روزنامه جمهوري اسلامي 05/08/1382 صفحه عقيدتي

  • اخلاق و آداب دانشجويي
    اخلاق و آداب دانشجو با مردم

  • اعتماد به نفس و نفي خودباختگي
  • فلسفه و آثار روزه (1 )
  • آيت الله خاتمي چهره پرفروغ
  • *****
    اخلاق و آداب دانشجويي
    اخلاق و آداب دانشجو با مردم




  • حجت الاسلام دكتر علي اكبر كلانتري ارسنجاني
    قسمت اول
    اشاره
    مباحثي از موضوع « اخلاق و آداب دانشجويي » در ماه مبارك رمضان سال گذشته و تداوم بعضي ديگر از آنها در طول سال از نظر خوانندگان گرامي گذشت . اينك ادامه اين مباحث ارزشمند را تقديم مي كنيم .
    مقدمه
    اكنون كه دانشجو خود را شناخت و در پيوند با « خود » و « خدا » كمالات و كاستي هاي اخلاقي خويشتن را دريافت مي تواند با بصيرت هر چه بيشتر معاشرت سازنده و ايده آل خود با ديگر گروه هاي اجتماعي را رقم زند. بديهي است در اين مرحله نيز با مجموعه اي از كاستي ها و كمالات روبرو است كه شناخت دقيق آنها نقشي تعيين كننده در انتخاب مكانت و رويكرد اجتماعي او دارد. به ديگر سخن زندگي ايده آل و سعادت آميز او مرهون رفتار معقول فردي از يك سو و اخلاق صحيح اجتماعي از سوي ديگر است .
    پيش از ورود در مباحث اين بخش نقل گفتاري از پيشواي بزرگ شيعه امام جعفر صادق (ع ) در پيوند با اخلاق اجتماعي و اهميت آن سودمند است :
    « هر گاه شخصي از شما (شيعيان )... راست گفتار باشد و اداي امانت نمايد و خلق خود را با مردم نيكو سازد گفته مي شود اين شخص « جعفري » است و اين موجب سرور و خوشنودي من است ... و اگر رفتار او بر خلاف اين باشد بلا و ننگش متوجه من است و گفته مي شود ادب جعفر چنين است . » 1
    ملموس ترين اثر خلق و خوي صحيح اجتماعي عدم تجاوز به حقوق ديگران و رعايت همه جانبه آن است . امر مهمي كه گاه در زندگي انسانهاي برجسته به نمونه هاي ظريف آن برمي خوريم .
    وقتي حجاج بن يوسف دستور دستگيري كميل بن زياد را صادر كرد وي بر حسب وظيفه اي كه در حفظ جان داشت فرار نمود و خود را از چشم ماموران حجاج پنهان داشت . در پي اين امر حجاج فرمان داد حقوق طايفه كميل از بيت المال قطع شود تا او در اثر فشار خود را تسليم نمايد. كميل با آگاهي يافتن از اين خبر به منظور اينكه طايفه اش از حقوق خود محروم نشوند خويش را تسليم كرد با اين كه به ستمكاري حجاج و كشته شدن خود يقين داشت و سرانجام نيز به دست او كشته گرديد2.
    يكي از همراهان امام خميني (ره ) در نجف نقل مي كند : روزي ايشان به منظور شركت در نمازجماعت روانه اطاق بيروني منزل شد ولي هنگام ورود به آنجا ناگهان متوقف گرديد و از رفتن باز ايستاد. سبب اين امر آن بود كه كفش كن اطاق از كفش هاي مردمي كه براي حضور در نماز آمده بودند انباشته شده بود به طوري كه جاي پا گذاشتن نبود. ديگران به راحتي پا روي كفش ها گذاشته وارد مي شدند ولي امام از اينكار خودداري نمود و تا وقتي كفش ها از سر راه برداشته نشد وارد نگرديد3.
    بر طبق حديثي از امام صادق (ع ) آن حضرت اهتمام به حقوق مردم را از آثار دين مداري و خدامحوري مي داند و مي فرمايد : « من عظم دين الله عظم حق اخوانه » 4 « هر كس دين خدا را بزرگ بدارد حق برادران خود را بزرگ مي شمارد. »
    فصل نخست : كمالات
    چگونگي رفتار با استاد
