روزنامه جمهوري اسلامي 01/08/1382 صفحه سرمقاله
تحليل سياسي هفته


بسم الله الرحمن الرحيم
شعبان المعظم , ماه رسول خدا به روزهاي پاياني خود نزديك مي شود و نفحات رحماني ماه خدا , جانهاي مستعد را به ميهماني ضيافت الهي فرا مي خواند. مشرق رمضان هفته آينده طلوع مي كند و بهار تلاوت قرآن و فصل تامل در آيات الهي با همه طراوتش از راه مي رسد و بندگان منتظر را مستغرق در رحمت خويش مي سازد. ماه انس با كلام وحي و خوشه چيني از بوستان بي خزان قرآن فرا مي رسد و آيات رباني , نردباني از فرش به عرش مي شود تا راه آسمان را به زمينيان نشان دهد. پس چه نيكوست كه با آمادگي براي ورود به اين ميهماني الهي و ماه خودسازي , توفيق چنگ زدن به ريسمان بندگي الهي , كسب پارسايي در دين , استواري در مسير الهي , قناعت در بهره گيري از دنيا , دستگيري از ضعيفان و انجام اعمال صالح را كسب نموده و از ميزبان اين ماه مسئلت كنيم ملت شريف و صبور ايران را در اين جهان پرآشوب و نيرنگ , همچنان مورد رحمت و عنايت الهي قرار دهد.

سفر وزراي خارجه سه كشور عضو اتحاديه اروپا به تهران و توافقات انجام شده براي پذيرش پروتكل الحاقي آژانس بين المللي از رويدادهاي قابل تامل و اعتراض برانگيز هفته جاري بود. در جريان سفر يكروزه وزراي خارجه انگليس , فرانسه و آلمان به تهران اعلام شد كه جمهوري اسلامي ايران براي رفع نگرانيهاي بين المللي , جلب اعتماد و اثبات حسن نيت خود به جمع كشورهاي امضاكننده پروتكل الحاقي منع توليد و تكثير سلاحهاي هسته اي مي پيوندد. اين توجيه در حالي براي پذيرش پروتكل عنوان شد كه متن پروتكل و الزامات آن , نشانگر مخدوش شدن عزت , استقلال و حاكميت ملي كشورها در صورت پذيرش آنست و به همين دليل نيز تاكنون بسياري از كشورهاي جهان از جمله آمريكا و كشورهاي اروپايي زير بار قبول آن نرفته اند.
بيان جملات نمايشي و تعارفات ديپلماتيك طي دو روز گذشته در مقام توجيه پذيرش پروتكل به هيچوجه با سخناني كه مسئولين نظام طي هفته هاي گذشته در موضوع استعماري بودن مفاد پروتكل و قطعنامه شوراي حكام ابراز كردند , سازگاري نداشته و در تعارض آشكار با آن مي باشد. افرادي كه بر اين تصور هستند كه با پذيرش پروتكل الحاقي مي توانند مانع ايجاد اجماع جهاني عليه جمهوري اسلامي شده و ميان اروپا و آمريكا شكاف ايجاد كنند , سخت در اشتباهند زيرا با اعلام قبول پروتكل باعث تجري آمريكا و ديگر عاملان فشارهاي سياسي اخير و افزايش زياده خواهي هاي دشمنان انقلاب خواهند شد. پرواضح است كه با امضاي پروتكل , بهانه گيريهاي آمريكا عليه جمهوري اسلامي ايران نه تنها پايان نخواهد يافت بلكه آغاز باج خواهي ها و پيشرويهاي جديد آمريكا در عرصه برخورد با انقلاب خواهد بود. همانگونه كه رهبر معظم انقلاب در هفته گذشته و در جمله اي تعيين كننده به مسئولين نظام فرمودند « مسئولين به هوش باشند كه در اين ماجراي پرهياهو , استكبار به تدريج خواسته هاي خود را افزايش داده و اخيرا اعلام كرده ملت ايران اصولا نبايد فناوري هسته اي داشته باشد كه اينگونه حوادث نشان مي دهد آمريكا به هيچ چيز كمتر از بازگشت دوباره به ايران , قانع نيست . »
