روزنامه جمهوري اسلامي 07/08/1382 صفحه عقيدتي

  • مجادله و لجاجت
  • منادي تشكيل « ممالك متحده اسلامي »
  • *****
    مجادله و لجاجت


  • قال علي عليه السلام : من ضن بعرضه فليدع المرا.
    علي عليه السلام فرموده : كسيكه به عرض و شرف خود علاقه دارد و نمي خواهد آبرو و احترام خويش را از دست بدهد بايد مرا و خصومت را ترك گويد.
    عن علي عليه السلام قال : اذا عاتبت الحدث فاترك له موضعا من ذنبه لئلا يحمله الاخراج علي المكابره .
    علي عليه السلام فرموده : موقعي كه جوان نو رسي را بسبب گناهاني كه مرتكب شده است نكوهش مي كني مراقب باش كه قسمتي از لغزشهايش را ناديده انگاري و از تمام جهات مورد اعتراض و توبيخش قرار ندهي تا جوان به عكس العمل وادار نشود و نخواهد از راه عناد و لجاج بر شما پيروز گردد.
    وعنه عليه السلام : لاتشار من فوقك و لاتسخر بمن هو دونك .
    و نيز امام صادق عليه السلام بعبدالله بن جندب فرموده است : با كساني كه از تو بالاترند ستيزه مكن و كساني را كه از تو پائين ترند مورد استهزا و تمسخر قرار مده .
    قال علي عليه السلام : اللجاج يفسد الراي .
    علي عليه السلام فرموده است : پا فشاريهاي لجوجانه راي آدمي را فاسد ميكند و انسان را به اظهار نظرهاي غير واقعي واميدارد.
    قال علي عليه السلام : اللجاج اكثر الاشيا مضره في العاجل و الاجل .
    علي عليه السلام فرموده : ضرر زود رس و ديررس لجاجت و خودسري از زيان هر چيزي زيادتر است .
    عن ابيعبد الله عليه السلام قال : لاتمارين حليما و لاسفيها

    فان الحليم يقليك و السفيه يوديك .
    امام صادق عليه السلام فرموده : نه با بردبار دانا مرا و جدال كن و نه با سفيه نادان چه انسان بردبار كينه شما را در دل مي گيرد و سفيه نادان به آزارت دست مي زند. (الحديث ج 1 )

  • *****
    منادي تشكيل « ممالك متحده اسلامي »




  • به مناسبت سالروز رحلت آيت الله سيدعبدالله بلادي بوشهري
    از روز سوم تا نهم آبان 1331 هجري شمسي فضاي شهرهاي جنوبي ايران به ويژه بوشهر آكنده از اندوه و عزا و لبريز از ناله و غوغا بود زيرا عالم بزرگي كه در همه حوادث ملجا و پناه مردم جنوب ايران محسوب مي شد و مظهر ستيز با دشمنان دين و ميهن بود به لقا حق شتافته بود. اين عالم بزرگ آيت الله سيدعبدالله بلادي بهبهاني بوشهري نام داشت . گرچه مردم جنوب ايران به ويژه مومنان بوشهر تا سال ها به دليل رحلت عالم بزرگ شهر خود اندوهناك بودند ولي از روز سوم تا نهم آبان يعني از روز اول تا روز هفتم رحلت آيت الله بلادي كاملا به عزاداري اشتغال داشتند و با تعطيل كردن شهر در مساجد جمع مي شدند و در سوگ اين عالم بزرگ مي گريستند و سينه زني مي كردند.
