
قسمت اول
خبرگزاري جمهوري اسلامي
اشاره
مقامات دولتي
قضايي وامنيتي آرژانتين تاكيد دارند كه از
روز 18 ژوئيه 1994 برابر با 27 تيرماه 1373 در باره انفجار
ساخمان مجمع يهوديان موسوم به « آميا » تحقيقات خود را
آغاز كرده اند . با اين حال با وجود گذشت 9 سال از اين واقعه
هيچ دستگاه يا مقام رسمي حاضر با بيان مطلبي شفاف در اين
زمينه نشده است . گزارش زير كه توسط خبرگزاري جمهوري
اسلامي تهيه شده تصوير روشني از اين حادثه و دستهاي
پشت صحنه آن نشان مي دهد.
از همان ساعات اوليه وقوع انفجار « آميا » مقامها و رهبران
جامعه پرنفوذ صهيونيستي در آرژانتين عملا سخنگويي پرونده
اين ماجرا را برعهده گرفتند.
جامعه مزبور حتي دراين راه از رژيم نژادپرست
صهيونيستي و جوامع يهودي آمريكا كمك خواست و از ابتدا
يك هدف را براي خود مشخص ساخت و هنوز آن را دنبال
مي كند : ارتباط دادن شهروندان لبناني وايراني با انفجار
« آميا » !
انفجار چگونه شكل گرفت
اين سوال هنوز پس از گذشت 9 سال بدون پاسخ مانده
است . وكيلان جامعه يهوديان به نام « دايا » تاكيد دارند كه يك
كاميون حامل مواد منفجره به ساختمان مزبور برخورد و آن را
ويران ساخته است .
حتي در ابتدا آمارهاي ناهماهنگ درباره خسارات وتلفات
مربوط ارايه مي شد تاسرانجام رقمي حدود 85 كشته و 300
زخمي براي آن عملا به عنوان پيشينه اخبار شكل ثابتي به خود
گرفت .
براي ناظران امور در آرژانتين هنوز اين سوال اساسي
مطرح است كه آيااين انفجار واقعا از خارج ساختمان آميا روي
داده يا آنكه در درون آن
بوقوع پيوست اين همان سوالي
است كه در مورد انفجار دوسال قبل از ساختمان آميا در
سفارت رژيم صهيونيستي در بوينوس آيرس با وجود گذشت
11 سال از زمان وقوع انفجار همچنان بدون پاسخ مانده است .
پس از اين انفجار كه مقامهاي دولت صهيونيستي
بلافاصله آن را به گروهي از مسلمانان نسبت دادند
يگ گروه
كارشناس دانشگاهي در قالب قراردادي
وظيفه بازسازي
چگونگي انفجار سفارت مزبور را برعهده گرفت . اين گروه
متخصص پس از چند ماه به اين نتيجه رسيد كه انفجاري بسيار
قوي در داخل ساختمان سفارت صورت گرفته و حمله اي به آن
در ميان نبوده است .
جامعه يهوديان آرژانتين از اين نظريه خشمگين شد و
حتي هزينه قرارداد مربوط را به گروه كارشناسان پرداخت
نكرد.
اين اقدام به خوبي سه فرضيه را آشكار مي ساخت :
1 ـ اختلافات داخلي و تضاد منافع گروههاي پرقدرت
اقتصادي يهوديان آرژانتين به مقابله آنان با يكديگر انجاميده
است .
2 ـ طراحي اين مساله براي تحت فشار قرار دادن جامعه بزرگ
مسلماناني است كه از گذشته هاي بسيار دور به آرژانتين
مهاجرت كرده و با گذراندن يك زندگي آرام
داراي وجاهتي
قابل قبول در بين مردم اين كشور هستند.
3 ـ اين انفجار كار گروه خاصي است كه هر دو هدف يادشده را
به طور يكجا دنبال مي كرده است .