    پيشرفت خيره كننده دانش و رشد همه جانبه تكنولوژي و گسترش ارتباطات جهاني عليرغم آثار ميموني كه براي جامعه بشري در پي داشته كاستي هاي فراواني را نيز موجب شده است كه مهم تر از همه سست شدن اصول اخلاقي جوامع و آسيب ديدن فضايل انساني ملتها است .
    از باب نمونه در مجامع و مدارس علمي پيشين شاهد وجود پيوند نيرومند عاطفي و علقه گسست ناپذير معنوي ميان استاد و دانشجو بوديم اين پيوند از چنان استحكامي برخوردار بود كه گاه به سر حد عشق و ايثار مي رسيد.
    امام خميني (ره ) هر گاه در آثار مكتوب خويش به مناسبتي از استاد خود مرحوم آيت الله شاه آبادي نام مي برد پس از ياد كرد نام او به « روحي فداه » (=جانم به فدايش ) تعبير مي كند.
    از مرحوم آيت الله حائري يزدي پايه گذار حوزه علميه قم نقل شده است كه گفت :
    « توفيقاتي كه در زندگي نصيبم شد و توانستم در پرتو آن حوزه را تشكيل دهم همه مرهون خدماتي است كه به استادم مرحوم سيدمحمد فشاركي كرده ام .
    زماني ايشان به شدت بيمار شدند و كار بدان جا كشيد كه مدت شش ماه براي قضاي حاجت ايشان طشت مهيا و بدين عمل افتخار مي كردم . » 5
    يكي از شاگردان علامه طباطبايي مي نويسد.
    « ايشان نسبت به استاد خود مرحوم آيه الله قاضي علاقه و شيفتگي فراوان داشت . يك روز من به ايشان عطر تعارف كردم . وي پس از گرفتن آن تاملي نموده گفت : « دو سال است كه استاد ما مرحوم قاضي رحلت كرده اند من از آن وقت تا حالا استعمال عطر نكرده ام . »
    ناقل اين نكته مي افزايد : از زمان رحلت استاد ايشان تاكنون كه سي و شش سال مي گذرد هنوز نديده ام ايشان استعمال عطر كند6.
    استاد شهيد مرتضي مطهري در آثار خود از استاد خويش چنين ياد مي كند : « حضرت استاد علامه طباطبائي روحي فداه » 7
    گرچه مقامات بلند علمي و معنوي اين گونه اساتيد در تكريم و احترام گذاري شاگردان نسبت به آنان تاثير فراوان داشته است ولي نقش آموزه هاي ديني و اسلامي در اين زمينه را نيز نبايد ازنظر دور داشت .
    بر اساس آنچه از مجموعه اين آموزه ها استفاده مي شود نقش مربي و معلم افاضه كمالات از جمله دانش و آگاهي به مربي و زدودن كاستي هاي نفساني از جمله جهل و ناداني از او است . به عبارت ديگر نقش مربي تكميل نمودن متربي و افزودن بر مراتب وجودي او است بنابراين در استمرار حيات انساني او و جهت دهي بدان سهم و نقش تعيين كننده اي دارد.
    در احاديث مي خوانيم : از اسكندر (كه به حسب ظاهر مقصود از او ذوالقرنين است ) پرسيده شد : سبب چيست معلمت را بيش از پدر تكريم مي كني وي پاسخ داد : زيرا معلم سبب حيات باقي من و پدرم سبب حيات فاني من است 8.
    طبيعي است انجام گرفتن اين خدمت بي بديل توسط مربي سبب مي شود براي او حقوقي بر عهده متربي ثابت شود كه رعايت آنها موجب افزايش توفيقات علمي از يك سو و تقرب به آستان ربوي از سوي ديگر مي شود چنان كه كوتاهي ورزيدن در اين باب نيز سلب كننده توفيقات و سبب دوري از درگاه الهي خواهد شد.
    پاورقي :
    1 ـ حر عاملي وسائل الشيعه ج 8 ص 398
    2 ـ فيض كاشاني محجه البيضا ج 4 ص 198
    3 ـ محمدرضا اكبري زيباييهاي اخلاق ص 63 با اندكي تصرف
    4 ـ محمدباقر مجلسي بحارالانوار ج 71 ص .287
    5 ـ رضا مختاري سيماي فرزانگان ص 268
    6 ـ سيد محمدحسين تهراني مهر تابان ص 15 با اندكي تلخيص و تصرف
    7 ـ از جمله در كتاب سيري در نهج البلاغه ص 72
    8 ـ شهيد ثاني منيه المريد ص 241

