روزنامه جمهوري اسلامي 03/08/1382 صفحه كتاب و كتابخواني
*****
بحران آذربايجان


  • قسمت چهاردهم
    سه شنبه 4 دي
    امروز روز عيد ميلاد مسيح عليه السلام است كه فرانسوي ها آن را نوئل مي گويند. پروتستان ها به اين عيد اهميت زيادي مي دهند. به جهت اختلاف تقويم اين روز پيش روس ها و ارمني ها عيد نيست . راديو هم خبر داد كه اين روز چون در مسكو عيد نيست كنفرانس به طريق عادي خود جريان خواهد يافت . بنابر راديوي تركيه نسبت به نتايج كنفرانس خوش بيني زيادي مابين محافل سياسي حكمفرما است . بنا به خبري كه نصف شب رسيده است اولين تبليغ راجع به كنفرانس نشر شده است و تا دو سه روز ديگر كنفرانس خاتمه خواهد يافت . راديوي طهران مبلغي (مقداري ) از نطق دكتر رادمنش را كه در مجلس ايراد نموده است نقل كرد. رادمنش از تقاضاهاي آذربايجان پشتيباني نمود و درخواست نموده است كه قانون اساسي را تغيير بدهند يا مجلس موسسان تشكيل بدهند تا قضيه را حل بكند. و هم چنين درخواست نموده است كه پول براي اعضاي دولتي بفرستند و سيگار بفرستند. جواب وزير ماليه هم خيلي مسالمت آميز بود كه اينها علايم خوشي است كه در كارها ديده مي شود تا خداوند عالم چه بخواهد. آقا ضيا عموزاده من بنا است كه هشت و نيم صبح بيايد منزل ما تا با هم به ديدن آقايان انگجي برويم .
    من رفتم منزل آقاي انگجي . دكتر مجتهدي هم كه قبلا آمده بود آنجا بود. آقا ضيا هم بعد آمد; ولي آقاي دكتر انگجي باز تشريف نداشتند. قبلا وعده داده بودند. قريب يك ساعت نشسته صحبت نموديم ; برگشتيم منزل .
    عصر رفتيم منزل آقاي خديوي با آقاي حاجي ميرزا خليل آقا(1 ) براي ديدن سرلشگر مقدم كه چند روزي است از طهران وارد شده است . سرلشگر ظاهرا خيلي مودب و مبادي آداب و تربيت شده است . سيماي اشرافي دارد. سنش هم بيشتر از شصت به نظر مي آيد. آمدن او در اين موقع به آذربايجان اگرچه اسباب تعبيرات مختلفه شده است ولي عموما علامت خوبي است و اسباب اميدواري است . امروز كه موعد مجلس ادبي معهود بود جلسه در منزل ما منعقد شده است . به واسطه مسافرت آقاي نخجواني به طهران مجلس مختصرتر و ساده تر شده است .
    چهارشنبه 5 دي
    امروز بالاخره آقاي دكتر انگجي تشريف آوردند براي بازديد. آقا ميرزا حسن آقا و آقا ميرزا مهدي و آقاي دكتر ميرزا عبدالحسين غروي داماد آقا ميرزا حسن آقا انگجي هم با ايشان تشريف آورده بودند. دكتر از طرف وزير فلاحت جديد دعوت شده بود كه ساعت نه در مجلسي كه از مالكين تشكيل مي شود حاضر بشود. ظاهرا عده زيادي از مالكين حاضر بوده اند. در اين مجلس راجع به امور زراعي و روابط مالك و زارع صحبت شده و چند از مالكين انتخاب شده اند در اين مساله قرارنامه تنظيم نمايند. آقاي خديوي و مهندس اردبيلي و آقا ميرزا شفيع ثقه الاسلام از آن جمله اند.
    پنجشنبه 6 دي
    امروز كه مصادف با بيست و يكم محرم است در منزل ما مجلس روضه زنانه منعقد است و تا ده روز عصرها منعقد خواهد بود. اين روضه كه از وقتي كه خانه فعلي را خريده ايم از طرف والده من در دهه سوم محرم منعقد است سي و دو سال از تاريخ تاسيس آن مي گذرد و شش نفر روضه خوان امسال در مجلس روضه مي خوانند.
    مردم منتظر نتيجه كنفرانس مسكو هستند كه به زودي ابلاغيه راجع به آن منتشر خواهد شد. دكتر امروز نيامده است تا راجع به مجلس مالكين كسب اطلاع نمايد. نزديك ظهر دو نفر آمدند كه مي خواهيم خانه را مساحت و مقدار آب كه لازم است معين نماييم . آمدند قدري به اطراف حياط نگاه نمودند رفتند بيرون . يكي از آنها گفت : چاه سيراب بوده است .
    آقاي پيشه وري امروز قضات را به عالي قاپو احضار نموده است و با سخني آنها را مورد عتاب و خطاب قرار داده است كه كار نمي كنيد و مجرمين را بلاتعقيب مي گذاريد. از جمله اين عبارت را گفته است كه من نمي توانم از مردم ماليات گرفته به شما بدهم كه اينطور بكنيد. ضمنا گفته است كه محمدصادق مجتهدي چند نفر را كشته است او را آزاد گذاشته ايد. امين پور مستنطق را كه آنجا نبوده است گفته است دو نفر فدايي رفته پيدا بكنند بياورند كه چرا محمد صادق مجتهدي را آزاد نموده است .
    اما قضيه محمد صادق مجتهدي اجمالا از اين قرار است كه تقريبا دو ماه قبل رفته است به قريه عجمي واقعه در محال هشترود كه بهره مالكانه خود را جمع آوري نمايد كه تا آن وقت كه پائيز بود جمع آوري نشده بود. دو نفر هم امنيه ژاندارم آورده بود براي كمك . دهاتي ها كه آرام و موافق با پرداخت حقوق مالكانه به نظر مي رسيدند روز دويم تغيير رويه داده اجتماع نموده اند و ميان آنها با ژاندارم ها نزاع واقع شده است . دو نفر از دهاتي ها و يك نفر از ژاندرام ها به قتل رسيده است . محمد صادق خان با ژاندارم باقي و نوكر خود كه اهل همان قريه است از ده فرار نموده اند. بعد از غيبت مشاراليه تمام اموال منقول و غله و خانه او را غارت كرده اند; ادعا نموده اند كه رعيت ها و امنيه را محمدصادق خان كشته است . محمد صادق خان به پست امنيه هشترود پناه برده و از آنجا به تبريز آمد فعلا در شهر ديده نمي شود. مي گويند به طهران رفته است . اين مساله را نهضت اخير دموكرات موضوع پروپاگاند و اسباب حق به جانب نشان دادن خود قرار داده است . در روزنامه هاي آنها هر چند روز به چند روز مطلب تجديد مي شود. در مجله آذربايجان منطبعه در باكو هم اين قضيه را با چند قضيه ديگر من باب نمونه از فجايع مالكين و ژاندارم ها درج كرده بود.
    پاورقي :
    1 ـ ميرزا خليل آقا مجتهد فرزند ميرزا حسن مجتهد از علماي برجسته تبريز ـ پدر حاج حسين آقا ملك ـ كه در زمان تسلط فرقه دمكرات عالم درجه اول تبريز بود و مكرر در اين خاطرات از وي ياد شده است .