    آيت الله سيدعبدالله بلادي ملقب به مجتهد بلادي كه نسبش با بيست ودو واسطه به امام كاظم عليه السلام مي رسد در سال 1291 هـ ق در يكي از خاندان هاي اهل دين و علم در نجف اشرف ديده به جهان گشود. او پس از گذراندن دهه اول عمر خود همراه پدرش عازم بوشهر شد و تحصيلاتش را در اين شهر نزد علماي بوشهر ادامه داد. آيت الله بلادي همزمان با تحصيل علوم ديني فراگيري دانش رياضي نجوم طب زبان انگليسي و... را نيز آغاز كرد و در اين زمينه ها تبحر چشمگير به دست آورد. در يكي از سال هايي كه آيت الله بلادي در بوشهر به سر مي برد سيدجمال الدين اسدآبادي به بوشهر رفت و با پدر آيت الله بلادي ديدار كرد. اين ديدار سبب شد آيت الله بلادي كه در آن زمان جوان بود با انديشه هاي سيدجمال الدين اسدآبادي آشنا شود و به فكر ستيز با استعمار استبداد و عوامل مخرب دين و ميهن برآيد.
    آيت الله بلادي پس از مدتي اقامت در بوشهر بار ديگر به نجف اشرف بازگشت تا به تحصيلات خود ادامه دهد. آيت الله بلادي اين بار بيش از سه سال در نجف اشرف نماند و در سال 1314 به بوشهر بازگشت . او تا سال 1319 هـ ق در بوشهر و شيراز نزد عالمان اين دو شهر به فراگيري دانش ادامه داد و در سال مذكور جهت تكميل تحصيلات بار ديگر رهسپار نجف اشرف شد. آيت الله بلادي در نجف اشرف از محضر بزرگاني مثل آيت الله العظمي آخوند ملامحمد كاظم خراساني آيت الله العظمي سيدمحمدكاظم يزدي آيت الله شريعت اصفهاني و... بهره برد و به مدارج عالي اجتهاد رسيد.
    آيت الله بلادي به موازات تحصيل علوم ديني و تحصيل اجازه اجتهاد و اجازه روايت از علما و محدثان بزرگ در راه تحصيل دانش هايي مثل طب رياضيات هندسه نجوم دانش سياسي و فراگيري زبان هاي بيگانه تلاش مي كرد به طوري كه وي با زبان هاي لاتين و عبري و خطوط ميخي كوفي و... كاملا آشنايي داشت .
    آيت الله بلادي عالمي بود كه سياست را با ديانت به هم آميخته بود و در عرصه سياسي فعاليت كامل داشت . به همين دليل او در نهضت مشروطه شركت كرد و مثل استادش آخوند خراساني درصدد برآمد يك نهضت ديني را عليه بيدادگري هاي قاجاريه به راه اندازد و با تكيه بر ارزش ها و اصول تعاليم دين حكومت و نظامي را پايه ريزي كند كه ضامن پيشرفت كشور و بهبودي همه جانبه اوضاع مردم در چهار چوب مباني دين اسلام شود. اما متاسفانه تلاش آيت الله بلادي و علماي ديگر به دليل رخنه غرب زدگان در نهضت مشروطه و منحرف كردن آن نتيجه مطلوبي ندارد و اين نهضت بعد از پانزده سال با قدرت گرفتن رضاخان همزمان شد و اوضاع بسيار بدتر از گذشته گرديد. آيت الله بلادي كه از مشاركت در نهضت مشروطه اهداف عالي و ديني داشت نتوانست حكومت استبدادي رضاخان را تحمل كند و با آن به مبارزه پرداخت . آيت الله بلادي علاوه بر مبارزه سياسي با رضاخان در اين باره به مبارزه فرهنگي نيز دست زد. به عنوان مثال هنگامي كه توطئه اسلام زدايي و حمله به روحانيت و تهاجم به ارزش هاي ديني توسط رضاخان آغاز شد او كتاب هايي در اين زمينه نوشت و به مناسبت هاي مختلف سخنراني هايي ارائه نمود. بالاخره او به هر طريقي كه مي توانست با سياست هاي رضاخان به مبارزه پرداخت .