بسياري ازصاحب نظران اعتقاد دارند كه انفجار سفارت
رژيم صهيونيستي در آرژانتين نتيجه و يا زمينه ساز همان
اختلافات خونيني است كه بعدها به تصفيه اسحاق رابين
نخست وزير سابق رژيم صهيونيستي انجاميد.
به هرحال
با آنكه اين موضوع هيچگاه روشن نشد
دو
سال بعد انفجار مجمع يهوديان به نام « آميا » به وقوع پيوست
مجمعي كه هرسال محل اداره ميلياردها دلار پول ناشي از داد
وستد
قراردادهاي اقتصادي و همچنين قاچاق مواد و كالاهاي
مختلف به ويژه اسلحه هاي ساخت رژيم صهيونيستي بود.
اين مجمع در جريان فرايند خصوصي سازي شركتهاي
بزرگ آرژانتين فعاليت خود را به شكل چشمگيري افزايش داد
اما همه رهبران آن با يكديگر درباره راهبردها توافق نظر
نداشتند.
از ابتداي سالهاي دهه 1370
آرژانتين با تكيه بر
سياستهاي اقتصادي صندوق بين المللي پول و شيوه هاي
موردنظر آمريكا در اجراي روند خصوصي سازي
به شكلي
افراطي در منطقه آمريكاي جنوبي پيشگام شد و از اين رو
فراكسيونهاي اقتصادي جامعه يهوديان موفقيت خود در كسب
سهم بيشتري از موسسات و كارخانجات واگذارشده از سوي
دولت به بخش خصوصي در اين كشور را راهگشاي آينده
خويش در ديگر نقاط منطقه قلمداد مي كردند.
وكيلان جامعه يهوديان و ساختمان « آميا » درباره
انفجارآميا نيز اصرار دارند كه يك كاميون يا وانت حامل مواد
منفجره به اين ساختمان كوبيده شده است .
برخي از رسانه هاي خبري و حتي مجامع غيردولتي بارها
از مسوولان پيگيري پرونده
خواستند تا باقيمانده هاي
خودرو موردادعاي يهوديان را مشاهده كنند اما بااين وجود
هيچ پاسخ روشني به اين درخواست داده نشد
حال آنكه اين
خودرو مهمترين مدركي بود كه مي توانست ادعاي يهوديان
مبني بر انتحاري بودن انفجار ساختمان آميا را به زير سئوال
ببرد.
سرانجام با گذشت شش سال از انفجار مزبور
در آخرين
روزهاي پاييز سال 1379 براي اولين بار قطعات يك اتومبيل
به چند نفر نشان داده و ادعا شد اين همان خودرويي است كه
موجب انفجار ساختمان آميا شده است .
خبرگزاري رسمي آرژانتين « تلام »
درآن زمان گزارش
داد كه تنها چند نفر از « وكلاي خانواده هاي مصدومين » اين
انفجار موفق شدند براي اولين بار قطعات اين اتومبيل را
مشاهده كنند. مقامات پليس وقضايي اجازه ندادند تا
خبرنگاران براي مشاهده قطعات متلاشي شده اين خودرو به
محل مراجعه كنند.
اما مهمتر از آن
جلوگيري از ورود وكلاي يك گروه ديگر
از اين مصدومين معروف به « خاطره فعال » به بخش تخريب
اداره پليس بوينوس آيرس محل نگهداري قطعات اين اتومبيل
بود.
گفته مي شود كه گروه « خاطره فعال » مانند اكثريت محققين
بي طرف
فرضيه انفجار ساختمان توسط اين اتومبيل را مردود
مي داند. كارشناسان واحد تخريب ارتش آرژانتين نيز كه
بلافاصله پس از انفجار از محل ديدن كرده بودند نيز به اين
فرضيه اعتقادي نداشتند. اين گروه پس از تحقيقات فني لازم
براي تعيين چگونگي اين انفجار باور دارند كه انفجار در داخل
ساختمان صورت گرفته است .
