي اسلام « دعاي شما در اين ماه مستجاب است » (2 ) لذا يكي از اعمال اين ماه مبارك دعاهايي است كه از معصومين (ع ) وارد شده است . از جمله دعايي است كه « كفعمي » رضوان الله تعالي عليه در « بلد الامين » و « مصباح » خويش از پيامبر اكرم (ص ) نقل كرده اند و آن عبارتست از دعاي : « اللهم ادخل علي اهل القبور السرور... » كه در روايتي از نبي مكرم اسلام (ص ) نقل شده است كه آن حضرت فرمودند :
    « من دعا بهذا الدعا في شهر رمضان بعد المكتوبه غفر الله له ذنوبه الي يوم القيمه » (3 ) هر كس اين دعا را در ماه رمضان بعد از هر نماز واجبي بخواند حقتعالي گناهان او را تا روز قيامت بيامرزد.
    نكته جالب و قابل توجه اينكه با دقت و تامل در بسياري از روايات عصر ظهور متوجه خواهيم شد كه تمام اين خواستها و آرمانهاي والاي انساني و اهداف متعالي در دولت كريمه « قائم آل محمد » و آن عدل منتظر (عج ) محقق خواهد شد و جلوه تام و تمام هر آنچه در اين دعاي شريف آمده در دولت مهدي امت (عج ) جلوه گر خواهد شد. دولت و سيرتي كه سخن گفتن از آن پاسخي به تمناي فطرت آدمي (حق خواهي عدالت دوستي ) است . لذا مهمانان خدا در اين موسم سرسبزي و خرمي دلها با زمزمه اين دعا ظهور با هر النور آن حجت خدا و خاتم اوصيا عجل الله تعالي فرجه را از معبود خويش مي طلبند لذا در اين جستار به تبيين اين موضوع با استناد به روايات و احاديث معصومين (ع ) خواهيم پرداخت با اميد به اينكه مقبول حضرتش واقع شود انشاالله .
    اي پادشه خوبان داد از غم تنهايي
    دل بي تو به جان آمد وقت است كه باز آيي (4 )
    « اللهم ادخل علي اهل القبور السرور »
    در اولين فراز از اين دعاي شريفه از خداوند متعال مي خواهيم : « خدايا بر اهل قبول نشاط و سرور عطا كن » . در كدامين روز اهل قبول و مردگان نشاط و مسرور خواهند شد و فرح و شادماني به درون قبرها نيز نفوذ خواهد كرد
    پاسخ اين است كه اين زمان هيچ زماني نخواهد بود مگر در آن هنگام كه مهدي منتظر(ع ) پرده از رخ بگشايد و با ظهورش همگان را حتي مردگان داخل گور را شادمان نمايد.
    امام صادق (ع ) در مورد شادي و مسرت مومناني كه سالهاي زيادي انتظار ظهور قائم را كشيدند و از دنيا رفتند مي فرمايند :
    « كاني بالقائم (ع ) علي نجف الكوفه و قد لبس درع رسول اللي صلي اللي عليه و آله ... و لا يبقي مومن ميت الا دخلت عليه تلك الفرحه في قبرد و ذلك حيث يتزاورون في قبورهم و يتباشرون بقيام القائم » (5 )
    گويا مي بينم قائم را بر پشت كوفه در حاليكه زره رسول الله (ص ) را پوشيده ... و در آن حال هيچ مومني در قبر نمي ماند مگر اينكه داخل مي شود شادي و سرور در قبر او و اين در حالي است كه آنها در قبرها به ديدار هم مي شتابند و قيام آن حضرت را به يكديگر مژده مي دهند.
    آري در آن زمان است كه در تمام عوالم از فرشيان تا عرشيان و از پرندگان آسماني تا ماهيان پهلو گرفته در قعر درياها از دلهاي خسته ي مظلومان بي پناه تا قبر منتظران چشم به راه شادي و سرور بر پا خواهد شد.
    پيشواي پنجم شيعيان جهان در اين باره مي فرمايند :
    « فيخرج من مكه متوجها الي الشام يفرح به اهل السما و اهل الارض و الطير في الهوا و الحيتان في البحر » (6 )
    از مكه بيرون آمده و به سوي شام حركت مي كند اهل آسمان و زمين خوشحال مي شوند (و در آن روز) پرندگان هوا و ماهيان دريا نيز شادي مي نمايند. پيامبر گرامي اسلام (ص ) نيز شادماني آن روز ميمون را اينگونه توصيف مي كند :
    « فعند ذلك تفرح الطيور في اوكارها و الحيتان في بحارها و تفيض العيون و تنبت الارض ضعف اكلها » (7 )
    در آن هنگام پرندگان در آشيان خود شادمان شوند و ماهيان در قعر درياها شادماني كنند و چشمه سارها سرازير شوند و زمين چندين برابر محصول خود مي روياند.
