روزنامه جمهوري اسلامي 05/08/1382 صفحه حوزه

  • دو بال دانش و تقوي
  • علم و معنويت
  • يك جرعه حكمت (3 )
  • سروش بيداري
  • *****
    دو بال دانش و تقوي




  • در استقبال از ماه رمضان
    « اگر تخصصها و علمها منفصل باشد از اخلاق منفصل باشد از تهذيب منفصل باشد از انسان آگاه انسان متعهد اين همه مصيبتهايي كه در دنيا پيدا شده است از همان متفكرين و متخصصين دانشگاه ها بوده . اين دو مركز ـ كه مركز علم است ـ هم مي تواند مركز تمام گرفتاريهاي بشر باشد و هم مي تواند مركز تمام ترقيات معنوي و مادي بشر باشد. علم و عمل علم و تعهد به منزله دو بال هستند كه با هم مي توانند به مراتب ترقي و تعالي برسند . » 1
    خداوند در دوران زندگي هر انساني فرصتهاي استثنايي و ارزشمندي را قرار داده تا اگر فردي در اثر غفلت و فراموشي از هدف اصلي خلقت فاصله گرفت و به بيراهه و تباهي روي آورد بار ديگر به فطرت انساني خويش باز گشته و بيدار و آگاه گردد و به سوي رشد معنوي و كمال انساني رجوع نمايد.
    چه بسيار انسانهايي كه از چنين فرصت ها بهترين استفاده و بهره را بردند و از گذشته خود دست كشيد و زمينه هاي ترقي موفقيت و سعادت خويش را فراهم ساختند و در مقابل افرادي نيز هستند كه اين فرصتها را همچون ايام گذشته زندگي خويش به فراموشي و خسران سپري كرده و بدون كمترين تنيه و بهره اي بر كوله بار گناهان خويش افزوده و از تنعم به نفحات روحاني و الهي محروم گشتند.
    ماه مبارك رمضان يكي از بهترين فرصتهاي ارزشمند و پربركتي است كه خداوند رحمن در اختيار تمامي بندگان خويش قرار داده و سفره نعمتهاي خود را به روي تمامي مخلوقات گسترانيده و همگان را به آن دعوت نموده تا با حضور در اين ضيافت الهي به كسب فيض و معنويت پرداخته و با تهذيب نفس و كنترل اعمال خود رذائل اخلاقي را از خود دور ساخته و به تقواي الهي نزديك گردند و زاد و توشه اي را براي آخرت خويش فراهم سازند.
    ماه رمضان كه بهترين ماهها در سال است از فضايل و كمالات بسياري برخوردار است چنانكه پيامبر گرامي اسلام در خطبه معروف شعبانيه آنرا بهترين ماهها در سال معرفي كرده است . كه روزهاي آن نيز بهترين روزها و شبها و ساعات آن بهترين شبها و ساعت ها مي باشد. ثواب خواندن قرآن در آن ماه مضاعف گشته و درهاي بهشت به روي بندگان باز شده است .
    بنابراين ماه رمضان يكي از بهترين فرصتها براي خودسازي و تهذيب نفس و كسب تقواي الهي است .
    اهتمام و توجه نمودن به خودسازي در اين ماه آنگاه افزون مي گردد كه انسان خود را با بال علم و دانش آراسته كرده باشد و براي سود بخش بودن و مفيد واقع شدن علم براي خود و ديگران در جهت بال ديگر آن يعني معنويت و تقوا تلاش و جديت نمايد.
    همچنانكه امام خميني در فرازي كه از ايشان در ابتداي اين نوشتار آمد بر ضرورت همگامي تخصص و اخلاق تهذيب و علم تاكيد و توصيه نمودند و علم و تخصص بدون تعهد و تهذيب را موجب گرفتاري بشر دانستند. و در اين مهم فرقي ميان علم دانشگاهي و حوزوي نيست همگان در معرض چنين آسيب و خطري قرار دارند.
