بسم الله الرحمن الرحيم
نگاه انحصارطلبانه و تماميت خواهانه
به سهم خواهي از
قدرت محدود نمي شود
در عرصه فكر و سياست و
نظريه پردازي نيز جريان دارد. نه تنها جريان دارد
بلكه عده اي
از اهل نظر معتقدند اين عرصه ها هستند كه زمينه ساز
انحصارطلبي و تماميت خواهي در عرصه تقسيم قدرت
ميشوند. بدين ترتيب
افراد و جريان هائي كه در عرصه فكر و
سياست و نظريه پردازي حاضر نيستند غير از آنچه خود
مي انديشند
كسي به چيز ديگري فكر كند
چنين افرادي بيش
از ديگران به انحصارطلبي و تماميت خواهي در عرصه تقسيم
قدرت مبتلا ميشوند و سهم خواهي آنها از قدرت بسيار بيشتر
از ديگران است . در ماجراي پروتكل الحاقي پيمان انرژي
اتمي
اين واقعيت تلخ
خود را با وضوح كامل نشان داده
است . به همين مناسبت
خوبست چند نكته مبنائي را مطرح
كنيم .
1 ـ كساني كه خود را منادي « جامعه چند صدائي » و
فرهنگ « تكثرگرائي » ميدانستند
از مخالفت هائي كه با پذيرش
پروتكل الحاقي ميشود
بشدت خشمگين شده اند و به هر
چيزي براي ساكت كردن مخالفان پروتكل متوسل ميشوند.
آنچه در صفحات روزنامه هاي زنجيره اي اين روزها نقش
مي بندد
فقط بخشي از ابزارهائي است اين جماعت باصطلاح
آزادانديش براي ساكت كردن مخالفان امضا پروتكل الحاقي
به آنها متوسل شده اند. اين روزنامه ها از نسبت دادن هيچ
تهمتي به كساني كه حاضر نيستند زيربار تصميم آنها بروند و
براي خودشان حق مخالفت قائل هستند
خودداري نمي كنند.
مقالات و تيترها و حتي اخبار اين روزنامه پر است از بدگوئي و
گمانه زني هاي بدبينانه و ناسزاگويانه نسبت به مخالفان امضا
پروتكل . بدين ترتيب
اين واقعه نشان داد كه ادعاي طرفداري
چندصدائي و تكثرگرائي
ادعائي پوچ است و حضرات از
توسل به اين مقولات هدفي جز فريب افكار عمومي نداشتند.
2 ـ تز معروف ولي منحط « هركس با من نيست
با دشمن
من است » كه متعلق به فاشيست هاست اين روزها بشدت توسط
مدعيان اصلاح طلبي مورد استفاده قرار ميگيرد. آنها چون
خودشان قالبي فكر مي كنند و حق ندارند خارج از چارچوب
دستورالعمل هاي حزبي هيچ چيزي را بپذيرند
نميتوانند اين
واقعيت را درك كنند كه ممكن است افرادي در جامعه وجود
داشته باشند كه خارج از چارچوب هاي حزبي و جناحي و
بصورت مستقل
مواضعي اتخاذ كنند و تابع هيچ جريان
سياسي و حزبي نباشند. اين جماعت
اين روزها همه مخالفان
امضا پروتكل را يك كاسه و دربست وابسته به جناح سياسي
مخالف خود ميدانند و با اين اتهام تلاش مي كنند به افراد
مستقل اجازه اظهارنظر ندهند. اين
حربه اي قديمي است كه
فاشيست هاي اروپا و بعد از آنها فاشيست هاي شوروي براي
سركوب مخالفان خود بكار بردند و اكنون اين حضرات
پس مانده هاي آنان را دستمايه قدرت طلبي خود قرار داده اند و
به مخالفان خود
انگ وابستگي جناحي ميزنند غافل از آنكه
دوران فريب دادن افكار عمومي با توسل به تز « هركس با من
نيست
با دشمن من است » سپري شده است .
ماجراي پذيرش پروتكل
يكبار ديگر ثابت كرد كه دو
جناح مطرح كشور
سروته يك كرباسند و اگر قرار است
استقلال و عزت ايران و ايراني حفظ شود توسط نيروهاي
مستقل و غيروابسته به اين جناح ها بايد حفظ شود. يك جناح
كه با لابي هاي خارجي و وارد كردن فشار در داخل
سرانجام
توانست زمينه را براي تسليم شدن در برابر پروتكل فراهم
نمايد. جناح ديگر نيز بعد از يكي دو روز بندبازي
سكوت را بر
اعتراض و حتي اظهارنظر ترجيح داد. اينكه آيا
مصلحت انديشي هاي مربوط به انتخابات مجلس هفتم چنين
اقتضائي دارد يا چيز ديگري موجب اين سكوت شده است
خدا ميداند اما هرچه هست در اين واقعيت ترديدي نيست كه
هر دو جناح تاكنون بارها نشان داده اند كه بازيگر هستند. اين
واقعيت را مردم نيز دريافته اند و به همين جهت است كه حناي
جناح ها نزد مردم رنگي ندارد.
4 ـ ناسزاگوئي هاي طرفداران پروتكل كه اين روزها
صفحات روزنامه ها و خروجي هاي يكي دو خبرگزاري و
تريبون مجلس را به ابزارهائي براي حمله به مخالفان پروتكل
تبديل كرده اند
قبل ازهر چيز وحشت آنها را از عاقبت كاري
كه كرده اند نشان ميدهد. فقط افراد خام ممكن است تصور كنند
اين هارت و پورت ها نشانه پيروزي اين جماعت است . اهل فن
به درستي ميفهمند كه تپش قلم با تپش قلب رابطه مستقيم
دارد. از قضا اين نگراني ها بيجا هم نيست . پذيرش پروتكل
قطعا جماعتي را كه زمينه تسليم شدن در برابر آن را فراهم كرده
است به خاك سياه خواهد نشاند
فقط كمي صبر لازم است .
5 ـ برخلاف رمل و اسطرلاب انداختن هاي روزنامه هاي
زنجيره اي و احتمال روي احتمال بافتن هاي آنها و همسرايان
خارجيشان درباره علت و هدف مخالفت هاي داخلي
بايد با
صراحت به اطلاع همه آنان برسانيم كه اين مخالفت ها
خودجوش
مردمي
برخاسته از آگاهي و از روي دلسوزي براي
كشور است و به هيچ جناح و جريان سياسي نيز وابسته نيست .
آنها كه در مخالفت با اين پروتكل قلم ميزنند و سخن ميگويند
و آنها كه بيانيه ميدهند و راه پيمائي مي كنند
به اين دليل كه
كارخانه ندارند
شركت ندارند
صاحب سهام نيستند و
كشتي هايشان روي آب و سرمايه هايشان آنطرف آب نيست
جسارت مخالفت دارند. خاموشان و سكوت كنندگان و
حاميان سينه چاك پروتكل
يا تشنه قدرتند و يا دلواپس
كارخانه و سهام و شركت و كشتي روي آب و سرمايه آنطرف
آبشان هستند. ضمنا براي مزيد اطلاع جماعت دلواپس
لازم
است اينرا هم اضافه كنيم كه چون ما به تكليف عمل مي كنيم
اين مخالفت تا زماني كه با منع شرعي يا قانوني برخورد نكند
ادامه خواهد داشت و در آنصورت نيز قطعا حسرت تمجيد و
حمايت از پروتكل را بر دل هاي حاميان آن خواهيم گذاشت .

|