قسمت دوازدهم
جمعه 30 آذر
صبح آقاميرزا علي آقا رئيسي برادر مرحوم حاجي
نقيب الاشراف كه شوهر خاله من بود و سه ماه قبل مرحوم شده
است
با پسر خودش جوادآقا كه داماد مرحوم نقيب است
آمدند منزل ما. موضوع ملاقات قضيه اختلافات چندي بود كه
مابين كاظم آقا فرزند مرحوم حاجي نقيب آقا از عيال اولي
خودش كه او هم خاله من بود
با افتخار الحاجه خانم كه عيال
دويم است
حاصل شده است . يك قرار موقتي با آقايان
صحبت نمودم . آن قرار را ايشان هم تصويب نمودند.
راديو لندن خبر داد كه سرتيپ درخشاني كه به طهران وارد
شده است باهشت نفر افسر به محاكمه جلب شده اند. عصري
رفتم منزل آقا ميرزامهدي انگجي . قبلا صحبت شده بود كه بنا
است آقاي حاجي ميرزاعلي شبستري رئيس مجلس ملي بيايد
آنجا. آقاي حاجي ميرزاعلي به واسطه عذري كه داشته بود
نيامد. ماند به روز يكشنبه . يك نفر از تجار معتبر تبريز حاجي
محمدتقي ممقاني آنجا بود. او هم گويا كاري با
حاجي ميرزاعلي داشت . بنا شد كه او هم روز يكشنبه حاضر
بشود. چند نفر ديگر هم بودند در آن مجلس كه مراجعت
آقاميرزا ابراهيم انگجي برادر آقا ميرزا مهدي را از اروپا شنيده
بودند و آمده بودند كه آنجا از مشاراليه ديدن بكنند. بالاخره
وارد شد و با دو برادرش كه حاضر بودند (آقاميرزاحسن آقا و
آقاميرزا مهدي ) و حضار مصافحه نمود. آقا ميرزا ابراهيم با دو
برادرش آقا ميرزا اسماعيل و آقاميرزا محمود مدت دوازده
سال بود كه در اروپا مشغول تحصيل بود به خرج دولت . تقريبا
بيست روز قبل آقا ميرزا ابراهيم با آقا ميرزا محمود به طهران
وارد شده اند. آقا ميرزا اسماعيل در سويس كه محل تحصيل هر
سه نفر بود مانده است . آقا ميرزا ابراهيم كه گويا در رشته
دواسازي تحصيل نموده است قبل از رفتن به اروپا متاهل بود و
صاحب اولادي هم بود
داماد حاجي ميراحمد دوافروش
است . از اوضاع اروپا پرسيديم . مي گفت كه وضع سويس بسيار
خوب است
ولي وضع فرانسه كه ايشان هم عبورا در مراجعت
ديده بودند
بسيار بد است . واگونها شيشه نداشته اند و تاريك
بوده اند. عده اي هم ازعناصر مقاومت در مقابل آلمان ها كه آنها
را پارتيزان هم مي گفتند
هنوز هم اسلحه به زمين نگذاشته اند و
بعضي ناامني ها توليد مي نمايند. خط سيرآقاميرزا ابراهيم از
اين قرار است :
ليون
تولون و از آنجا با كشتي به بيروت آمده اند
از راه سوريه
به بغداد و از آنجا به بصره و خرمشهر (محمره ) و با ترن از آنجا
به طهران آمده اند
از طهران به تبريز را با طياره آمده اند. در
ضمن صحبت از اشكال تراشي هايي كه در وزارتخانه هاي ايران
نسبت به ايشان راجع به ديپلوم و ساير كارهايي كه طبعا هر
محصلي را بعد از مدتها اقامت در اروپا پيش نمي آيد
مي نمودند
به ميان آمد. حضار مجلس كه غالبا دل پري از
بي نظمي هاي دولت مركزي داشتند همه اين ها را دليل مي گرفتند
كه آن وضع بي نظمي و فساد دستگاه دولتي حكومت مركزي
قابل دوام نبود و لامحال منجر به اين اوضاع مي شد. حوالي
غروب من از آنجا به منزل مراجعت نمودم . در منزل ما هم
نگراني في الجمله ظاهر بود. هادي آقا و سعيد عموزادگان مرا كه
هر دو در اداره بلديه استخدام بودند
چند نفر فدايي آمده
بوده اند كه اداره را تحويل بدهند. ميرزا لطفعلي خان را هم از
خانه خودش برده بودند تا چند ساعت از شب رفته مراجعت
ننموده بودند. شب هندوانه شب چله را خورده و خوابيديم .