    از اين رو يكي از وظايف مهم و اساسي كه بر عهده طالبان علم و دانش اعم از دانشجويان و طلاب و نيز اساتيد و مدرسان دانشگاه و حوزه است اهتمام جدي داشتن به تهذيب و خودسازي در كنار كسب علم و دانش مي باشد چرا كه دو مركز علمي حوزه و دانشگاه به غير از وظيفه فردي كه نسبت به تحصيل اخلاق و معنويت دارند وظيفه و مسئوليتي نيز نسبت به كل جامعه بر دوش آنها مي باشد آنان پس از مدتي به ميان اجتماع رفته و به نشر دانش و تخصص خويش پرداخته و بدين وسيله تاثيرگذار در ميان اقشار مختلف جامعه مي گردند. هر گاه آنان خود ساخته و مهذب باشند مي توانند جامعه را به صلاح و سعادت سوق دهند و اگر خود فاسد و منحرف باشند اجتماع را به تباهي مي كشانند.
    امام خميني (ره ) كه خود سالها به مبارزه با نفس پرداخت و با اخلاق و گفتار و عمل خويش نه تنها جامعه اسلامي ايران بلكه بسياري از ملتهاي جهان را به خود شيفته و مجذوب و تحت تاثير قرار داد و متحولشان نمود با توجه به نقش و رسالت مهمي كه براي حوزه هاي علميه و دانشگاهها قائل بود همواره بر توام بودن علم با تهذيب نفس تاكيد داشته و دانشجويان و روحانيون را به اين مهم رهنمون مي شد : امام خميني : « اگر دانشگاهها واقعا دانشگاه باشد و دانشگاه اسلامي باشد; يعني در كنار تحصيلات متحقق در آنجا تهذيب هم باشد تعهد هم باشد يك كشوري را اينها مي توانند به سعادت برسانند و اگر حوزه هاي علميه مهذب باشند و متعهد باشند يك كشور را مي توانند نجات بدهند. علم تنها اگر ضرر نداشته باشد فايده هم ندارد . » 2
    بنابراين خدمتگزار بودن و مفيد واقع شدن علم براي جامعه در صورتي است كه دانش پژوهان از دوران جواني كه از بهترين فرصتهاي زندگي به شمار مي رود به فكر تكميل بعد ديگر شخصيت خود يعني اخلاق و معنويت قدم بردارند. زمان و عمر انسان به سرعت در حال حركت و گذر است و هر مقدار كه از دوران جواني فاصله گرفته شود از توانايي ها و قدرت انسان كاسته و در نتيجه زمينه هاي رشد كمال و معنويت يكي پس از ديگري از دست مي رود.
    حال شايسته است كه از همين اولين روزهاي ماه رحمت الهي براي اعمال مخصوص اين ماه جايگاهي باز كرده و علم را به زيور معنويت آراسته تا در آينده اندوخته هاي علمي براي خدا و در خدمت خلق خدا قرار گيرد.
    انشاالله
    1 ـ صحيفه امام ج 13 ص .413
    2 ـ همان ص 412 ـ .413
    اهتمام و توجه نمودن به خودسازي در اين ماه آنگاه افزون مي گردد كه انسان خود را با بال علم و دانش آراسته كرده باشد و براي سودبخش بودن و مفيد واقع شدن علم براي خود و ديگران در جهت بال ديگر آن يعني معنويت و تقوا تلاش و جديت نمايد
    حضرت امام خميني :
    اگر دانشگاهها واقعا دانشگاه باشد و دانشگاه اسلامي باشد; يعني در كنار تحصيلات متحقق در آنجا تهذيب هم باشد تعهد هم باشد يك كشوري را اينها مي توانند به سعادت برسانند و اگر حوزه هاي علميه مهذب باشند و متعهد باشند يك كشور را مي توانند نجات بدهند.