    « اللهم اغن كل فقير »
    در دومين فراز از اين دعاي شريف از پروردگار عالميان اينگونه مي خوانيم : « خدايا بي نياز گردان هر فقير را »
    ريشه كن شدن فقر و برپايي رفاه اقتصادي و رفع همه نيازها جز در سايه ي اكسير عدالت ممكن نخواهد بود و با اجراي اصل عدالت اجتماعي و برپايي قسط قرآني اين مهم امكان پذير خواهد بود. فقر ميوه ي فساد درخت بي عدالتي است و آنگاه كه عدالت بر جامعه حاكم شود فقر معنايي نخواهد داشت همانطور كه امام صادق (ع ) در اين زمينه مي فرمايند :
    « .. ان الناس يستغنون اذا عدل بينهم ... » (8 ) مردمان بي نياز مي گردند آنگاه كه عدالت در بينشان حكمفرما باشد.
    روي همين اصل در دولت عدل مهدوي فقر ريشه كن خواهد شد و بي نيازي تمام جامعه را فرا خواهد گرفت و خداوند بركاتش را بر مردم فرو خواهد فرستاد. احاديث در اين زمينه بسيار زياد است كه به بعضي از آنها اشاره خواهيم كرد :
    « يكون في امتي المهدي ... والمال يومئذ كدوس يقوم الرجل فيقول يا مهدي اعطني فيقول : خذ » (9 )
    در زمان مهدي (عج ) مال همي خرمن شود هر كس نزد مهدي آيد و بگويد « به من مالي ده » مهدي بي درنگ بگويد « بگير » .
    « يتنعم امتي في زمانه نعيما لم يتنعموا مثله قط » (10 )
    در زمان او مردم به نعمتهايي دست مي يابند كه در هيچ زماني دست نيافته باشند.
    « يظهر الله له كنوز الارض و معادنهالله » (11 )
    (خداوند براي قائم ما) گنجها و معادن زمين را آشكار سازد.
    « تخرج له الارض افاليذ كبدها و تلقي اليه سلما مقاليدهالله » (12 )
    زمين آنچه در اعماق خويش دارد براي وي بيرون دهد و همه امكانات و بركات خويش را در اختيارش گذارد... »
    « ولو قام قائمنا لانزلت السما قطرها ولا خرجت الارض نباتها » (13 )
    چون قائم ما قيام كند آسمان چنانكه بايد باران ببارد و زمين گياه روياند.
    « و يعطي الناس عطايا مرتين في السنه و يرزقهم في الشهر رزقين ... » (14 )
    امام مهدي (عج ) در سال دو بار به مردم مال و عطايا بخشد و در ماه دو بار امور معيشت به آنان دهد.
    قطعا تمام اين بركات آسماني و زميني و بخششهاي حضرت نتيجه مساوات و عدلي است كه او برقرار خواهد نمود و در نهايت منجر به رفع فقر و بي نيازي در جامعه مي گردد چنانچه در حديثي از امام باقر آمده است :
    « يسوي بين الناس حتي لا تري محتاجا الي الزكاه و يجي اصحاب الزكاه بزكاتهم الي المحاويج من شيعته فلا يقبلونها فيصرونها و يدورون في دورهم فيخرجون اليهم فيقولون لا حاجه لنا في در اهمكم ... فيعطي عطالم يعطه احد قبله » (15 )
    مهدي (عج ) اموال را به تساوي تقسيم كند بگونه اي كه نيازمند به زكات باقي نماند و صاحبان زكات زكاتشان را نزد نيازمندان آورند و ايشان نپذيرند. پس آنان زكات خود را در كيسه هايي مي نهند و در اطراف خانه ها بگردند (براي دستيابي به نيازمندي ) و مردم بيرون آيند و گويند : ما را نيازي به پول شما نيست ... پس (حضرت ) دست به بخشش گشايد چنانكه تا آن روز كسي آنچنان بخششي نكرده باشد.
    « يقسم المال صحاحالله » (15 ) مال را علي السويه تقسيم مي كند.
    « ثم يكون في آخر امتي خليفه يحثي المال حثيا لا يعده عدا و ذلك حين يضرب الاسلام بجرانه » (16 )
    در پايان روزگار امت من خليفه اي مي آيد كه چون سيل بخشش مي كند و آنرا نمي شمارد و آن هنگامي است كه اسلام با تمام ابعادش پياده شود.