شنبه 1 دي
1324
صبح مطلع شديم كه هادي آقاو سعيد اداره را تحويل
داده اند و مراجعت نموده اند. صبح هم علي الرسم به اداره
رفته اند. رياست بلديه به آتش خان ماكويي كه ظاهرا نوه
اقبال السلطنه است
داده شده است . مشاراليه جوان تربيت
شده و ليسانسيه حقوق است . در مدرسه حقوق با سعيد
همدوره بوده است . نزديك ظهر رفتم منزل مرحوم حاج
نقيب آقا با افتخار الحاجيه خانم در خصوص كاظم آقا كه پسر
خوانده و خواهرزاده اش هست
صحبت نموديم . قراري را كه
با ميرزا علي آقا و جوادآقا صحبت نموده بوديم
مشاراليها هم
قبول نمود. ان شاالله اختلاف رفع مي شود. راديو راجع به
ايران اطلاع زيادي نداد. تغييراتي در كابينه آقاي حكيمي
حاصل شده است . آقاي اللهيار صالح به جاي آقاي خليل
فهيمي وزير داخله شده است . در اثر ادعاهاي كه دو نفر مورخ
گرجي در يك روزنامه تفليس نسبت به اراضي متصرفي دولت
تركيه پيش كشيده اند و آن ادعاها را ساير جرايد مدتي است در
متون هاي خود درج نموده اند
مساله روابط ترك و روس اذهان
را به خود جلب نموده است
خصوصا ظهور اين دعاوي در
وقتي كه وزراي امور خارجه سه دولت بزرگ در مسكو مشغول
گفتگو شدند
اهميت فوق العاده به مساله بخشيده است
به
حيثي كه مساله ايران در درجه دوم از اهميت واقع گرديده
است و در تحت الشعاع آن قرارگرفته است . از قرار ادعاي آن دو
نفر تاريخ نويس گرجي
نه ولايت تركيه متعلق به گرجستان
است . علاوه بر آن تقريبا سيصد كيلومتر از سواحل بحر اسود
را مطالبه مي نمايند كه بندر طرابوزان هم داخل آن مي شود
و
اين دعاوي غير از دعاوي ارمنستان نسبت به قارص و آردهان
است .
يك نفر از سخن گويان راديوي لندن در باب كتاب زندگاني
من تاليف عبدالله مستوفي صحبت نمود. سابقا هم راجع به
جلد اول آن صحبت نموده بود
و شمه اي در تقريظ آن
و
همچنين قدري هم انتقاد از موارد ضعف آن بيان نموده بود. اين
دفعه تقريظ و انتقاد از جلد دويم آن بود. تقريظ جلد دويم
كمتر و انتقاد آن بيشتر بود. به عقيده من چون در جلد دويم كه
مصادف با زمان جواني ومردي آقاي مستوفي است كه راجع به
حوادث سياسي و اجتماعي آن زمان عقايد و نظرياتي داشته و
هميشه نتوانسته است كه آن عقايد و نظريات را به اطراف خود
بقبولاند و مثل اينكه يك عقده در قلب او مانده بوده است
در
اين جلد دويم شرح زندگاني من
آقاي مستوفي سعي نموده
است كه محق بودن خود را درباره آن نظريات ثابت نمايد و
باطل بودن طرف خود را ثابت و انتقامي از قبول نكردن عقايد
صايبه خود از آنها گرفته باشد
و اين خصوصيت اسباب اين
شده است كه جلد دويم نسبت به به جلد اول نازلتر باشد.
