روزنامه جمهوري اسلامي 04/08/1382 صفحه جبهه و جنگ

  • نامه اي به بهشت
    بي حضور سبز تو

  • از داستان عاشقي ات بگو
  • پيام امام (ره ) روح بخش ـ پيروزي ساز
  • *****
    نامه اي به بهشت
    بي حضور سبز تو






  • آري پدر! تقدير خواست كه من همه عمرم را بي حضور سبز تو و نوازش گرم دستهايت سپري كنم و هرشب بي تو اين ناله را در خود زمزمه كنم كه : چه غريبانه سفر كردي و كاش بودي تا حضور گرمت را احساس مي كردم هرجا مي روم سخن از شجاعت و جوانمردي توست و مرا فرزند مردي بزرگ مي دانند و مي خواهند درد مرا تسكين بخشند اما خود بهتر مي داني كه هيچ چيز جاي خاليت را براي من پرنمي كند جز ديدار تو هر چند كوتاه و هر چند در خواب . اما افسوس كه به ديدارم نمي آيي . كاش آن هنگام كه بار سفر بستي من بزرگتر بودم تا صورت زيباي ترا در ذهن خود ثبت مي كردم تا سايه اي از آن قامت رعنايت در خيال من باقي بماند.


    پدر هر چند دربين مانيستي اما مي دانم كه هميشه با من بوده اي و با من خواهي ماند.
    روي مه پيكر او سير نديديم و برفت
    بوسه اي زان لب لعلش نچشيديم و برفت
    ايلام ـ فرزند سردار شهيد يادگار اميدي

  • *****
    از داستان عاشقي ات بگو





  • اي كه در سيمايت هراس غربت نمايان بود و در ارتعاش پرالتهاب كلامت شوق فرار پديدار! ديدم ديدم كه تبعيدي اين زميني . توخاكي نبودي ; اصلا براي اين دنيا نبودي . تو آسماني بودي فقط ما را بيچاره خود كردي و رفتي . با هرنگاهت عشق و غيرت را معنا مي كردي و من در آيينه قلبت « ايمان » را به نظاره مي نشستم و حال كه تنها قاب عكسي از تو بر ديوار رنجور اتاقم ماندگار است با برق همان چشمان ومن به دنيايي فراتر از دنياي روز مره پر مي كشم و يخ سرد و سنگين دل را با حضور پرتوهاي روح نواز معبودم آب مي كنم و تنها به اين اميد زنده ام كه با هر سخن و هر نفسي گامي به تو نزديكتر شوم . ولي مي ترسم مي ترسم از اين بار سنگين . از بي جوابي در حضور معشوق در روز محشر و مي ترسم از تو كه نكند يقه ام را بگيري و بگويي « واي بر شما ما خون داديم جانمان را كف دستمان گذاشتيم تك تك لشكر شديم از خوشي هامان گذشتيم ما رفتيم و شما مانديد قراربود زينب گونه باشيد پس كو چشممان را دور ديديد. و هر چه دلتان خواست كرديد. »
    آه ! مي ترسم برادر مي ترسم نمي خواهم دل به شكوه بگشايم اما خدا هم خوب گلچينتان كرد. رسيده ها را برد حالا از آن بالا چه خبر جايت خوب است عجب سوالي ! مگر جايي بهتر از آنجا هم پيدا مي شود. برادر! خودمانيم چه خوب دنيايم را خراب كردي تو كه مي دانستي كسي در اين دنياي وانفسا سرپرستم نيست رفتي رفتي و پشت سرت را هم نگاهي نيانداختي . نگفتي من مي مانم و دنياي تنهايي هايم . نگفتي من مي مانم و عالم طلايي آرزوهايم . لااقل حرفي بزن . از داستان عاشقي ات بگو. از عروس شهادت اما نگو « عروس من شهادت است » و صفير گلوله عقدمان را خواهد خواند و با خون حنجره گلگونم خود را مي آرايم و در ميان هلهله شادي مسلسلها و بارش نقل سرب ها بر حجله سنگر و در همهمه تشييع كنندگان پيكرم تابوتم گلباران مي شود و مشت هاي گره كرده و فرياد الله اكبرها را فروخورده بدرقه راهمان خواهد شد. ديگر نگو نگو كه پيكرم را به آتش مي كشي . آه ! چه دلي داري تو چه سكوتي سرد و سنگين كرده اي چرا ديگر نمي نگري چرا اشكهايم را نمي بيني . بار گناهم مي دانم . شرمنده ام . آه ! روزي اين اداي دين به تو مرا خواهد گشت .
    اما آيا تو مي داني روزگار ما را چگونه به بازي گرفته است من چگونه مي توانم چون تودر برابر معبودم عشوه گري كنم حال آنكه آواز خوش « الله اكبر » از يادها رخت بربسته است . در اين دنيا ديگر عشقي نخواهي جست عشقها همه ناپاك نيك ها هم ريا خوبها هم دورو حرفها همه شعار در اين روزگار حتي آينه ها هم دروغ مي گويند. آه ! چه زيبا بود شبهايي كه مشت هاي بسته تان حريف تيغ هايي بود كه قادر بودند يك آن براي هميشه آسمانيتان كنند. كاش مرا هم با خود مي بردي و رهايم مي كردي از اين دنيايي محشون از تعلقات . اينان آنقدر به خود مشغولند كه فراموش كرده اند در اين عالم آدمياني هم هستند كه با هزار آرزو چشم به در دارند تا شايد يك روز حضور سبز پدر يا برادر را احساس كنند.
    قم ـ صديق

