قسمت هجدهم
پنج شنبه 13 دي
امروز صبح خبر رسيد كه دختر حاجي ميرزا علي آقا قاضي
دايي والده من فوت كرده است . رفتم منزل مرحومه براي
تشييع
حاجي ميرزاعلي آقا با ميرزاكاظم آقا ميرفتاحي آنجا
بود. معلوم بود كه ميرزاكاظم آقا را كه همسايه حاجي ميرزا علي
آقا است
براي خواندن نماز آورده اند. بعد از مدتي جنازه را
حمل به قبرستان طوبائيه نمودند. براي مشيعين پنج شش
درشكه آورده بودند. من از آقاي حسن قاضي برادر مرحومه
اجازه خواسته
مراجعت نمودم . عصر رفتم به مجلس ترحيم
كه در مسجد اردبيلي ها منعقد بود. اتفاقا عيال سردار سطوت
هم فوت نموده بود. مجلس ترحيم در خانه سردار كه روبروي
همان مسجد است منعقد بود. بعضي ها كه با هر دو خانواده
آشنايي داشتند
به هر دو مجلس حاضر مي شدند. من نتوانستم
مجلس ترحيم عيال سردار بروم . چون وقت دير شده بود
آقاي
سردار سطوت محمد بهادري از اعيان و محترمين آذربايجان
هستند. محروم امير بهادر دايي ايشان بود
فعال وكيل اهر در
مجلس شوراي ملي ايران هستند. قبل از وكالت هم غالبا در
طهران زندگي مي كردند. برادر كوچكتر ايشان حاجي سطوت
السلطنه در تبريز اقامت داشت . وجهه و محبوبيت وي بيشتر از
برادر بزرگش بود. آدم متدين و خيرخواه بود و با وكالت
برادرش هم به عنوان اينكه خلاف شرع است
چندان موافق
نبود. با روحانيون خيلي مربوط بود. نسبت به چند نفر از ايشان
واقعا ارادت داشت . علما در كارهاي مشكل خودشان كه با
ادارات دولتي پيش مي آمد به وي رجوع مي كردند. تقريبا سه
ماه قبل ناگهان وفات نمود. فوت مشاراليه اسباب تاسف
عمومي گرديد. سه مجلس ترحيم براي آن مرحوم منعقد شد.
شايد در ميان اعيان اول كسي بود كه سه مجلس ترحيم متواليا
برايش منعقد شده باشد. سردار سطوت برادر بزرگتر ايشان بعد
از وفات مرحوم حاجي سطوت السلطنه آمدند به تبريز
مردم
به ديدن ايشان و تسليت مي رفتند; اما به مناسبت اينكه سردار
در طهران به گروه اقليت و توده ها ملحق شده بود و اسباب
ضعف دولت را فراهم آورده بود
در ميان محافل تجار و ملاكين
و علاقه مندان به اوضاع دولت قدري با سردي تلقي شد. حتي
بعضي ها عمدا از ديد مشاراليه امتناع نموده بودند. بعضي
بدگويي ها هم از مشاراليه مي شد. چند روز پيش به طهران
مراجعت نموده است . عيالش كه غالبا در تبريز اقامت داشت
در تبريز وفات نمود كه امروز مجلس ترحيم آن مرحومه منعقد
بود.
اعلاني كه براي مجلس ترحيم اين دو مرحومه به ديوارها
چسبانده بودند
هر دو به تركي بود. وقتي كه اعلان صبيه
حاجي ميرزاعلي آقا را مي خواندم
بي اختيار خنده ام گرفت .
اول مردم زير بار اعلان تركي نمي رفتند. يك اعلان ترحيم به
ديوار چسبانده بودند كه با قلم نوشته بودند. حالا حكم دولت
جديد در اين زمينه هم اجرا مي شود.
تابلوهاي مغازه ها را هم كه به فارسي بود برداشته اند. جاي
بعضي ها تابلوي تركي گذاشته ; بعضي ها در روي كاغذي
خودشان چيزي نوشته از پشت شيشه مغازه آويخته اند.
سركوچه ما مغازه خياطي اقدام كه گويا تابلويي به عبارت
دوزندگي اقدام داشت
حالا آن تابلو را برداشته در روي
كاغذي با خط نستعليق نوشته است « اقدامون درزي دكاني »
گويا اين تغيير دويم باشد. يك بار در زمان پهلوي خياط را به
دوزندگي تبديل نموده اند. حالا هم براي اينكه زبان آذربايجاني
باشد
درزي مي نويسند. تغيير عبارت هاي تابلو و ضديت با
زبان فارسي تنها مظهر عكس العمل رژيم پهلوي نيست بلكه در
جريانات فعلي
موارد بسياري را مي توان پيدا نمود كه هر يك
مظهر عكس العمل يكي از فشارهاي آن دوره است . از قبيل
تظاهرات مذهبي ورفتار مردم با روحانيون و برخوردشان با
ادارات و ولع مردم از بدگويي علمي و نوشتن معايب دستگاه
دولتي و مقامات عاليه در روزنامه ها و غير از آنها كه ثابت
مي كند كه همان طور كه گفته اند دنيا دار مكافات است
دار
عكس العمل هم هست .