بعضي قضايا كه در زمان ماموريت هاي آقاي مستوفي در
آذربايجان پيش آمد و مشاراليه درباره آنها عقايد خاصي
داشت
بعضي مطالب كتاب آقاي مستوفي مخصوصا جلد
دويم آن مثل اينكه دنباله مجادله در اطراف آن قضايااست
از
اين حيث آقاي مستوفي خالي از شباهت به كسروي نيست . در
نوشته هاي كسروي هم همين روح مجادله و اثبات حقيقت
خود و باطل بودن طرف و انتقامجويي از آنها پيدا است . منتهي
پيش آمده ]برايش [ كه ]ي [چون شكست كسروي در حوادث
است
بيشتر بوده است
نوشته هايش هم بيشتر تلخ و
انتخامجويانه است .
آخوند ملاحسين نبمر²وبري الاصل كه در محله مارالان
پيشنمازي داشت و در آن محله ساكن بود
وفات نموده
و روز
شنبه هم مجلس ترحيم آن مرحوم در مسجد ياري در محله
غياث منعقد بود. من متاسفانه نتوانستم در مجلس ترحيم
حاضر بشوم . مرحوم شخص بسيار خوب و معمر بود. آدم ساده
و بي آلايشي بود. فضلش هم خوب بود. من ارادت به ايشان
داشتم . خداوند رحمتش نمايد.

*****
انديشه هاي حقوقي شهيد بهشتي
|

موسسه فرهنگي دانش و انديشه معاصر كتاب « انديشه هاي
حقوقي شهيد بهشتي » را در 160 صفحه منتشر كرده است . اين
كتاب را فرج الله هدايت نيا گنجي به سفارش كانون انديشه
جوان تاليف كرده است . كتاب انديشه هاي حقوقي شهيد
بهشتي در چهار فصل تدوين شده است . در مقدمه كتاب
مذكور تاريخ زندگي شهيد مظلوم آيت الله بهشتي را به اختصار
مي خوانيم و با گوشه هايي از سوابق علمي
سوابق فرهنگي
سوابق سياسي و مبارزاني
آثار علمي و ساير جنبه هاي زندگي
اين شهيد بزرگ آشنا مي شويم . در يكي از بندهاي مقدمه
مي خوانيم :
ايران زمين نيز نوابغ بي شماري را به خود ديده است
نوابغي كه نامشان در تاريخ ثبت شده است : اساطير علم
مشاهير ادب و ديگر شخصيت هاي نامي
از جمله اين
اشخاص
آيت الله شهيد دكتر سيدمحمد حسيني بهشتي است .
او به حق ستاره اي درخشان در آسمان علم و عمل است .
او نظريه پردازي بزرگ
پرهيزكاري اسوه
انقلابي اي جسور و
خطيبي توانا است .
عناوين فصول و برخي مطالب كتاب انديشه هاي حقوقي
شهيد بهشتي چنين است : شهيد بهشتي و قانون اساسي
نقش
شهيد بهشتي در تدوين قانون اساسي
ويژگيهاي قانون اساسي
از ديدگاه شهيد بهشتي
ديدگاه شهيد بهشتي پيرامون بعضي از
اصول قانون اساسي
شهيد بهشتي و نظام سياسي
ديدگاه
اجتهادي شهيد بهشتي راجع به زمامداري زن
شهيد بهشتي و
ولايت فقيه
ديدگاه شهيد بهشتي پيرامون اختيارات ولي فقيه
و اعمال آن
شهيد بهشتي و آزاديهاي عمومي و عناوين متعدد
ديگر.
در اين جا نمونه هايي از مطالب كتاب مذكور را مي خوانيم :
شهيد بهشتي از قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران با
عنوان « دستگاه گردش خون » ياد كرده
و همگان را براي سالم
نگه داشتن اين دستگاه
توصيه نموده است . همانطور كه
داشتن جسمي سالم در گرو برخورداري از يك دستگاه گردش
خون سالم است
سلامت جامعه و اركان آن نيز در گرو سالم
بودن قانون اساسي است . بديهي است كه سلامت قانون
اساسي به آن معنا است كه از سوي هيچ كس
اعم از حكومت
نهادهاي حكومتي و آحاد مردم نقض نگردد :
اين قانون اساسي درست مثل دستگاه گردش خون است .