  • *****
    اعتماد به نفس و نفي خودباختگي


  • شما در اين مدتي كه انقلاب كرديد و قيام كرديد خودتان باورتان آمد و به دولت هاي مستضعف و ملت هاي مستضعف هم باورا نديد كه مي شود در مقابل آمريكاي جهانخوار و شوروي جهانخوار ايستادگي كرد... قيام مردانه كرديد و در مقابل آنها ايستاديد و همه آنها را دستشان را از كشور خودتان قطع كرديد و ديديد كه يك مطلبي است امكان دارد و شما خودتان مي توانيد در عين حالي كه قدرت نظامي تان مثل آنها نيست و قدرت صنعتي تان مثل آنها نيست لكن مي توانيد ايتسادگي كنيد...
    اين پيروزي كه شما به دست آورديد براي اينكه باورتان آمده بود كه مي توانيد باورتان آمده بود كه آمريكا نمي تواند به شما تحميل بكند. اين باور اسباب اين شد كه آن كار بزرگ معجزه آسا را شماها انجام داديد و اگر چنانچه شما ملاحظه مي كنيد كه در اين دو سال در كشور ما صنعت هاي زيادي كه آنها انجام مي دادند... و باورتان باشد كه خود ما هم مي توانيم صنعتي داشته باشيم و مي توانيم ابتكاري داشته باشيم همين باور توانائي شما را توانا مي كند. اساس اين باور است كه آنها از ما گرفته بودند آنها ما را از همه چيز تهي كرده بودند به طوري كه افكار ما باورهاي ما همه وابستگي داشت .
    باشد]داشته [اگر افكار يك ملتي وابستگي به قدرت بزرگي تمام چيزهاي آن ملت وابستگي پيدا مي كند عمده اين است كه افكار شما آزاد بشود افكار شما از وابستگي به قدرتهاي بزرگ آزاد بشود. اگر افكار شما آزاد شد و باورتان آمد كه ما مي توانيم كه صنعتمند و صنعتكار باشيم خواهيد بود. اگر افكارتان و باورتان اين باشد كه ما مي توانيم مستقل باشيم و وابسته به غير نباشيم خواهيد توانست .
    اگر كشاورزان ما باورشان اين باشد كه ما مي توانيم در كشاورزي به جائي برسيم كه صادر كنيم و وابسته به غير نباشيم بلكه ديگران به ما محتاج باشند مي توانند. اگر شماهائي كه در صنعت هستيد و در پرسنل صنعتي كار مي كنيد در ارتش اين باور را داشته باشيد و به تجربه اين باور را امروز داريد كه مي توانيد صناع باشيد و مي توانيد كارهاي ابتكاري بكنيد خواهيد توانست .
    در صنعت كارهاي بسيار مثبت انجام گرفته است و من اميدوارم كه از اين به بعد كارهاي بالاتر انجام بگيرد به طوري كه دست ما به طرف غرب و شرق دراز نباشد و خود ما بتوانيم كارهاي خودمان را انجام بدهيم خود ما بتوانيم كه كشور خودمان را به استقلال تام تمام بدون وابستگي در هيچ امري از امور به غير بتوانيم اداره بكنيم . باورمان بيايد كه ما هم مثل ساير موجودات عالم مي توانيم كارهائي انجام بدهيم . با اين باور انشاالله به پيش برويم .
    (از سخنان حضرت امام خميني آئين انقلاب اسلامي ص 178 و 179 )

  • *****
    فلسفه و آثار روزه (1 )


  • حضرت علي (ع ) مي فرمايد :
    1 ـ كم من صائم ليس له من صيامه الا الجوع و الظما وكم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العنا حبذا نوم الاكياس و افطارهم .
    چه بسيار روزه داري كه از روزه خود جز گرسنگي و تشنگي بهره اي نبرد و بسيار شب زنده داري كه از شب زنده داريش بهره اي غير از بيداري و رنج ندارد چه خوب است خواب عارفان زيرك و افطارشان .
    2 ـ لكل شي زكاه و زكاه البدن الصيام .
    براي هر چيز زكاتي است و زكات بدن روزه گرفتن است .
    3 ـ فرض الله الصيام ابتلا لاخلاص الخلق .
    خداوند روزه را آزمايشي براي اخلاص بندگانش قرار داد.
    4 ـ قال عليه السلام في بعض الاعياد : انما هو عيد لمن قبل الله صيامه و شكرقيامه و كل يوم لايعصي الله فيه فهو عيد.
    امام (ع ) در يكي از اعياد فرمود : همانا امروز عيد است براي كسي كه روزه اش مورد قبول و شب زنده داريش مشكور باشد و هر روزي كه در آن معصيت خدا نشود آن روز عيد است .
    5 ـ الصوم عباده بين العيد و خالقه لايطلع عليها غيره وكذلك لايجازي عنها غيره .
    روزه عبادتي است ميان بنده و آفريدگارش و كسي غير از او بر آن آگاه نمي گردد و همچنين كسي غير از او بدان پاداش نمي دهد.