  • *****
    پيام امام (ره ) روح بخش ـ پيروزي ساز




  • گفتگو با سرهنگ مجيد رحيم زاده ; هماهنگ كننده ارتش در استانهاي آذربايجان شرقي و اردبيل
    اشاره : متولد سال 1343 تهران است و بعد از اخذ مدرك ديپلم به استخدام نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي درآمد و پس از گذراندن آموزشهاي لازم در سال 1362 از دوره اول دانشكده افسري فارغ التحصيل شد و بلافاصله در جبهه هاي حق عليه باطل در كنار رزمندگان سعادت حضور يافت . او سرهنگ « مجيد رحيم زاده » اكنون علاوه بر حفظ مسووليت به عنوان هماهنگ كننده ارتش در استانهاي آذربايجان شرقي و اردبيل به نقل از خودش افتخار خدمتگزاري در بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس اين استان را دارد. آنچه در پي مي آيد حاصل گفتگوي خبرنگار ما با ايشان است كه مي خوانيد :
    وقتي جنگ شروع شد شما در چه يگاني خدمت مي كرديد
    بعد از پاكسازي شهر مهاباد از لوث وجود ضدانقلاب توسط تيپ 3 دلاور اينجانب افتخار خدمت در اين تيپ را يافتم . تا اينكه بعد از مدتي ماموريت حراست و امنيت بخشيدن به مرزهاي ميهن اسلامي در منطقه عمومي آلان كه جولانگاه گروهكهاي ضدانقلاب وابسته به استكبار جهاني بود به اين تيپ محول گرديد.
    در اكثر روستاهاي اين منطقه مخصوصا در روستاهاي بيتوش و دولكان و اشكان ضدانقلاب به كمك دشمن بعثي پايگاههايي را ايجاد كرده بود كه جلوتر از بيتوش نيز زندان معروف دولوت قرار داشت و يكي از عمد تاكتيكهاي ضدانقلاب استفاده از وجود مردم شريف آن منطقه به عنوان سپر انساني بود.
    و از سويي نيز دشمن با استفاده از لباسهاي بومي و متحدالشكل چهره خود را در ميان مردم عادي استتار كرده بود كه اين موارد علاوه بر اينكه تشخيص دشمن از مردم عادي را براي ما بسيار دشوار و سخت كرده بود بدليل اينكه به مردم روستاها آسيبي نرسد در تسخير پايگاهها ضدانقلاب از استفاده آتش سنگين و توپخانه محروم بوديم و با اين وجود در طي عملياتهاي مختلفي به صورت جنگهاي پارتيزاني و تن به تن و قدم به قدم با پاكسازي منطقه و تسخير ارتفاعات حساس و استراتژيك و تسلط پر ديده باني و همچنين پايگاههاي دشمن در منطقه از بين رفت و تا پشت مرزها عقب رانده شد و مردم نجيب آن ديار از ظلم و ستم و سلطه عاملين استكبار رهايي يافته و فرزندان راستين خود را در آغوش گرفتند.
    و در يكي از اين عملياتي كه بنده افتخار هدايت تعدادي از رزمندگان كفرستيز اسلام را داشتم از ناحيه دست و سر مجروح شده و به پشت جبهه منتقل شدم .
    بفرمائيد بيشتر در چه عملياتهايي حضور داشتيد و يكي از عملياتهاي بارزي كه از حيث سياسي و نظامي در پيروزي نهايي رزمندگان اسلام و شكست دشمن بعثي موثر بوده است را تشريح فرمائيد.
    بنده علاوه بر شركت در دهها عمليات پاكسازي ضدانقلاب و دشمن بعثي در محورهاي مختلف مرزهاي ميهن اسلامي در عملياتهاي كربلاي 2 ـ نصر 9 ـ بيت المقدس پنج ـ عمليات سكانيان ـ عمليات شناسايي رزمي 14 خرداد و همچنين عمليات كربلاي 7 سعادت حضور در كنار رزمندگان اسلام را داشتم .
