روزنامه جمهوري اسلامي 28/07/1382 صفحه حوزه

  • دانشگاه تلاش براي استقلال كوشش براي قطع وابستگي
  • نكته (1 )
    آفت خودفراموشي
  • *****
    دانشگاه تلاش براي استقلال كوشش براي قطع وابستگي


  • عمران عابدي
    استقلال و آزادي از شعارهاي اصلي و محوري انقلاب اسلامي ايران مي باشد كه براي به ثمر رساندن آن زحمات و تلاشهاي زيادي صورت گرفته و خونهاي با ارزشي نثار آن شده است . اساسا همه انسانها به حكم فطرت خواهان استقلال خود و خانواده و مجموعه بزرگتري هستند كه در آن زندگي مي كنند و به ويژه مسلمانان با توجه به آموزه هاي ديني براي استقلال و آزادي ارزش فوق العاده اي قائل مي باشند. تاريخ اسلام و مسلمانان مشحون از مبارزات استقلال طلبانه و آزادي خواهانه اي است كه قربانيان آن قهرمانان مورد احترام و الگوهاي مثال زدني در فرهنگ اسلامي بشمار مي روند.
    از اين رو مشاهده مي شود ملتهاي جهان خصوصا ملتهاي مسلمان براي بدست آوردن استقلال و آزادي تلاشهاي فراواني كرده گاه هزينه هاي سنگيني پرداخت نموده اند. براي دست رسي به استقلال واقعي بايد فرهنگ يك كشور بگونه اي سامان يابد كه به ويژه افكار نخبگان و دانش پژوهان متوجه منافع ملي شده كليه كارها و در راس آنها فعاليتهاي علمي و فرهنگي در جهت قطع وابستگي به كشورهاي ديگر باشد.
    امروزه يكي از شگردهاي كشورهاي قدرتمند و استعمارگر براي وابسته كردن كشورهاي ديگر اين است كه با صرف هزينه هاي گزاف جنبش نرم افزاري به سود خود در ميان نخبگان كشورهاي ديگر بويژه ملتهاي جهان سوم ايجاد كنند تا از اين طريق به منافع درازمدت خود وسعت يابند.
    در اين مختصر با مروري به بيانات حضرت امام ديدگاه ايشان راجع به نقش دانشگاهها در قطع وابستگي و استقلال مورد بررسي قرار مي گيرد.
    دانشگاه و استقلال
    حضرت امام خط مقدم استقلال و قطع وابستگي را دانشگاهها مي دانند و مي فرمايند : « دانشگاهها بروند دنبال اين كه جوانهاي ما را مستقل بار بياورند تربيت كنند كه بفهمند خودشان يك فرهنگ دارند يك فرهنگ بزرگ دارند. بفهمند كه فرهنگ از اينجا صادر شده است به خارج . بفهمند كه ما هم يك چيزي هستيم و ما خودمان مي خواهيم خودمان را اداره كنيم . » (1 )
    قبل از هر چيز نخبگان و دانشمندان يك ملت بايد به اين باور برسند كه توان به استقلال رسيدن را دارند. اگر ملتي در خود احساس ضعف و حقارت نمايد به جايي نخواهد رسيد. در درجه اول بايد به توانمندي خود پي ببرد تا قدمهاي بعدي را بردارد در مرحله دوم بايد فرهنگ غني خود را بشناسد. فرهنگ اسلام و آموزه هايي كه در منابع اسلامي نهفته است استعداد اداره نه تنها يك كشور و ملت بلكه توان اداره عالم بشريت را دارد نشانه اش اين است كه روزي نه تنها امت اسلامي را به اوج عزت استقلال و آزادي رسانده بود بلكه به تعبير حضرت امام اين فرهنگ را صادر نيز مي كرد. امروز نيز هم اين توان در مسلمانان وجود دارد و هم فرهنگ اسلامي اين قابليت را دارد. فقط دانشگاهيان و نخبگان علمي كشور بايد به اين باور دست يابند سپس گا مهاي بعدي استقلال را بردارند.
