به مناسبت سالروز رحلت ميرزاي شيرازي رهبر انقلاب تنباكو
خبري كه عصر روز چهارشنبه 24 شعبان 1312 هـ . ق در
شهر سامرا پخش شد
چنين بود : « ميرزاي شيرازي به لقاالله
پيوست » . خبر بسيار كوتاه بود اما همين خبر كوتاه در كم تر از
چند دقيقه موج بزرگي از اضطراب
حزن
غوغا و ناله هاي
جان سوز در ميان مردم شهر پديد آورد. اين موج
با شتاب و
سرعتي ناباورانه
فورا محدوده شهر سامرا و بغداد را درنورديد
و به تمام عراق رسيد و آن گاه از عراق نيز گذشت و در همه
جهان اسلام به ويژه در ايران و جهان تشيع پخش
شد.
گرچه در آن روز ميرزاي شيرازي حدود 82 سال سن
داشت و به برونشيت نيز مبتلا بود
ولي هركس خبر درگذشت
اين مرجع بزرگ را مي شنيد
فورا ذهنش متوجه توطئه و
جنايت دشمنان جهاني اسلام
به ويژه انگليس مي شد. البته
گمان نكنيد مردم به اصطلاح گرفتار « توهم توطئه » شده بودند
بلكه آن ها مي دانستند سرسخت ترين
قدرتمندترين و
پرنفوذترين دشمن انگليس و ساير ابرقدرت هاي ضداسلام
ميرزاي شيرازي است و مسلما انگليس طرح ها و برنامه هاي
توطئه آميز متعددي عليه اين مرجع بزرگ در سرپرورانده است .
مردم آن روز نيز مثل مردم متدين و هوشيار امروز
نمي خواستند چشمان خود را ابلهانه و يا مزورانه و نوكرمآبانه
بر روي واقعيت هاي بسيار آشكار ببندند و دشمني هاي گسترده
و عميق استعمار و توطئه هاي نهان و عيان آن را عليه دين
ميهن و روحانيت و مراجع اسلام ناديده بگيرند و به منظور
كمك به تبليغات و جنگ رواني دشمن
چنين ابراز كنند كه اين
واقعيت ها « توهم توطئه » است !
ترديد مردم زماني افزايش يافت كه پس از بررسي ها و
گفت و گوهايي چنين مشخص شد كه از آن پزشكي كه به تازگي
در سامرا پيدا شده بود و به عنوان طبيب به محل سكونت
ميرزاي شيرازي رفت و آمد داشت
ديگر خبري نيست و مردم
هر قدر از اين پزشك سراغ مي گيرند نمي توانند او را بيابند. به
همين دليل
براي عده زيادي اين يقين حاصل شد كه ميرزاي
شيرازي توسط آن پزشك كه از عمال انگليس بود
مسموم شده
و به شهادت رسيده است .
خلاصه اين كه مردم سامرا آن شب را با سوزوگداز به سر
بردند و بي تابي ها كردند. بي تابي و شيون مردم زماني افزايش
يافت كه فرداي آن روز
خبردار شدند كه قرار است پيكر پاك
ميرزاي شيرازي طبق وصيتش به نجف اشرف منتقل و در آن
جا به خاك سپرده شود.
هنگامي كه پيكر ميرزاي شيرازي آماده انتقال شد
مردم در
قالب دسته هاي بزرگ و كوچك به نوحه خواني و سينه زني
مشغول شدند. در آن ساعت در سامرا قيامتي برپا شده بود.
انبوه مردم درحالي كه به شدت سينه مي زدند و مي گريستند و
پرچم هاي سياه عزا را در فضاي شهر مي چرخاندند
پيكر پاك
ميرزاي شيرازي را بدرقه و تشيع كردند. آنچه در سامرا
گذشت
تازه اول ماجرا بود
زيرا كاروان حامل پيكر پاك
ميرزاي شيرازي در طول راه به هر روستا و يا شهري كه
مي رسيد
مراسم استقبال از اين پيكر پاك و تشييع آن افزايش
مي يافت . حتي در بين شهرها و روستاها نيز افراد قبايل مختلف
همين كه از عبور كاروان حامل پيكر ميرزاي شيرازي آگاه
مي شدند
با حالتي كه خارج از توصيف است
از كوهستان ها
و دشت ها به كنار جاده مي آمدند و فرسنگ ها مسافت را
مي پيمودند تا بتوانند سهمي در استقبال و تشييع پيكر اين
مرجع بزرگ داشته باشند و با رهبر ديني و مذهبي خود كه
پشت استعمار
استكبار و ستمگران را لرزانده بود
وداع گويند.