اگر آن را سالم نگاه داشتيد
يكايك سلولها را درست تغذيه
مي كند...
شما ملت آگاه
شما ملت به پاخاسته
شما مردمي كه به
خصوص در اين هيجده ماه اخير نشان داده ايد كه در تشخيص
بسيار قوي هستيد و زمانتان را درك كرده ايد و عالم به زمان
شده ايد
اين خود آگاهي و اين فداكاري و از خود گذشتگي و
اين حضور آگاهانه و متعهدانه را حفظ كنيد; آن وقت نظام
سياسي قانون اساسي به صورت يك دستگاه گردش خون منظم
و دقيق
چنان كار خواهد كرد كه ديگر احدي هوس ديكتاتوري
و حق كشي و تجاوز را به دل راه ندهد...
اصولا هر ملتي كه بر عليه نظام سياسي خود به پا مي خيزد
و آن را سرنگون مي كند و نظام سياسي جديدي را جايگزين آن
مي كند
اهداف و انگيزه هايي دارد كه در شعارها و پيامهاي
خود آنها را اظهار مي نمايد. بنابراين
براي پي بردن به اهداف
هر انقلاب بايد به شعارهاي انقلابيون مراجعه نمود.ملت ايران
نيز زماني كه قيام كرد و در مقابل رژيم سابق ايستاد و آن را به
زانو در آورد
آمال و آرمانهايي داشت . از نظر مردم
نظام
سلطنت
خصوصا شخص شاه
توانايي متحقق نمودن
آرمانهاي ملت را نداشت يا نمي خواست آنها را متحقق نمايد;
بنابراين بايد نظام ديگري كه در راستاي خواسته هاي مردم
حركت مي نمود
جايگزين آن مي شد.
از نظر شهيد بهشتي
قانون اساسي ما بايد خواسته ها و
آرزوهاي مردم را اصل بندي كرده
آنها را نهادينه نمايد. او
مي گويد :
قانون اساسي در حقيقت بايد بيانيه اصل بندي شده و
تنظيم شده انقلاب اسلامي شما مردم عزيز باشد.
همانطور كه مي دانيم شعارهايي نظير « استقلال
آزادي
جمهوري اسلامي » يا « نه شرقي
نه غربي
جمهوري اسلامي »
شعارهاي مهم دوران مبارزه ملت ايران بود كه خواسته هاي
آنان را نيز بيان مي كرد. استقلال و عدم وابستگي نظام به شرق و
غرب
جمهوريت و سهيم بودن مردم در اداره كشور
اسلامي
بودن و نقش محوري دين در امور
آزادي و رهايي از قيد
استبداد و استعمار جز اهداف اصلي و اساسي انقلاب بوده
است . به همين دليل قانون اساسي نيز بايد متضمن اين
موضوعات باشد
در غير اينصورت خواسته هاي مردم تامين
نشده است :
شما مردم انقلابي در راهپيمايي هايتان فرياد بر آورديد كه :
استقلال
آزادي
جمهوري اسلامي ; اين فرياد شما ملت بود و
اين نظام
پاسخ به اين فرياد است .
به نظر من اين كه قانون اساسي الان با يك بافت و يك
محتوي و ساخت به نسبت اصيل اسلامي و نشان دهنده نه
شرقي
نه غربي تا حدود زيادي البته هست ...
قانون اساسي در حقيقت تعيين خطوط اصلي تحقق
بخشيدن به آرمان انقلاب و جمهوري اسلامي است ...
