قسمت نهم
پنجشنبه 22 آذر
امروز صبح از طلوع آفتاب به اين طرف كه گاه گاه صداي
تير مي آيد. حالا اين سطور را مي نويسم نيم ساعت از طلوع
آفتاب گذشته است . ساعت 8 است . صداي موزيك از نزديكي
مي آمد
در اين وقت صبح آن هم هفتم محرم معني دارد. شايد
در عالي قاپو مي زنند. آفتاب بلند شده تا ببينم چه خبر است .
صداي موزيك قطع شده است
اما صداي تيرگاهي شنيده
مي شود و بعضا هم صداهايي به گوش مي رسد.
شب گذشته آقاي فروغ بنا به وعده اي كه داده بود
آمد
منزل ما. حادثه جديدي پيش نيامده است . رئيس بانك در
توقيف گاه خود شب چهارشنبه را به سر برده بود
به غذايي كه
از منزل آقاي فروغ برده بودند دست نزده بود
ولي از
رختخواب استفاده نموده و سه چهار ساعت خوابيده بوده
است . صبح اول با مامورين و آقاي فروغ به خانه خودش رفته
است . در آنجا با اصرار آقاي فروغ قدري شير خورده است . از
آنجا به بانك رفته با اعضاي بانك خداحافظي نموده و ساعت
سه ظهر به طرف طهران تحت الحفظ حركت نموده است .
مي خواسته كه تا طهران با اوتوموبيل بانك حركت نمايد
ولي
زمامداران فعلي قبول نكرده اند. فقط تا ميانه حكم نموده اند كه
ببرد و آنجا وي را رها بكنند كه با ترن برود و اوتوموبيل را كه
مصادره است
شوفر برگرداند. اگر اوضاع به اينطور پيش برود
آقاي كيا آخرين رئيس بانك مامور از طهران خواهد بود
همان
طور كه آقاي بيات آخرين والي يا استاندار خواهد بود. شب
ساعت نه آقاي فروغ به منزل خودشان مراجعت نمودند.
راديوي طهران نطق آقاي حكيمي را كه در پارلمان ايراد نموده
بود نقل نمود. چيز تازه اي كه در نطق مشاراليه بود
اين بود كه
رئيس الوزرا مجلس را خبر ميداد كه خيال دارد با همراهي
وزير امور خارجه به طرف مسكو حركت نمايد
ولي تاريخ
تعيين ننمود. حركت استقلال طلبي آذربايجان را همچنان غير
قانوني معرفي نمود
اما از فوايد انجمن هاي ايالتي و ولايتي كه
بعضي كارها را در محل به دست اهالي محل انجام بدهند
صحبت نمود. اين امتياز همچون به نظر مي آيد كه حداقل
درباره آذربايجان قدري دير شده است .
به قراري كه آقاي فروغ صحبت نمود
مجلس ملي ديروز
افتتاح يافته است . (1 ) در ساعت 9 صبح آقاي فروغ را هم
دعوت نموده بودند
ولي به دليل اشتغال به رو به راه نمودن
حركت رئيس بانك نتوانسته بوده است كه به دعوت حاضر
شود. محل مجلس را كه سينما ديده بان سابق بود
تزئين نموده
بودند. براي پالتوهاي واردين نمره مي دادند. حاجي محمد آقا
نخجواني در مراسم افتتاح حاضر بود. گويا براي حاجي ميرزا
باقر آقا قاضي هم كارت دعوت آمده بوده است . علي القاعده
بايستي براي آقاي ثقه الاسلام هم دعوت فرستاده شده باشد.
دكتر آمد. معلوم شد كه كلانتري ها و اداره امنيه را اشغال
نموده اند. آقا ضيا مجتهدي كه عموزاده ما است خانه اش در
محله ششكلان واقع است كه از خانه هاي اقوام كه غالبا در چار
منار و نزديك هاي آن واقع هستند قدري دور است . لذا شب را
احتياط نموده به منزل همشيره اش آمده است . گويا چند نفر
شبانه آمده اند
گفته اند كه آقا را مي خواهيم . صبح منزل ما آمده
است . امروز و امشب را اينجا مي مانند. مهدي با وجود
مخالفت خانم رفت به عدليه . حالا تلفون نمود كه تا دو ساعت
بعد از ظهر ممكن مراجعت بتواند بكند
تا آن وقت از وي
نگران نباشند. از هر طرف خبر امنيت مي آيد! در قضاياي ديروز
گويا دو سه حادثه تاسف آور اتفاق افتاده است . تفصيل بعد
معلوم خواهد شد. مي گويند كه بيات هم رفته است . ساعت يك
و نيم از ظهر مهدي از عدليه آمد خيلي از مطالب كشف و
روشن شد. آن مطالب را از قراري كه مهدي نقل مي كند و در
روزنامه آذربايجان نوشته شده است اينجا نقل مي كنم . مجلس
ملي را ديروز افتتاح نموده اند. دولت جديد تشكيل شده است .
رئيس الوزرا آقاي سيد جعفر پيشه وري است . نه نفر وزير در
كابينه هستند كه يكي ديگر را هم بعد معين خواهند نمود. در
خصوص وزرا بعد تفصيل خواهم داد. حاجي ميرزا علي
شبستري به رياست مجلس
نظام الدوله به نيابت رياست
و
قيامي به رياست تميز انتخاب شده اند. برنامه (پروگرام ) دولت
را پيشه وري در ضمن 20 ماده خوانده و تصويب شده است .