گرچه مركب هايي براي حمل صندوق حاوي پيكر ميرزاي
شيرازي در تمام طول راه آماده بود
ولي مردمي كه در اين مسير
طولاني قرار داشتند
اجازه نمي دادند پيكر پاك آن مرجع بزرگ
از دوش پيروان داغدارش بر پشت مركب ها انتقال يابد. پديد
آمدن چنين وضعي دور از انتظار نبود
زيرا مردم روستاها و
شهرهايي كه در طول مسير بودند و همچنين قبايلي كه در
مناطق بين راه حضور داشتند
معمولا چندين فرسنگ به
استقبال كاروان حامل پيكر ميرزاي شيرازي مي شتافتند و
چندين فرسنگ نيز آن را تشييع و بدرقه مي نمودند و پيوسته
گروه هاي عشايري و مردم شهرها و روستاها پيكر مرجع خود
را دست به دست و دوش به دوش انتقال مي دادند.
استقبال از كاروان حامل پيكر ميرزاي شيرازي و تشييع
اين پيكر پاك به مردم و شيعيان اختصاص نداشت و همه
مسلمان هايي كه در طول مسير بودند
برخود واجب مي دانستند
به اين مرجع بزرگ و استعمار ستيز اداي احترام نمايند. حتي
غير مسلمان ها و اقليت هاي مذهبي نيز همراه مسلمان ها به
استقبال پيكر پاك ميرزاي شيرازي مي شتافتند. ماموران اداري
و نظامي دولت عثماني تحت تاثير عظمت ميرزاي شيرازي و
تحركات غيرقابل توصيف مردم قرار گرفتند و در شهرهايي مثل
بغداد
مراسم رسمي استقبال و تشييع اجرا كردند و با
تفنگ هايي كه دهانه لوله آن ها به علامت عزا به طرف پايين بود
و همچنين با پرچم هاي نيمه افراشته
در مراسم استقبال و
تشييع پيكر ميرزاي شيرازي شركت كردند.
بالاخره كاروان حامل پيكر پاك ميرزاي شيرازي پس از
پشت سر نهادن شهرهاي سامرا
كاظمين
بغداد
كربلا و ده ها
شهرك و روستايي كه در طول مسير بود
آخر شعبان
1312 هـ ق به نجف اشرف رسيد . اين كاروان در حالي وارد
نجف اشرف شد كه در وجب به وجب اين مسير طولاني
شاهد
مراسم متعدد
سوگواري ها و تجمعات پرحزن و شور و ... شده
بود و جلوه هاي كم نظير عشق مردم به رهبر استعمارستيز را
نگريسته بود. در نجف اشرف
به هنگام خاك سپاري پيكر پاك
ميرزاي شيرازي
بار ديگر طوفاني از حزن و اندوه و ناله فضاي
شهر را در هم پيچيد و قيامتي به پا شد كه بسيار ديدني و
عبرت آموز بود...
به راستي چه چيز باعث شد مردم در جريان رحلت
ميرزاي شيرازي چنين شور و غوغايي و چنين قيامتي كه فقط
به گوشه اي از آن اشاره شد
به پا كنند آيا اين شور و غوغا
علتي غير از اين داشت كه ميرزاي شيرازي در اوج تقوا و
طهارت و علم و معرفت قرار گرفته بود و ستيز بنيادي با
استكبار
استعمار و ستمگران را شيوه خود ساخته و خدمت
خالصانه به دين و مسلمانان را برعهده گرفته بود.
آيت الله العظمي سيدمحمدحسن حسيني مشهور به
ميرزاي شيرازي
مرجع و رهبر بزرگي بود كه كارنامه اي بزرگ
طويل و فروزان و درخشان از خود به يادگار نهاد. كارنامه چند
بعدي و همه جانبه اي كه نه تنها در زمان خودش پر بهره و
تاثيرگذار و تحول آفرين بود بلكه اكنون بيش از يك قرن است
كه همچنان مي درخشد و الهامبخش تعهد
تدين
فضيلت و
مبارزه قاطع و بي امان با استكبار و دشمنان جهاني و محلي
اسلام مي باشد. كارنامه قطور و درخشان ميرزاي شيرازي
چيزي نيست كه بتوان آن را در يك مقاله خلاصه كرد. بنابراين
فقط فهرست وار به گوشه اي از عظمت شخصيت و كارنامه
درخشان آن مرجع بزرگ و رهبر انقلاب استعمارستيز تنباكو
اشاره مي كنيم .
