روزنامه جمهوري اسلامي 27/07/1382 صفحه عقيدتي
*****
اصول و شيوه هاي حكومت اسلامي در آئينه كلام امام علي (ع )




  • الهه هاديان
    شايد ساده ترين و كوتاهترين تعريفي كه بتوان از نهج البلاغه ارائه داد اين باشد كه بگوئيم : نهج البلاغه كلام اميرالمومنين علي (ع ) است كه از حدود هزار سال پيش به صورت كتابي در سه بخش خطبه ها نامه ها و كلمات قصار تدوين شده است . اما در حقيقت اين بيان قطره اي از دريا و ذره اي از دنياي اين كتاب عظيم را نيز در برنمي گيرد. كتابي كه منبعث از وحي و زيباترين و منطقي ترين و كاملترين ادامه دهنده مسير قرآن است .
    سنت تاريخ بشر همواره بر اين اساس بوده است كه امور جديد به مرور زمان كهنه شده و جوانها پير و كم كم از صحنه ذهن جامعه محو و به دست فراموشي سپرده مي شوند. به عبارت ديگر فرسودگي كهولت محو شدن بي رنگ شدن با گذشت زمان ولو مهمترين حوادث عالم از مهمترين قوانين تاريخ بشر و بلكه خاصيت عالم ماده است . ولي در اين ميان مسائلي استثنائي وجود دارد كه از اين سنت تبعيت نمي كند و گذشت زمان اثري روي آن نمي گذارد بلكه برعكس به جاي كمرنگ شدن روز به روز نامي تر و پر جوش تر و پررنگ تر جلوه مي كند. از جمله اين موارد قرآن كريم است كه در راس تمام اين قبيل امور قرار دارد. و پس از آن نهج البلاغه نيز از سنخ همينگونه امور است . چنانكه امروز ملاحظه مي كنيم علاوه بر هشتاد و يك شرح و ترجمه اي كه علامه اميني (ره ) در الغدير در شرح حال مرحوم سيد رضي براي نهج البلاغه نقل مي كند باز هم شرح فراواني بر اين اثر عظيم نوشته شده و مي شود و باز هم مي بينيم كه مسائل ناگفته در نهج البلاغه فراوان است و هر سخن جديدي نيز كه در مورد آن بيان مي گردد تازگي دارد.
    دليل اين امر آن است كه نهج البلاغه از همان جايي جوشيده كه قرآن از آنجا جوشيده است . نهج البلاغه فرسوده و كهنه نمي شود همانگونه كه قرآن فرسوده و كهنه نمي شود و اين واقعيتي عيني و انكار ناپذير است چنانكه خطبه ها و كلمات حضرت علي (ع ) كه در جامعه اسلامي آن روز بيان فرموده بودند امروزه نيز در صحنه اجتماع كار بردي قوي دارد كتاب نهج البلاغه در عين حالي كه مباحثي درباره معارف الهي بحثهاي اخلاقي و تهذيب نفس و... دارد اما عمده مباحث آن را مسائل مربوط به حكومت تشكيل ميدهد بويژه بخش نامه ها كه بيشتر مباحث آن سياسي و مربوط به نظام حكومت اسلامي است . در اين ميان عهدنامه مالك اشتر يا فرمان تاريخي امام علي (ع ) به يار و صحابي وفادار خود مالك اشتر نخعي يكي از درخشانترين فصول نهج البلاغه است كه در آن قوانين حكومت ديني اسلامي از زبان امام خطاب به مالك اشتر بيان شده است . اما حقيقت اين است كه تمام انسانها در همه مكانها و زمانها مخاطب اين فرمان و پيمان هستند. به عبارت ديگر احكام و فرامين انسان سازي و فشرده اي از افكار و انديشه هاي علي (ع ) به صورت بسيار دقيق و عميق در اين نامه بيان شده و در آن تكليف تمامي افراد بشر چه به عنوان يك انسان در جامعه و چه به عنوان حاكمي مسئول در جامعه اسلامي براي اجراي احكام اسلام روشن شده است . سفارشهاي آن حضرت در اين نامه خطاب به مالك اشتر و بلكه خطاب به نوع انسانيت هرگاه به درستي در جامعه اجرا شود ضامن ايجاد عدالت و امنيت و آرامش جامعه انساني و بلكه ضامن ايجاد حكومتي ديني براساس ملاكهاي اسلام است .