از آنجا كه فرد منتخب مردم زمام امور كشور را به دست
مي گيرد
مساله انتخابات از مهم ترين مسائل كشور است . اگر
فرد برگزيده انسان شايسته اي باشد
كشور را به سوي صلاح و
سعادت هدايت مي كند. در غير اينصورت
جامعه را نيز به فساد
مي كشاند. براي پيشگيري از ورود افراد بدسابقه
بدنام و نيز
افرادي كه واجدشرايط لازم براي تصدي مسئوليت نيستند و
همچنين براي نظارت بر كيفيت برگزاري انتخابات
لازم است
مرجع صلاحيت داري كه بي طرف هم باشد
درنظر گرفته شود
قانون اساسي اين وظيفه را بر عهده شوراي نگهبان گذاشته
است . شهيد بهشتي نيز شوراي نگهبان را شايسته ترين مرجع
براي نظارت بر انتخابات و همه پرسي مي داند. او در اين
خصوص مي گويد :
ما مساله اي داريم به عنوان همه پرسي و مراجعه به آراي
عمومي و همچنين انتخاب رئيس جمهور كه چيزي است شبيه
همه پرسي
و چون انتخاب به وسيله عموم ملت و به طور
مستقيم است
در اين مورد خواسته شده كه نظارت بر اين
قسمت صرفا در اختيار دولت يا رئيس جمهوري قبلي نباشد
بلكه يك مقام مقننه اي
يعني يك مقامي كه دور از مسائل
اجرايي و دور از حب و بغض هايي است كه در اجرا پيدا
مي شود
او هم بر اين قسمت نظارت كند. براي اينكه اين مقام
مشخص بشود
در مطالعات قبلي به اين نتيجه رسيديم كه
مناسبت ترين آن همين شوراي نگهبان است . البته حالا كه
مساله رهبر و شوراي رهبري مطرح مي شود
ممكن است به
نظر برسد خوب است كه از وظايف او باشد
ولي به نظر ما
همين حالا هم بهتر اين است كه اين كار از دايره كار رهبر و
وظايف رهبري كنار باشد. مساله تنها موضوع نظارت است
براي اينكه در هر زمان رهبر و شوراي رهبري خوب است كه از
كارهايي كه مي شود به عهده ديگران گذاشت
فارغ باشند و
واقعا تنها مسئوليت كارهايي را داشته باشند كه جز از آنها
نمي توان انتظار داشت ...
يكي ديگر از وظايفي كه قانون اساسي بر عهده شوراي
نگهبان قرار داده
تفسير قانون اساسي است . با وجود دقت و
كوشش فراواني كه صورت گرفته است تا قانون اساسي جامع
مانع و شفاف تصويب شود
مواردي نيز پيش مي آيد كه تفسير
يك اصل
ضرورت پيدا مي كند. بعضي از نمايندگان مجلس
خبرگان معتقد بودند كه خوب است اين وظيفه بر عهده مجلس
شوراي اسلامي قرار گيرد. شهيد بهشتي با اين نظر مخالفت
مي نمايند و معتقدند گرچه تفسير قانون عادي بر عهده مجلس
شوراي اسلامي است
زيرا مصوبه خود او است
اما تفسير
قانون اساسي نبايد بر عهده مجلس باشد
زيرا مصوبات
مجلس شوراي اسلامي از حيث انطباق با قانون اساسي بايد از
مجراي شوراي نگهبان بگذرد; معناي اين سخن آن است كه
مجلس براي تشخيص انطباق مصوبه اي با قانون اساسي
صلاحيت ندارد :
وقتي شما مي گوييد مصوبات مجلس شوراي ملي تا از نظر
انطباق با قانون اساسي از مجراي شوراي نگهبان نگذرد
قانونيت آن تمام نيست
معنايش اين است كه شما صلاحيت
تام تشخيص انطباق يك قانون اساسي را به عهده مجلس
نگذاشته ايد...پس اين استدلالي كه فرموديد تمام نيست . ما
نگفتيم قانون اساسي را نمي فهمد; يك فرد عادي هم مي فهمد
فقط ما مي گوييم تشخيص معيار نيست . مي گوييم از نظر
خصوص انطباق با قانون اساسي از نظر تشخيص مصالح ملت
از نظر تشخيص ابتدايي كه آيا منطبق با قانون اساسي هست يا
نه
بلي
ولي به خصوص مي گوييد رايش از نظر خاص تطبيق
با قانون اساسي تماميت ندارد
معناي تصويب شوراي نگهبان
اين است 1.
كه در نهايت
اين نظريه به تصويب رسيده است و اينك بر
اساس اصل نود و هشتم
تفسير قانون اساسي بر عهده شوراي
نگهبان است كه با تصويب سه چهارم اعضاي آن صورت
مي گيرد...