    « اللهم اشبع كل جائع »
    « خدايا سير نما هر گرسنه را »
    و اگر او بيايد گرسنگان طعم تلخ گرسنگي را فراموش خواهند كرد و بينوايان به نوايي مي رسند و طعم غذا را به آنان مي چشاند چنانچه امام
    صادق (ع ) در اين باره مي فرمايد :
    « يعلق المساكين الزيد ... » (17 )
    « به بينوايان طعم كره (غذا) را مي چشاند. »
    در عصري كه ثروت از دست طبقه خاص (ثروت اندوزان و غارتگران اموال عمومي ) خارج شود و ثروتهاي جامعه در مسير نيازهاي عمومي آن مصرف شود آيا مي توان تصور كرد فردي گرسنه بماند ! اگر جامعه به اين مرحله از عدالت و كمال برسد قطعا نه گرسنه اي خواهد ماند و نه يك فرد كه نيازمند صدقات باشد در جامعه يافت خواهد شد.
    اين مهم نيز در سايه حكومت عادلانه و كريمانه او تحقق عيني خواهد يافت . اينك به بيان چند روايت در اين مورد خواهيم پرداخت .
    « فاذا قام قائمنا حرم علي كل ذي كنز كنزه حتي ياتوابه و يستعين به » (18 )
    هنگامي كه قائم ما(عج ) قيام كند بر همه ي ثروت اندوزان ثروت اندوزي را حرام مي كند و بر صاحبان گنجهاست (ثروتهاست ) كه گنجهاي خود را نزد او بياورند تا در راه بي نيازي عمومي خرج شود.
    « يفيض فيهم المال حتي يهم الرجل بماله من يقبله منه حتي يتصدق فيقول الذي يعرضه عليه : لا ارب لي به » . (19 )
    « ثروت را در ميان آنها به فراواني مي بخشد كسيكه در صدد صدقه دادن باشد اموالي را برمي دارد و به مردم عرضه مي كند. به هر كس عرضه كند مي گويد : من نيازي ندارم . »
    آري اگر ثروتمندان از دادن حق محرومان امتناع نورزند و اگر جامعه به آن مرحله از رشد و تعالي برسد كه هر فرد خود را نسبت به تهيه معاش و زيست سالم بينوايان و گرسنگان مسئول بداند و اين امر را به عنوان يك وظيفه و تكليف براي خود بداند ديگر هيچ فردي با شكم گرسنه سر بر زمين نخواهد گذاشت .
    اميرمومنان در كتاب شريف نهج البلاغه مي فرمايند :
    « ان الله سبحانه فرض في اموال الاغنيا اقوات الفقرا فما جاع فقير الا بما متع غني والله تعالي سائلهم عن ذلك » (20 )
    خداوند سبحان روزي بينوايان را در اموال ثروتمندان قرار داد پس هيچ فقيري گرسنه نماند مگر به سبب سر باز زدن ثروتمندان از دادن حق محرومان خداوند بزرگ ايشان (ثروتمندان ) را بر اين امر (معاش بينوايان ) بازخواست خواهد كرد.
    « اللهم اكس كل عريان »
    در اين فراز از اين دعاي شريفه از خداوند مسئلت مي نماييم :
    « خدايا برهنگان را بپوشان »
    در پرتو حاكميت قرآني و محمدي (ص ) و علوي (ع ) امام مهدي عجل الله تعالي فرجه با اجراي اصل عدالت اجتماعي كه سيره ي انكارناپذير آن امام بزرگ است (21 ) تمام نابسامانيها سامان مي يابد و نيازها برآورده مي گردد و رفاه و آسايش معيشتي بر تمام بخشها و زواياي زندگي خانواده ي بشري پرتو مي افكند و ديگر برهنه اي در جامعه وجود نخواهد داشت .
    امام علي (ع ) مي فرمايند : « .... واعلموا ان اتبعتم طالع المشرق سلك بكم منهاج الرسول .... و كفيتم موونه الطلب والتعسف و نبذتم الثقل الفلاح عن الاعناق » . (22 ) بدانيد اگر شما از قيامگر مشرق (امام مهدي (عج )) پيروي كنيد شما را به آيين پيامبر درآورد... تا از رنج طلب و ظلم (در راه دستيابي به امور زندگي ) آسوده شويد و بار سنگين زندگي را از شانه هايتان بر زمين نهيد.
    در عصري كه نيازمند به زكات وجود نداشته باشد : « و يطلب الرجل منكم من يصله بماله و ياخذ منه زكاته فلا يجد احدا يقبل منه ... » (23 ) (زماني كه قائم ما قيام كند) شما به جستجوي اشخاصي برمي آييد كه مال يا زكات بگيرند و كسي را نمي يابيد كه از شما قبول كند.
    و در دولتي كريمانه كه رهبري بخشنده چون مهدي (عج ) داشته باشد برهنگي از دامان جامعه رخت خواهد بست زيرا : « المهدي سمح بالمال » (24 )
    مهدي بخشنده اي است كه مال را به وفور مي بخشد.
