روزنامه جمهوري اسلامي 05/08/1382 صفحه سرمقاله
*****
آدم هاي غربي ها


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    از روزي كه استعمار غرب شكل گرفت تصميم دولتهاي غربي اين شد كه به كشورهاي بقول آنها جهان سوم اجازه پيشرفت در زمينه هاي علمي و صنعتي ندهند. اين يك تصميم عام است كه شامل همه كشورها و ملت هاي بقول آنها جهان سومي است و اگر كشور و ملتي بخواهد قدمي در اين زمينه بردارد حتما بايد به استعمارگران غرب تضمين بدهد كه در اختيار و كاملا كنترل شده است و خارج از اراده آنها عمل نخواهد كرد.
    ايران در ميان كشورهائي كه اين تصميم شامل آنهاست هميشه از بيشترين حساسيت ها برخوردار بوده و اكنون نيز هست . دلايل حساسيت استعمارگران نسبت به ايران بسيار زياد است ازجمله سابقه استعمارستيزي مردم ايران واقعه تنباكو نهضت مشروطيت و در دهه هاي اخير نيز انقلاب اسلامي ايران . اينها بخشي از دلايلي هستند كه استعمارگران غربي را نسبت به ايران حساس كرده و آنها مصمم هستند ايران را محروم از پيشرفت هاي علمي و صنعتي نگهدارند.
    اجراي اين تصميم ابزارهاي مخصوص به خود را نياز دارد كه نيروي انساني همواره مهمترين ابزار است . براي غربي ها واقعه تنباكو و فتواي بسيار مهم ميرزامحمدحسن شيرازي معروف به ميرزاي بزرگ كه ناصرالدين شاه و دولت انگليس را وادار به عقب نشيني و لغو قرارداد استعماري « رژي » كرد بسيار درس آموز بود. از همان زمان آنها تصميم گرفتند ايران را در راس فهرست حساسيت هاي خود قرار دهند و براي اجراي تصميم خود مبني بر جلوگيري از رسيدن ملت ايران به پيشرفت هاي علمي و صنعتي اقدام به تربيت آدم هائي كه بتوانند همچون ابزار براي آنها عمل نمايند و در موارد لازم به نفع آنها كار كنند نمودند. تربيت موردنظر غرب بويژه انگليس در آن زمان و آمريكا در نيم قرن اخير بيگانه كردن افراد نسبت به فرهنگ اسلامي و هويت ملي از طريق شستشوي كامل مغزي بود. آنها اين كار را با مهارت انجام دادند و بهره فراواني نيز از آن بردند كه يكي از آنها سواركردن اين عناصر بر موج مشروطه خواهي و منحرف كردن آن تا سر درآوردن از استبداد رضاخاني و ديگري سوارشدن بر موج نهضت ملي و زمينه چيني براي كودتاي 28 مرداد و پايان دادن به آن نهضت و استقرار استعمار آمريكائي در ايران براي 25 سال و تا 22 بهمن 1357 بود .
    بعد از پيروزي انقلاب اسلامي نيز آمريكا و انگليس تصميم گرفتند از « آدم » هاي خودشان براي سوارشدن بر موج استفاده كنند ولي موج انقلاب آنقدر قوي بود كه آنها را زمين زد و با قدرت به پيش رفت . اين تلاش اكنون چند سالي است كه دوباره آغاز شده و در ماجراي پروتكل الحاقي انرژي اتمي خود را نشان داده است . در روزهاي بعد از پذيرش قطعنامه 598 و پايان جنگ تحميلي مقاله اي در يكي از روزنامه هاي عصر چاپ شد كه عصر خردگرائي را نويد داده بود. مفهوم اين تعبير اين بود كه تا آن روز كارها براساس خرد صورت نميگرفت . امام خميني بشدت عليه اينگونه تعبيرات كينه توزانه و مطالبي از اين قبيل كه توسط بعضي عناصر ساده لوح و مرعوب در آن روزها بيان ميشد بر آشفتند و در پيام مهمي اعلام كردند كه از آنچه در جنگ انجام داده ايم حتي يك لحظه هم پشيمان نيستم و پيش بيني كردند كه 10 سال ديگر عده اي پيدا شوند كه با توسل به چنين الفاظ و بازي با چنين كلماتي موضعگيري آن روز امام در برابر سلمان رشدي را نيز زير سوال ببرند. آن پيش بيني كاملاب درست از آب درآمد و « آدم » هاي غرب اكنون سالهاست كه مباني امام را زير سوال ميبرند و مبارزه با استكبار را برخورد احساسي و تسليم شدن در برابر خواسته هاي آمريكا را « بلوغ سياسي » و « غلبه عقل بر احساس » مينامند!
    براي اثبات بطلان يافته هاي اين افراد كه « آدم » هاي غرب هستند نيازي به استدلال نيست . هماوائي اين افراد با آمريكا و همپالكي هاي اروپائيش در برابر خرسندي از آنچه در ماجراي پروتكلي الحاقي انرژي اتمي بر سر كشور آمده كافي است كه بوي تعفن خردگرائي و بلوغ سياسي مورد نظر اين حضرات را به مشام ما برساند. موضوع آنقدر واضح است كه نيازي به توضيح بيشتر نيست . اين جملات فقط به اين دليل قلمي شده است كه بگوئيم باز هم « آدم » هاي غرب فعال شده اند تا نگذارند ايران از علم و تكنولوژي پيشرفته روز برخوردار باشد.