امروز صبح بيات والي
سپهر روشن فرماندار
با طياره به
طهران حركت نموده است . آقاي پيشه وري به عمارت عالي
قاپو منتقل شده است و اين عمارت محل دولت آذربايجان
شده است . اين عمارت كه محل اقامت وليعهدهاي قاجار بود
بعد اداره ايالت بود و والي ها در آن اقامت مي نمودند. حالا
اداره نخست وزيري دولت آذربايجان شده است . اداره نظميه
هم كاملا تصرف شده است . مامورين نظميه از طرف دولت
جديد مامور حفظ انتظامات شده اند. فدايي ها با آنها همكاري
مي نمايند. فدايي ها همان افراد مسلح هستند كه نيروي جنگي
دموكرات راتشكيل مي دهند و غالبا دهاتي هاي وحشي هستند
كه غالبا حوادث ناگوار توسط آنها به وقوع مي رسد.
عصري ساعت چهار و نيم ظهر خانم والده من با حال
پريشان آمد. خبر آورد كه آمده اند عموي آقاي مجتهد را
بردهاند و تهديد كرده اند كه سرتيپ درخشاني اگر تسليم
نشود
شلاق هم خواهد خورد. گويا آقاي حاجي ميرزا باقر آقا
قاضي و آقاي ثقه الاسلام
(2 ) حتي آقاي حاجي مير حسن
خوبي را كه در محله ما پيشنماز است برده اند. به جهت
اضطراب و وحشت خانم والده
تفصيل را درست نتوانستم
تحقيق بكنم . عجالتا به نظرم چنان مي آيد كه مي خواهند با
مرعوب نمودن روحانيون
در وجود سرتيپ هم تاثير نمايند كه
او هم مثل ساير ادارات به آساني تسليم بشود و اداره قشوني را
مفت تسليم دولت جديد بنمايد تا خداوند چه بخواهد
نيم ساعت بعد خبر آوردند كه آقاي مجتهد مراجعت
نموده است . من رفتم به منزل ايشان تا از خودشان تحقيق
بكنم . آقاي مير حجت كه پيشنماز محترمي است در محله
آنجا بود. معلوم شد كه اصل قضيه آن طور نبوده است كه
اسباب خوف و وحشت شده بود. اجمال بيانات مجتهد از اين
قرار است كه آقاي اشرفي رئيس ماليه
سليمي كفيل معارف
و
خبيري از پست و تلگراف عصري آمده اند سراغ آقا. ايشان هم
منزل حاجي سيد حسن خويي در روضه بوده اند. اصرار
نموده اند كه آقايان سازش مابين سرتيب درخشاني و
دمكرات ها بدهند. هر چه گفته اند كه اين كار با اين ترتيب
نمي شود
قبول نكرده اند. بالاخره مجبور به قبول شده و با
آقاي حاجي سيد عبدالله خويي برادر حاجي سيد حسن و
خود حاجي سيد حسن به عالي قاپو رفته اند. در آنجا عده اي
از روساي ادارات حاضر بوده اند. آقاي ثقه الاسلام حاضر بوده
و صحبت مي نمود و زمينه صحبت ايشان از اين قرار بود كه
نمي توانيم چيزي به سرتيپ درخشاني بگوييم . چون او
مي گويد كه من كاري با آنها ندارم
و چون از طرف دولت ايران
ماموريت دارم تا مادامي كه از طرف دولت امر نشود
نمي توانم
تسليم بشوم . شما با دولت مذاكره نماييد تا امر به تسليم من
نمايد. تا آن وقت هر كس به طرف ما هجوم بكند
مجبور به
مدافعه خواهيم بود. در نتيجه اين صحبت ها بنا شده است كه با
روساي فعلي امور صحبت بشود. در آنجا غير از الهامي وزير
ماليه دولت جديد كسي نبوده است . آقاي اشرفي با تلفن
خواسته است كه با پيشه وري و شبستري و چند نفر ديگر از
حضرات صحبت بكند. ممكن نشده است . جواب داده اند كه
اينجا نيستند. الهامي هم در اين بين به اداري ها خطاب نموده و
با لحن تهديد گفته است كه ما نمي توانيم منتظر اجلاس و شور
شما باشيم . مجلس همان طور كه انتظار مي رفت بدون اخذ
نتيجه بهم خورده و مجتهد به منزل مراجعت نموده اند.
اول شب من رفتم منزل آقاي فروغ
مهدي و آقا ضيا كه
مهمان ما است
آنجا بودند. بعد از قدري صحبت و استماع
راديو با هم به منزل آمديم . ديديم كه صالح پسر كوچك مجتهد
هم به مناسبت كاغذ تهديدي كه دريافت نموده بود
ترسيده . او
هم آمده است . منزل ما
بعد از قدري صحبت و صرف شام
خوابيديم . من اصلا حالم خوب نبود. مدتي است كه اصلا شام
نمي خورم . آشفتگي اوضاع و صداي تير كه گاه گاه مي آيد
مرا
قدري بد خواب نموده . بالاخره شش از شب رفته
خوابيدم
اما بعد از آن كه در رختخواب خيلي اين طرف و آن طرف
غلت (3 ) زدم .
پاورقي :
1 ـ مجلس ملي آذربايجان هفتاد و پنج نماينده داشت و نخستين
جلسه آنها در 21 آذر 24 تشكيل شد . درباره فهرست اسامي
نمايندگان مجلس ملي بنگريد : غائله آذربايجان
ص 218 ـ
220
2 ـ حاج ميرزا محمد ثقه الاسلام فرزند شهيد آقا ميرزا علي
ثقه الاسلام از علماي تبريز و مدافع مشروطيت كه در عاشوراي
1330 ق توسط روسها در تبريز به دار آويخته شد . پدر و پسر
هر دو رياست فرقه شيخيه تبريز را عهده دار بودند.
3 ـ در اصل : غلط

|