    « يكون عطاوه هنيئا » (25 ) عطايايش گوارا مي باشد.
    « رحيم بالمساكين » بر بينوايان بسيار رئوف و مهربان است .
    « ارحمكم رحما » مرحمتش از همه گسترده تر است .
    « راس قثم نشق راسه في باذخ السودد و غارز مجده في اكرم المحتد » .
    دست بخشنده ي خدايي است . بلندترين قله ي جهان در برابر بزرگواري اش پست نمايد. كوههاي بلند و بالا در برابر اصالت و كرامتش سست نمايد.
    پاورقي :
    1 ـ انبيا 105
    2 ـ خطبه شعبانيه پيامبر(ص ) عيون اخبار الرضاج 230 1 « دعائكم فيه مستجاب » .
    3 ـ كفعمي شيخ ابراهيم (متوفي 905 ) ـ بلدالامين 222 مصباح فصل 45 « فيها يعمل في شهر رمضان » ص 617 ـ مفاتيح الجنان .
    4 ـ ديوان حافظ .
    5 ـ بحارالانوار كمال الدين ج 2 ص 653 (به نقل از روزگار رهايي ج 2 ص 881 ) .
    6 ـ كشف الغمه ج 3 ص 259 ـ الملاحم والفتن ص 116 (به نقل از روزگار رهايي ج 1 ص 490 ) .
    7 ـ ينابيع الموده ج 3 ص 136 ـ الامام المهدي ص 95 (به نقل از روزگار رهايي ج 2 ص 601 ) .
    8 ـ كافي ج 3 ص 568
    9 ـ پيامبر اكرم (ص ) بحار ج 15 ـ ص 88
    10 ـ پيامبر اكرم (ص ) ـ بحار ج 51 ص 78 و 88
    11 ـ پيامبر اكرم (ص ) موسوعه الامام المهدي ـ الكتاب الثالت صفحه 780 به نقل از عصر زندگي ص 123
    12 ـ نهج البلاغه خطبه 138 ص 425
    13 ـ اميرمومنان ـ بحار ج 10 ص 104 به نقل از عصر زندگي ص .122
    14 ـ امام باقر(ع ) ـ بحار ج 52 ص .390
    15 ـ امام باقر(ع ) ـ بحار ج 52 ص 390
    15 ـ پيامبر اكرم (ص ) بحار ج 51 ص 81
    16 ـ البيان صفحه 83 ـ الملاحم والفتن ص 56 صحيح مسلم ج 8 ص 185 (به نقل از روزگار رهايي ج 2 ص 596 ) .
    17 ـ الامام المهدي ص 271 (به نقل از روزگار رهايي ج 2 ص 650 )
    18 ـ امام علي (ع ) اصول كافي ج 3 ص 61 الزام الناصب ص 22 (به نقل از روزگار رهايي ج 2 ص 641 )
    19 ـ پيامبر اكرم (ص ) روزگار رهايي ج 2 ص 597
    20 ـ نهج البلاغه (فيض الاسلام ) كلمات قصار كلمه 320 ص 1242
    21 ـ در ذيل اين فراز از دعا : اللهم اصلح كل فاسد من امور المسلمين » به احاديثي در
    22 ـ بحار ج 51 ص 123
    23 ـ امام باقر(ع ) بحار ج 52 ص 337
    24 ـ امام باقر(ع ) روزگار رهايي ج 2 ص 598
    25 ـ پيامبر اكرم (ص ) بحار ج 51 ص 82
    به نقل از كتاب ره توشه مهدي ياوران نشر بنياد فرهنگي حضرت مهدي موعود(عج )

  • *****
    تروريستهاي واقعي همان اشغالگران هستند


  • آنچه طي روزهاي گذشته در عراق و بويژه شهر بغداد اتفاق افتاد حادثه اي غم انگيز از سلسله حوادثي است كه به بهانه مبارزه با تروريسم به سردمداري آمريكا و انگليس درحال اجراست . كشته و مجروح شدن بيش از 250 انسان فارغ از مليت و نقش حضور در حادثه چه پيامي مي تواند داشته باشد
    جرج بوش كوچك و بقيه كاخ نشينان سفيد و « سيا » ماههاست كه گوش فلك را با فريادهاي خود كر كرده اند كه در عراق سلاح كشتار جمعي وجود دارد و به بهانه مبارزه با بن لادن القاعده ملاعمر طالبان و صدام كه همه در پيشينه تاريخي خود وابستگي حتمي و جدي به سياستهاي آمريكا دارند به منطقه خاورميانه لشكركشي كرده اند. قدرتي كه ادعاي كدخدايي دهكده جهاني را دارد چرا و چگونه است كه هنوز باگذشت حدود دو سال نتوانسته حتي يكي از اهداف اعلام شده اوليه را تامين كند !