در صدر اقدامات سياسي ميرزاي شيرازي مبارزه بنيادي با
استعمار انگليس و رهبري انقلاب پيروزمند تنباكو است .
واگذاري امتياز انحصاري خريد و فروش توتون و تنباكو به
شركت رژي انگليس
در ظاهر تسلط يافتن همه جانبه استعمار
انگليس بر اقتصاد و ذخاير و معادن ايران بود
ولي در باطن
برنامه اي كه در پوشش اين امتياز قرار بود اجرا شود
بسيار
مهلك تر از تسلط صرف اقتصادي و مالي و به فقر و فلاكت
انداختن مردم و جامعه توسط انگليس محسوب مي شد. در
واقع اخذ اين امتياز توسط انگليس معنايي غير از اين نداشت
كه انگليس در استمرار جنگ هاي صليبي عليه اسلام
در يكي از
بزرگ ترين و مهم ترين سرزمين هاي مركزي جهان اسلام
(ايران ) به پيروزي كامل دست يافته است و مي خواهد
ناكامي هاي غرب در جنگ هاي پيشين صليبي را با چنين
قراردادها و امتيازگيري هايي جبران كند. به همين دليل بود كه
بلافاصله پس از انعقاد قرارداد رژي
بيش از 200 هزار نفر از
فرنگيان به ايران وارد شدند و هر گروه از آن ها در زمينه اي
مشغول كار گرديدند تا جامعه اسلامي ايران را از درون متلاشي
و مضمحل كنند و آن را به يك جامعه كاملا تحت سلطه غرب
تبديل نمايند. گروهي از اين دويست هزار نفر به بخش
اقتصادي و مالي ايران هجوم بردند و به تصاحب دارايي هاي
جامعه اسلامي ايران مشغول شدند. گروهي به دين و اعتقادات
مردم يورش بردند و در گوشه و كنار كشور
ضمن تبليغ فرهنگ
غربي
به سست كردن باورها و اعتقادات اسلامي مردم
پرداختند. عده اي فرهنگ و رسوم ديني و ملي را هدف قرار
دادند و با روش هاي استهزاآميز در ميان مردم نسبت به رسوم و
فرهنگ اسلامي و ايراني ترديد افكني نمودند. گروهي از طريق
رواج دادن فحشا و فساد اخلاقي و سرگرم كردن جوانان به
عياشي و امور حيواني
هجوم خود را آغاز كردند. خلاصه اين
كه دويست هزار نفري كه به بهانه اجراي قرارداد رژي به ايران
سرازير شده بودند
هر يك طبق برنامه از پيش تعيين شده در
زمينه اي مشغول فعاليت گرديدند. به همين دليل است كه برخي
مورخين نوشته اند انگليس بعد از اخذ امتياز توتون و تنباكو
در جامعه ايران درست مثل يك كشور فاتح رفتار مي كرد و
گويي مي خواست ايران را با تمام فرهنگ و اقتصاد و دين و
سرزمينش يكجا ببلعد.
هنگامي كه ميرزاي شيرازي چنين ديد و احساس كرد كه
جنگ هاي صليبي با تمام ابعادش در ايران شعله ور شده است و
انگليس در اثر غفلت
ناداني
سستي
ذلت پذيري و
بي عرضگي شاه قاجار اين جنگ را به درون ايران كشانده
است
با صدور فتواي معروف خود (اليوم استعمال توتون و
تنباكو باي نحو كان در حكم محاربه با امام زمان صلوات الله
عليه است ) رهبري انقلاب تنباكو را در دست گرفت و همه
برنامه هاي استعمار انگليس را به هم ريخت . در واقع ميرزاي
شيرازي با يك جمله
كار هزاران مرد مسلح را انجام داد و
انگليس و غرب را در يك مرحله ديگر از جنگ هاي صليبي
ناكام كرد و طعم تلخ شكست را بر آن ها چشاند.
ميرزاي شيرازي در افغانستان نيز با استعمار انگليس و
عوامل آن درگير شد. در آن زمان توطئه هاي اختلاف افكنانه
عوامل انگليس و كشتارهايي كه به دست اين عوامل صورت
مي گرفت
جامعه اسلامي افغانستان را در پرتگاه سقوط قرار
داده بود و انگليس سعي مي كرد از اين طريق بر اين كشور تسلط
قاطع پيدا كند
ولي ميرزاي شيرازي با تلاش مستمر خود اين
توطئه استعماري را خنثي كرد.