    اساسا آيت الله بلادي عالمي است كه زمينه هاي فعاليت او بسيار گسترده است و تشريح همه زمينه هاي فعاليت اين عالم بزرگ فراتر از آن مي باشد كه درا ين مجال به آن پرداخته شود. بنابر اين فقط به عناوين فعاليت وي اشاره مي كنيم و سپس مختصري درباره مبارزات و ديدگاه هاي ايشان پيرامون استكبار و استعمار غرب و لزوم مبارزه با آن سخن مي گوييم . گرچه آيت الله بلادي عملا نيز در عرصه سياست مبارزه با استعمار غرب و عوامل آن تعليم و تربيت روشنگري تدريس و تربيت دانشمندان علوم ديني اصلاح امور فرهنگي مبارزه با مستبدان و دين ستيزان و... بسيار فعال بود و به همين دليل پيوسته از سوي دشمنان دين و استعمارگران تحت آزار و فشار بود ولي مروري گذرا بر آثار فراوان او كه بيش از هشتاد عنوان است با بخش هايي از فعاليت اين عالم بزرگ آشنا مي شويم . علاوه بر اين اعلاميه ها نامه ها و بيانيه هاي او كه در زمان هاي حساس و مقاطع مختلف نوشته و صادر مي شد نيز گواهي بر فعاليت هاي گسترده و بسيار شورانگيز و متعهدانه ايشان است .
    آيت الله بلادي چندين كتاب و رساله در زمينه تاريخ معاصر و سياست دارد. كتاب هايي مثل : تشجيع دليران يا نهضت ايران مقامع حديديازاجرقوم جديد لايحه جهاديه علاج عاجل در قضيه تخريب بقيع كتاب الابرار سوانح و لوايح ايقاظ الجبب في مظالم الصليب و...
    آيت الله بلادي كتاب هايي نيز درباره تاريخ اسلام و تمدن اسلامي دارد. كتاب هايي مثل كشف الاسرار مظهرالانوار كهف الحصين مقالات عشر نوادر المآثر و مصادرالمفاخر و...
    كتاب هاي ذيل بيان گر فعاليت آيت الله بلادي در زمينه اصول عقايد اسلام و مسائل عقيدتي است . مختصر مفيد در شواهد توحيد ردودسته در 6 جلد كه عقايد ابن تيميه در آن رد شده است روح النور في معرفه رب الغفور مسائل اربع سحاب اللئالي و....
    كتاب هاي تذكره الالباب الغيث الزابد الغصن الثالث و... نشان دهنده تبحر آيت الله بلادي در علم انساب مي باشد.
    در زمينه حديث و روايت آثار آيت الله بلادي چنين است : محفظه الانوار سراج الصراط الشمس الطالعه و... نام برخي آثار اخلاقي آيت الله بلادي عبارت است از : منظومه طريق العشاق كشكول الاشعار رساله حب الله عناوين المواعظ سلوه الحزين و...
    پيرامون احكام و حقوق اسلامي از آيت الله بلادي آثار زير به يادگارمانده است : راحله الجنان فصول خمسه ملاك القضا و ضيا المستضيئين . خطب اربع توضيح المارب تعليم الاطفال و آثار متعدد ديگر.
    آيت الله بلاد پيرامون دفاع از حجاب و مقابله با كساني كه با حجاب مبارزه مي كردند و همچنين مبارزه با سياست هاي ضدحجاب رضاخان آثار زير را تحرير كرد : الماثورمن الدين في تخدير نسا المسلمين وجوب با برهان در تحجب زنان سدول الجلباب في وجوب الحجاب رساله جوابيه در وجوب حجاب و...
    بالاخره از آيت الله بلادي پيرامون مسائل پزشكي و نجومي آثار زير باقي مانده است : تذكره اللبيب فوائد موائد در اطعمه و اشربه آيات تكوين در سه جلد البصرالحديد في الهيئه الجديد نجميه مثلثه مقدمه الهيئه رساله جواديه اجويه در مسائل كونيه البصر الحديد في الهيئه و...