    بن لادن هنوز زنده است القاعده به برنامه هاي خود ادامه مي دهد طالبان باز هم گوشه هايي از افغانستان را به آتش كشيده است ملاعمر دربين اقوام خود روزگار مي گذراند صدام هنوز زنده است . آيا امروز وقت آن نرسيده كه دنيا در اهداف بهانه جويانه و اعمال مداخله جويانه سردمداران آمريكا با ترديد بنگرد آيا ادعاي سقوط دولت عراق درحالي كه به اعتراف مقامات امنيتي آمريكا انفجارات قتلها و خرابكاريهاي عراق همه زير سر وابستگان رژيم بعثي است را مي توان پذيرفت
    بدون شك اوضاع عراق و افغانستان كه هر دو بوسيله نيروهاي اشغالگر آمريكايي و انگليسي مورد تجاوز قرار گرفته اند حكايت ضعف و زبوني ابرقدرتي است كه ادعاي تك قطبي بودن جهان را به محوريت خود دارد.
    وقتي ارتش آمريكا با تمام توان نظامي و امنيتي هنوز نتوانسته حتي مخفيگاه افرادي را كه نيمي از جنايات جهان را به آنها نسبت مي دهد پيدا كند از دو حال خارج نيست . يا انگيزه اي براي يافتن وجود ندارد و اصولا ادعاها از اول فريب بوده و يا قدرت اين كار را در خود نمي بيند. البته به اعتقاد نگارنده مي تواند تلفيقي از هر دو مورد بالا باشد) سردمداران كاخ سفيد كه امروز ندانسته و يا ناآگاهانه طشت رسوايي خود را درهر بام و برزني به صدا در مي آورند خوب مي فهمند كه حرفهايشان ديگر خريدار ندارد و مردم علاوه بر پسوندهاي « احمق » « جنايتكار » و « ديوانه » امروز پسوند « دروغگو » را هم به نام آنها افزوده اند و حتي در ساده ترين اظهارنظرهاي آنها نيز به ديده شك و ترديد مي نگرند.
    با اين حال معلوم نيست كه چرا جرج بوش و ژنرال پاول و همكارانشان در پنتاگون و « سيا » اصرار دارند كه به مردم جهان بقبولانند آنچه در روز دوشنبه گذشته در بغداد اتفاق افتاد كار تروريستهاست شايد از آنجا كه دروغگوها كم حافظه مي شوند و خود به رسوا شدن خود كمك مي كنند اين اتفاق قابل توجيه باشد.
    عده اي از مردم عراق كه در سرزمين آبا واجدادي خود ساكن هستند و براي بيرون راندن متجاوزين و اشغالگران اقدام كرده اند چگونه مي توانندتروريست باشند اما آنهايي كه به قصد جنگ با نيت تخريب چپاول و غارت به اين سرزمين يورش آورده اند مبارزان با تروريسم ناميده شوند فراموش نكنيم آمريكا هيچيك از دلايل اعلام شده قبلي براي يورش نظامي به عراق را نتوانسته ثابت كند و آنچه تاكنون انجام داده در سايه جنايتي بزرگتر همچون 20 شهريور سال 80 و انفجار و تخريب ساختمانهاي دوقلوي تجارت جهاني در نيويورك بوده است . آخرين خبرها حكايت از كشته شدن حداكثر 5 هزار نفر در آن جنايت و خسارات مادي كمتر از يكصد ميليارد دلار دارد و حال آنكه طي دو سال بعد از آن جنايت چند هزار نفر در خاورميانه آفريقا و حتي آمريكاي لاتين توسط ارتش آمريكا و متحدانش بطور مستقيم قتل عام شده و صدها ميليارد دلار خسارت مادي به جهان وارد گرديده آيا پاسخ دادن جنايت با جنايت مدنيت است تمدن است صلح خواهي و طرفداري از حقوق بشر است
    كوته فكري است اگر رفتار آمريكا و متحدانش را در عراق و افغانستان و فلسطين و سرزمين هاي اشغالي با انگيزه صلح و طرفداري از حقوق بشر تفسير كنيم . روان ترين تفسير و قابل قبول ترين تحليل آن است كه براي سرپوش گذاشتن بر يك جنايت هولناك (20 شهريور 80 ) جنايتهاي هولناك و بزرگتري را مرتكب بايد شد.
