
قسمت نخست مقاله استاد بهزاد به نقل از خبرنامه
فرهنگستان هنر ويژه شهريورماه
شنبه مورخ 26 مهرماه در
همين صفحه از نظر خوانندگان گرامي گذشت .
كمال الدين بهزاد
نقاش پر آوازه و بي همتاي اوايل قرن
10 هجري قمري و استاد مسلم وسرآمد مينياتور ايراني است .
او شاگردان نام آوري تربيت كرد كه هر يك به تنهايي استادان
برجسته زمان خود بودند. به مناسبت همايش بين المللي
استاد كمال الدين بهزاد كه آذرماه 82 از سوي فرهنگستان
هنر برگزار خواهد شد
بخش پاياني زندگينامه كمال الدين
بهزاد تقديم خوانندگان ارجمند مي گردد.
شاگردان و مشتاقان پيرو شيوه بهزاد كه هر يك به تنهايي
استادان عالي مقامي نيز بوده اند طبق روايات و اسناد به دست
آمده عبارتند از :
1 ـ جلال الدين ميرك اصفهاني ـ اصلا اصفهاني و در هرات و
تبريز شاگرد و همكار وي و پس از مرگ بهزاد رئيس كتابخانه
شاه تهماسب شده و تا روز وفاتش كتابدار سلطاني و مقرب
دربار وي بوده است .
2 ـ مير مصور اهل سلطانيه بوده و استاد نقاشي ميرزا
زين العابدين اصفهاني است .
3 ـ ملا يوسف
4 ـ مقصود دوست ديوانه
5 ـ مظفر علي
به استناد مدركي در مرقع امير حسين بيك به خط مالك
ديلمي كه در مقدمه آن از مظفر علي ياد كرده و نوشته است :
« همچنين جناب استاد الدهر و نادر العصر جامع فنون حيثيات
علمي و عملي استاد مظفر علي كه جناب استاد ابوالبشر معروف
الزمان و مشهور الدوران استاد بهزاد را هم شاگرد بلاواسطه و
هم خويش است و در جامعيت فنون استادي ازو بيش . »
6 ـ ملا درويش محمد نقاش خراساني (به نوشته مجالس
النفايس )
7 و 8 ـ رستم علي و حيدر علي خواهرزادگان بهزاد .
9 ـ خواجه عبدالعزيز پسر خواجه عبدالوهاب .
10 و 11 ـ قاسم علي و سلطان محمد از ممتازترين شاگردان
بهزاد.
12 و 13 ـ تمراز و بهرام قلي اثر زيبايي از تمراز به سال 912 و
همچنين تصويري از بهرام قلي به سال 917 و در شيوه بهزاد در
كتابي به نام (صور من مدرسه بهزاد) به شماره هاي 8 و 9 چاپ
شده كه معرف زبردستي و استادي آنان مي باشد.
14 ـ صادقي بيك .
در مورد تاريخ مرگ و مدفن استاد بهزاد
روايات مختلفي
وجود دارد كه اغلب با هم مغايرند
قاضي احمد
فوت بهزاد را
چنين آورده :
« فوتش در دارالسلطنه هرات و در حوالي كوه مختار و در
حيطره پر از نقش و نگار مدفون است »
در كتاب تعليقات مرحوم فكري سلجوقي
كه در افغانستان
چاپ شده است در صفحه 101 كتاب راجع به مرگ بهزاد
چنين مي نويسد :
« در دهلي رساله اي ديدم كه تاليف شيخ محمد قمي
كتابدار بود
در آن رساله نوشته بود كه بهزاد پس از سالها
ماندن در قزوين و تبريز جهت ديدار مولانا رستم علي
خواهرزاده خود به هرات برگشت و قبل از ورود بهزاد
مولانا
رستم علي از جهان رفته بود. و قضا را در همان سال
بهزاد را
مرضي عارض شد و از دنيا رفت و پيكر پاك آن استاد نامدار در
جوار قبه پرنقش و نگار مختار
پهلوي رستمعلي
خواهرزاده اش دفن گرديد و اين شعر از آن رساله است .