بااين حال
فرضيه مزبور مبني بر انفجار ساختمان آميا
توسط برخورد يك خودرو حامل مواد منفجره از سوي رژيم
اسرائيل موردحمايت قرار دارد واز قضا همين نظر مبناي
تمامي اقدامات قاضي « گاله آنو » در چند سال گذشته بوده
است .
يكي از مسوولان جامعه يهوديان كه موفق به ديدن لاشه
خودرو شده بود
گفت كه قاضي « گاله آنو » به منظور از بين رفتن
ترديدها درزمينه صحت فرضيه استفاده از اتومبيل دراين
انفجار از آنان دعوت كرده بود.
ابهام در اين زمينه در حدي است كه چند سال پيش
گروهي خبرنگار با انجام گزارشهاي تحقيقي نتيجه كار
پژوهشهاي خويش را در كتابي با عنوان « فرضيه انحرافي » به
نگارش درآوردند. اين كتاب كه نوشته گروهي از برجسته ترين
خبرنگاران آرژانتين است و حتي تعدادي از آنان نيز يهودي
هستند
اين ادعاي اسرائيل و قاضي « گاله آنو » را با ارائه
اسنادي محكم
بطور قاطع رد كرده است .
نكته قابل توجه اين است كه ادعاي مقامات رسمي سه
كشور آرژانتين
آمريكاو اسراييل در زمينه مشخصات
خودروي مزبور با اطلاعات ضد و نقيض بسيار همراه است .
مامورين سازمان پليسي اف بي آي آمريكا درگزارش رسمي
خود كه پس از ديدار از محل انفجار ارائه كردند و در پرونده
مزبور نيز ضبط است
اين اتومبيل را قرمز رنگ خوانده اند. اما
خودرويي كه به وكلاي مدافع مصدومان حادثه نشان داده شد
سفيد بوده است و دولت اسرائيل و قاضي « گاله آنو » نيز همين
رنگ را تاييد مي كنند.
تنها سندي كه قاضي « گاله آنو » در تاييد ادعاي خود مبني
بر استفاده از اين خودرو دراختيار دارد نامه اي است كه شركت
اتومبيل سازي آرژانتين صادر كرده است . مسئول اين شركت در
مصاحبه با برخي از خبرنگاران گفته است كه اين نامه در پاسخ
به درخواست قاضي به دادگاه عرضه شد.
وي دراين باره چنين توضيح مي دهد : قاضي گاله آنو با
ارسال چند قطعه يدكي اتومبيل به اين شركت تقاضا كرده بود
ساخته شدن اين قطعات در اين كارخانه را مورد تاييد قرار
دهند كه با بررسي شماره سري قطعات
ساخت آنها در اين
كارخانه را تاييد كرديم .
مسوولان شركت مزبور خاطر نشان مي كنند كه در اين سند
هيچ اشاره اي به انفجار يا وجود اثرات ناشي از موج انفجار
روي قطعات يادشده صورت نگرفته و سند محكمي كه
اتهامات قاضي و ادعاي اسرائيل را مورد تاييد قرار دهد در اين
پرونده موجود نيست .
تحولات « دايا »
نشان دادن لاشه خودروي يادشده با اينكه به شكلي
بسيارمحدود صورت گرفت اما عملا اولين اقدام عيني بود كه
گروهي از رهبران يهوديان آرژانتين از طريق قاضي « گاله آنو »
صورت مي دادند.
اين موضوع درست يك هفته پس ازمرگ « روخليو
سيچوولسكي » 57 ساله
معاون رياست كنگره سراسري
صهيونيستهاي آمريكاي لاتين و رييس اتحاديه سازمانهاي
صهيونيستي آرژانتين موسوم به « دايا » صورت گرفت .
دفتر سازمان دايا كه از قدرت بسيار زيادي در محافل
اقتصادي
دولتي و قضايي آرژانتين برخوردار است
درابتدا
در محل ساختمان آميا قرار داشت كه در جريان انفجار به كلي
منهدم شد.