    امروز براي كسانيكه الفباي سياست را خوانده باشند روشن است كه تروريسم مورد اشاره آمريكا يعني مبارز فلسطيني مبارز افغاني مبارز عراقي (حتي اگر زماني همراه جنايتكاري همچون صدام بوده باشد)
    اما در تعريف واقعي واژه تروريسم كه مورد قبول تمامي آزاديخواهان و دانشمندان متعهد جهان است تروريست كسي است كه وحشت مي آفريند و آفرينش وحشت از جمله سياستهاي غيرقابل انكار كاخ نشينان سفيد در آمريكاست كه در گرده صهيونيسم بين الملل قرار دارد. تروريستهاي واقعي اشغالگران هستند. پس اگر جرج بوش و دارودسته اش تمامي بوقهاي عالم را هم بسيج كرده و ديگران را تروريست بنامند اين دروغ هرگز مورد پذيرش ملتها قرار نخواهد گرفت چرا كه مدعيان كدخدايي دهكده جهاني با اسارت ملتها و استثمار آنها و دروغگوئيهاي پي در پي حداكثر سواستفاده را از عناوين آزادي و حقوق بشر كرده و فطرت پاك ملتها را آزرده ساخته اند بدون شك امروز تروريستهاي واقعي همان اشغالگران هستند اشغالگران عراق افغانستان فلسطين و تمامي سرزمينهايي كه توسط اين گروه جنگ طلب و خشن به خاك و خون كشيده شده اند.

  • *****
    متن مذاكرات مجلس شوراي ملي درباره كاپيتولاسيون




  • قسمت سوم
    رامبد : عرض كردم با لايحه مخالف نيستم براي اينكه براي من هنوز روشن نيست و تا دولت توضيح ندهد تصميم خودم را نخواهم گرفت و حالا هم تا موقعي كه روشن نشده ام نمي توانم راي بدهم منتهي بنا به عادت مطلب را بد تقرير مي كنم و اين ناشي از عدم شهامت كه جناب آقاي نخست وزير فرمودند نيست ايكاش موردي پيش نيايد كه جناب عالي شهامت بنده را بيازمائيد آن وقت مي ترسم براي شما خوب نباشد و اما راجع به مطلبي كه فرمودند آقاي معاون وزارت امور خارجه بنده را روشن كنند طبق ماده 11 وزارت امور خارجه ايران است كه مي تواند تعداد ماموريني را در ايران تعيين بكند و احتياجات فني ربطي به اعطاي امتيازات مصونيتي ندارد ما هر چقدر هم احتياج داشته باشيم هيچ احتياجي نيست كه اين مصونيت را بدهيم راجع به قراردادهاي بين المللي هم بيانات بنده تحريف شد تا اين اندازه اي كه توضيح فرمودند بنده در درس هاي قبلي خوانده بودم .
    نايب رئيس : آقاي رامبد اين مطالب مربوط به اخطار نظامنامه نيست .
    رامبد : اخطار نظامنامه اي دارم مطابق ماده 80 آئين نامه عرض بنده تحريف شد.
    نايب رئيس : بفرمائيد.
    رامبد : آنچه راجع به قراردادهاي بين المللي عرض كردم گفتم كه نماينده دولت در چنين قراردادها مختار نيست و اين مجلسين هر مملكت هستند كه بايد مواد و مفاد آن قراردادها را بخوانند و تصويب يا رد كنند و به صرف اينكه نماينده دولت هر چه خواسته در آنجا گذاشته است نيست اين مجلسين بايد به ببينند كه به صرفه ملت هست يا نيست (صحيح است ) جناب عالي هم اگر تشريف بياوريد اينجا بفرمائيد در وزارت امور خارجه ممالك ديگر در چه حدودي و چه نسبتي اين امتياز را به آنها داده و چند برابر نمايندگاني كه ما در آنجا داريم اين امتياز را مي دهيم شايد هم بنده موافق شدم و شايد هم برخلاف نظر جناب آقاي نخست وزير اين شهامت را داشتم با كمال سربلندي راي مخالف بهتان بدهم (قراچورلو ـ سفره كه مي اندازند هر كسي به اندازه سهم خودش مي خورد).
    نايب رئيس : آقاي حاذقي بفرمائيد.