استاد زمانه حضرت بهزاد است
كو داد هنروري به عالم داده است
كم زاد بسان ماني از مادر دهر
البته كه بهزاد از او به زاد است
دوست محمد هروي در ديباچه مرقع بهرام ميرزا
در مورد
مرگ بهزاد مي نويسد : « هم در اين آستان ملايك پاسبان (شاه
تهماسب صفوي ) وديعت حيات سپرده و در جنب مقبره شكر
گفتار شيرين مقال معدن وجد و حال شيخ كمال نورالله مرقده
در تبريز آسوده (نظر افكن به خاك قبر بهزاد) تاريخ وفات
اوست كه سيادت مآبي امير دولت هاشمي گفته » در حقيقت نيز
نوشته دوست محمد هروي مقرون به صحت بوده و بهزاد به
سال 942 در تبريز وفات يافته و در باغ كمال جنب قبر كمال
خجندي شاعر معروف مدفون مي باشد.
قطعه ذيل را كه امير دولت هاشمي سروده بر سنگ مزارش
ديده مي شود.
وحيد عصر بهزاد آنكه چون او
ز بطن مادر ايام كم زاد
اجل چون صورت عمرش به پرداخت
قضا خاك وجودش داد بر باد
ز من صورت گيري تاريخ پرسيد
بدو گفتم جواب از جان ناشاد
اگر خواهي كه تاريخش بداني
نظر افكن به (خاك قبر بهزاد)
942 هـ . ق .
قيافه و شمايل بهزاد در تصويري مضبوط در كتابخانه
دانشگاه اسلامبول ارائه شد
كه گويا به دست نقاش و يا توسط
شاگردان علاقه مند و صميمي وي ترسيم گشته است . در اين اثر
ارزنده كه استاد را در اوايل پيري نشان مي دهد كلاه عمامه اي
مخصوص به سر گذاشته و قباي بلند و كفش كوچك پوشيده و
در محلي ايستاده است .
او به دست چپ وسايل تصويرسازي گرفته و به دست
راست كتابي را ارائه مي نمايد.
صورت و قيافه او نحيف است و ريش و سبيل كم پشتي
دارد.
اصل تصوير متعلق به كتابخانه دانشگاه استانبول است كه
به ظن قوي به دست يكي از شاگردان هنرمندش تصوير گشته
است .
آثار رقم دار اصيل وي عبارتند از :
1 ـ عادي ترين و اصيل ترين تصاوير بهزاد در كتاب بوستان
سعدي مضبوط در كتابخانه قاهره مصر مي باشد. اين اثر پر مايه
كه به سال 893 الي 894 در شهر هرات تصوير گشته
مشخصات آن اخيرا در كتابي به نام (صور من مدرسه بهزاد في
المجموعات الفنيه باالقاهره ) توسط دكتر محمد مصطفي
به
عكس رنگي و زبان عربي چاپ و منتشر گشته است .
در اين كتاب كلا 12 تصوير ارائه شده كه لوحه 1 تا 6 آن
كار بهزاد بوده و بقيه به وسيله شاگردان پيرو مكتب استاد
تصوير گشته است .
شماره 1 و 2 بي رقم ولي شماره هاي 3 و4 و5 و6 به رقم
بهزاد بوده از كارهاي اصيل و ممتاز استاد مي باشد . شماره 8 و
9 رقم بهرام قلي و شماره 7 رقم تمراز و بقيه به دست نقاشان
صاحب كمال و شاگردان گمنام استاد است كه هم جوار شاهكار
استاد به رشته تصوير در آمده است .
در اينجا 6 تصوير رقم دار و بي رقم بهزاد را باختصار
معرفي مي نماييم .