    البته در برخي نوشته هاي مخالفين شيعه اين اظهار نظر به چشم مي خورد كه علي (ع ) با همه فضائل و كمالات آگاهي به علم سياست و حكومت نداشت و مشكلات دوران 5 ساله حكومت ايشان نيز از عدم سياستمداري ايشان ناشي شده بود.
    اينگونه قضاوتها كه معلول عدم شناخت كافي از اسلام و شخصيت آن حضرت (ع ) است بدين سبب است كه اينان اين حقيقت را نمي بينند كه علي (ع ) براي اجراي اسلام و احياي مكتب و با التزام به اصول اسلامي و انساني حكومت مي كرد در حاليكه معاويه و يا ديگر حاكمان به ظاهر موفق و سياستمدار آن دوران به خاطر ارضاي حس برتري طلبي و رياست خواهي و تمايلات شهواني خويش تلاش مي كردند و عجيب است كه اين افراد اينگونه حيله هاي شيطاني معاويه و عمروعاص و طلحه و زبير و... را به حساب سياستمداران و تلاش حضرت علي (ع ) در عزل برخي واليان و قطع مستمري زورمندان را به حساب بي سياستي مي گذراند. در حاليكه قطع نظر از علم امامت و تعليمات خاص پيامبر اكرم (ص ) سرعت عمل و هوش اميرالمومنين (ع ) در متن حوادث و جريانات سياسي و نظامي و اقتصادي كشور سندي قطعي در سياستمداري امام (ع ) و احاطه ايشان برفنون و رموز كشورداري است .
    اين نكته قابل توجه است كه حتي در زمان خود حضرت امير(ع ) نيز كوردلان و جاهلاني بودند كه امام را متهم به بي سياستي مي كردند و مثال معاويه را به عنوان سياستمداري آگاه مي ستودند چنانكه امام (ع ) در قسمتي از خطبه خويش دردمندانه در اين خصوص مي فرمايند :
    « ... والله ما معاويه بادهي مني و لكنه يعذر و يفجر ولولا كراهيه الغدر لكنت من ادهي الناس . ولكن كل غدره فجره و كل فجره كفره . و لكل غادر لوا يعرف به يوم القيامه و الله ما استغفل بالمكيده و لا استغمز بالشديده » . (1 )
    « به خدا قسم معاويه از من زيرك تر و سياستمدارتر نيست . ولي او حيله باز و فاجر است و اگر از حيله گري و مكاري نفرت نداشتم از زيركترين مردم بودم . ولي هر مكر و غدري همراه بافسق و فجور است و فسق و فجور هم كفر را همراه خود دارد و هر مكاري روز قيامت همراه خود پرچم و نشاني دارد كه با آن شناخته مي شود. قسم به خدا كه مكارها نمي توانند مرا غافلگير كنند و فريب بدهند و قدرتمندان نمي توانند مرا تحت فشار و در حال ضعف قرار دهند. »
    امام (ع ) در اين جملات حيله گري و فريبكاري را فسق و آن را ملازم با كفر و مايه رسوايي در قيامت معرفي مي كند و پايبندي به اصل دين را مانع روي آوري به حيله گري مي داند.
    به هر جهت با مراجعه به بسياري از جملات امام (ع ) در نهج البلاغه روشن مي شود كه علي (ع ) نه تنها سياستمدار است بلكه مجري سياستي صحيح در جامعه است و با آگاهي كامل از ريزه كاريهاي سياست و كشور داري و مردم داري كه آنها را از متن اسلام و معارف قرآن بيرون مي كشيد با تكيه بر اصول و مباني اسلامي و انساني برخورد و دستور العمل سياسي خود را صادر مي نمود.