اينكه بعضي ها سعي مي كنند پذيرش پروتكل و تعامل با اتحاديه اروپا را گامي در جهت مقابله با سياستهاي آمريكا و تضعيف نقش آمريكا وانمود كنند , كاملا خنده آور و غيرواقعي است زيرا اروپاي پس از جنگ جهاني دوم همواره تحت سلطه آمريكا بوده و به عنوان يكي از منظومه هاي ژئوپلتيك آمريكا در سياست بين المللي نقش آفريني كرده و همواره تابع سياستهاي آمريكا بوده است . بنابراين , نگاه خوشبينانه به اتحاديه اروپا و ايجاد فضا در سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران به نفع اروپا با توجه به سست عنصري و وابستگي دولتمردان اروپايي و ملاحظات آنها در روابط با آمريكا هميشه جواب منفي داده , و آشكار نموده كه اتحاديه اروپا همواره به عنوان يك عامل فشار آمريكايي در سياست خارجي ايران عمل كرده است . متاسفانه با توجه به عدم استقلال اتحاديه اروپا و اينكه آنها هميشه به عنوان زبان آمريكا و با ادبيات آمريكايي با ما سخن گفته اند , دل بستن به شكل گيري رابطه مستقل با اروپا و ايجاد شكاف در روابط اروپا و آمريكا در مقابل اين همه واقعيتهاي موجود , رفتاري ساده لوحانه و ناشي از عدم درك دقيق مسائل بين المللي است . طبعا عزت و استقلال اين انقلاب چيزي نيست كه اروپائيها بخواهند آنرا براي ما تثبيت و يا تاييد كرده و بر آن صحه بگذارند. عزت و اقتدار ما پس از انقلاب هرگز از ديگ سفارت انگليس نجوشيده كه اكنون جك استراو وزيرخارجه انگليس با كمال بي شرمي در تهران اعلام كند « ما , در انجام اين سفر به گونه اي رفتار كرديم كه بتوانيم عزت و استقلال جمهوري اسلامي ايران را بيش از پيش نگهداريم . » اگر قرار است عزت و استقلال اين ملت شهيد داده , اينگونه پاسداري شود , پس بهتر است كه هرگز نشود! تاسف آورتر اينكه طرفهاي مذاكره با هيات اروپايي , اين سخنان مداخله جويانه و توهين آميز وزير خارجه انگليس را به خود خريده و از پاسخگويي به آن طفره رفته اند.
قطعا آنچيزي كه دشمنان انقلاب مثل « استراو » به عنوان سگهاي خانگي آمريكا مي خواهند براي ما رقم بزنند , چيزي جز ذلت و خدشه دار شدن استقلال و حاكميت ملي نيست . اين ملت شريف و صبور كه عزت , شرف و استقلال خود را با خون هزاران شهيد و ايثارگريهاي جانبازان عزيز بدست آورده و همواره حق خود را در ميدانهاي مبارزه از دشمنان اين انقلاب و معترضان به اين مملكت گرفته , به خوبي مي داند , « حق » , آن چيزي نيست كه غربي ها به ما بدهند و يا در توافق با اذناب آمريكا براي ما بدست آيد.
متاسفانه وضعيتي كه طي دو روز گذشته و با قبول پذيرش پروتكل الحاقي پيش آمد , ثمره تلخ حوادثي است كه در سالهاي اخير در صحنه سياسي داخلي شاهد آن بوديم . جرياناتي كه تحت عنوان اصلاحات , به جاي اينكه به مردم , ارزشها و آرمانهاي انقلاب تكيه كنند , با بيگانگان نرد دوستي باخته و با باورهاي مردم درآويختند , در پيش آمدن چنين وضعيتي نقش موثري را ايفا كردند. بعضي افراد و جرياناتي كه تعامل با دشمنان را تجويز كرده و همزمان به تضعيف نهادهاي داخلي و تخريب همبستگي عمومي پرداختند , در پديد آمدن چنين وضعيتي و پذيرش پروتكل نقش قابل تاملي داشتند و بايد در مقابل ملت پاسخگو باشند. آنهايي كه خرج خود را از ملت ايران جدا كرده و دركنج فراموشخانه هاي احزاب به ديگران و بيگانگان دل باخته و توانائي هاي عظيم انقلابي و مردمي را ناديده گرفته و از اعتماد عمومي سو استفاده كردند , امروز بايد پاسخگوي سوالات فراوان افكار عمومي درباره پذيرش پروتكل باشند.
ملت ايران اين وضعيت را ادامه روند حاكميت جرياناتي مي داند كه تحت پوشش « اصلاحات » به تضعيف نظام پرداخته و چشم به خارج از مرزها دوخته و مرعوب بودن را بر استقلال و پايداري ترجيح دادند. ملت ايران هيچگاه پديدآورندگان چنين وضعيتي را در جمع خود نخواهد پذيرفت , زيرا كه اينان , دشمنان انقلاب را در كشيدن تيغ به روي نظام , گستاخ تر كردند. مردم مسلمان ايران عليرغم جريانات مرعوب و مردم گريز , به خوبي دريافته اند كه آمريكا و استكبار جهاني فقط زبان قدرت و اقتدار را مي فهمد و اكنون نه تنها سردمداران كاخ سفيد در موضع قدرت نيستند بلكه در دشوارترين و بحراني ترين سالهاي عمر حكومت آمريكا بسر مي برند.

