روزنامه جمهوري اسلامي 07/08/1382 صفحه حوزه

  • با رهروان علم و دانش (2 )
    استقامت رمز موفقيت

  • سروش بيداري
  • ما و رمضان
  • *****
    با رهروان علم و دانش (2 )
    استقامت رمز موفقيت


  • موفقيت در هر كار و برنامه اي نيازمند تلاش فراوان و جديت و پشتكار مداوم است . موفقيت در برنامه هاي علمي نيز از اين امر مستثنا نبوده و رسيدن به مراحل كمال و درجات عالي و سعادت نيازمند جديت و استقامت در راه تحصيل علم و دانش و ثبات قدم است .
    صبر و شكيبايي و بردباري از شيوه مردان بزرگ و موفق جهان است . اگر در تاريخ گذشته جهان نام عالمان و دانشمندان موفقي به ثبت رسيده است كه به مدارج علمي و ابداعات و اختراعات بزرگ رسيده اند با پشتكار و استقامت آنها در راه كسب دانش حاصل شده است . البته موفقيت ها همواره يكنواخت و يكسان نبوده است . دير و زود دارد ولي موفقيت حتمي است و هرگز نبايد انتظار داشت كه در همه كارها يكنواخت و يكسان و در يك زمان مشخص موفق شويم .
    يكي از فلاسفه انگلستان عقيده داشت كه هيچ كس در انجام كاري ناتوان نيست . وي روزي با يك اسب سوار ماهر همسفر شد در اثنا راه به ديوار كوتاهي رسيدند . سوار كار ماهر با يك ضربه بر اسب از بالاي ديوار پريد. فيلسوف مزبور خواست همان كار را انجام دهد ولي موفق نشد و از اسب به زمين افتاد . از زمين برخاست و دو مرتبه اسب را زد تا از روي ديوار به آن سو بپرد لكن دوباره از روي اسب افتاد. بار سوم بر اثر سعي و ثبات به موفقيت رسيد1.
    علامه طباطبايي كه مراحل عالي علم و كمال را طي كرد و به درجات عالي رسيد و در علوم مختلف علمي و نقلي و تفسير موفقيتهاي بسياري به دست آورد و تفسير گرانسنگ و بي نظير الميزان را در 20 جلد به رشته تحرير درآورد و تحول بزرگي را در عرصه تفسير قرآن پديد آورد در ابتداي تحصيل موفقيت و پيشرفتي نداشت ولي با استقامت و تلاش موفق گرديد چنان كه استاد حاج شيخ صدرالدين حائري شيرازي مي گويد : « در گذشته شنيده بودم كه مرحوم علامه طباطبايي (قد) عملي داشته كه پس از انجام آن عمل خداوند به او عنايتي فرموده كه ديگر هيچ مطلبي برايشان مجهول نمانده . اين مساله براي من مهم بود منتظر فرصت بودم كه از زبان علامه بشنوم تا اينكه با خانواده به شيراز تشريف آورد و بر ما وارد شدند شبي پس از نماز مغرب و عشا من اين مطلب را از ايشان سئوال كردم فرمود : در ابتداي تحصيلم در تبريز سيوطي مي خواندم روزي استاد مرا امتحان كرد من در امتحان رفوزه شدم و از عهده امتحان برنيامدم استاد به من فرمود : وقت خود و وقت مرا تضييع كردي ! اين تعبير براي من بسيار سنگين بود ديگر نتوانستم در شهر بمانم از شهر خارج شدم و به كناري رفتم جائي كه خالي از اغيار بود به عملي مشغول شدم ـ نفرمود چه عملي ـ پس از اتمام آن عمل خداوند عنايتي فرمود. عرض كردم : شنيده ام كه بعد از اين عمل با هر مطلب مشكلي كه مواجه شده ايد حل شده و مشكلي نداشته ايد فرمود : بحمدالله تا حال خداوند متعال چنين عنايتي فرموده 2.
    مي گويند : جرج استفن مهندسي كه معروف به « پدر راه آهنها » گرديد در كسب دانش به كندي پيش مي رفت ولي اولين لوكوموتيو جهان به دست او ساخته شد و نخستين قطار مسافربري را او در سال 1825 ميلادي به راه انداخت .