  • *****
    علم و معنويت


  • محمدعلي رستميان
    هر كس هر چند اجمالا با فرهنگ و سنت اسلامي آشنا باشد اين حقيقت را به راحتي در مي يابد كه اسلام براي علم و دانش ارزش والايي قائل شده است . قرآن كريم آنقدر بر علم و تبعيت از آن تاكيد كرده است كه به نظر مي رسد در طريق هدايت و كمال انسان چيزي را به جز علم نمي پذيرد و هرگونه تبعيت از خيال و ظن و گمان را هدر دادن سرمايه عمر انسان و راهي به ضلالت مي داند1 پيامبر اكرم (ص ) نيز مسلمانان را به كسب دانش حتي با سفر به دورترين نقاط جهان سفارش مي كند2. و امام صادق (ع ) حكمت را از امور ضروري كه مخصوص مومنين بوده و گمشده است برمي شمارد كه هر جا آن را يافت بر مي دارد.3 اما با وجود اينكه علم آموزي بر مسلمانان واجب است آيا هر علمي رهگشاست و راه به مقصود مي برد و هر علمي آنچه را اسلام براي هدايت انسانها طلب مي كند برآورده مي سازد
    در پاسخ به اين سئوال عده اي خواسته اند علوم خاصي را در دايره آن بگنجانند و مثلا علوم ديني را علمي معرفي كنند كه انسان را به سر منزل مقصود مي رساند و اين كار از ساير علوم بر نمي آيد. اما هر چند در احاديث علم به نشانه هاي محكم اخلاق و سنت هاي شرعي تقسيم شده است 4 ولي اين عناوين آنچنان عام است كه تمام علوم مي تواند در محدوده آنها داخل شود. امام خميني قدس سره مي فرمايند كه اگر به علم طلب نجوم هيئت و امثال آن نظر نشانه و آيت بودن داشته باشيم و به علم تاريخ و امثال آن به نظر عبرت بنگريم در نشانه هاي محكم وارد مي شوند و همچنين گاهي اين علوم در دو قسم ديگر يعني اخلاق و سنت هاي شرعي نمود پيدا مي كند.5 بلي در روايات از بعضي علوم كه هيچ نفع دنيوي در برندارد و هيچ وجهي براي نافع بودن در طريق اخروي وجود ندارد نهي شده است .6
    بدين ترتيب اين روايات دلالتي بر اينكه متعلق علم انسان چه باشد وجود ندارد ولي در آنها اشاره اي به نوعي جامعيت در علم انسان وجود دارد. يعني انسان بايد در حوزه هاي مختلف فكري و عملي به نحوي آگاهي و دانش داشته باشد وهر كس در يكي از اين ابعاد از دانش لازم برخوردار نباشد در يكي از ابعاد وجودي خويش ناقص است .
    اما در ارتباط به پاسخ اين سئوال كه آيا هر علمي انسان را به سر منزل مقصود مي رساند با علم خاصي در اين رابطه مد نظر اسلام مي باشد در روايات به نكات جالبي برخورد مي نمائيم . امام صادق عليه السلام عنوان بصري را كه با شوق به سوي آن حضرت شتافته و شعله حقيقت جويي در قلبش روشن شده است به سوي حقيقت علم رهنمون مي كند و علم را نوري معرفي مي كند كه خداوند در قلب انسان قرار مي دهد نه آنچه به واسطه تعليم و تعلم بدست مي آيد.7 اين روايت حقيقتي را درباره علم روشن مي كند كه علم ظاهر و باطني دارد. ظاهر علم امري است كه با الفاظ و مفاهيم و تعليم و تعلم سر و كار دارد و با رفتن به مجالس علمي حاصل مي شود اما حقيقت علم نوري است كه در قلب انسان ايجاد مي شود. اين حقيقتي است كه در احاديث ديگر نيز به نحو ديگري بيان شده است . پيامبر اكرم (ص ) علم را دو قسم مي داند علمي كه در قلب جاي گرفته و علمي كه بر زبان توقف كرده است .8 قسم اول به انسان نفع مي رساند و قسم دوم حجت بر بندگان است .
    بنابراين براي هر علم چه آنها كه در حديث نبوي علم اديان خوانده شده و چه علم ابدان دو جهت وجود دارد جهت ظاهري كه با رفتن به مجالس علمي و دانش استعداد انسان مي تواند به آن نائل شود و مجموعه گزاره هايي را در يابد كه راه عمل در زندگي را به او مي نمايد و به حقايقي در رابطه با عالم دست مي يابد. اما بعد مهم تر علم جنبه باطني آن است كه به حقيقت وجود انسان مربوط مي شود. اين جهت دوم يا نور است و يا ظلمت . زيرا آنكه در ظاهر عالم است يا قلبش نيز علم را درك كرده است و به نور نائل گرديده و يا تنها به ظاهر اكتفا كرده است . آنكه به ظاهر اكتفا كرده است قلبش از نور بهره اي ندارد و هرجا نوري وجود نداشته باشد ظلمت حاكم است و اين همان امري است كه در روايات به جهل تعبير شده است و جهل ملازم با ظلمت و علم ملازم با نور قرار گرفته است 9 .