    حاذقي : عرض كنم اين از خصوصيات حكومت دموكراتيك و آزاد است كه واقعا مسائل را زير غور و بررسي قرار بدهد و افراد با كمال بي نظري و آزادي عقيده خود را ابراز دارند منتهي يك مساله اي است و آن اين است كه براي درك پاره اي از مطالب وقت بيشتر لازم است و فرصت بيشتر كه همه آقايان نمايندگان محترم آن فرصت و وقت را صرف درك جزئيات مطالب كنند تا آنكه مطلبي پوشيده و مبهم نماند اينجا مي خواستم عرض كنم اولا سياست كلي دنيا اين است كه دنيا رو به تفاهم رو به نزديك شدن ملل مي رود امروز روزي است كه در كشورها صحبت از تشكيل حكومت جهاني مي شود و همه ملل مثل اعضاي يك خانواده شمرده مي شود و خلاصه نزديك شدن به آن روح تعاليم اخلاقي ما ايراني ها و دين ما كه دين اسلام است كه فرموده است بني آدم اعضاي يك پيكرند مي رود بنابراين بايد مسائل را با يك نظر وسيع تر و يك افق بازتر نگاه كرد اين قرارداد در كميسيون خارجه مجلس شوراي ملي با حضور نماينده دولت مطرح شده و هر ماده به تفصيل روي آن صحبت شده آمده مجلس استدعا مي كنم توجه بفرمايند و هيچ كس نمي خواهد به ضرر مملكت قدمي بردارد گاهي جهل بر موضوع ايجاد يك تعصبي مي كند و از طرفي ما نمي دانيم امروز يك اغراض و مقاصدي است در دنيا كه سعي مي كنند افكار ساده افرادي را كه به حقايق واقف نيستند منحرف بكند و در واقع آنها را خواهند كشاند به بحث هاي غير مفيد كه ايجاد تشتت مي كند ولي ما خوشبختانه ملتي هستيم كه اين مسائل را پشت سر گذاشته ايم و تمام اين تجربه ها و آزمايش ها را كرده ايم اين امتيازات چيز تازه نيست اين حداقل امتيازاتي است كه قائلند الان بيش از اين حداقل در بين خيلي از ملت ها هست و رعايت مي شود و ما هم در حال حاضر اين را داريم عمل مي كنيم اين حداقل امتيازات سياسي است كه دول امضا كننده به هر كس مي دهد بين اين امضاكنندگان مللي هستند كه بسيار با شهامت تر وطن پرست تر از خيلي ملت هاي ديگر كه حالا مشغول با جرح و تعديل اين مسائل در دنيا هستند آنهايي كه اين را امضا كرده اند همه از روي فهم و درك امضا كرده اند شايد پارلمان ما آخرين پارلماني است كه اين را مي خواهد تصويب كند پارلمان فرانسه و آمريكا و شوروي تصويب كردند ما نمي خواهيم كار تازه يي بكنيم ما مي خواهيم حداقل مزاياي سياسي كه امروز در دنيا ملت ها براي افراد قائل هستند مجلس مان تصويب كند كه ما هم در سياست بين المللي هم آهنگ هستيم بنابراين من خواستم عرض كنم كه بعضي تبليغات و تحريكاتي كه افراد ندانسته مي خواهند بلندگوي يك سياست هاي خارجي باشند نباشد (همهمه نمايندگان زنگ رئيس ) اجازه مي دهيد استدعا مي كنم .
    نايب رئيس : اجازه بفرمائيد ناطق صحبت شان را بكنند اگر آقايان مطالبي دارند تشريف بياورند بگويند.
    حاذقي : اين از خصوصيات حكومت آزاد و دموكراتيك است كه همه حق دارند در شرايط مساوي حرف بزنندخواستم عرض كنم من به صفت يك نماينده مجلس و به صفت يك عضو كميسيون خارجه عرض مي كنم بعد هم آقايان مي توانيد راي بدهيد يا ندهيد خواستم ذهن همكاران محترم روشن شود كه با تصويب اين قانون هيچ كار تازه يي براي مملكت نمي شود اين چيزي است كه الان تمام نمايندگان سياسي سفرا و كنسول ها و نمايندگان دولت آنها در كشور ما از آن برخوردارند چنانكه نمايندگان ما هم در هر جاي دنيا از آن برخوردارند (صحيح است ) همانطوري كه عرض كردم چون يك افراط و تفريط هايي درباره قوانين مورد مطالعه در روابط بين المللي بوده و نمايندگان سياسي و حقوقي و احتراماتي كه نمايندگي براي خودشان قائل بودند اختلاف نظري بوده است قرارداد وين آن را اصلاح كرد و مجالس هم تصويب كرده اند و تصديق بفرمائيد در اينجا حتي قائل شده اند كه اگر ملتي از حقوق خودش و از حدود اختيارات خودش تجاوز بكند براي يك غرض سياسي فورا وزارت امور خارجه آن كشور بگويد بس است توقف كنيد اما اين اساس نامه نيست يعني