سيچوولسكي همچنين ازجمله وكلاي مشاور در پرونده
انفجار ساختمان آميا به شمار مي رفت و رياست سازمان
دولتي آرژانتين براي مبارزه با تبعيض موسوم به « اينادي » را
نيز بر عهده داشت . ازآن زمان تاكنون هيچ خبري در زمينه علت
مرگ اين صهيونيست آرژانتين كه پيشتر از بيماري حادي نيز
رنج نمي برد
انتشار نيافته است . برخي از ناظران بر اين نكته
اتفاق نظر دارند كه مرگ سيچوولسكي هم از نتايج درگيريهاي
خونين داخلي صهيونيستهاست .
وي دست به خلافكاريهاي آشكاري زده بود كه افشاي آن
مي توانست حيثيت سازمان « دايا » كه وابسته به رژيم
صهيونيستي است را در زماني حساس به يك باره از ميان ببرد.
سپچوولسكي در دي ماه سال 1378 پس از تحت تعقيب
قرار گرفتن « روبن براخا » رييس اتحاديه سازمانهاي
صهيونيستي آرژانتين از مقام معاونت اين اتحاديه به رياست
آن ارتقا يافت . درآن زمان بحث پرونده « روبن براخا » رييس
سابق سازمان دايا و بانكدار سابق آرژانتين نيز به دليل دو
ميليارد دلار كلاهبرداري وي به جريان افتاده بود اما نفوذ
صهيونيستها اجازه نداد تا اين پرونده به سرانجام برسد. براي
درك ميزان نفوذ سازمان دايا در حكومت آرژانتين مي توان به
شركت « فرناندو دلاروآ » رييس جمهور وقت اين كشور و سفير
آمريكا در بوينوس آيرس در مراسم مرگ سيچوولسكي اشاره
كرد.
نكته جالب توجه اين است كه خانواده سيچوولسكي
پيشنهاد دولت آرژانتين را براي برگزاري اين مراسم درمحل
ساختمان وزارت خارجه آرژانتين رد و جسد وي را به منظور
انجام مراسم به محل ساختمان آميا منتقل كردند. روزنامه
محلي كلارين كه توجه ويژه اي به بيان مواضع صهيونيستها
درآرژانتين دارد نيز با گزارش مراسم مرگ وي نوشت
سيچوولسكي از جمله مدافعين فرضيه رژيم اسرائيل مبني بر
دخالت ايران در دو انفجار صورت گرفته در سالهاي 1371 و
1373 در آرژانتين بود .
در آن زمان به تازگي يك سال از دوران رياست جمهوري
دلاروا مي گذشت
كسي كه درقالب يك دولت ائتلافي پس ازده
سال جانشين حاكميت كارلوس منم شده بود. اين رويدادها
مربوط به اواخر پاييز سال 1379 است
زماني كه تندباد بحران
اقتصادي در اين كشور آغاز به وزيدن كرد. اين بحران ثمره
اختلاسها و فساد گسترده دستگاه دولتي و قضايي آرژانتين بود
كه از قضا رهبران جامعه يهوديان در آن نفوذ بسيار داشتند.
شرايط پيچيده دولت دلاروا و اين اوضاع نابسامان با
تحولات تازه سازمان « دايا » همزمان شد. بامرگ مشكوك
سيچوولسكي
جريان امور « دايا » به دست يك شخصيت به
شدت تندرو صهيونيست افتاد كه از مدتها پيش
خود را براي
رياست « دايا » آماده ساخته بود. اين فرد به نام « خوزه هركمن »
بلافاصله پس از تصاحب مقام رياست دايا خواستار تعجيل
دولت آرژانتين در برگزاري دادگاه علني متهمين پرونده انفجار
ساختمان آميا در بوينوس آيرس شد . هركمن در سال 1368 به
عضويت رسمي دايا پذيرفته شده بود اما به دليل درگيري و
اختلاف شديد با روبن براخا رئيس سابق اين سازمان از
عضويت دايا صرف نظر كرد.