  • *****
    آيت الله خاتمي چهره پرفروغ




  • در پنجم آبان 1367 ه' . ش آيتالله خاتمي نماينده امام رضوانالله تعالي عليه وامام جمعه يزد پس ازيك دوره بيماري در سن 84 سالگي دارفاني را وداع گفت .
    روحاني بزرگوار و عالم رباني آيتالله حاج سيد روحالله خاتمي در سال 1342 قمري در خانواده اي از اهل علم و روحانيت در اردكان يزد ديده به جهان گشود. آيتالله خاتمي مقدمات تحصيل را در اردكان آموخت وسپس جهت كسب معلومات بيشتر راهي حوزه علميه اصفهان شد واز همان ابتدا داراي زندگي ساده و محدود بود. آيتالله خاتمي در نزد اساتيدي همچون حاج ميرزا علي شيرازي شيخ محمد خراساني سيدمحمد باقر نجفآبادي حاج آقا رحيم ارباب كسب فيض كرد وپس از 12 سال اقامت در اصفهان در سال 1354 قمري به اردكان مراجعت نمود وبه تبليغ احكام دين و مبارزه با جريانات انحرافي پرداخت واين تلاش او تا زمان قيام 15 خرداد ادامه داشت . مرحوم خاتمي در جريان واقعه پانزده خرداد وپس از آن به ادامه تبليغ و مبارزه در پرتو رهبري امام خميني (ره ) پرداخت وپس از پيروزي انقلاب اسلامي از سوي امام بزرگوار به امامت جمعه اردكان منصوب گرديد وپس از شهادت آيتالله صدوقي نيز به امامت جمعه يزد منصوب گشت .
    مرحوم آيتالله خاتمي در سنگر امامت جمعه يزد همچنان به فعاليتهاي مستمر و سازنده خويش ادامه داد و منشا خير و بركات فراوان گرديد.
    او داراي خصوصيات وخصائل نيك اخلاقي بود و همين ويژگي ها او را بصورت يك انسان زاهد و خودساخته درآورده بود.
    آن عالم والامقام به تهذيب و تزكيه نفس اهميت فراواني قائل بود وبه همين دليل علاوه بر آنكه خود شديدا مقيد به رعايت موازين اخلاقي ورفتاري بود ديگران را نيز به اهتمام به خودسازي و تهذيب نفس ترغيب مي نمود وبراي تحقق اين هدف والا تشكيل كلاسهاي درس اخلاق را جهت شرح وتبيين دستورات اخلاقي ائمه هدي (ع ) ضروري مي دانست و خود بعنوان استاد و معلمي آشنا به معارف دين به تدريس علم اخلاق همت مي گماشت .
    او با آنكه توجه اي خاص به اخلاق داشت لكن هرگز به بهانه اخلاق از مسئوليتهاي اجتماعي وپيكار ومبارزه مستمر با عوامل ظلم و جور وفساد كنار نكشيد. همچنين هيچگاه به بهانه مبارزه و حضور در ميادين سياسي واجتماعي اخلاق وخودسازي وتلاش جهت تزكيه نفس و پالايش درون از آلودگي ها را رها ننمود وبه تبعيت از تعاليم مقدس اسلام وسيره و روش پيامبر اكرم (ص ) وائمه دين (ع ) شير روز بود وپارساي شب .
    سعه صدر تهجد وشب زنده داري مبارزه با تحجر خوشرويي و تحمل آرا ونظرات ديگران از جمله صفات وخصوصيات آن عالم رباني بود.
    سرانجام اين عارف وارسته وعالم مجاهد در سن 84 سالگي پس از عمري مجاهدت و مبارزه در راه احياي دين و مجد و عظمت مسلمين دارفاني را وداع گفت ودر جوار رحمت حق آرميد.