    ويژگيهاي دوران زمامداري امام علي (ع ) و خصوصيت ويژه عصر حاضر
    با نگاهي به تاريخ صدراسلام و بررسي و مقايسه شرايط جامعه اسلامي زمان رسول اكرم (ص ) و دوران حكومت اميرالمومنين علي (ع ) روشن مي شود كه شرايط دوران حكومت اين دو بزرگوار با يكديگر كاملا متفاوت است . در دوران حكومت اسلامي رسول اكرم (ص ) جامعه صد در صد اسلامي و جهت گيري آن نيز كاملا اسلامي بود. شعارهاي اسلامي مشخص و واضح و جناح بنديها و صف بنديهايي كه در جانب پيغمبر اكرم (ص ) و مخالف ايشان قرار داشت آشكار بود. دوست و دشمن از يكديگر تشخيص داده مي شد و حتي حركت نفاق نيز مشخص بود و لذا نمي توانست جامعه را آنچنان تحت تاثير خود قرار دهد زيرا آيات منافقين نازل مي شد و منافقين تهديد و افشا مي شدند و حتي بسياري از آنان به وسيله خود رسول اكرم (ص ) شناخته و شناسانده مي شدند. اما دوران حكومت اميرالمومنين علي (ع ) چنين وضعيتي نداشت و اين يكي از بزرگترين دشواريهاي حكومت كوتاه و كمتر از پنج سال علي (ع ) است . در دوران حكومت اميرالمومنين (ع ) هنگامي كه دو لشگر در برابر هم قرار مي گرفتند هر دو لشگر نماز مي خواندند و در ماه رمضان روزه مي گرفتند و از ميان هر دو بانگ تلاوت قرآن شنيده مي شد و بجز تعداد اندكي صحابي وفادار چون عمار ياسر و مالك اشتر بسياري ديگر از مسلمانان مردد بوده و اختلاف داشتند و اين از مهمترين خصوصيات ويژه دوران اميرالمومنين (ع ) و رنجهاي ايشان بود. اما اين نكته حائز اهميت است كه به فرمايش مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي (مدظله العالي ) ما امروز نيز در دنياي عظيم و با شعارهاي زيبايي كه در بسياري از نقاط آن سر داده مي شود كم و بيش همان وضعيت را داريم . حتي امروز در دنياي اسلام كه درك و دريافت و بينش اسلامي در آن گاهي به فاصله هايي به اندازه فاصله ايمان و كفر از هم دور هستند با يك چنين واقعيتي مواجهيم .
    امروز آشكارترين و روشن ترين حقايق اسلامي به وسيله بخشي از مدعيان اسلام در كشورهاي اسلامي ناديده گرفته مي شود.امروز همان روز است كه شعارهاي يكسان است اما جهت گيريها به شدت مغاير يكديگر است . امروز شرايطي مشابه شرايط دوران حكومت اميرالمومنين (ع ) است . پس روزگار نهج البلاغه است . امروز مي شود از ديدگاه دقيق و نافذ اميرالمومنين (ع ) به واقعيتهاي جهان و جامعه نگاه كرد و بسياري از حقايق را ديد و شناخت و علاج آن را پيدا كرد. لذا است كه به نظر ما امروز از هميشه به نهج البلاغه محتاج تريم . زيرا ما امروز در همان شرايط قرار داريم . (2 )
    سياست و وظايف كارگزاران نظام اسلامي در نهج البلاغه
    1 ـ حكميت و حركت براساس قرآن و سنت
    در جامعه اسلامي قرآن و سنت جايگاهي رفيع و مقامي ارجمند دارند. اين رفعت مقام تا آنجاست كه اين دو تنها جنبه شعاري و تقدس ظاهري ندارند بلكه منبع تمام مسائل اجتماعي سياسي اقتصادي و... محسوب مي شوند و حركت حاكم اسلامي نيز بايد براساس آن دو باشد. امام حسين (ع ) هنگامي كه مسلم بن عقيل را به عنوان نماينده خود به سوي مردم كوفه فرستاد در پاسخ نامه هاي مردم كوفه اولين ويژگي امام مسلمين را حكومت بر اساس كتاب خدا بيان داشت . اميرالمومنين علي (ع ) نيز در نامه خود به مالك اشتر ضمن اينكه كتاب خدا و سنت را ملاك حركت و حاكميت حاكم اسلامي قرار مي دهد كارگزار نظام اسلامي را به عبرت گيري از حوادث گذشته تاريخ فرا خوانده و مي فرمايد : « وظيفه داري كه حكومتهاي عدالت گستر و يا سنتهاي فضيلتمند و يا فريضه هايي كه در قرآن مجيد آمده و يا روشهايي كه از پيغمبر اسلام (ص ) در كتابها نوشته شده را به يادداشته باشي و آنچه كه ما عمل كرده ايم و تو آنها را ديده اي پيروي كني . » (3 )