1 ـ سلطان حسين ميرزا در وسط باغي نشسته و عده اي از
دوستان و نديمان به اطراف وي جمع شده و به باده گساري
مشغولند. در پشت معجز باغ
انبوه درختان پرطراوت و چشم
نواز در زمينه طلايي ارائه شده و خانواده دهقاني نيز در گوشه
باغ سكني گزيده اند. درب ورودي قصر. منقش و مرصع و الوان
است و دربان خانه مرد فقيري را از جوان آن دور
مي سازد . (صفحه 34 كتاب )
2 ـ مجلس دوم
بساط مهماني و طرب حسين ميرزا با دوستان
جوان است كه روي دوشك سفيدي به روي فرش نشسته و
اطرافيان و دوستان به لهو و لعب سرگرمند.
ساختمان شش گوش و برج رنگين و پر پيرايه و چادر
منقش كه به تصوير انواع طيور و جانواران ديگر آذين شده
كم نظير است .
3 ـ لوحه سوم ترسيم حكايت دارا و شبان است
كه در بالاي
آن اين بيت جلب نظر مي نمايد :
ملك را دل رفته آمد به جاي
بخنديد و گفت اي نكوهيده راي
در اين نقاشي
ملك دارا با لباس پررنگ و نگار و وسايل
رزمي سوار اسب شده و چوپاني در مقابل به گفت وگو ايستاده
است . در حوالي صحنه
نقش موزون و دلفريب ده راس اسب
بزرگ و كوچك ديده مي شود كه به زبردستي انجام يافته است .
منظره كوه و درختان
استوار و دل چسب است و روي جعبه
تير رقم دارد. (عمل العبد بهزاد)
4 ـ منظره مسجدي با گنبد سبز و كاشي كاري مزين و خطوط
لاجوردي و طلايي در كمال آتش دستي تصوير شده و در كنار
منبر مسجد
عده اي از علما به صحبت و مذاكره و در تالار
جنبي نيز جماعتي به عبادت و تدريس مشغول هستند
در
بيرون مسجد كه ديواره آن
در كمال استواري و تركيب است
مردي وضو مي گيرد و گداي سياه چرده اي از عابر توانگر
درخواست پول مي كند
امضا بهزاد در كتابي كه در داخل
مسجد و در دست يكي از علما است جلب نظر مي نمايد.
در طرف راست كتاب كلمات (ضرب زيد) نوشته شده و
در مقابل آن رقم (عمل العبد بهزاد) درج گشته است .
5 ـ لوحه پنجم
جلسه تدريس و بحث و مذاكره در مسجد را
نشان مي دهد. سر در ورودي داخل مسجد در كمال استواري و
فريبندگي نقش گشته و حواشي آن به خطوط و ادعيه خوش
آذين گشته است .
داخل مسجد نيز به همان عيار و حلاوت بيروني
آرايش
شده و از پنجره انتهاي اش
درختان پرگل باغ
به خوبي ديده
مي شود.
جماعتي از مومنين و طلاب علوم
در بيرون و داخل
مسجد به گفت و گو و بحث و مذاكره مشغولند. در انتهاي آخر
كتيبه
به خط سفيد رقم دارد
(عمل العبد بهزاد في سنه
894 )
6 ـ لوحه ششم
تصوير حكايت يوسف و زليخا است كه به
ساختن قصري هفت در فرمان داده بود. قصر در كمال استواري
و خوش منظري انجام يافته و اين بيت در بطن آن درج شده
است .
(زليخا چو گشت از مي عشق مست
به دامان يوسف در آويخت دست )
تصوير زليخا در نهايت حلاوت و آراستگي
در بالكن قصر
ارائه شده كه به اشاره دست با يوسف صحبت مي كند. در معجز
وسط و كناره اطاق سمت چپ رقم دارد. (من عمل العبد
بهزاد)
و در بالاي در ورودي همين اطاق
سنه 893 جلب نظر
مي نمايد.
7 ـ تصاوير خمسه نظامي كه به سال 900 يا 896 هـ . ق تصوير
شده و به شماره 25900 در بريتيش ميوزيوم مضبوط مي باشد .