    در نگاه حضرت امام تا نخبگان و دانشگاهيان از وابستگي فكري و دروني خلاص نشوند از وابستگي هاي ديگر رهايي نخواهند يافت .
    امام خميني : « همانطور كه كرارا تذكر داده ام بزرگترين وابستگي ملتهاي مستضعف به ابرقدرتها و مستكبرين وابستگي فكري و دروني است كه شايد وابستگي ها از آن سرچشمه مي گيرد تا استقلال فكري براي ملتي حاصل نشود استقلال در ابعاد ديگر حاصل نخواهد شد . » (2 ) به عبارت ديگر « تا وابستگي مغزي و فكر از بين نرود رشد حقيقي پيدا نمي شود. شما نمي توانيد مستقل شويد. شما اگر بخواهيد از همه وابستگي ها خارج بشويد اول اين وابستگي مغزي را قلبي را كنار بگذاريد . (3 )
    راه هاي استقلال
    اسلام راههاي رسيدن به استقلال را نيز نشان داده است . از يك سو راه كسب علم و دانش را باز گذاشته و مسلمانان را تشويق كرده است علم را از هر كجا و هر كس كسب نمائيد اگرچه از دور دست باشد.
    و از سوي ديگر براي تشويق به استقلال و عدم وابستگي به بيگانگان سيطره كافر بر مسلمان را حرام دانسته و دستور داده : « لن يجعل الله للكافرين علي المومنين سبيلا » (4 ) خداوند هرگز براي كافران نسبت به مومنان راه تسلطي قرار نداده است .
    شهرت دارد كه رسول گرامي فرمودند : « اطلبو العلم و لو بالعين فان طلب العلم فريضه علي كل مسلم ;(5 )از پي طلب دانش تا چين برويد زيرا دانشجويي بر هر فرد مسلمان واجب است . »
    چين در زمان رسول خدا داراي دو مشخصه بارز بوده است . يكي دوري مسافت و ديگر اين كه مردم چين كافر بودند. اين روايت نشان مي دهد براي عزت و سربلندي و غنا و بي نيازي مسلمين تحصيل علم لازم است اگرچه از كافران باشد اما شرطش آن است كه در خدمت دين و مردم قرار گيرد. حضرت امام نيز مي فرمايد :
    « اسلام در راس ادياني است كه از علم و تخصص تمجيد كرده و مردم را دعوت كرده است حتي دعوت كرده است كه هر جا يافتيد علم را از هر كافري يافتيد آن را بگيريد اما بايد بگيريد و در خدمت اسلام و كشور باشد » . (6 )
    در ديدگاه حضرت امام دانشگاه در اولويت اول اين نوع علم آموزي قرار دارد تا با نگاه به منافع ملي بيگانگان را از سيطره بر فرهنگ خودي باز دارد :
    امام خميني : « از دانشگاه است كه مي توان يك كشور مستقل باشد و از دانشگاه است كه مي توان يك كشوري وابسته باشد » (7 ) و در جاي ديگر مي فرمايد : « استقلال كشور منوط به استقلال همين دانشگاهها و فيضيه ها است . » (8 )
    ريشه وابستگي
    ريشه هر نوع وابستگي احساس فقر از يك طرف و احساس غنا و دارايي در طرف ديگر است . كسي كه به هر دليل در خود احساس فقر و نداري مي كند و از سوي ديگر كساني را در همان رابطه توانمند مي بيند احساس نيازي در خود مشاهده مي كند كه مي خواهد با دست رسي به منبع غني آن را برطرف نمايد. از اينجا است كه وابستگي شروع مي شود هر چه نيازمنديها زيادتر باشد وابستگي نيز بيشتر خواهد بود. بنابراين كسي كه مي خواهد مستقل باشد در قدم اول بايد نيازهاي خود را بشناسد و آنها را برطرف نمايد. اين قاعده نسبت به يك ملت و كشور نيز صادق است . حضرت امام با توجه به اين نكته مي فرمايد :
    « اگر يك مملكتي بخواهد مستقل باشد اول شرط اين است كه احتياج نداشته باشد به غير اگر احتياج داشت كه نمي تواند مستقل باشد. احتياج خودش يك وابستگي است . اگر يك روزي آن كسي كه به او محتاج باشيم يك روزي جلويش را بگيريد ما بايد تسليمش بشويم » (9 )
    نياز و احتياج روح استقلال طلبي را از انسان مي گيرد كشوري كه در زمينه ها مختلف بويژه در علوم و تكنولوژي نيازمند باشد هرگز نمي تواند روي استقلال را ببيند و چاره اي جز تسليم ندارد. بنابراين شاهرگ استقلال كشور بدست دانشگاهها است .