شهيد بهشتي معتقد است كه اسلام نظام سياسي ويژه اي
براي دوران غيبت دارد كه با هيچ يك از نظام هاي سياسي رايج
دنيا قابل تطبيق نيست : نظام اسلامي و اصيل كه وي از آن به
« نظام امت و امامت » تعبير كرده است .
ما براي نظام آينده بهترين نامي كه مي توانيم انتخاب
بكنيم
همان نام اصيل اسلامي است
نظام امامت و امت و
امامتي كه همين طور از نظر واژه و ريشه با هم يك ريشه دارند
و از يك مصدر هستند. در مقام عينيت هم يكي هستند و اين
است آرزوي بزرگ ما.
وي همچنين معتقد است نظام سياسي عاريه اي
براي
مكتب تشيع كارآمد نيست . ايرانيان در گذشته يك بار
چنين
نظامي را تجربه كرده اند. هنگامي كه نظام سلطنت بر چيده شد
نظام « مشروطه » جايگزين آن گرديد ولي اين نظام به دليل
ناهمگوني با فرهنگ اسلامي
مفيد نبود...
يكي از ويژگي هاي مهم نظام سياسي اسلام
مكتبي بودن
آن است . در چنين نظامي قانونگذاري و نيز اجرا بايد در
چارچوب موازين مكتب باشد. اين ويژگي در اصل چهارم
قانون اساسي صورت بندي شده است . طبق اين اصل « كليه
قوانين و مقررات مدني
جزايي
مالي
اقتصادي
اداري
فرهنگي
نظامي
سياسي و... بايد براساس موازين اسلامي
تنظيم شود. اين اصل بر اطلاق يا عموم همه اصول قانون
اساسي و قوانين و مقررات ديگر حاكم است و تشخيص اين
امر بر عهده فقهاي شوراي نگهبان است » . همچنين به موجب
اصل يكصد و پنجم « تصميمات شوراها نبايد مخالف موازين
اسلام و قوانين كشور باشد » . تصويب نامه ها
آيين نامه ها و
بخش نامه هاي وزارتي نيز نبايد مخالف با متن و روح قوانين و
احكام شريعت باشد. شهيد بهشتي راجع به اين ويژگي
مي گويد :
اولين ويژگي نظام سياسي اسلام اين است كه نظامي است
مكتبي و متعهد در برابر مكتب .اجباري هم نيست
هر كس اين
مكتب را پسنديد
دوست داشت و به آن دل بست
بيايد و هر
كسي هم به آن دل نسبت نيايد
ولي نظام مكتبي است .
در راس اين نظام اصول عقيدتي و عملي اسلام بر اساس
كتاب و سنت است . همه چيز بايد از اين قله سرازير شود.
آن چه در راس قرار دارد كه همه
حتي پيغمبر(ص )
حتي
امام (ع ) و مرجع تقليد بايد مراقب او باشند و از آن سرمويي
تخلف نكنند
اصول عقيدتي و عملي اسلام بر اساس كتاب و
سنت است ...
يكي از مباحثي كه برخي مطرح كرده اند
موضوع « وكالت
فقيه » است اينان معتقدند :
فقيهي كه از سوي مردم به عنوان حاكم و زمامدار انتخاب
ميشود
وكيل آنان است نه ولي آنان . اين بحث صرفا نزاعي
لفظي نيست
بلكه بين « وكالت » و « ولايت » تفاوت هايي وجود
دارد. از جمله اين كه وكيل قابل عزل است و وكالت با فوت
موكل از بين مي رود و به اصطلاح عقدي جايز است . همچنين
حدود اختيار وكيل را موكل تعيين مي كند
زير وكيل به نيابت از
سوي موكل عمل مي كند و اصالت عمل از آن موكل است و...
اما در ولايت چنين نيست . (2 )
شهيد بهشتي زمامداري فقيه را از نوع وكالت ندانسته
معتقد است فقيه منتخب « ولي » مردم است نه وكيل آنان . وي
در اين خصوص مي گويد :
تاثير اكثريت در تعيين وكيل يا دولت
از نظر ترجيح و
تعيين مقام است نه از نظر وكالت
و پس از آن كه كسي با مرجع
صحيحي براي مدتي تعيين شد ولي و حاكم است
نه وكيل و
اصولا مطلب از باب وكالت نيست ...