    خلاصه اين كه گستردگي آثار آيت الله بلادي گواه روشني بر گستردگي زمينه فعاليت علمي و فرهنگي و سياسي او مي باشد.
    همان طور كه اشاره شد كارنامه آيت الله بلادي در زمينه مبارزه دائم و پيوسته با استكبار و استعمار غرب نيز بسيار درخشان است . در روزگار آيت الله بلادي امپراتوري روس و انگليس (به ويژه انگليس ) نمونه برجسته استكبار و استعمار در سطح جهان به ويژه در خاورميانه و سرزمين هاي اسلامي بودند. آيت الله بلادي در مبارزه با استعمار انگليس با رئيس علي دلواري همراهي داشت . وي در اين مبارزه چنان جدي بود كه انگليسي ها تصميم گرفتند اين عالم مبارز را به شهادت برسانند. آيت الله بلادي در مراحلي از مبارزه با انگليس فتواي جهاد صادر كرد و چنين نوشت : دولت جبار و ستمگر انگليس قصد حمله به خاك ما را دارد بر ما واجب است كه از خاك خود دفاع كنيم .
    آيت الله بلادي ضمن مبارزات فردي و مستقل با استعمار انگليس با هر كسي هم كه به طور واقعي و صادقانه در اين راه گام برمي داشت هماهنگي و همكاري مي كرد. وي همچنان كه با رئيس علي دلواري ياوري مي نمود با آيت الله سيد عبدالحسين لاري نيز همگام بود و تلاش گسترده اي مي كرد تا مردم به هواداري از سيد عبدالحسين لاري برانگيزد.
    آيت الله بلادي به هر وسيله اي كه مي توانست عليه استعمار انگليس مبارزه مي كرد. محله اي كه او در آن ساكن بود كانون پرشور مبارزه عليه انگليس محسوب مي شد. سخنراني در منابر و مساجد صدور اعلاميه و بيانيه فرستادن نامه و تلگراف به نقاط مختلف ايران (به ويژه به مراجع و علماي قم و عراق ) و.... از راههايي بود كه آيت الله بلادي در جهت مبارزه با استعمار انگليس برگزيد.
    آيت الله بلادي كه مبارزه عليه انگليس را يك تكليف ديني مي دانست درباره روشهاي مبارزاتي خود چنين مي گويد : احقر هم برحسب تكليف ديني خود از بدو ورود به بوشهر و عودت از نجف اشرف چون اين دخالت (دخالت انگليس ) من غيرالحق را و دخالت مسلمه را در شهر مهم ايران (بوشهر) مي ديدم به قدر امكان مشغول به نطق بر منابر و خطابات در محافل و تلگرافات به مركز دولت و ملت و خطوط (نامه ) به عراق و علما مي نمودم . اين معني بيشتر اسباب عداوت آنان (انگليسي ها) و اتباعشان (عوامل و مزدوران انگليس ) با احقر گرديد.
    آيت الله بلادي در جاي ديگر مبارزه اش با استكبار غرب را نتيجه عشق به ديانت عشق به انجام تكليف ديني و حفظ نواميس و كيان مسلمانان حب وطن و... مي داند و مي گويد : روزي در حالي كه با يك عالم حزن و اندوه در خانه خود نشسته بودم هر لحظه با خود فكر مي كردم كه آخر كار ايران و مسلمانان (در جنگ اول جهاني ) به كجا خواهد كشيد.... امروز مي شنوم قشون انگليس با توپ و تفنگ رفته بر سر طايفه اي از مسلمانان فقير اطراف شيراز و به دهات و بلوكات هجوم برده و اموال مردم اعم از گاو و الاغ و گوسفند به غارت برده و مردان آنها را نيز دست بسته و به شيراز آورده است ... من به عشق ديانت و تكاليف اسلامي خود عمل كرده ام و از ناموس مسلمانان دفاع كردم تا به دست اجانب نيفتند. نمي دانم با سلطه دشمنان كار دين به كجا خواهد كشيد..... من فقط از نقطه نظر ديانت و حب وطن در مجالس و محافل و منابر سخن مي رانم . گاهي نيز نامه و تلگراف مي فرستم ....