يكي از آن تصاوير
ليلي و مجنون در مكتب خانه و ديگر
داستان خليفه مامون در حمام
ديگر ساختمان قصر خورنق
ديگر صحنه جنگلي است كه از بهترين كارهاي بهزاد بوده و در
هرات انجام يافته است . (تصوير قصر خورنق شماره 33 )
8 ـ تصاوير خمسه نظامي كه به تاريخ 932 در تبريز نقاشي
شده و حاليه در موزه متروپوليتين نيويورك مي باشد
يكي از
آن تصاوير
مجلس رزمي اسكندر و داراب است كه به زيبايي
نقش بسته است .

9 ـ تصاوير ليلي و مجنون از كارهاي آخر بهزاد موجود دنر
موزه شهر لنين گراد.
10 ـ تصوير خليفه زاده هارون الرشيد
عمل بهزاد در صفحه 6
كه به سال 1948 LEGUIRLANDE DE L پ IRAN كتاب
چاپ شده و در كمال نفاست و زيبايي است .
11 ـ مينياتور رقم دار بهزاد كه تصوير آن در صفحه 81 كتاب
تاليف روبرت هيلن براند 1977 قرار PERSIAN PAINTING
دارد.
نقاشي فوق العاده نفيس داخل مسجدي را نشان مي دهد كه
حواشي و محراب آن با كاشيهاي زيباي رنگي نقاشي شده و در
قسمت بالاي آن اشعاري نوشته شده و در گوشه بالاي انتهايي
در و پنجره دست راست رقم دارد. (عمل العبد بهزاد)
در داخل تالار
حضرت محمد (ص ) با حسنين در وسط
نشسته
قنبر و عده اي از مومنين ايستاده و نشسته حضور
دارند. اين مينياتور از كتاب بهارستان جامي بوده و تاريخ آن
تقريبا سال 932 است .
12 ـ در صفحه اي از مرقع گلشن تهران
تصوير پيرمردي است
كه شترها را به نشستن مجبور مي كند و ساربانهاي ديگر در اين
امر وي را ياري مي نمايند. رنگ لباسها و روپوش و
پوشينه هاي شترها جلوه بس زيبا دارد. در زير نقاشي نوشته :
« اين رقمي است بديع خلقت مشعر از مضمون (افلا ينظرون
الي الابل كيف خلقت ) كه قلم شكسته نهاد فقير نامراد بهزاد از
وصول عمر به درجه هفتاد به تجربه قوي در اين امر افتاد و
المسئول من الله العفو في المعاد »
13 ـ هنر بهزاد در كشورهاي همجوار
به ويژه در هند و پاكستان
نيز تاثير بسزايي داشته كما اينكه نانها نقاش هندي به سال
1017 به امر پادشاه نورالدين محمد جهانگير تصوير شتر و
پيرمرد را از روي عمل بهزاد ساخته و اين طور نوشته است
(الله اكبر اين كار استاد بهزاد را ديده نانهاي مصور كرده حسب
الحكم . (من حرره جهانگيرين اكبر پادشاه غازي 1017 )
صفحه 7 مرقع گلشن
14 ـ عبدالمحمد خان ايراني در صفحه 147 كتاب خود
به
نقل از كتابخانه حكومت مصر و از كتاب مصور حكيم نظامي
تصوير جواني را كه نشسته و دست روي دست گذاشته ارائه
داده و در بالا نوشته است
شاپور شاه و در پايين رقم بهزاد
ديده مي شود.
15 ـ اثر ديگر
تصوير گاوي است كه در چنگال شير اسير شده
گاو زبان بسته از ترس زبان خود را در آورده و مستاصل و مات
و حيران مانده است . در افق دور
گرگ و روباهي گرسنه در
انتظار پايان ماجرا نشسته و خود را به صرف غذاي چرب و
نرمي آماده كرده اند. در متن تصوير
درخت زيبايي ارائه شده و
رقم دارد.