    ابوجعرانه يكي از دانشمندان و علماي بزرگ اسلامي است كه به ثبات و استقامت معروف است وي كه درس استقامت را از يك حشره به نام جعرانه فرا گرفته مي گويد : در مسجد جامع دمشق كنار ستون صافي نشسته بودم كه ديدم اين حشره قصد دارد روي آن سنگ صاف بالا برود و بالاي ستون كنار چراغي بنشيند. من از اول شب تا نزديكيهاي صبح در كنار آن ستون نشسته بودم و در بالا رفتن اين جانور دقت كردم . ديدم 700 بار از روي زمين تا ميانه ستون بالا رفت و در اثنا شكست خورده به روي زمين افتاد زيرا آن ستون صاف بود و پاي او روي آن قرار نمي گرفت و در وسط مي لغزيد. از تصميم و اراده آهنين اين حشره فوق العاده در تعجب فروماندم . برخاستم وضو ساختم و نماز خواندم . بعد نگاهي به آن حشره كردم و ديدم بر اثر استقامت شاهد مقصود را در آغوش كشيده و كنار آن چراغ نشسته است .
    پافشاري و استقامت ميخ
    سزد از عبرت بشر گردد
    بر سرش هر چه بيشتر كوبي
    پافشاريش بيشتر گردد3.
    يكي از دوستان كارلايل جلد اول تاريخ فرانسه را از وي به امانت گرفت اين تنها نسخه كتاب در خانه دوست وي بر اثر اشتباه خدمتگزار خانه طعمه آتش گرديد و از بين رفت . ولي او با صبر و استقامت كامل تمام كتاب را دوباره نوشت .
    سكاكي يكي از دانشمندان قرن هفتم و از نوابغ ادبيات عرب است . وي در سي سالگي تحصيل را آغاز كرد. با اينكه آموزگار او از موفقيت وي مايوس بود ولي با شور و پشتكار عجيبي مشغول تحصيل شد. معلم براي درك هوش و زمينه فهم وي مساله ساده اي طرح كرد و آن يك مساله از فقه شافعي بود كه « پوست سگ با دباغي پاك مي شود. » سكاكي آن را زياد تكرار كرد و با شور و شوق آماده درس پس دادن بود. فرداي آن روز معلم در ميان انبوهي از شاگردان از سكاكي پرسيد كه مساله ديروز چه بود سكاكي ناگهان گفت : « سگ گفت پوست استاد با دباغي پاك مي شود » در اين لحظه صداي خنده شاگردان و معلم بلند شد. ولي روح آن نوآموز سالمند به اندازه اي توانا بود كه از اين عدم موفقيت در امتحان شكست نخورده و ده سال تمام در اين راه گام زد. ولي به علت بالا بودن سن تحصيل او رضايتبخش نبود.
    روزي براي حفظ درس به صحرا رفته و اثر ريزش باران را روي صخره اي مشاهده كرد. او از ديدن اين منظره پند گرفت و گفت : « هرگز دل و روح من سختتر از اين سنگ نيست . اگر قطرات دانش بسان آب باران در دل من ريزش كند به طور مسلم اثر نيكويي در روان من خواهد گذارد. او به شهر بازگشت و با شور زائدالوصفي مشغول تحصيل شد و بر اثر استقامت و پشتكار يكي از نوابغ ادبيات عرب گرديد. وي كتابي در علوم عربي تاليف كرد كه مدتها محور تدريس در دانشكده هاي اسلامي بود4.
    دموستن از سخنوران بزرگ آمريكاست . او در فن خطابه بارها شكست خورد و زبانش مي گرفت . براي تكميل فن خطابه در زير زمين به تمرين پرداخت . گاهي با تراشيدن نصف سر و صورت قيافه خنده آوري پيدا مي كرد و بدين وسيله مجبور مي شد ماهها درخانه بماند و مشغول تمرين خطابه گردد. تا اينكه در اثر تلاش و پشتكار موفقيت بدست آورد5.