در مراسم رسمي معارفه هركمن
« روبرتو زايدمبرگ » يكي
از مقامات عاليرتبه سفارت رژيم صهيونيستي دربوينوس
آيرس شركت داشت و خانم سسيليا فلگرسا معاون دولت
بوينوس آيرس نيز سخنران رسمي اين مراسم بود. بررسي
سخنان هركمن در آن زمان نشان مي دهد كه وي از ابتدا قصد
داشت از اين سازمان به عنوان مهمترين حربه رژيم
صهيونيستي براي اعمال فشارهاي اقتصادي وسياسي عليه
دولت آرژانتين استفاده كند تا اين دولت
به نحوي مساله
« آميا » را به ايران مرتبط سازد.
راهبرد تازه براي دادگاه
هركمن با آگاهي كامل از اوضاع آشفته دولت آرژانتين و
پيش بيني شرايط آينده
براي پيشبرد اهداف خود به طور
مستقيم تسلط بر رييس جمهوري را هدف قرار دارد. وي با
تكيه بر توانايي اقتصادي و بخشهاي تحت نفوذ يهوديان با
دلاروا به مذاكره نشست كه در اين باره چند نكته قابل توجه
است .
نخست آنكه
هركمن مي دانست دولت آرژانتين براي
دستيابي به وامهاي تازه و نجات خود از گردابي كه رو به
گسترش مي رفت با خواسته هاي وي كنار خواهد آمد. در همين
راستا
بنياد آميا پيش ازآغاز مذاكرات علني خود با دلاروا
وكيل تازه اي را براي دادگاه محاكمه متهمين پرونده مربوط
معرفي كرد.
روزنامه لاناسيون چاپ بوينوس آيرس در آذرماه 1379
همزمان با خبر مرگ رييس سابق دايا و به قدرت رسيدن
هركمن نوشت
خوان خوسه آويلا وكيل آرژانتيني به جاي
لوئيس دوبنيوسكي وكيل سابق اين بنياد
دفاع از پرونده آميا را
بر عهده گرفته است . دوبنيوسكي به اين دليل ناچار به
كناره گيري از پرونده آميا شده بود كه به دليل ارتباط با اقدامات
غيرقانوني همسر پابلو اسكوبار گاويريا رييس عمده ترين كارتل
موادمخدر كلمبيا موردتعقيب قرار گرفته بود.
بااين حال
ارتباطات اين گونه افراد فاسد و خلافكار با
جريان پرونده آميا و ادعاهاي رهبران جامعه يهوديان آرژانتين
كه از سوي دولت صهيونيستي و آمريكا هدايت مي شوند
هيچگاه به خوبي مورد تحقيق قرار نگرفته است . مديريت تازه
« دايا » و وكيل جديد پرونده نيز به محض آغاز به كار خود
ديدگاه دولت صهيونيستي را مطرح ساخته و گفتند كه با توجه
به تحقيقات قضايي در مورد اين انفجار
شك و ترديدها نسبت
به انجام آن توسط حزب الله لبنان و با حمايت ايران
پابرجاست .
اين ادعا درحالي صورت مي گرفت كه پس از گذشت شش
سال هنوز نتيجه هيچگونه تحقيقاتي از سوي دادگاه مربوط
انتشار نيافته بود . باتوجه به همين امر
وكلاي مدافع 12 متهم
محلي بازداشت شده در ارتباط با پرونده آميا از قاضي پرونده
خواستند تا نتايج و شواهد به دست آمده را براي آنان تشريح
كند. اين وكيلان اصرارداشتند كه تفيهم اين مساله و آگاهي
كامل موضوع از حقوق اوليه متهمان و وكيلان آنهاست . با اين
حال
قاضي خوان خوسه گاله آنو مسئول تحقيق پرونده از
تحويل شواهد مورد ادعاي خود به آنان خودداري كرد.