    انگليسي ها از سخنرانيهاي پرشور آيت الله بلادي وحشت فراوان داشتند و اگر آگاه مي شدند اين عالم بزرگ و مبارز در جايي مي خواهد سخنراني كند حتما انبوهي از سربازان خود را به آن جا مي فرستادند و يا اين كه به انحاي ديگر تهديد مي كردند تا ايشان سخنراني ننمايد. نوشته اند در يكي از روزها قرار شد آيت الله بلادي در يكي از مساجد بوشهر سخنراني كند. هنگامي كه آيت الله بلادي شروع به صحبت كرد چندين هزار نفر از مسلمانان بوشهر به آن مسجد شتافتند تا به سخنراني گوش دهند. اين واقعه در حالي بود كه كشتي هاي جنگي متجاوزان انگليسي در بندر پهلو گرفته بودند. هنگامي كه به انگليسي ها خبر رسيد كه آيت الله بلادي مشغول سخنراني است آنها گلوله باران شهر را آغاز كردند و چنين اعلام نمودند كه قطع گلوله باران شهر منوط به قطع شدن سخنراني آيت الله بلادي و ختم شدن مجلس است .
    مبارزه آيت الله بلادي با استعمارگران مهاجم غربي (به ويژه انگليس ) در محدوده زماني جنگ جهاني اول خلاصه نمي شود و ايشان پيش از اين جنگ و بعد از آن نيز پيوسته با آنها مبارزه مي كرد. به عنوان مثال در جريان انعقاد قرارداد بسيار ذلت بار 1907 كه ايران حالت مستعمره انگليس را پيدا مي كرد آيت الله بلادي مردانه ايستاد و به اين معاهده اعتراض كرد . آيت الله بلادي درباره قرارداد 1907 چنين گفت : عجب آن است كه با همه تطاولات ظالمانه انگليس بار ديگر معاهده جديدي با انگليس بسته شده است كه هر ماده اش تيشه اي به ريشه و اساس استقلال ايران است و اگر اين معاهده اجرا شود مسلما ايران به طور كلي از استقلال تا ابد محروم خواهد شد. اين قرارداد در حالي منعقد مي شود كه احمدشاه در ضيافت شام شاه انگليس در لندن سخنان حيله گرانه او را كه ادعا مي كند « از يك صد سال به اين طرف انگليسي كمال دوستي و صداقت را به ايران نشان داده است ! » تاييد مي كند.
    آيت الله بلادي با مزدوران فرهنگي و سياسي و اجرايي انگليس در ايران نيز به شدت مبارزه مي كرد. او در اين ميان گاهي با نوشتن رساله و سرودن شعر پاسخ مزدوران فرهنگي و فكري انگليس را مي داد گاهي با نامه نوشتن به خوانين خائن و مزدوراني كه در مركز بودند به آنها نهيب مي زد كه دست از مزدوري بردارند و به فكر دين و ميهن باشند. آيت الله بلادي در يكي نامه هاي خود به خوانين خائن و مزدور انگليس در جنوب آنها را تهديد مي كند كه اگر دست از مزدوري برندارند در آينده نزديك به دست مسلمانان مجازات خواهند شد. وي در بخشي از اين نامه مي نويسد : مسلم بدانيد كه امروز عموم مسلمانان بحمدالله بيدار و هوشيار شده اند و محال است كه الي الابد دويست يا سيصد ميليون مسلمين دنيا زير بار رقيب نصارا بمانند. البته تداركي از براي آزادي خود كرده اند و به زودي نتيجه خواهد داد. در آن وقت مزد و مجازات خادمين و خائنين را هم خواهند داد و گمان نمي كنم كه مدت شروع اين تعالي و ترقي ده سال بكشد. انشاالله مسلمانان عالم خودشان را از حضيض اسارت به اوج امارت مي رسانند....