    ملك الشعراي بهار داستان چشمه ساري را كه از كوهساران سرازير مي شود و در مسير با موانع و صخره هاي زيادي برمي خورد را به نظم درآورده كه براي انسان دوستدار دانش مي تواند درس آموز باشد و موانع و مشكلات را در برابرش آسان گرداند.
    جدا شد يكي چشمه از كوهسار
    به ره گشت ناگه به سنگي دچار
    به نرمي چنين گفت با سنگ سخت
    كرم كرده راهي ده اي نيكبخت
    ولي سنگ چون خود گران بود سر
    زدش سيلي و گفت دور اي پسر
    نجنبيدم از سيل دريا گراي
    كه اي تو كه پيش تو جنبم زجاي
    نشد چشمه از پاسخ سنگ سرد
    به كندن در استاد و ابرام كرد
    بسي كند وكاويد و كوشش نمود
    كزين سنگ خارا رهي برگشود
    زكوشش به هر چيز خواهي رسي
    به هر چيز خواهي كماهي رسي
    بنابراين براي رسيدن به هدف و كسب موفقيت بايد استقامت نمود و پشتكار داشت كه در اينصورت موانع و مشكلات مغلوب انسان شده و پيروزي و نيل به هدف حاصل خواهد شد.
    ــــــــ
    .1 رمز پيروزي مردان بزرگ جعفر سبحاني ص .42
    .2 مجله نورعلم دوره سوم ش 9 ص .54
    .3 رمز پيروزي ص 38 ـ .39
    4 ـ روضات الجنات . ص 747 نقل از زينه المجالس .
    .5 رمز پيروزي ص 39
    صبر و شكيبايي و بردباري از شيوه مردان بزرگ و موفق جهان است . اگر در تاريخ گذشته جهان نام عالمان و دانشمندان موفق به ثبت رسيده است كه به مدارج علمي و ابداعات و اختراعات بزرگ رسيده اند با پشتكار و استقامت آنها در راه كسب دانش حاصل شده است .
    علامه طباطبايي كه مراحل عالي علم وكمال را طي كرد و به درجات عالي رسيد و در علوم مختلف عقلي و نقلي و تفسير موفقيتهاي بسياري به دست آورد در ابتداي تحصيل موفقيت و پيشرفتي نداشت ولي با استقامت و تلاش موفق گرديد.

  • *****
    سروش بيداري


  • امام خميني :
    اگر علوم اسلامي مرداني متخصص نداشت تاكنون آثار ديانت محو شده بود و اگر پس از اين نداشته باشد اين سد عظيم مقابل اجانب منهدم مي شود و راه براي استثمارگران هرچه بيشتر باز مي شود و اگر دانشگاهها خالي از مرداني دانشمند و متخصص شوند. اجانب منفعت طلب چون سرطان در تمام كشور ريشه دوانده و زمام امور اقتصادي و علمي ما را به دست مي گيرند و سرپرستي مي كنند.
    صحيفه امام ج 3 ص 326

  • *****
    ما و رمضان


  • در آخرين جمعه ماه شعبان يكي از سال ها پيامبر مكرم اسلام (ص ) با خطابه اي شيوا مردمان را به اهميت و جايگاه ماه عظيم رمضان متوجه ساخت . شايسته است ما نيز در اين ماه ميهماني خدا بر فرازهايي از اين سخنان زيباي پيامبر كه به خطبه شعبانيه شهرت يافته است نظري بيفكنيم ودل و جان را در زلال جاري اش شستشو دهيم .
    ايهاالناس انه قد اقبل اليكم شهرالله بالبركه والرحمه والمغفره « اي مردم ! ماه خدا با بركت و رحمت و مغفرت به شما رو كرده است » چه دلنشين خطابي است وقتي مي شنوي كه مي گويند اي مردم ! يعني همه ما ماه خدا به سوي همه ما مي آيد. اين ماه مخصوص پرهيزگاران و پارسايان نيست به رنگ و نژاد و مقام و منصب كسي كاري ندارد. ميهماني عمومي خداست خواني است گسترده از شرق تا غرب از شمال تا جنوب عالم خواني گسترده براي همه كوچك و بزرگ مرد و زن سياه و سفيد و هر كه در عنوان آدمي مي گنجد. و شايد همين نكته رمز و راز اين خطاب باشد كه مي گويد : اي مردم ! راستي ميزبان اين ميهماني نه تنها دست رد بر سينه ميهمانان خطا كارش نمي زند كه شادماني اش از ديدن چهره آنان در كنار سفره خويش دوچندان مي شود.