روزنامه « پاخينادوثه » چاپ بوينوس آيرس در دي ماه
1379 نوشت
وكلاي مدافع متهمين پرونده آميا تا مطالعه
تمامي شواهد موجود از حضور در دادگاه علني خودداري
خواهند كرد. ازسوي ديگر
دستگاه قضايي آرژانتين و وكيلان
جامعه يهوديان براي پيشبرد راهبرد خود
مساله مزبور را به دو
بخش داخلي و بين المللي تقسيم كردند. در بخش داخلي
دادگاه
يك سال بعد چندمامورپليس از جمله خوان خوسه ريبلي
كميسرسابق پليس بوينوس آيرس وكارلوس تيليدين را به اتهام
سرقت خودرو و ارتباط با اين ماجرا فراخواند. در بخش
بين المللي نيز به يك باره قاضي گاله آنو و همراهان وي
به
كمك صهيونيستها تحرك تازه اي پيدا كرده و در مدت دو سال
به آمريكا
اسراييل و چند كشور اروپايي سفر كردند.
چارچوب كاري گاله آنو در تمامي تحركات تبليغاتي و
قضايي مرتبط ساختن موضوع با مسلمانان و ايران بود. رييس
جامعه صهيونيستها نيز ديوان عالي قضايي آرژانتين را وادار
ساخت تا در زمينه « احتمال دست داشتن كشورهاي خارجي
در انفجار ساختمان آميا » پژوهشهايي را آغاز كند.
راهبرد تازه براي دادگاه « شاهد برزيلي »
تا آن زمان دست اندركاران جامعه صهيونيستها توانسته
بودند پاي چند نفر آرژانتيني را به ماجراي انفجار بكشانند كه
هنوز نيز چگونگي شكل گيري آن در پس پرده ابهام است . اما
آنچه اسراييل به دنبال آن مي گشت
يافتن فرد يا شاهدي براي
مرتبط ساختن آن با خارج از چارچوب اختلافات داخلي
جامعه يهوديان آرژانتين و نام بردن از كشورهاي خارجي و
بطور مشخص ايران بود.
تحت فشار زياد صهيونيستها
مقامات دادگستري
آرژانتين يك شهروند برزيلي به عنوان دوس سانتوس را
دستگير كرده و از وي براي تاييد ادعاهاي مزبور شهادت
خواستند. قاضي گاله آنو پيش از دستگيري دوس سانتوس گفته
بود كه سانتوس نكات تازه اي را درباره ارتباط بين المللي
انفجار آميا مطرح ساخته است . منابع اسراييلي با تبليغات
بسيار تاكيد داشتند كه دوس سانتوس دو بار « شهادت » داده و
در اظهاراتش در كنسولگري آرژانتين در شهر ميلان ايتاليا
نكات مزبور را مطرح ساخته است .
گذشته ازآنكه به پيشينه اين شاهد برزيلي هيچگاه چندان
اشاره اي نشده است
دوس سانتوس پس از دستگيري در برابر
قاضي گاله آنو
تمامي اظهارات منسوب به خود را تكذيب كرد.
روزنامه لاناسيون در اين باره خاطر نشان كرد كه دوس سانتوس
را پس از دستگيري مجموعا چهاربار
دوبار در برابر قاضي
گاله آنو و دو بار در برابر قاضي بوناديو حاضر ساختند و وي با
صراحت در هر چهار مورد
ادعاهاي منابع صهيونيستي را
تكذيب كرد.
در گزارشهاي بعدي مشخص شد كه دوس سانتوس به
جاي كنسولگري آرژانتين در واقع به كنسولگري اسرائيل در
ميلان ايتاليا مراجعه كرده و پس ازآن موضوع مراجعه وي به
كنسولگري آرژانتين به ميان آمده است . تحت فشار
صهيونيستها
مطبوعات آرژانتين فرصت نيافتند تا درباره
مراجعه دوس سانتوس به كنسولگري اسرائيل مطالب
گسترده اي انتشار دهند
در حالي كه « اولين شهادت » وي در
اين محل صورت گرفته بود. مقامهاي جامعه يهودي مي گويند
كه دومين شهادت اين شاهد برزيلي در گزارش يك گروه ويژه
پليس آمده است و وي آن را امضا كرده اما اين مطلب نيز
تاكنون انتشار نيافته است .