    2 ـ اجراي عدالت و تكيه بر رضايت و خشنودي توده مردم
    در حكومتهاي استبدادي رابطه مردم با حكومت رابطه برده داري و هدف از حكومت بهره برداري از امكانات به نفع سرمايه داري و حكومت است نه خدمت به مردم . اما در حكومت اسلامي رابطه حكومت با مردم رابطه پدر و فرزندي است رابطه اي مبتني بر لطف و محبت نسبت به همه آحاد ملت چنانكه علي (ع ) در فرمان خود به مالك اشتر در اين باره فرمودند : « مهرباني بر رعيت را پوشش قلبت قرار ده و به آنها محبت كن و لطف داشته باش و براي آنها چون حيواني درنده و ضرر رسان نباش كه خوردنشان را مغتنم شماري . » (4 )
    در اسلام تصميم گيري حاكم بايد براساس ضوابط و معيارهاي اسلامي باشد. بر اين اساس معيار حاكم در تصميم گيريهاي حكومتي برقراري حق و عدالت و رعايت رفاه و آسايش و رضايت عامه مردم خواهد بود. امام (ع ) همواره روي توده و اكثريت مردم تكيه زيادي دارند زيرا اكثريت عظيم جامعه را مردم عادي و به اصطلاح همان توده مردم تشكيل مي دهند كه نوعا از امكانات رفاهي كمتري برخوردارند در مقابل اقليت جامعه كه غالبا خود را برگزيدگان و خواص جامعه مي پندارند و از امكانات مادي فراواني برخوردارند. هيچ حاكمي نمي تواند در زمامداري خويش به طور صد در صد رضايت اقليت (طبقه مرفه ) و اكثريت (طبقه مردم عادي ) جامعه را فراهم كند زيرا اگر در جهت منافع هر كدام قدم بردارد طرف مقابل ناخشنود خواهد شد.
    امام پر واضح است كه تلاش در جهت كسب رضايت اكثريت عظيم مردم و تقويت پايگاه مردمي به نفع حاكم خواهد بود. چنانكه امام (ع ) نيز جلب رضايت و اعتماد آنان را ضروري مفيد مشكل گشا و مقتضاي حق دانسته و در دستور العمل خود به حاكم مصر مي نويسد :
    « و بايد كه محبوبترين كارها در نزد تو آن اموري قرار گيرد كه معتدل ترين و ميانه ترين در حق همگاني ترين در عدل و جامع ترين و هماهنگ ترين در راه رضايت مردم باشد چرا كه بي ترديد خشم توده مردم رضايت و خشنودي خواص و برگزيدگان جامعه را بي اثر مي سازد در حاليكه خشم خواص با رضايت توده مردم بخشوده و جبران خواهد شد . » (5 )
    اين نكته نيز حائز اهميت است كه مردم به مقتضاي طبع بشري و آمال و آرزوهايشان هرگاه به آنچه كه مي خواهند نائل نشوند معمولا مجريان حكومت را مسئول محروميتها و ناكاميهاي خود مي پندارند و آنان را مقصر مي شناسند و گمان مي كنند وظيفه حكومت است كه همه خواستهاي آنان را جامه عمل بپوشاند و برآورده سازد و هنگامي كه با برآورده نشدن تمام خواسته هايشان مواجه مي شوند نسبت به حكومت و مجريان آن عداوت و كينه و دشمني پيدا مي كنند و بدينوسيله پايه هاي حكومت تضعيف مي شود. و در اينجا وظيفه حاكم است كه اگر چه نمي تواند به همه خواستهاي مردم جامه عمل بپوشاند اما با گره گشايي و پيروي از اخلاق اسلامي مردم را با كمبودها آشنا سازد و در صدد جلب رضايت مردم برآيد. و با همين حكمت و فلسفه امام (ع ) از مالك مي خواهد كه با مردم رابطه برقرار