(به فرموده سلطان الاعظم اكرم سلطان مهردار رقم فقير
الحقير بهزاد سلطاني )
.16 تصوير جنگ بر روي جيحون
چاپ شده در صفحه 17
مجله روزگار نو جلد 5 شماره 2 و در صفحه 15 همين شماره و
در طرف راست آن بار دادن تيمور در هنگام جلوس به تخت
سلطنت است . در طرف چپ صفحه
حمله لشگريان تيمور به
شهر خيوه كه هر دو از كارهاي بهزاد است .
در روي جلد 5
شماره 1 اين مجله
در صفحه 46
از
نقاشي نسخه طفرنامه عمل بهزاد ارائه شده است . (5 )
.17 تصوير صورت مولانا عبداله هاتفي
با رقم عمل استاد
بهزاد
صفحه 134 كتاب گلستان هنر تصحيح احمد سهيلي
خوانساري .
.18 تصوير اميري با خدمتگذاران است كه در كنار
سراپرده زيبايي از اسب پياده مي شود.(مرقع گلشن )
.19 مجلس بزم سلطان حسين بايقرا است كه بانوان و
رامشگران ايستاده و در ميان آنها زن جواني نيز ديده
مي شود. در ميان دفتري كه زن جوان به دست دارد. نوشته
(سراپرده حسين ميرزا عمل بهزاد) (مرقع گلشن )
.20 منظره قصر زيبايي
در فصل زمستان است كه نزديك
ساختمان زيباي آن زن جواني نامه اي به زير بغل گرفته و
شمشيري به كمر بسته و با دربان قصر به گفت و گو مشغول
است
رقم دارد. (تصوير بهزاد) (مرقع گلشن ) ديگر تصوير
سلطان محمد خوارزم شاه است كه رقم دارد
(صوره بهزاد)
(مرقع گلشن )
.21 تصوير جوان محكومي است كه به حالت نيايش
نقاشي شده و مراقبين در پشت سر جوان ديده مي شوند. اين
اثر نيز در موقع گلشن تهران بوده و رقم بهزاد را دارا است .
.22 تصوير سلطان محمد خوارزم شاه است كه شمشير به زير
بغل نهاده و به حال احترام در مقابل مرشدش زانو زده است
در رو به رو و پشت كوهها مهتر مخصوص دهنه اسبها را گرفته
و حفاظت مي كند روي كوه به خط نستعليق رقم دارد. (صوره
بهزاد) (مرقع گلستان )
.23 هشت اثر ارزنده بهزاد كه در كتاب ظفرنامه است و در
آخر كتاب چنين نوشته شده است : « الكاتبه تجاوز اله
عنه
تحرير چو تقرير به از در يمين
جبران شده در صفاي اين روح امين
از دست فقير كمترين شير علي
اتمام كتابي است في بضع سنين 872 »
در آخر كتاب
جهانگير پادشاه به خط خود
نوشته :
« ظفرنامه به خط شيرعلي كتاب مشتمل بر دوازده صفحه
تصوير به كار نادره دوران استاد بهزاد مع چهار لوح از بابت
پيش كش ميرجمال الدين حسين انجو » در اول كتاب چنين
رقم رفته است :
« الله اكبر ـ كتاب ظفرنامه به خط مولانا شيرعلي و هشت
مجلس تصوير كار اولين استاد بهزاد كه در نفاست نظير ندارد.
از كتابخانه حضرت عرش آستاني پدر بزرگوار من سال اول
جلوس مطابق هجري داخل كتب اين نيازمند درگاه الهي شد.
حرره نورالدين محمد جهانگير شاه اكبر »
در زير اين نوشته جهانگير پادشاه نوشته :
« اين ظفرنامه شريف كه از نوادر دوران است به تاريخ 27
ماه بهمن هشتم شهر جمادي الثانيه سنه 1032 هجري كه روز
جلوس مبارك است داخل كتابخانه خاصه اين نيازمند درگاه
شد. چون نهايت نفاست دارد هميشه در حضور مي باشد و
اكثر اوقات به مطالعه در مي آيد.
حرره شهاب الدين محمدشاه جهان پادشاه ابن جهانگير
پادشاه »
.24 تصوير شيبك خان محمد شاه بخت خان شيباني .