در ميان مردم مشهور شده است كه ذوالفقاري از اشراف
زنجان با دمكرات ها طرف شده است . عده اي سوار بدور خود
جمع نموده و با دمكرات ها به زد و خورد مشغول است .
بعضي ها مي گويند كه زنجان را محاصره نموده است . صحت و
سقم اين جور اخبار را يقين نمودن فعلا خيلي مشكل است .
قدر مسلم آن است كه دولت آذربايجان در آن طرف
قافلانكوه مثل اين طرف آن
يعني آذربايجان بالمعني الاخص
قوي نيست
و افكار دموكراتيك و سوسياليستي در ميان
دهاتي هاي خمسه مثل دهاتي هاي آذربايجان رسوخ ننموده
است . اهالي خمسه مثل اهالي آذربايجان سفر دوست نيستند.
در شهرهاي ديگر چه داخله چه خارجه
آدم خيلي زنجاني
پيدا نمي كند
به خلاف آذربايجان كه در بسياري از شهرهاي
ايران به اهالي قسمت هاي مختلفه آذربايجان تصادف مي شود
كه متصدي همه گونه شغل هستند. از عرابه چي و دست فروشي
گرفته تا تجارت و صرافي .
از صد سال به اين طرف كه دولت روسيه در قفقاز بناي
آبادي و استخراج معادن گذاشته است
عده زيادي از اهالي
آذربايجان در مدت چهار نسل متماديا براي كاركردن به قفقازيه
و بلكه شهرهاي داخلي روسيه مهاجرت مي نمودند. اين
مهاجرت تا اوايل رژيم فعلي ادامه داشت ; بعد موقوف شد. تا
هشت سال قبل دولت روسيه تبعه ايران را از روسيه بيرون
نمود.
مهاجرين كه بعضي ها ساليان درازي بود در قفقاز اقامت
داشته و در آنجا پير شده بودند
به ايران آمدند و افكار جديده
سوسياليستي را كه قبل از انقلاب و بعد از انقلاب در آنجا ياد
گرفته بودند با خود به ايران همراه آوردند. بعضي ها به دهاتي كه
از آنجا مهاجرت نموده بودند
برگشتند و بعضي ها كه رشته
علايق با دهات مسقط راسشان منقطع شده
در شهرها زندگي
نمودند. همين ها هستند كه به اسم مهاجر
عمده طرفداران
نهضت فعلي آذربايجان هستند و جنبه معلمي و رهبري به ساير
دهاتيان و كارگران آذربايجان دارند. ظاهرا خمسه مهاجر كم
داشته باشد و خيلي از مهاجرها كه در آنجا ابراز فعاليت
مي نمايند
از مهاجرين آذربايجان باشند كه بعد از مراجعت از
روسيه آنجا اقامت اختيار نموده اند. چنانچه خيلي ها در طهران
و قزوين و رشت مقيم شده اند.
تقريبا سي و سه سال قبل هم زنجان با سلاح در مقابل
آذربايجان مقاومت نمود. حاجي شجاع الدوله كه با مساعدت
روس ها حاكم آذربايجان شده بود و داعيه استقلال هم داشت
يك عده قشون براي تسخير زنجان فرستاد. جهانشاه خان
ملقب به امير افشار با سواران خود از قشون حاجي
شجاع الدوله جلوگيري نمودو و حاجي شجاع الدوله به الحاق
خمسه بر آذربايجان موفق نشد. يكي از سركرده هاي قشون
شجاع الدوله حاجي اسماعيل خان سرابي امير كرمان بود كه
بعدها خودش هم ياغي شد و قواي دولتي كه به سركوبي او
مامور شده بود
وي را با برادرش دستگير و اعدام
نمود.
راديوي طهران نطق طوسي را كه از مخالفين دولت است
نقل نمود. ازجمله گفته است كه حالا كه آقاي حكيمي نتوانسته
امور را اصلاح نمايند
به كنار بروند. روزنامه تايمز لندن نوشته
است كه اشكالات ايران از آنجا ناشي است كه حكومت
مقتدري روي كار نمي آيد. اگر يك هيئت از طرف سه دولت در
ايران تحقيقات نموده و نظر خود را به دولت ايران درباره
اصلاحات لازمه توصيه نمايند
هم به نفع ايران و هم به نفع
خود دول خواهد بود. روزنامه ديلي بيل هم مسئوليت حوادث
اخير ايران را به گردن روسيه حمل مي كند و طرز رفتار روس ها
را
به رفتار آلمانها درباره دول صغيره در سالهاي قبل از جنگ
تشبيه مي نمايد كه همان طور بر عليه ايران جنگ اعصاب
مي نمايد.

|