مرحوم شهيد بهشتي در يك تقسيم بندي كلي مي گويد :
« تشكل دو جور است : يكي ضد خدا و ضد اسلام و يكي
خدايي و اسلامي است . »
يكم حزب الاهي
از نظر مرحوم شهيد بهشتي حزب الاهي
حزبي است كه
براي دفاع از ارزش هاي الاهي تشكيل شده باشد :
تشكل حق كدام است تشكل الاهي كدام است تشكل
الاهي آن است كه نيروهاي مومن به خدا
نيروهاي مومن به
ارزش هاي عاليه الاهي و انساني بگويند : ما متشكل مي شويم تا
در حد توانمان از اين ارزش ها دفاع كنيم و صاحبان اين
ارزش ها در نظر ما محترم و معتبرند. هر كجا كه باشند
خواه
داخل تشكيلات ما باشند خواه خارج از تشكيلات . اين
تشكيلات الاهي مي شود.
وجود حزب الاهي
يعني حزبي كه براي دفاع از ارزش هاي
عاليه الهي و نقطه مقابل حزب الله
حزب شيطان است و آن
حزبي است كه انحصار طلب و قدرت طلب باشد. حزبي كه
فقط گروه خود را محق و شايسته همه چيز مي داند و براي
رسيدن به قدرت و نه حاكميت ارزش هاي الاهي
تلاش
مي كند :
تشكل ضد خدايي و ضد اسلامي آن تشكلي است كه
عده اي دور هم جمع مي شوند و بگويند آقا! آدم خوب كجا پيدا
مي شود البته در داخل ما
بيرون چطور خبري نيست . آقا
انديشه خوب كجا پيدا مي شود اگر بخواهي سراغش را بگيري
بيا همين جا
دور و برماها. آن طرف تر چطور نه بيرون ما ديگر
خبري نيست . آقا برنامه ريزي خوب كجا پيدا ميشود فقط بين
ما
آن طرف ها چطور نه آن طرف ها كسي عرضه ندارد. آقا
اخلاص در نيت كجا پيدا مي شود البته در جمع ما
در بيرون
جمع شما چطور آن ها همه شيطاني و اهريمني فكر مي كنند!!
اين طرز تفكر خود شيطاني و اهريمني است
مي خواهد
مال يك فرد باشد و يا يك تشكيلات . تشكل انحصار طلب و
انحصار انديش از جانب هر فرد و هر گروه و هر جمع باشد
شيطاني از آب در مي آيد. طاغوت معنايش همين است ...
بالاخره در پايان كتاب چنين نتيجه گيري شده است :
انديشه هاي شهيد بهشتي پيرامون بعضي از مهم ترين
مباحث حقوق اساسي مورد بررسي قرار گرفت . در يك جمع
بندي و نتيجه گيري كلي مي توان در مورد آرا و انديشه هاي اين
شهيدگران قدر چنين گفت :
از نظر شهيد بهشتي
نظام سياسي و حكومتي اسلام در
عصر غيبت امام معصوم
نظام « امامت و امت » است . نظامي كه
« مكتبي بودن » و « اختياري بودن » از مهم ترين ويژگي هاي آن
محسوب مي گردد. اين نظام سياسي با حفظ دو ويژگي مذكور
مي تواند در قالب اشكال گوناگون حكومتي قرار گيرد. او با
توجه به شرايط زمان و مكان
شكل « جمهوري » را براي
جامعه ما مناسب مي داند كه البته با توجه به ويژگي مكتبي
بودن نظام
مقصود از جمهوري « جمهوري اسلامي » است .