در اين تصوير
شيبك خان با صلابت و قيافه سرداران
مغولي زانو نشسته و دستهاي خود را روي زانوان قرار داده و
به متكاي بزرگي تكيه كرده است . وسايل تحرير و كتابت از
قبيل قلمدان و كاغذ و دفتر و غيره در كنار ديده مي شوند. در
گوشه هاي طرفين بالاي تصوير
به خط نستعليق زيباي تحرير
رقم دارد. (صورت شيبك خان العبد بهزاد)
.25 اثر منسوب ديگر
تصوير درويشي با عبا و عمامه
مخصوص است كه دو زانو نشسته و دستها را به روي هم
انداخته است . در قسمت بالا كه تذهيب فوق العاده اي دارد
به
خط تحرير نوشته :
« صورت درويش بغدادي به عمل حضرت استاد بهزاد »
.26 تصاوير ظفرنامه تيموري به خط سلطان محمدنور كه
به سال 935 تصوير شده و مذهب آن شخصي به نام مير عضد
بوده و در آخر رقم دارد.
(كتبه سلطان محمد نور و ذهبه مير عضد و صوره بهزاد
935 )
.27 تصوير دو غزال بي شاخ و شاخ بلند كه هر دو برگشته و
سر به گردن برده اند.
در طرفي يك شاخه درخت انگوري تصوير شده و در روي بوته
بزرگ تر خرگوشي ديده مي شود
رقم بزرگ و خط تحريري
نستعليق دارد. (نقل از كار مولانا ولي صوره العبد بهزاد)
.28 تصوير استادانه و پر ملاحت شاه طهماسب در جواني
است كه بالاي درخت بلندي نشسته و جوان خدمتكاري از
نردبان بالا مي رود. وزير و نديم پيرش كه به لباس وزارت
ملبس شده تنگ شراب را به شاه تعارف مي كند.
مهتر مخصوص اسب شاه را گرفته و بازدار سلطنتي باز به
دست دارد
پير مردي كه به عصاي نازكي تكيه كرده و ناظر
صحنه است روي دامنش نوشته است . (پيري
قاپوچي )
درخت بلند و زيباي سروي كه به روي آن مرغي نشسته
است جلوه دل انگيزي دارد.
در سمت چپ نوشته (شبيه حضرت شاه طهماسب ) در
كنج نردبان به خط ريز رقم بهزاد را دارد.
.29 تصوير ساده و سياه قلمي حسين ميرزا به روي اسب
است كه با صورت خندان و سبيل ازبكي كوچك و چشمان
نافذ و كله عمامه اي پردار و در لباس رزم نقاشي شده و از هر
نظر استادانه است . در زير كماندان و زير شمشير بلند
در يك
ترنج شش پر به خط فوق العاده ريز رقم داشت .
(الفقير بهزاد) در كناره اثر به خط ديگري نوشته شده
(صورت سلطان حسين ميرزا) بهزاد
30 ـ در تاريخ 8 آپريل 1980 در بريتيش ميوزيوم
نمايشگاهي در مورد رسم اژدها در تصاوير ايران افتتاح شد
كه يكي از آنها اثري از بهزاد در كتاب خمسه نظامي بود.
اين كتاب كه به خط نستعليق غبار زيبا نوشته شده و
موضوع آن برداشتي از اين بيت شعر بود.
(چونك ميدان ز اژدها شد تنگ
شه در آمد به اژدها چو نهنگ )
كه دركناره اثر ديده مي شد.