    آيت الله بلادي در مبارزه با مهاجمان استعمارگر به قدري فعال و جدي بود كه اساسنامه و نظامنامه جنگ با دشمنان را در 110 ماده تدوين كرد و آن را در اختيار مجاهدان و مبارزان قرار داد تا طبق اين 110 اصل رفتار نمايند . چند ماده از مواد صد و دهگانه نظامنامه مذكور را به عنوان نمونه درج مي كنيم : ماده اول ـ بايد روحانيين به رياست يك نفر كه في مابين خودشان انتخاب خواهد شد حاضر باشند و بايد در محلي مخصوص در عقب لشكر تشويق احزاب نمايند و ناظر بر افعال و اقوال فرمانرواي كل باشند كه اجرائي برخلاف قوانين شرع اسلامي به عمل نيايد . ماده 13 ـ حكم تقسيم اردو با امكنه لازم فقط راجع به شخص فرمانفرماي كل خواهد بود . ماده 23 ـ فرمانفرما بايد يك دستگاه عكاسي با خود داشته باشد تا مواقع مهم را عكس بردارد . ماده 32 ـ روسا قبل از اختلاط با اسرا بايد آن را خلع سلاح نمايند . ماده 34 ـ اموات اسرا و مقتولين دشمن را بايد دفن نمود . ماده 44 ـ خائنين اردوي اسلامي فورا ماخوذ و محبوس شوند . ماده 47 ـ فرمانفرماي كل بايد مطلقا اردو را بيش از 48 ساعت منع خواب ننمايد . ماده 52 ـ فرمانفرما بايد اكيدا از استعمال مسكرات احتراز نموده و عموم لشكر را هم منع نمايد . ماده 60 ـ فرمانفرما در هنگام امر به مهاجمه بيد اردوي خود را متفرق و تنك نمايد . ماده 69 ـ لشكر اسلام بايد مهياي طول جنگ شده و از طول مدت جنگ ملول نشوند و با يكديگر مواسات كنند . ماده 71 ـ لشكر اسلام هنگام غلبه اكيدا بايد احتراز از تعرض به نواميس دشمن نمايند و مرتكب فواحش و منكرات و مناهي و ملاهي نشوند. ماده 73 ـ لشكر اسلام نبايد هيچ وقت اظهار عجز و انكسار نزد دشمن نمايد . ماده 104 ـ فرمانفرما مجاز است توسط نمايندگان مخصوص مخفيا از اسرار دشمن استخبار نمايد. ماده 105 ـ فرمانفرماي كل مجاز است با نظارت روحانيين به هنگام احتياج از ارباب ثروت تحصيل اعانه اختياري يا اجباري نموده به اداره صندوق دار بسپارد . ماده 110 ـ هر قطعه ارضي يا شهري را كه لشكر فتح نمايد رسما ملحق به مملكت ايران خواهد بود و هكذا بعد از اخذ لوازم حرب و فراع تمام آلات حرب و ذخاير و غنايم بايد تسليح دولت ايران شود و به خزانه بسپارند. ختم مواد يك صد و ده به نام مبارك علي عليه السلام .
    آيت الله بلادي : من به عشق ديانت و تكليف اسلامي خود عمل كرده ام و از ناموس مسلمانان دفاع نمودم تا به دست اجانب نيفتند. نمي دانم با اين سلطه دشمنان كار دين به كجا خواهد كشيد.
    آيت الله بلادي نظامنامه جنگ با دشمنان دين و ميهن را در 110 ماده تدوين كرد و آن را در اختيار مجاهدان قرار داد تا طبق آن پيش بروند و بر دشمن غلبه يابند.