در برابر اختلاف افكني هاي مداوم انگليس در جهان اسلام
كه مهم ترين ابزار اين استعمارگر براي تسلط بر جهان اسلام
بود
ميرزاي شيرازي مسلمانان را به وحدت فراخواند و
بدين ترتيب در كل جهان اسلام در برابر سياست انگليس
ايستاد. ميرزاي شيرازي به منظور مقابله با برنامه هاي
اختلاف افكنانه استعمار انگليس
روحانياني را به مناطق
مختلف آسيا و به كشورهاي مختلف اسلامي فرستاد و به آن ها
ماموريت داد با نقشه هاي استعمار انگليس مقابله كنند و در اين
زمينه به مردم آگاهي بدهند. در واقع ميرزاي شيرازي بخش
بزرگي از توان و وقت خود را صرف مقابله با برنامه ها و
توطئه هاي انگليس در سراسر جهان اسلام كرد و از اين طريق
كمك بسيار بزرگي به جهان اسلام نمود. چه بسا اگر اقدامات
ميرزاي شيرازي نبود
انگليس تمام جهان اسلام را مي بلعيد و با
روش هاي مزورانه بر مسلمانان تسلط مي يافت .
ميرزاي شيرازي با استعمار روسيه نيز به شدت مخالفت
مي كرد و همواره با برنامه استعماري اين كشور مقابله مي نمود.
در آن زمان استعمارگران روس همچنان در پي اجراي
برنامه هاي توسعه طلبانه و تجاوزگرانه بودند و به انحاي
مختلف مي كوشيدند به مناطق بيشتري از ايران دست يابند.
يكي از برنامه هاي روس ها در آن زمان ايجاد جاي پاي محكم
در خراسان بود تا از اين طريق بتوانند به ساير اهداف خود
برسند. به همين دليل
روس ها در شهر طوس مشغول خريد
زمين شدند. ميرزاي شيرازي پس از آگاه شدن از اين توطئه
از اين كار جلوگيري كرد و برنامه روس ها را نقش برآب ساخت .
خلاصه اين كه ميرزاي شيرازي علاوه بر اين كه امور
مرجعيت را عهده دار بود و شاگرداني (مثل ميرزامحمدتقي
شيرازي
شيخ فضل الله نوري
آيت الله سيدمحمد كاظم
يزدي
شيخ عبدالكريم حائري
ميرزاحسين نائيني و...)
تربيت كرد و تاليفاتي از خود به يادگار نهاد و امور عمراني مهم
و گسترده اي انجام داد و... در راه مبارزه با استعمار و حفظ
كيان اسلام و مسلمانان نيز گام هاي بلندي برداشت و يكي ديگر
از مراحل جنگ هاي صليبي را با همت و درايت خود به
پيروزي مسلمان ها ختم كرد و ايران را كه در كام استعمار
انگليس فرو رفته بود
نجات داد.
علي وزوايي
واگذاري امتياز انحصاري خريد و فروش توتون و
تنباكو به شركت رژي انگليس
در ظاهر تسلط يافتن
همه جانبه استعمار انگليس بر اقتصاد و ذخاير و
معادن ايران بود
ولي در باطن برنامه اي كه در
پوشش اين امتياز قرار بود اجرا شود
بسيار مهلك تر
از تسلط صرف اقتصادي و مالي و به فقر و فلاكت
انداختن مردم و جامعه توسط انگليس محسوب
مي شد. در واقع اخذ اين امتياز توسط انگليس
معنايي غير از اين نداشت كه انگليس در استمرار
جنگ هاي صليبي عليه اسلام
در يكي از بزرگ ترين
و مهم ترين سرزمين هاي مركزي جهان اسلام
(ايران ) به پيروزي كامل دست يافته است و
مي خواهد ناكامي هاي غرب در جنگ هاي پيشين
صليبي را با چنين قراردادها و امتيازگيري هايي
جبران كند. به همين دليل بود كه بلافاصله پس از
انعقاد قرارداد رژي
بيش از 200 هزار نفر از
فرنگيان به ايران وارد شدند و هرگروه از آن ها در
زمينه اي مشغول كار گرديدند تا جامعه اسلامي
ايران را از درون متلاشي و مضمحل كنند و آن را به
يك جامعه كاملا تحت سلطه غرب تبديل نمايند.
ميرزاي شيرازي در راه مبارزه با استعمار و حفظ
كيان اسلام و مسلمانان گام هاي بلندي برداشت و
يكي ديگر از مراحل جنگ هاي صليبي را با همت و
درايت خود به پيروزي مسلمان ها ختم كرد و ايران
را كه در كام استعمار انگليس فرو رفته بود
نجات
داد

|