    اما چگونه راه علم از مظاهر به باطن باز مي شود و چگونه قلب انسان از آنچه آموخته برخوردار مي شود و به عبارت ديگر چگونه روح و جان انسان از معنويت علم برخوردار مي شود و انسان در عالم روحاني علم و دانش غوطه ور مي گردد وقلبش نوراني مي گردد. اين طريقي است كه در سنت از طريق آيات و روايات براي طالبان حقيقت تبيين شده است و در ادامه اين مباحث آن را بيان مي كنيم . اما به طور كلي در راه علم اندوزي مهم ترين امر خودسازي است . خودسازي و غلبه بر هواهاي نفساني راه را براي نوراني كردن علم انسان فراهم مي سازد. از آنجا كه نفس انسان ظرف وجود علم است اگر اين ظرف از آنچه آنرا آلوده مي سازد پاك و طاهر باشد نور الهي در قالب علم بر قلب انسان مي تابد و قلب انسان را نوراني مي كند اما آلودگي ظرف وجودي انسان باعث مي شود كه نور علم با اين ظرف سنخيتي نداشته باشد و راهي به درون وجود انسان نيابد زيرا ظلمت ها آنچنان حجابي براي قلب انسان فراهم ساخته است كه نور الهي بدرون آن نمي تابد.
    البته اين سخن در اينجا ناگفته نماند كه انسان از درون نيز به سرمنشا علم راهي وسيع دارد و كافي است كه حجاب ها از قلب او بر طرف شود تا چشمه قلبش به جوشش بيفتد و از سرچشمه آب زلال علم بر زبانش جاري گردد و اين مضمون آن حديث است كه انسان ها را به اخلاص فرا مي خواند و بر انسان ها نويد مي دهد كه هر كس چهل روز عمل خويش را خالص براي خدا انجام دهد منابع حكمت از قلبش بر زبانش جاري مي گردد.10 بدين ترتيب دو نور علم مطبوع و مسموع 11 به هم گره مي خورد و انساني سرشار از معناي حقيقت جويي و علم مي سازد. ادامه حديثي كه علم را به مطبوع و مسموع تقسيم مي كند بر اين نكته تاكيد مي كند كه علم مسموع بدون مطبوع فايده اي ندارد و از اينرو اين حديث نيز همين مساله را بيان مي كند كه تا انسان حجاب دروني را بر طرف نكند تا علم و حكمت از قلبش سرچشمه گيرد آنچه را از بيرون ياد مي گيرد به او نفع نمي رساند و علمي كه راه تعليم و تعلم مي آموزيم هر گاه به علمي كه در درون ما وجود دارد تلاقي كند اين دو راه را براي تكامل انسان فراهم مي سازد.
    اينك با توجه به آنچه گفته شد بحث را در زمينه علم و اخلاق و علم و عمل ادامه مي دهيم تا رابطه علم و معنويت را بيشتر دريابيم .
    پاورقي :
    1 ـ ر . ك سوره نجم آيه 23 همچنين سوره يونس آيه .36
    2 ـ اطلبو العلم ولو بالعين فان طلب العلم فريضته علي كل سلم . (وسائل الشيعه ج 27 ح 119 33 ) .
    3 ـ الحكمه ضاله المومن فحيثما وجد احدكم ضالته فلياخذه . (كافي ج 8 ص 167 ج 186 )
    4 ـ انما العلم ثلاثه آيه محكمه او فريضه عادله اوسنه قائمه و ما خلاهن فهو فضل (همان ج 1 ص 32 ح ا)
    5 ـ امام خميني قدس سره چهل حديث مركز نشر فرهنگي رجا 1368 ص 335
    6 ـ كافي همان
    7 ـ ليس العلم بكثره التعلم انما هو نور يقذفه الله في قلب من يريد . (بحارالانوار ج 67 ص 139 )
    8 ـ العلم علمان علم في القلب فذلك العلم النافع و علم في اللسان فذلك حجه علي العباد (همان ج 2 ص 37 ح 46
    9 ـ كافي ج 1 ص 29 ج
    10 ـ من اخلص الله اربعين الله ينابيع الحكمه من قلبه علي لسانه (بحارالانوار ج 67 ص 249 ح 25 )
    11 ـ العلم علمان مطبوع و مسموع و لاينفع المسموع اذا لم يكن المطبوع (نهج البلاغه حكمت 338 )
    ظاهر علم امري است كه با الفاظ و مفاهيم و تعليم و تعلم سروكار دارد و با رفتن به مجالس علمي حاصل مي شود اما حقيقت علم نوري است كه در قلب انسان ايجاد مي شود
    انسان از درون نيز به سرمنشا علم راهي وسيع دارد و كافي است كه حجاب ها از قلب او برطرف شود تا چشمه قلبش به جوشش بيفتد و از سرچشمه آب زلال علم بر زبانش جاري گردد