    در جواب بخش دوم از سئوال جنابعالي بايد بگويم كه تمامي عملياتهاي رزمندگان اسلام در طول 8 سال دفاع مقدس در جبهه هاي حق عليه باطل در نوع خود بي نظير و ممتاز و بارز بوده اند.
    و از آن جمله است عمليات كربلاي .7 هنوز زمان زيادي از عمليات متهورانه و حماسه آفرين كربلاي 5 در جبهه هاي جنوب و شرق بصره نگذشته و فرزندان اسلام مشغول تار و مار كردن بقاياي نيروهاي زخم خورده و انهدام ماشين جنگي رژيم بعثي در آن منطقه عملياتي بودند كه حركتي نو در جبهه هاي شمال غرب كشور تحت عنوان كربلاي 7 آغاز شد .
    تا جائيكه اين عمليات در كنار ديگر عملياتهاي زنجيره اي كربلا بازتاب جهاني گسترده اي در ميان رسانه هاي گروهي به همراه داشت . بنگاههاي خبري كه عموما عوامل مستقيم استكبار جهاني بودند و در طول 8 سال دفاع مقدس سعي در تحقير توان رزمي رزمندگان اسلام داشتند و در خدمت رژيم بعثي صهيونيستي عراق بكار گرفته شده بودند و در نتيجه بزرگترين پيروزيهاي بدست آمده توسط سپاهيان توحيد را از آزادي خرمشهر تا فاو ناچيز جلوه دادند ليكن اين بار به اجبار سكوت را شكسته و زبان به اعتراف گشودند و به بزرگي اين فتح كه از عنايات خداوند و امدادهاي مولاي متقيان علي (ع ) بود اقرار نمودند و حتي خود رژيم بعثي نيز در راديوهاي خود اين عمليات را بزرگترين عمليات پارتيزاني ايرانيها در بعد از جنگ جهاني دوم توصيف كرد.
    اگر اشتباه نكنم طراحي و فرماندهي اين عمليات توسط ارتش انجام شد.
    بله ! دقيقا . عمليات كربلاي 7 از سلسله عملياتهاي تاريخي رزمندگان اسلام است كه در سحرگاه چهاردهم اسفند ماه سال 65 توسط نيروهاي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران و به ويژه نيروهاي مخصوص و پارتيزانهاي ارتش و دلاوران لشكر 64 اروميه در شرايط بسيار سخت جوي در منطقه اي كاملا كوهستاني كه برودت هوا 28 درجه زير صفر بود و در برخي از بلنديها ارتفاع برف به سه متر مي رسيد انجام گرفت .
    مسووليت شما در اين عمليات سرنوشت ساز چه بود
    در اين عمليات بنده در گروه خط شكن 2 بودم و گروه من در نوك پيكان گردان جنگاوران خط شكن حركت مي كرد و ما توانستيم از كوره راهها و تنگه هاي بسيار باريك و خطرناك عبور كرده و با لباسهاي استتار شده و در اصل غافلگيري در عمق 75 كيلومتري خاك عراق به اهداف از پيش تعيين شده خود برسيم .
    يادم نمي رود وقتي به كانالهاي دشمن رسيديم پرده يكي از سنگرهاي دشمن را كه بالا زدم دو تن از سربازان عراقي در پشت يك تيربار نشسته بودند و نگاهشان دقيقا به پرده بود ولي با عنايت حق تعالي حضور ما را تشخيص ندادند و ما توانستيم در كمترين زمان حدود چهار هدف از شش هدف را بدون درگيري از چنگ دشمن خارج ساخته و دو هدف ديگر را نيز به صورت جنگ تن به تن فتح كنيم .
