روزنامه جمهوري اسلامي 27/07/1382 صفحه جبهه و جنگ

  • جمعيت مصدومين سلاح هاي كشتار جمعي
  • مهران ; شهد كربلاي يك
  • از نسل پولاد مردان بي ادعا
  • *****
    جمعيت مصدومين سلاح هاي كشتار جمعي




  • « جمعيت مصدومين سلاح هاي كشتار جمعي » كه با هدف دفاع و حمايت از مصدومين كشتار جمعي حادث شده از دوران 8 سال دفاع مقدس و شكايت از مجامع بين المللي و احقاق حق اين مصدومين تشكيل گرديده است اخيرا اقدام به چاپ برشوري نموده است كه اين برشور تلاش دارد تا در توضيحي بسيار كوتاه و مختصر علاوه بر معرفي جمعيت و بخشي از مكاتبات بين المللي انجام شده نسبت به برخي از دلايل عظمت و مظلوميت وصف ناپذير دفاع مردم مسلمان ايران در برابر تجاوز و جنايات انجام شده توسط رژيم تا دندان مسلح و حمايت شده صدام اشاره نمايد. اين برشور در 16 صفحه قطع رقعي به همراه عكس هايي از جنايت رژيم بعث در كشتار مردم بي دفاع ايران اسلامي در اختيار علاقه مندان به مباحث دفاع مقدس قرار گرفته است .
    علاقمندان جهت آشنايي بيشتر با اين جمعيت و فعاليتهاي آن مي توانند اين برشور را مطالعه نمايند.

  • *****
    مهران ; شهد كربلاي يك


  • نگاهي گذرا به شهر مهران در هشت سال دفاع مقدس
    « مهران » يكي از شهرستانهاي استان ايلام است كه از شمال با ايلام و دره شهر از شرق با دهلران و آبدانان و از غرب و جنوب با كشور عراق هم مرز است . مهران حدود 200 كيلومتر از سومار تا فسيل با كشور عراق مرز مشترك دارد شهرستان مهران داراي 3 بخش ملكشاهي صالح آباد و مركزي است جمعيت آن در حال حاضر 52000 نفر است و اكثر مردم آن به كشاورزي و دامپروري مشغول هستند . از مهران 4 رودخانه مهم چنگوله گاوي كنجاچم گدار خوش به سوي عراق سرازير است .
    اهميت مهران
    دشت مهران دهليزي است شرقي غربي كه شهر مهران در غرب آن بين دو رودخانه گاوي و كنجاچم بنا شده است . فاصله شهر فعلي مهران تا مرز حدود 3 كيلومتر است جاده مهم و مواصلاتي ايلام به خوزستان از شهر مهران مي گذرد. شهرستان مهران با دو استان ديالي و كوت عراق مرز مشترك دارد و نزديكترين مسير به عتبات عاليات بوده و هست . جاده آسفالته مهران از طريق زرباطيه بدره به عراق متصل است .
    مهران از ديرباز مورد تعرض عراق قرار گرفته است در سالهاي 1348 و 1352 دو درگيري مهم در ارتفاعات زالوآباد و كله قندي و 343 در شمالغرب مهران بين ايران و عراق روي داد كه بدنبال اين درگيري و درگيري اروندرود قرارداد 1975 منعقد گرديد.
    مهران در دفاع مقدس
    اولين تعرض ثبت شده عراق بر عليه جمهوري اسلامي مربوط به 1358 11 13 است كه يك فروند هلي كوپتر عراقي به حريم هوايي پاسگاه بهرام آباد مهران تجاوز نمود. اين تجاوزات مكرر ادامه داشت تا اينكه در 1359 3 8 بر اثر گلوله باران شهر مهران 12 نفر شهيد و 36 نفر مجروح شدند در 1359 6 12 در حمله اي ديگر 2 نفر شهيد و 15 نفر مجروح شدند.
    مهران در طول دفاع مقدس 3 مرحله به تصرف دشمن بعثي در آمد مرحله اول 31 شهريور سال 1359 بود كه مردم مهران آواره و جمعي زياد از آنان به فيض عظماي شهادت نائل آمدند.