    « مردم ! ماه خدا به سوي شما مي آيد » ماه خدا و تو با خود مي گويي مگر ديگر ماه ها از آن كه اند كه اين گونه رمضان را ماه خدا ناميده اند درست مي گويي تمامي ماه ها و روزها و سال ها از آن اويند اما اين سخن گوياي آن است كه حضرت دوست حسابي ديگر براي اين ماه گشوده است . او در اين ماه با رحمت بي پايانش به مردمان رو مي كند با بركت با مغفرت و مهر با آغوشي گشاده با دستاني منتظر و با انتظاري توصيف نشدني و اين آدمي است كه اگر فرصت را درنيابد چه بسيار چه بي انتها و چه تلخ زيان كرده است .
    « ماه خدا به سوي شما رو مي آورد » اگر تو گريز پا و فراري هستي اگر تو در چند و چون اين روز مرگي هميشگي از رو كردن به او غافل شده اي و اگر در پيچ و خم كوچه پس كوچه هاي زندگي در فراموشي از او فرو غلتيده اي و يادي از او كه هميشه به ياد توست نمي كني اين ماه خداست كه به سوي تو مي آيد. ماه خدا مي آيد و دستان خسته دلت را مي گيرد زانوان بي رمق جانت را استوار مي كند در جانت فروغ مهر را مي نشاند و در چشمانت برق اميد را مي درخشاند ماه خدا مي آيد تا « من » خسته ات را برانگيزاند تواني نو ببخشد مقصود را نشانش دهد توشه در كوله بارش بگذارد پايش را در راه بنهد و خود در پايان اين راه پرپيچ و خم به انتظارش بنشيند « ماه خدا به تو رو كرده است »
    شهر هو عندالله افضل الشهور و ايامه افضل الايام و لياليه افضل الليالي و ساعاته افضل الساعات . « رمضان در نزد خدا بهترين ماه است روزهايش بهترين روزها شبهايش پرفروغ ترين شبها و لحظه هايش برترين لحظات اند » و تويي كه به ميهماني دعوت شده اي برترين مخلوقاتي گل سرسبد آفرينش « انسان » حتي تصورش هم آدمي را به وجد مي آورد بهترين مخلوقات خدا در بهترين ماه در بهترين روزها و شب ها در بهترين لحظه ها و ثانيه ها بر سر بهترين سفره خلقت كه بهترين ميزبان گسترده است نشسته است . چه دلنشين اين همه زيبايي در هم تنيده اند و چه فرخنده حاصلي مي دهد اين همنشيني بهترينان . و اينجاست كه نداي الاهي پيامبر(ص ) مي گويد : انفاسكم فيه تسبيح و نومكم فيه عباده و عملكم فيه مقبول و دعاوكم فيه مستجاب » هر نفس شما تسبيح خداست چون به خواب مي رويد ثواب عبادت مي بريد و چون به طاعت بر مي خيزيد بي گمان عبادتتان پذيرفته شده است و آن گاه كه از او چيزي بخواهيد خواسته شما برآورده است . مگر آدمي بيش از اين چه مي خواهد. آيا اين جملات مجالي براي نااميدي و دلسردي بنده باز مي گذارد آيا خدا با آن عنايت بي كرانش نمي تواند خواسته هاي اين جهاني و آن جهاني بنده را برآورده كند چه حقير است آنكه چنين بينديشد و چه غافل است آن كه اين همه لطف را ناديده بگيرد.