  • *****
    يك جرعه حكمت (3 )


  • كليد گنج دانش

    پيامبر اكرم « ص » فرمود :
    العلم خزائن و مفتاحها السئوال .
    دانش گنجينه هايي است و كليد آن « پرسيدن » است .
    (تحف العقول ص 51 )
    ت ت ت
    گنج را بايد استخراج كرد و گنجينه را بايد گشود.
    در مسير آموختن اصل سئوال و نحوه سئوال و انگيزه سئوال نقش مهمي دارد.
    آنكه نمي پرسد يا از خاصيت معجزه گر « پرسيدن » بي خبر است يا غرور و تكبر مانع آن مي شود و در هر صورت اگر « تواضع براي پرسيدن » نداشته باشد همواره در ذلت جهل باقي مي ماند.
    نحوه سئوال در كيفيت جواب هم تاثير دارد چرا كه پاسخ متناسب با پرسش و پرسشگر است .
    انگيزه پرسيدن نيز بي اثر در دريافت پاسخ نيست و گاهي حكمت در آن است كه سئوالي را بي جواب بگذارند. از اين رو پيشوايان توصيه كرده اند كه براي فهميدن بپرسيد نه براي آزمودن طرف !
    متواضعانه دسته كليدي از سئوالهاي خوب برداريم و گنجينه علوم را بگشاييم و از « سئوال » نگريزيم حيف است كه دانش فرزانگان در نهانخانه سينه هايشان مكتوم بماند و تشنگان محروم پرسيدن عيب نيست ندانستن عيب است !

  • *****
    سروش بيداري


  • امام خميني :
    اساتيد دانشگاه و اساتيد حوزه ها هم به اين خاصه بايد اهميت خاص بدهند كه اگر علم تنهاي بي تقوا باشد ولو علم توحيد باشد ولو علم اديان باشد در آن عالم ارزش ندارد. علم تنها اگر ضررش بر ملتها و بر اسلام بالاتر از نفعش نباشد ـ كه هست ـ بايد گفت كه بي تقوا مي تواند كه يك كشوري را يك انسانهايي را به باد فنا بدهد و آن كسي كه عالم تر است بهتر مي تواند كه مردم را فاسد كند. پس بايد كه همراه اين آموزش آموزش تقوا هم باشد.
    صحيفه امام ج 17 ص 188