در اين هفته شهرهاي مختلف عراق شاهد حضور چشمگيرتر و تعيين كننده تر مردم در تظاهرات خشم آلود عليه نظاميان اشغالگر آمريكائي بود. كربلا , موصل , كوفه , بصره و بغداد در اين هفته , صحنه قيام , درگيري و زدوخورد با نظاميان متجاوز آمريكائي وانگليسي بود. گرچه اخباري كه از رويدادها و تحولات عراق به بيرون از اين كشور مي رسد , بويژه گزارشهاي مربوط به درگيري مردم با متجاوزين غالبا با سانسور پخش مي شود ولي تحليلهاي ارائه شده در مطبوعات آمريكائي كه گهگاه در روزنامه هاي پرتيراژ اين كشور ارائه مي شود , مي تواند به ابعاد بحراني كه نظاميان آمريكائي از 7 ماه پيش با دخالت خود در عراق , بوجود آورده اند پي برد. روزنامه نيويورك تايمز در اين هفته در مقاله اي تصريح كرد كه نظاميان آمريكائي در عراق به ستوه آمده اند. اين روزنامه با اشاره به تلفات روزافزون آمريكائيها و موج فراگير نفرت مردم عراق از آنان به تصميم پنتاگون براي كاهش تدريجي و مرحله به مرحله تعداد نظاميان آمريكائي مستقر در عراق اشاره كرد و افزود كه قرار است تا 2 سال آينده شمار آنها به يك سوم كاهش يابد. اين تصميم يقينا ناشي از اطميناني است كه كاخ سفيد نسبت به انزجار عميق مردم عراق نسبت به نظاميان جنايت پيشه آمريكائي دارد , نظامياني كه تصور مي كردند مي توانند تحت پوشش « ناجي » جهانيان را فريب دهند و بر ظلم و ستم و جنايت خود عليه ملت عراق سرپوش بگذارند.
در هفته جاري جنايات بي رحمانه رژيم صهيونيستي عليه مردم فلسطين افزايش بي سابقه اي يافت و بويژه شهرهاي رفح و غزه طي چند نوبت توسط جنگنده ها و هليكوپترهاي رژيم صهيونيستي شديدا بمباران گرديد. اين جنايات كه از نظر شدت طي ماههاي اخير بي سابقه مي باشد در حالي صورت مي گيرد كه صهيونيستها بخاطر حملات هفته هاي اخيرخود به خاك سوريه و لبنان به شدت مورد خشم و نفرت افكار عمومي مردم خاورميانه و بسياري از دولتهاي اين منطقه قرار دارند. در چنين شرائطي و با وجود تلفات و خساراتي كه جنايات صهيونيستها بر جان و مال و هستي و اماكن مسكوني تخريب شده ملت فلسطين تحميل كرده اند , نظرخواهي انجام شده در اين هفته از ملت فلسطين نشان داد كه 75 درصد آنان از انجام عمليات شهادت طلبانه عليه صهيونيستها حمايت مي كنند و 97 درصد آنان به هيچ روي مايل به ادامه راههاي مذاكره و گفتگو با صهيونيستها به عنوان جايگزين راههاي جنگ و جهاد و خشونت نمي باشند. ملت فلسطين امروز بهتر از گذشته به اين نتيجه رسيده است كه صهيونيستها زباني جز زور نمي فهمند و تنها قيام و نبرد مسلحانه و غرورانگيز رزم آوران بپاخاسته فلسطين است كه مي تواند متجاوزين جنايت پيشه صهيونيست را به عقب نشيني وادار سازد.
صهيونيستها جنايتكاراني هستند كه در دنياي معاصر بجز معدودي چهره هاي جنگ طلب آمريكائي حاميان ديگري ندارد. حمايت اين دسته از يانكي هاي مداخله جوي آمريكائي نيز ناشي از سلطه لابي صهيونيستي بر منابع اصلي تصميم گيرنده آن كشور است . بخشي از سياستهاي افراطي جنگ طلبان حاكم بر كاخ سفيد در مقطع فعلي بخاطر نيازي است كه آنان در آستانه انتخابات رياست جمهوري آمريكا به حمايت سياسي و مالي جناح قدرتمند صهيونيست در كنگره و سناي آمريكا دارند. اين واقعيت را نيز نمي توان انكار كرد كه متابعت بي چون و چراي آمريكا از صهيونيستها شديدا بر ميزان نفرت افكار عمومي جهان از رئيس جمهور آمريكا و سياستمداران و نظاميان اطراف وي افزوده است . اين نفرت به روشني در تظاهرات عظيمي كه در هفته جاري به هنگام ورود بوش به هريك از كشورهاي حوزه جنوب شرق آسيا از جمله فيليپين , ژاپن , تايلند , سنگاپور , اندونزي و استراليا برگزار شد , به نمايش درآمد. مردم اين كشورها با به آتش كشيدن پرچم آمريكا و شعارهائي از جمله « يانكي به خانه ات برگرد » , احساس دروني خود را نسبت به حكومت ياغي و گردنكش حاكم بر واشنگتن ابراز كردند.