كند و از آنها فاصله نگيرد و احتجاب حاكم از مردم را باعث گمراهي و بي اطلاعي او از حقايق جامعه و ايجاد شك و ترديد و بي اعتمادي در جامعه مي داند و مي فرمايد : « مبادا مدت طولاني از مردم فاصله بگيري زيرا احتجاب حكام از مردم خود نوعي تنگنا و باعث بي اطلاعي از حقايق است و باعث بي اطلاعي مردم از واقعيت جريان كارها مي شود و اين حالت عدم آگاهي موجب تلبيس حق و باطل و درشت و كوچك جلوه يافتن امور بزرگ و بزرگ جلوه گر شدن مطالب ناچيز و كوچك مي گردد . » (6 )
    3 ـ تقسيم پستها براساس لياقت و صداقت و پيشگامي در عمل
    يكي از اهداف اساسي اسلام برقرار كردن عدل و قسط در جامعه اسلامي است . در حكومت اسلامي پستها بايد براساس شايستگي تقسيم شود و كارگزاران حكومت اسلامي از ميان شايسته ترين و خدمتگزارترين افراد انتخاب شوند كساني كه داراي فضائل و كمالات انساني بوده و تخلق به اخلاق الله را آويزه گوش خود قرار دهند افرادي كه دانا انديشمند امين كاردان توانا با دقت و ابتكار و متواضع باشند نيكان را دوست بدارند و از ستمگران بيزار باشند. اميرالمومنين علي (ع ) در نامه خود به مالك توصيه مي كند كه شناخت خود از افراد را ملاك انتخاب آنان براي مناصب حكومتي قرار ندهد و اين نكته را در نظر داشته باشد كساني كه در مصدر امور قرار مي گيرند غالبا دوستان زيادي دارند كه اين دوستان گاهي به لباس زهد در مي آيند و خود را برخوردار از اخلاق حسنه جلوه مي دهند و به همين دليل نيز امام (ع ) به مالك توصيه مي كند كه براساس خوشبيني و اطمينان خود معاونان خويش را انتخاب نكند . (7 )
    توجه به اين نكته لازم است بزرگترين عاملي كه شيرازه جامعه را از هم مي گسلد و مردم را نسبت به دولتمردان بدبين مي كند تبعيض و عدم اجراي عدالت و به اصطلاح روز پارتي بازي و باند بازي پيروي از تمايلات شخصي و روابط را بر ضوابط حاكم كردن است . در جوامع غير اسلامي باندبازيها و روابط خصوصي عامل مهمي در تقسيم پستها و مقامها درميان عده اي بخصوص به شمار مي رود. اما در جوامع اسلامي كه فرهنگ اسلامي حاكم است رعايت عدالت اسلامي ايجاب مي كند كه ضابطه و قانون جاي رابطه و تمايلات شخصي را بگيرد و در تقسيم پستها و منصبها تنها به فضائل و اصالتهاي انساني و امتيازات اسلامي توجه شود و هر يك از كارگزاران حكومتي براساس لياقت و كارداني و شايستگي انتخاب شوند و به منصب دست يابند زيرا در جامعه اي كه همه مردم از مزايا و حقوق حكومت اسلامي به طور يكسان و دور از تبعيض بهره مند شوند بدون شك نسبت به مسئولين دولت خوشبين و از آنها راضي بوده و با آنان همكاري لازم را خواهند داشت .
    4 ـ مبارزه با مظاهر فساد و آلودگي در جامعه
    اميرالمومنين علي (ع ) در جمله « فانما عليك تطهير ماظهر لك » (8 ) مالك را به مبارزه با مظاهر فساد و آلودگي و جلوگيري از فحشا و منكرات در جامعه فرا مي خواند چه آنكه رواج فساد و فحشا در جوامع از بارزترين ترفندهاي امپرياليسم و استعمار است كه موجب سقوط و انحطاط جامعه مي شود. دشمن همواره مي خواهد با از بين بردن عفت و پاكدامني و اشاعه فساد در جوامع اعم از اسلامي و حتي غير اسلامي ملتهاي مستضعف را از روح پاكي و معنويت جدا ساخته و آنان را چنان آلوده كند و به از خود بيگانگي و فساد بكشاند تا سرانجام در عمق منجلاب دستهاي آلوده استعمار فرو روند.