    مرحله دوم كه استراتژي دفاع متحرك عراق نام داشت در 1365 2 27 مهران بار ديگر مورد هجوم سنگين عراق قرار گرفت كه با توجه به حجم سنگين آتش عراق شهر مهران به تلي از خاكستر تبديل شد. عراق مهران را در مقابل فاو قرار داد و در رسانه ها اهميت آن را از فاو بيشتر قلمداد كرد و مرحله سوم ارتش بعث عراق با همكاري منافقين كوردل در 1367 3 29 مهران را متصرف شدند.
    عملياتهاي خودي بر عليه عراق در شهرستان مهران 1 ـ عمليات ضربت ذوالفقار (19 دي 1359 ) در ميمك كه اولين ضربه بر پيكر ارتش عراق بود.
    2 ـ عمليات والفجر 3 (1362 5 7 ) كه اولين كلاسيك و گسترده در مهران بود. در اين عمليات ارتفاعات شمال و شمالغرب مهران آزاد و پاسگاههاي زالوآباد و دراجي عراق به تصرف رزمندگان اسلام در آمد و شهرهاي بدره زرباطيه جسان زير آتش خودي قرار گرفتند.
    3 ـ عمليات والفجر 5 (1362 11 27 ) در جنوب مهران در منطقه چنگوله انجام گرفت كه ضمن آزادسازي سلسله ارتفاعات آبزيادي چندين شهر عراق زير آتش توپخانه قرار گرفتند.
    4 ـ عمليات كربلاي 1 : با توجه به تبليغ گسترده عراق و رسانه هاي غربي در خصوص استراتژي جديد عراق بنام دفاع متحرك كه منجر به تصرف مهران شد. حضرت امام (ره ) در فرماني به نيروي زميني سپاه تاكيد فرمودند كه مهران بايد آزاد شود.
    سپاه پاسداران بلافاصله مراحل شناسايي را آغاز و 40 روز پس از تصرف مهران عمليات مقتدر و بسيار موفق كربلاي 1 كه معروف به جنگ خاكريزها بود طرحريزي و اجرا نمود. اين عمليات كه توسط نيروي زميني سپاه و بوسيله لشكرهاي 17 علي بن ابيطالب قم 8 نجف اصفهان 25 كربلاي مازندران 5 نصر و تيپ 21 امام رضاي مشهد 27 حضرت رسول (ص ) تهران 10 سيدالشهدا(ع ) تهران 11 اميرالمومنين (ع ) ايلام در مورخ 1365 4 10 با رمز يا ابوالفضل العباس (ع ) انجام شد كه رزمندگان اسلام در عرض چند روز مهران را آزاد و ارتفاعات سوق الجيشي قله ويزان كه موانع آن غيرقابل تصور بود را فتح نمودند و بدين ترتيب مقر چندين تيپ و لشكر 17 زرهي عراق به تصرف سپاهيان اسلام در آمد.
    مناطق معروفي چون قله وزيران كله قندي امامزاده حسن قرارگاه سيدالشهدا گربور تپه شني زيل كنجاچم ميمك و از همه مهمتر قرارگاه اميرالمومنين (ع ) در صالح آباد و امامزاده علي صالح (ع ) در اين خطه خونرنگ واقع شده اند.
    مهران محل عروج هزاران شهيد والامقام و سرداران شهيدي چون داودآبادي سيد محمدباقر طباطبائي دستواره كلهر امينيان تدين غيوري ملاحي بسطامي و ... است .
    مهران امروز محل زيارت هزاران راهي نور و دلباختگان عاشقي است كه يا رزمنده بوده اند و يا حماسه هاي بياد ماندني رزمندگان اسلام آنان را به اين وادي عشق مي كشاند. مهران محل اجابت دعا محل گرفتن شفا محل مويه هاي غمگين بي رياست مهران امروز منتظر قدوم باوفاي راهيان شهداست .
    مهران مي گويد اگر مي آيي با وضو بيا كه اينجا قطعه اي از كربلاست .