    ابعاد استقلال
    استقلالي كه بايد از سوي دانشگاه و دانشگاهيان براي كشور رقم بخورد ابعاد گوناگوني دارد كه بصورت كلي مي توان آن را در سه گونه استقلال علمي اقتصادي و فرهنگي تقسيم نمود. وظيفه اصلي دانشگاه اين است كه خود را در بالاترين سطح به علوم روز مجهز نمايد و بنيانهاي علمي جامعه را محكم كند تا از اين لحاظ كه عمده ترين راه وابستگي مي تواند باشد استقلال كامل براي كشور حاصل شود. تا از جهت علمي استقلال پيدا نشود نمي توانيم ادعاي استقلال در ابعاد ديگر نمائيم . در مرحله دوم بايد اقتصاد كشور را با فنون پيشرفته روز ساماندهي كرد و با كاربردي كردن علوم آنرا در زندگي مردم وارد و ملموس نمود. در اين صورت است كه مي توان فرهنگ خودي را تقويت كرد و با كمك آن اين چرخه ترقي را پيش برد. به ديگر سخن استقلال در ابعاد سه گانه فوق ضمن اينكه بر هم مترتب و از تاثيرات طولي برخوردارند با تعامل هم مي توانند چرخه پيشرفت كشور را تسريع بخشند.
    « ما بايد زحمت بكشيم تا در همه جناح ها خودكفا باشيم امكان ندارد كه استقلال به دست بيايد قبل از اينكه استقلال اقتصادي داشته باشيم اگر بنا باشد كه در اقتصاد احتياج داشته باشيم در چيزهاي ديگر هم وابسته خواهيم شد و همين طور اگر در فرهنگ ما وابستگي داشته باشيم در اساس مسائل وابستگي پيدا مي كنيم . » (10 )
    در ابعاد معنوي نيز دانشگاه مي تواند نقش بسزايي داشته باشد و فرهنگ استقلال را از اين طريق ترويج نمايد. نقش افكاري كه از طريق دانشگاهيان در جامعه ايجاد مي شود قابل انكار نيست زيرا فارغ التحصيلان اين مراكز در تمام سطوح در كشور مشغول فعاليت مي باشند و مي توانند در تمام زواياي زندگي مردم تاثيرگذار باشند حضرت امام در وصيت نامه سياسي الهي خود در اينباره مي فرمايند :
    « به همه نسلهاي مسلسل توصيه مي كنم كه براي خود و كشور عزيز و اسلام آدم ساز دانشگاهها را از انحراف و غرب و شرق زدگي حفظ و پاسداري كنيد و با اين عمل انساني اسلامي خود دست قدرتهاي بزرگ را از كشور قطع و آنان را نااميد نمايند . » (11 )
    پي نوشت :
    1 ـ صحيفه نور ج 10 ص 76
    2 ـ همان ج 9 ص 185
    3 ـ همان ج 11 ص 184
    4 ـ سوره نسا آيه .141
    5 ـ بحار ج 1 ص .180
    6 ـ صحيفه نور ج 14 ص 333 و 334
    7 ـ همان
    8 ـ همان ص 281
    9 ـ همان ج 10 ص .113
    10 ـ همان ص .105
    11 ـ همان ج 21 ص
    حضرت امام خميني :
    همانطور كه كرارا تذكر داده ام بزرگترين وابستگي ملتهاي مستضعف به ابرقدرتها و مستكبرين وابستگي فكري و دروني است كه شايد وابستگي ها از آن سرچشمه مي گيرد. تا استقلال فكري براي ملتي حاصل نشود استقلال در ابعاد ديگر حاصل نخواهد شد