زمينه هواي مينياتور كلا طلاي ناب بود
كوهها و سنگهاي
آن با ظرافت خاصي نقاشي شده بود. در بالاي كوه صورت
خري نقاشي شده بود و اندازه آن با اينكه بالاي كوه بود به
اندازه اسب بهرام گور بود. بهرام گور با زيبايي و طراوت خاصي
روي اسب نشسته و با اژدها مشغول مبارزه بود. اژدها خود را
به روي درخت تنومندي چسبانده گويي از بهرام گور ترسيده
است
نقاشي در كمال مهارت و استادي بود. بين سطور
پاييني به خط نستعليق رقم داشت . (صوره العبد بهزاد)
.31 تصوير ديگر كه در فرير گالري واشنگتن است
تصوير
زيباي پير و جوان در صحراست كه به حاشيه گرد دايره اي و
تذهيب فوق العاده غني آرايش شده است . پير كه جوان ناآگاه
را نصيحت مي كند در كناره جوي آبي ايستاده با هم بحث
مي نمايند
منظره كوه و درختان صحرا و زيبايي و عظمت
تذهيب نقره اي و طلايي
قابل تحسين است . رقم دارد به زير
تذهيب . (صوره العبد بهزاد) تصوير .46
.32 ديگر اثر ارزنده بهزاد كه در مجموعه شاه جهان به
يادگار مانده
تصوير مردي است كه طناب به گردن شير
انداخته و او را رام كرده است . دو مهر در ذيل تصوير ديده
مي شود كه يكي (بنده شاه جهان اعتمادخان ) است و زير آن
نوشته (عمل بهزاد فدايي خان كوله نهم ذي قعده 29 ) در طرف
چپ نوشته (عرض ديده شد) (مريد علي حسيني عالم گير
پادشاه هفتم جمادي الاول سنه 11 )
.33 اثر ديگر
تصوير شاهزاده تركي است كه به روي زانو
نشسته و نقاشي مي كند. اصل اين اثر توسط جنتيل بليني به
سال 1480 ميلادي در استانبول تصوير شده و عكس رنگي و
سياه سفيد آن در اغلب كتابها چاپ شده است . در كناره آن به
خط نستعليق زيبا نوشته :
(عمل ابن موذن كه از استادان مشهور فرنگ
است )
بهزاد از روي اين تصوير كپي كرده و بهتر از آن درآورده
است
در روي صفحه اي كه روي زانوي نقاش ديده مي شود
يك مينياتور ايراني نقاشي شده و در كناره آن مهر دايره اي
شكلي ثبت شده و روي آن به خط نستعليق نوشته (غلام آل
محمد جعفر صادق ) اين تصوير در حدود سال 1500 ميلادي
تصوير شده است .
پي نوشتها :
.1 كتاب بدايع الوقايع از آثار ارزنده زين الدين محمودبن
عبدالجليل المشهور بواصفي است كه به سال 890 هـ . ق تولد
يافته و كتاب را به غربت در ماوراالنهر نوشته است .
(چون ميوه هلست سخنهاي واصفي دريافت
ز باغ عمر خوري بر چو بشنوي سخنش )
اين كتاب به تصحيح الكساندر بلدرف بوده و انتشارات
بنياد فرهنگ ايران آن را نشر كرده است .
.2 متن فارسي و ترجمه فرانسه ابن سواد در ماهنامه عالم
اسلامي جلد 26 به وسيله مرحوم علامه قزويني و سپس متن
فارسي آن در كتاب گلستان هنر به اهتمام و تصحيح آقاي
مهدي سهيلي خوانساري صفحه 135 درج و منتشر شده كه
ما عينا در اينجا ثبت مي نماييم .
.3 به گفته كتاب مناقب هنروران كه بيشتر به افسانه
شباهت دارد چنين مي نويسد :
« شاه اسماعيل بهزاد را زياده از حد دوست مي داشت
در
جنگ چالدران گويا شاه محمود نيشابوري و بهزاد حضور
داشته اند وقتي شاه اسماعيل احتمال به شكست خود و
اختلال احوال آن سامان داد
شاه محمود و بهزاد را در غاري
پنهان كرد و پس از خاتمه جنگ نخست به سراغ اين دو
هنرمند آمد و حفظ آن دو را به مال و خزائن خود مقدم داشت »
.4 تذكره شاه طهماسب چاپ برلين صفحه .8
.5 در سال 1922 سرتاماس آرنولد نقاشيهاي ظفرنامه كار
بهزاد را كه به سال 872 هـ . ق . نقاشي شده است چاپ و
منتشر نمود.

|