    دوستعلي آزوغ ـ كنگره سرداران و 2500 شهيد استان ايلام

  • *****
    از نسل پولاد مردان بي ادعا




  • پاي صحبت با ناوبانيكم « داريوش هوشنگ پور » از تكاوران نيروي دريايي ارتش
    اشاره :
    بدون شك تكاوران نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران را مي توان از جمله اولين كساني دانست كه با آغاز جنگ تحميلي در برابر يورشهاي بي وقفه و بي امان رژيم بعث عراق در مقابل آن مزدوران تا بن دندان مسلح ايستادند و با نثار جان خود اولين هسته هاي مقاومت را در جنوب كشور و در شهر خرمشهر به وجود آوردند.
    تكاوران دريايي ارتش پيش از آن هم در ختم غائله هاي كردستان و خلق عرب قابليتهاي خود را به نمايش گذاشته بودند گروهي از اين مردان دريايي در غائله كردستان و در كنار سالار مرد ايران شهيد « دكتر مصطفي چمران » و ديگر برادران ارتشي و سپاهي غيرت و عزت را به نمايش گذاشتند تا ايران بزرگ و اسلامي يكپارچه بماند و گروهي ديگر در جريان غائله خلق عرب آنچنان ضرب شستي به منافقان و نوكران اجنبي نشان دادند كه براي دولتمردان استكبار و حاميان منافقان داخلي كه در راس آنها آمريكاي جهان خوار قرار داشت راهي بجز وارد كردن ايران در جنگ بزرگ و خانمان سوز و فرسايشي باقي نگذاشته بودند . به همين منظور و براي آگاهي شما خوانندگان گرامي و آشنايي با نحوه عملكرد تكاوران دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران در 8 سال دفاع مقدس پاي صحبت يكي از اين دريادلان عرصه هاي آبي دريا نشسته ايم كه بي شك خاطرات او مايه عبرت و درس راهمان براي دفاع از داشته هاي هشت سال دفاع مقدس و پيروي از مردان و سرداراني است كه بنا به گفته پير و مقتدا و فرمانده خود عزت و شرف را در جنگ ميدانستند و نمي توانستند تحمل كنند تا وجبي از خاك ايران عزيز در زير يوق دشمن باشد.
    ناوبانيكم داريوش هوشنگ پور از نسل تكاوران دريادلي است كه پيش از آغاز رسمي جنگ تحميلي در تاريخ 59 6 31 در منطقه شلمچه و سپس خرمشهر حضور داشته است . گفته هاي او در مورد روزهاي قبل از آغاز جنگ شنيدني است .
    وي مي گويد : من همراه تعداد ديگري از تكاوران دريايي در پاسگاه شماره دو شلمچه كه به نام « پاتومحمودي » معروف بود استقرار داشتم . در آن زمان جنگ به صورت علني آغاز نشده بود. اما نيروهاي عراقي در حال تجهيز كردن خود و مواضعشان بودند در برخي نقاط به صورت مقطعي تعرضاتي را انجام مي دادند كه با عكس العمل نيروهاي مستقر در مرز روبرو مي شدند و تكاوران دريايي نيز براي پي بردن به تحركات آنها عملياتهاي گشت زني را در نقاط مرزي انجام مي دادند و ما كليه تحركات نيروهاي عراقي را به رده هاي بالاتر ارجاع مي داديم . اما هيچگاه احساس نمي كرديم كه عراق خود را در جنگي چنين بزرگ و خانمان سوز درگير كند و به خود اجازه دهد كه به سرزمين مردان ويلان و پهلوانان حمله نمايد و طمع به خاك گرانبهاي آن داشته باشد.
    نيروهاي بعثي از نيمروز 31 شهريور سال 59 حمله خود را آغاز كردند و به سرعت از نوار مرزي گذشتند و با پشتيباني 6 گردان تانك و 3 گردان مكانيزه و با حمايت آتش توپخانه توانستند در ساعات اوليه مسافت زيادي از خاك خوزستان را اشغال كنند و به پشت دروازه هاي خرمشهر برسند اما با غيرت و شجاعت مردم و اندك نظاميان مستقر در خرمشهر و آبادان در آنجا زمين گير شدند و تكاوران دريايي به همراه مردم با اندك سلاحهاي سبكي كه داشتند با توكل به خدا و براي حفظ خاك ميهن از ادامه پيشروي نيروهاي بعثي با نثار جان خود جلوگيري كردند و نيروهاي عراقي با تمام قوا و امكانات خود و با هجمه تبليغاتي كه انجام مي دادند در برابر همت و شجاعت بزرگ مردان ايران اسلامي سر تعظيم فرود آوردند.