پس از آنكه با تبليغات بسيار
دوس سانتوس دستگير و به
شهادت فراخوانده شد
هيچكدام از اين مطالب به تاييد نرسيد
و ادعاي يادشده در جريان چهار بازجويي رسمي بعدي وي
بي اساس باقي ماند. وكيلان « آميا » و مسوولان قضايي وقت اين
مساله راچنين توجيه كردند
علت ارائه اين مطالب عدم
آشنايي دوس سانتوس برزيلي به زبان اسپانيولي است و
مقامات پليس آرژانتين نيز با زبان پرتغالي آشنايي نداشته اند.
پيگيري كنندگان ماجراي آميا اين مساله را نيز طرح كردند كه
شاهد مزبور خواستار دريافت پول بوده است !
اين جريان تاحدي مقامات دستگاه دادگستري
پليس و
وكيلان جامعه يهودي آرژانتين را آشفته ساخت كه مهمترين
شاهدي را كه تا آن زمان يافته بودند به اتهام شهادت كذب به
زندان موقت محكوم كردند. دراين چارچوب
مساله تطميع
دوس سانتوس نيز در دستور كار آميا و هدايت كنندگان جريان
قرار گرفت . روزنامه لاناسيون دراين زمينه نوشت
دوس
سانتوس به زندان موقت محكوم مي شود
اما دو دادستان
پرونده انفجار آميا تلاش مي كنند با پيشنهاد پرداخت سه
ميليون دلار جايزه تعيين شده از سوي دولت به اين شاهد و
ارائه امتياز مصونيت از مجازات و دادن هويت جديد
او را به
همكاري با پرونده آميا وادار سازند.
به هرحال كلاديو بوناديو قاضي فدرال آرژانتين
كه مسئوليت پرونده اتهامي عليه دوس سانتوس به عنوان
شهادت كذب را در اختيار داشت با توجه به نتايج بازجوييهاي
انجام شده حكم زندان موقت براي اين تبعه برزيلي را صادر
كرد. يك منبع قضايي به خبرنگاران گفت كه اين حكم باتوجه
به اعتراف دوس سانتوس به اعلام برخي اطلاعات كذب
صورت گرفته است .
وكيلان آميا ادعا كرده بودند كه دوس سانتوس پس از
انفجار
اطلاعات اوليه خود را تعميم داده و گفته بود كه نسرين
مختاري يك زن ايراني مرتبط با وي در جريان انجام اين
انفجار دخالت داشته است . نسرين مختاري در همان زمان به
ساختمان دادگستري آرژانتين مراجعه كرد و كذب بودن اين
ادعا را به اثبات رساند.
از سوي ديگر
دوس سانتوس مدتي بعد
در سوييس
باارائه شواهد فيزيكي بر روي نقاط مختلف بدن خود به
مقامات اين كشور
ثابت كرد كه در جريان بازداشت و بازجويي
در آرژانتين مورد شكنجه قرار گرفته است . پزشكان قانوني
سوئيس نيز اين ادعاي دوس سانتوس را مورد تائيد قرار دادند
و دولت سوئيس با توجه به اين شواهد و اين نكته كه
درخواست آرژانتين از پليس بين الملل براي دستگيري دوس
سانتوس به اتهام « شهادت دروغ » است از بازجويي مجدد از
دوس سانتوس جلوگيري كرد.
مقامات صهيونيستي وعده اعطاي وام 40
ميليارد دلاري به دولت آرژانتين را داده بودند
به شرط آنكه مقامات بوينوس آيرس بر ادعاي
واهي دخالت ايران در انفجار آميا تاكيد كنند
توضيح عكس : تابستان 1373 ـ نمائي از مقر منهدم شده
صهيونيستها در آرژانتين

|