    حضرت امام خميني :
    از دانشگاه است كه مي تواند يك كشور مستقل باشد و از دانشگاه است كه مي تواند يك كشوري وابسته باشد

  • *****
    نكته (1 )
    آفت خودفراموشي


  • « اتامرون الناس بالبر و تنسون انفسكم و انتم تتلون الكتاب افلا تعقلون »
    بقره 44
    آيا مردم را به كارهاي نيك دستور مي دهيد ولي خودتان را فراموش مي كنيد !
    و اين در حالي است كه كتاب الهي را تلاوت مي كنيد. آيا (در اين وضعيت خسران بار خود) انديشه نمي كنيد !
    هر صنفي از اصناف اجتماع متناسب با شان و هويت خويش با آفتي مواجه است . روحانيون و عالمان دين نيز به عنوان يك صنف جامعه مشمول اين حكم كلي مي باشند.
    روحانيون از آن حيث كه با مردم مواجه هستند و در اين ارتباط با اشكال گوناگون گفتاري و نوشتاري كالاي دين را به آنان عرضه مي كنند; مواجه با آفت بزرگي مي باشند.
    آفتي كه مي تواند دامنگير عالمان دين و مبلغان معارف و احكام الهي به جان هاي مشتاق مردم ; شود; و مي شود. آفت بزرگي است و آن آفت تباه كننده « خودفراموشي » است .
    آيه 44 سوره بقره لحن بسيار كوبنده و هشداردهنده اي دارد و عالمان دين و مبلغان پيام هاي الهي را مخاطب قرار مي دهد كه شما از موضع علو و برتري همه مردم « الناس » را به همه گونه از خوبي ها و نيكي ها « البر » امر مي كنيد و دستور مي دهيد ولي در همان حال از پرداختن به خود و اصلاح نفس خويش غافليد و « خود » را به كلي فراموش مي كنيد و در واقع حقيقت وجود خويش را به طاقچه نسيان مي سپاريد.
    به عنوان نمونه چه بسا يك روحاني در ماه مبارك رمضان به تبليغ و موعظه مردم مي پردازد و از معارف سازنده دين و احكام سعادت بخش آن سخنها مي گويد. ولي « خود » در ناكجاآباد فراموش خانه غفلت مانده است و گامي براي تعالي خويشتن برنداشته است .
    مردمي كه مخاطب پيام رسانان دين و عرضه كنندگان كالاي آسماني قرار مي گيرند; نگاهشان به تعاليم الهي نگاه « استقلالي » است . اما بعضي از ما به درد جانكاه « خودفراموشي » دچار مي شويم و نگاهمان به نسخه هاي شفابخش دين و آب حيات معارف و احكام الهي نگاه « ابزاري » مي شود. و حتي آن هنگام كه در مجالس وعظ و ذكر مصائب معصومين (ع ) حاضر مي شويم مي خواهيم چيزي بشنويم و تحويل مردم دهيم نه اينكه خود تحويل گيريم .
    پس بر ما و براي ما ضرورت دارد كه سلوك را از منزل يقظه آغاز كنيم و در مسير هدايت طي « منازل » كنيم و البته با همراهي و راهبري « خضر » راه .