    5 ـ سادگي و پرهيز از تشريفات
    از ويژگيها و جلوه هاي ديگر حكومت اميرالمومنين (ع ) سادگي و پرهيز از تشريفات است . ايشان همواره در ضمن سخنان خويش رجال حكومت را به سادگي توصيه مي فرمودند كه از جمله اين موارد نامه امام به عثمان بن حنيف است . (9 )
    لازم به ذكر است كه وظايف كارگزاران نظام اسلامي تنها محدود به موارد مذكور نمي شود بلكه با دقت در مضامين فرمايشات علي (ع ) بويژه نامه ايشان به مالك اشتر فرامين مهم ديگري در اين خصوص به چشم مي خورد كه ما جهت اختصار فهرست وار به برخي از آنها اشاره مي نمائيم و بحث و تعمق در آنها را به كتاب شريف نهج البلاغه ارجاع مي دهيم : استكبار زدائي اعتماد متقابل به مردم تصميم گيري بجا و مناسب جلوگيري از هرج و مرج جمع بيت المال و نظارت بر آن روبرو شدن و مقابله با دشمن ايجاد امنيت در راهها ستاندن حق ضعيف و حمايت از مظلوم در برابر شخص فاجر و...
    اما امروز روز استفاده هر چه بيشتر از نهج البلاغه است زيرا موقعيت خاص سياسي اجتماعي موجود در زمان اميرالمومنين (ع ) و افكار و خطوط و گروههايي كه در دوران حكومت آن حضرت فعاليت مي كردند و نيز كار شكنيهايي كه از سوي برخي جناحهاي منتسب به اسلام در جامعه آن روز اعمال مي شد بسيار شبيه وضعيت كشور ما پس از تشكيل نظام جمهوري اسلامي است و لذا رهنمودها و سخنان هدايتگرانه آن حضرت بهترين راهگشا براي ما خواهد بود. اميد است علما و انديشمندان مسلمان و نيز رسانه هاي گروهي جامعه اسلامي در اين شرايط حساس زماني كه بيش از هر زمان عطش پذيرش معارف اسلامي در همه كشورها مشهود است به تلاش بيشتري پرداخته و نهج البلاغه را با توجه به مسائل و مشكلات و نيازهاي جامعه امروز مطالعه و بررسي كرده راه عمل و درمان دردها را از اين كتاب شفابخش بيابند و ابعاد معارف آن را براي جوانان مطرح نمايند تا نسل آينده بيش از پيش به جامعه مطلوب حضرت امير(ع ) نزديك شوند.
    پي نوشتها :
    1 ـ قسمتي از خطبه 198 نهج البلاغه
    2 ـ قسمتي از بيانات مقام معظم رهبري مباحث و مقالات كنگره بين المللي نهج البلاغه بنياد نهج البلاغه 1368 ص 23 ـ 25
    3 ـ ترجمه قسمتي از نامه 53 نهج البلاغه
    4 ـ تا 8 همان مدرك
    9 ـ نامه 45 نهج البلاغه
    اميرمومنان (ع ) در پاسخ به كساني او را در برابر معاويه متهم به نداشتن « سياست » مي كردند فرمود : به خدا قسم معاويه از من زيرك تر و سياستمدارتر نيست ولي او حيله باز و فاجر است و اگر از حيله گري و مكاري نفرت نداشتم از زيرك ترين مردم بودم لكن هر مكر و حيله اي همراه با فسق و فجور است و فسق و فجور هم كفر را همراه خود دارد و هر مكار و حيله گري روز قيامت همراه خود پرچم و نشاني دارد كه با آن شناخته مي شود.
    اميرمومنان (ع ) خطاب به مالك اشتر :
    مهرباني بر مردم را پوشش قلبت قرار ده و به آنها محبت روادار و لطف و مهر داشته باش و براي آنان چون حيواني درنده و ضرررسان نباش كه خوردنشان را مغتنم شماري .