اگر سفارتي كار داشت و ما هم اگر بودجه مان اعتبارمان اجازه بدهد ششصد نفر استاد و دانشمند فني و غيره بتوانيم بفرستيم به سفارت ايران در مسكو اين حق را داريم اما اين مسئله كه جناب آقاي رامبد اشاره فرمودند به افزايش تعداد نمايندگان بعضي از ملت ها كه اينجا هستند آقاي رامبد ما بايد يك ملتي باشيم كه آنقدر به وطن خودمان علاقمند باشيم كه هرگز يك فرد ايراني فكر خيانت به مملكت خودش درش رسوخ نكند در مخيله اش خطور ندهد هر كس در اينجا باشد ترسي نداريم ما يك مملكت پشت پرده آهنين نيستيم ما خوشمان مي آيد افراد زيادي از تمام مملكت دنيا بي آيند به ايران به صفت توريست به صفت نماينده سفارت و البته اگر ما توجهي خودمان به سياست ايران بكنيم هرگز به وطن خودمان خيانت نمي كنيم (صحيح است ) حرفي هم نداريم ايران اكنون در شاهراه بين المللي قرار گرفته و ما خوشبخت مي شويم كه مسائل مستور و پوشيده اي نداريم سياست ما سياست باز است و خود اعلي حضرت همايون شاهنشاهي هم در نطق ها سياستشان را مي گويند دولت ما هم مسائل سياسي اش را علنا مي گويد ما يك چيزهاي سري نداريم كه نماينده خارجي بيايد جرياني را بگويد ما يك ملتي هستيم صلح طلب و طرفدار حقوق بين المللي و به تمام ملل احترام مي گذاريم به شرط معامله متقابله و مادامي كه دولت ها به ما احترام مي گذارند (احسنت ) ديديد و تجربه هم شده ملت هاي بزرگ آمدند با ما بدرفتاري كردند ما هم مقابله به مثل كرديم ما هم محكم مثل كوه ايستاديم براي اينكه ملتي هستيم متكي به ايمان ونگراني نداريم كه اعضا فلان سفارت زياد است يا كم و در اين باره هم اين قرارداد به ما حق مي دهد كه دولت ما جلوگيري بكند از افزايش تعداد نمايندگاني كه به ايران مي آيند و در اين باره مي خواهم عرض كنم كه ما با تصويب اين قانون چيز تازه اي را تصويب نمي كنيم و با تصويب اين قانون وجدان ما راحت باشد.
    پاينده : اخطار نظامنامه اي دارم .
    دكتر عدل طباطبائي : كدام ماده
    پاينده : مربوط به مقام رياست است بنده حقيقتش اين مطلب مربوط به نظامنامه را در اين جا با ترديد تلقي كردم چون در موقع اخطار ماده نظامنامه بايد گفته شود بنده به نظرم آنچه بحث در اين موارد مي شود مورد دارد وبايد گفته شود خيلي دقيق از آقاي نخست وزير گله مي كنم كه چرا دير به دير به مجلس مي آيند كه مجلس ما جاني بگيرد و مباحثاتي بشود و مجلس ما گرم بشود ماده چهل و سه آئين نامه در وظايف كميسيون دادگستري مي گويد به نظر بنده اين لايحه به كميسيون دادگستري بايد برود ولي به كميسيون دادگستري ارجاع نشده بنده هم متاسفانه چون نبودم جز غائبين با اجازه يا بي اجازه بودم مي بينم كه فقط به كميسيون امور خارجه رفته در اين جا صحبت از مصونيت ها هست صحبت از مسائل حقوقي شده قسمت استخدامي دارد كه بايد برود به كميسيون استخدام توضيحات آن را در كليات اگر فرصت شد عرض مي كنم حالا در نظامنامه دارم صحبت مي كنم فقط درباره اخطار نظامنامه اي عرض مي كنم ظاهرا اين طور است كه وقتي در لايحه اي بحث مي شود بايد ديد كه بايد به كدام كميسيون ها رفته باشد بنده تصور مي كنم اگر مخاديم گرام توجه بفرمايند اين لايحه قطعا به كميسيون دادگستري بايد مي رفت و عنوان قانوني و عنوان مصونيت هايي كه به يك گروهي از اتباع ممالكت ديگر مي دهند اصطكاك با قوانين ممكلت دارد بنده تصور مي كنم در اين مطلب شايد دقت كافي نشده است استدعا مي كنم به عرض بنده توجه بفرمائيد قطعا بايد به كميسيون دادگستري برود و بعد به مجلس مي آمد و بحث شد اگر در ارجاع كميسيون ها دقت كافي شده و نقطه نظر خاصي هست توضيح بفرماييد كه بنده هم با فهم كند خودم بفهمم كه چرا يك لايحه به اين اهميت كه يك مقدار زياد مواد عمومي و جزائي و موارد بسيار ايجاد مصونيت جزائي و حقوقي دارد به تنها كميسيوني كه حق داشته است رسيدگي كند نرفته است (صحيح است ) بنده عرضي ندارم .