در مورد ولايت فقيه
شهيد بهشتي آن را مرجعيت سياسي
و رهبري اجتماعي مي داند كه با مرجعيت علمي و فقهي
متفاوت است . مرجعيت علمي مربوط به تكاليف فردي و
روابط خصوصي افراد با يكديگر است و اين با مرجعيت
سياسي و امامت و رهبري كه مربوط به حوزه اجتماعي و
عمومي است
فرق دارد. اين دو سمت
گر چه بهتر است كه در
يك نفر جمع شود (مثل زمان حضور امام معصوم )
ولي
مي تواند هم از هم جدا باشد
يك نفر مرجع تقليد باشد و
ديگري رهبر اجتماعي . از ديدگاه شهيد بهشتي شبهه
ناسازگاري « ولايت فقيه » با جمهوريت كاملا بي اساس است
زيرا حاكميت از آن فقيهي است كه منتخب جمهور مردم باشد.
كسي مي تواند حكومت كند كه فقيه دين شناس و برگزيده مردم
باشد. در اين مولفه
شرط فقاهت
لازمه مكتبي بودن و ويژگي
منتخب بودن
لازمه جمهوريت نظام است .
اما در مورد آزاديها
شهيد بهشتي با تاكيد بر تفاوت آزادي
با اباحه گري ولاابالي گري معتقد است دين اسلام در فضاي
آزاد
بيش تر رشد مي كند. او معتقد است باز بودن باب بحث و
گفتگوي صادقانه براي مخالفين عقيدتي و سياسي
اگر همراه با
دفاعيات و توضيحات مستدل
منطقي و خرد پسند باشد
باعث رشد معارف ديني و تعالي جامعه خواهد شد. او ضمن
تاكيد بر ضرورت برخورد با مجرمان و تجاوزكنندگان به حريم
آزادي
معتقد است بايد با كساني كه با اسلام و حكومت
اسلامي مبارزه فكري مي كنند
مقابله علمي و فرهنگي صورت
گيرد
زيرا برخوردهاي غير علمي با جريانات فوق نتيجه عكس
مي دهد.
شهيد مظلوم آيت الله بهشتي از قانون اساسي
جمهوري اسلامي ايران با عنوان « دستگاه گردش
خون » ياد كرده و همه را در جهت سالم نگه داشتن
اين دستگاه توصيه كرده است . او در اين باره
مي فرمايد : اين قانون اساسي درست مثل دستگاه
گردش خون است . اگر آن را سالم نگاه داشتيد
يكايك سلول ها را درست تغذيه مي كند.
شهيد مظلوم آيت الله بهشتي :
اولين ويژگي نظام سياسي اسلام اين است كه
نظامي است مكتبي و متعهد در برابر مكتب .
اجباري هم نيست
هر كس اين مكتب را پسنديد
دوست داشت و به آن دل بست
بيايد و هر كسي هم
به آن دل نبست نيايد
ولي نظام مكتبي است .
در راس اين نظام اصول عقيدتي و عملي اسلام
براساس كتاب و سنت است . همه چيز بايد از اين قله
سرازير شود.
آن چه در راس قرار دارد كه همه
حتي
پيغمبر(ص ) حتي امام (ع ) و مرجع تقليد بايد
مراقب او باشند و از آن سرمويي تخلف نكنند
اصول عقيدتي و عملي اسلام براساس كتاب و سنت
است .
شهيد بهشتي :
تشكل ضد خدايي و ضد اسلامي آن تشكلي
است كه عده اي دور هم جمع مي شوند و بگويند آقا!
آدم خوب كجا پيدا ميشود البته در داخل ما
بيرون
چطور خبري نيست . آقا انديشه خوب كجا پيدا
مي شود اگر بخواهي سراغش را بگيري بيا
همين جا
دور و بر ماها. آن طرف تر چطور نه
بيرون ما ديگر خبري نيست . آقا برنامه ريزي خوب
كجا پيدا ميشود فقط بين ما
آن طرف ها چطور نه
آن طرف ها كسي عرضه ندارد. آقا اخلاص در نيت
كجا پيدا مي شود البته در جمع ما
در بيرون جمع
شما چطور آن ها همه شيطاني و اهريمني فكر
مي كنند.
اين طرز تفكر خود شيطاني و اهريمني است
مي خواهد مال يك فرد باشد و يا يك تشكيلات .
تشكل انحصار طلب و انحصار انديش از جانب هر
فرد و هر گروه و هر جمع باشد
شيطاني از آب در
مي آيد. طاغوت معنايش همين است .

| |