    خدا همه زمينه هاي بازگشت را براي بنده سرگشته مهيا كرده است . اما اين بنده است كه خود سد راه بهروزي و بهكامي خويش مي شود فان الشقي من حرم غفران الله في هذا الشهر » تيره روز و سياه بخت كسي است كه از بخشش خداوند در اين ماه محروم بماند »
    برخيز! برخيز و طرحي نو درافكن ! برخيز و فرصت ناب اين ميهماني باشكوه را درياب ! برخيز و پا در راه بگذار برخيز و نشان بده كه تو نيز بي صبرانه مشتاق اين ميهماني بوده اي ! كاهلي محروميت از رحمت است . تعلل حسرتي هميشگي در پي دارد و ترديد با نامرادي و ناكامي همراه است . چشمانت را خوب بگشا. اما اين بار به بيرون وجودت نگاه نكن . بيرون را بسيار ديده اي و همين زرق و برق بيرون تو را از درون از عالم بي انتهاي وجودت غافل كرده است . چشمان دلت را خوب بگشا! چرا با لحظه لحظه رمضان هم سخن نمي شوي چرا با زلال جاري صفايش لبان خشكيده دلت را طراوت نمي بخشي چرا در خلسه مستانه سحرهايش روح خود را غرفه نمي كني ! چرا دست در دامن مناجات هايش نمي افكني و چرا و چرا. واذكروا بجوعكم و عطشكم فيه جوع يوم القيامه و عطشه . « چون در اين ماه طعم گرسنگي و تشنگي را چشيدي گرسنگي و تشنگي روز قيامت را به ياد بياور. » روزي كه سايباني جز سايبان مهرالاهي يافت نمي شود و جز آن كه او بخواهد از طعام بهره اي نمي برد. آن كه امروز بيش از ديگران گرفتار شكم باشد فرداي قيامت از همه گرسنه تر خواهد بود و آن كه امروز در بهره مندي از لذات ظاهري دنيا آزادترين است . فردا گرفتارترين خواهد بود. اكنون كه در اين ميهماني با اختيار خود لب از طعام و آب فرو بسته اي ياد آنان باش كه عمري ناخواسته در كمند گرسنگي دست و پا مي زنند و تصدقوا علي فقراكم . « به كمك نيازمندان بشتابيد »
    واحفظوا السنتكم و غضوا عمالا يحل النظر اليه ابصاركم و عمالا يحل الاستماع اليه اسماعكم .
    « زبانتان را مراقب باشيد از آنچه ديدنش روا نيست چشم بپوشيد و آنچه را اجازه شنيدن نداده اند نشويد » به درگاه بي نيازش دست نياز برداريم و بگويم بار خدايا! زبانمان ما را به ورطه هلاكت كشانده نه از غيبت هراسي دارد و نه از تهمت ترديدي . خود نيز از آنچه زبانمان مي گويد به ستوه آمده ايم . اين زبان با عطر دعا و مناجات خود را معطر نمي كند و از نجواهاي عاشقانه در نيمه شب هاي نوراني اين ماه بي بهره است . ديدگانمان در گيرودار كوچه و بازار به همه سو مي دود و همه چيز را مي نگرد و هرزه به دنبال آنچه نبايد ببيند خود را آلوده مي كند. نديدني ها را مي بيند و از ديدن ديدني ها بي نصيب مي ماند و گوشم هيچ حد و مرزي براي خود قايل نيست و ديگر با شنيدن هيچ آهنگي در خود احساس گناه نمي كند و از ياد برده است كه بسياري از اين صداها ناشنيدني اند.
    راستي آن روز كه زبانم به بيان آنچه در دنيا گفته گويا مي شود. آن روز كه چشم به توصيف ديدهايش زبان مي گشايد آن روز كه گوشم از شنيده هايش سخن مي گويد دستم از آنچه انجام داده خبر مي دهد پايم راهي كه پيموده فاش مي سازد و همه اعضا و جوارحم به آنچه كرده اند گويا مي شوند و من مجالي براي انكار اقرارهايشان نمي يابيم آيا حسرت اين فرصت هاي طلايي را نخواهم خورد آيا نادم نخواهم بود كه چرا رمضان را ماه خوب خدا را ماه مهرباني حضرت دوست را همانند ديگر ماه ها گذراندم . ماهي كه مشتاقانه به من رو كرده بود اما من ناسپاسانه از كنارش گذشتم افسوس و صد افسوس !
    اميرجوان آراسته