    در حين اين عمليات به خاطر اينكه عراقيها متوجه حضور ما نشوند از بيسيم بسيار كم استفاده مي كرديم و من بخاطر اينكه فرماندهان را از روند كار مطلع سازم فقط توانستم از بيسيم صوتي كه در گلويم بود نام مقدس حضرت علي (ع ) با عشق و بي اختيار بر دهان جاري سازم و لذا نام اين عمليات كه به نام مبارك حضرت صاحب الزمان (عج ) طراحي شده بود به عمليات مولاي متقيان حضرت علي (ع ) معروف گشت .
    پس بهترين خاطرات شما از اين عمليات است ...
    بله ! بهترين خاطره و فراموش نشدني ترين خاطره بنده در طول 8 سال دفاع مقدس در همين عمليات بود . زيرا كه در رابطه با پيروزيهاي رزمندگان پرتوان و سلحشور لشگر 64 پياده اروميه در عمليات موفقيت آميز كربلاي 7 حضرت امام در پيام زيبايي فرمودند : « شما با اين عملتان قلب مرا خشنود ساختيد و هميشه به شما دعا مي كنم . » و اين پيام چنان روحيه اي به ما بخشيد كه حدود بيست پاتك عراقيها كه توسط نيروهاي عظيمي كه از مناطق ديگر جهت تقويت روحيه شكست خورده دشمن بعثي به اين منطقه استراتژيك گسيل شده بودند ناكام ماند.
    نتايج و دستاوردهاي مهم عمليات كربلايي 7 چه بود
    در عمليات كربلاي 7 نيروهاي ارتش اسلام با كمترين تلفات به ارتفاعات استراتژيك و مهم 2519 و يال اسبي كه از حيث نظامي و ديده باني اهميت خاص نظامي داشت تسلط پيدا كردند و همچنين تعداد زيادي از جنگ افزارها و ماشين آلات نظامي دشمن منهدم و مقادير قابل توجهي از اين جنگ افزارها از جمله تعدادي از تانكهاي پيشرفته تي 76 كه به تازگي وارد سازمان رزمي ارتش عراق شده بود سالم به غنيمت نيروهاي اسلام درآمد و چندين فروند هواپيماي مهاجم عراقي هدف آتش يگان پدافند هوايي قرار گرفت و تعداد زيادي از نيروهاي بعثي كشته و جمعي نيز به اسارت درآمدند و شهرهاي چومان مصطفي كاورت ناويران كام سترلان و همچنين تنگه هاي در بند و هارنا زير ديد و تير مستقيم سپاهيان اسلام قرار گرفت .
    از ايثارگريهاي فرماندهان شجاع ارتش كه با ايشان همرزم بوده ايد برايمان بگوئيد.
    البته جسارت است كه بنده خود را همرزم فرماندهان بخوانم زيرا بنده سرباز كوچكي بيش نبوده ام ولي براي اداي مطلب جا دارد اشاره كنم به تيمسار آذرفر كه از نظر رشادت و تعهد به نظام مقدس جمهوري اسلامي و از ديد نظامي در سطح ممتازي بودند و در عملياتهاي نصر 9 ـ كربلاي 7 و كربلاي 4 و بيت المقدس 5 نقش عمده اي داشتند . و از جمله فرماندهان شجاع ارتش بود كه در راه اعتلاي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران از ناحيه 2 پا آسيب ديده بود و عليرغم آسيب ديدگيهاي شديدي كه داشت همچنان با لباس رزم در جبهه ها به صورت مستقيم حضور پيدا مي كرد.
    از اينكه در اين گفتگو شركت فرموديد. متشكريم .



    حتي خود رژيم بعثي نيز در راديوهاي خود اين عمليات (عمليات كربلاي 7 ) را بزرگترين عمليات پارتيزاني ايرانيها در بعد از جنگ جهاني دوم توصيف كرد.
    ما در اين عمليات توانستيم در كمترين زمان حدود چهار هدف از شش هدف تعيين شده را بدون درگيري از چنگ دشمن خارج ساخته و دو هدف ديگر را نيز به صورت جنگ تن به تن فتح كنيم .