    واحدهاي تكاور بر حسب وظيفه و كاركرد نيروهاي تيزرو هستند اين واحدها و نفرات عملياتهاي ويژه و غير منظم را انجام مي دهند و نظم دشمن را به هم مي ريزند و در شهر خرمشهر تكاوران دريايي وظيفه خود را به خوبي انجام دادند. براي بچه هاي تكاور نيروي دريايي جاي جاي خرمشهر خاطره است . لحظه به لحظه كوچه به كوچه خيابان به خيابان و درخت به درخت اين شهر براي تكاوران نيروي دريايي خاطره است . زيرا تنها نيروي نظامي كه در شهر خرمشهر حضور داشت تكاوران نيروي دريايي بودند كه به همراه زنان و مردان غيرتمند بومي به دفاع از آب و خاك و ناموس ايران اسلامي پرداختند و با وجود اينكه فقط سلاحهاي سبك در اختيار داشتند 45 روز تمام به نيروهاي عراقي اجازه ندادند تا شهر را تصرف كنند.
    درگيري در خرمشهر به صورت محله به محله ادامه داشت تا اينكه پس از خلق حماسه هاي بيشمار و رشادتهاي بسيار شهر به تصرف كامل نيروهاي عراقي درآمد و نيروهاي ما بر روي پل خرمشهر مستقر شدند تا از پيشروي مزدوران بعثي جلوگيري كنند.
    در يكي از همين روزها تعدادي از نيروهاي تكاور كه در خرمشهر حضور داشتند خود را به نزديكي پل رسانده بودند اما به دليل تمام شدن مهماتشان در آنجا غافلگير شده و در محاصره قرار گرفته بودند ما از دور شاهد اين ماجرا بوديم و قصد داشتيم با يك دستگاه مهمات مورد نياز به آنها برسانيم . شهيد مختاري كه فرمانده و از اساتيد رزمي گردان تكاوران بود گفت : من خودم ماشين را مي برم فقط چند نفر براي كمك همراه من بيايند. اين درحالي بود كه عراقي ها با سلاحهاي سنگين و سبك روي پل را هدف قرار مي دادند. شهيد مختاري حركت كرد و در زير رگبار گلوله با عبور از ميان اتومبيل هاي سوخته روي پل خود را به آن سوي پل رساند هنوز به طور كامل وارد خيابان نشده بود كه ماشين از حركت ايستاد. همه ما نگران بوديم و مي ديديم كه بچه هاي تكاور از ماشين پياده شدند. فقط شهيد مختاري باقي مانده بود. انتظار بي پايان بود و او هيچ حركتي نمي كرد. در همين هنگام گلوله آر پي جي به ماشين اصابت كرد و تمام ماشين را شعله هاي آتش فرا گرفت و اين در حالي بود كه شهيد مختاري لحظاتي قبل بر اثر اصابت تير تك تيرانداز عراقي به سرش شهيد شده بود. وقتي بچه هاي تكاور خود را به ماشين رسانده بودند ديگر از شهيد مختاري جز تلي از خاكستر چيزي باقي نمانده بود.
    من در زمان جنگ يك دوربين عكاسي با خودم داشتم و از تمام لحظات جنگ و زندگي بي رياي آن سالها تصاويري را مي گرفتم و در اين چند سال بعد از جنگ هر گاه دلم براي دوستان شهيدم تنگ مي شود مي روم خانه و با خودم خلوت مي كنم آلبوم ها را مي آورم و شروع مي كنم به نگاه كردن . بچه ها را كه مي بينم خاطره هايي كه با تك تك آنها داشتم به يادم مي آيد و حضور آنها را حس مي كنم . شهيد مختاري شهيد عباسي شهيد محمود ميرزاحسيني شهيداسماعيل شعباني و ...
    زماني كه در حال حركت به سمت جاده ماهشهر آبادان بوديم هوا بسيار گرم بود شهيد اسماعيل شعباني در ميان راه زماني كه به ايستگاه صلواتي رسيد از ماشين پائين پريد و گفت : الان يك شربت شهادت درست مي كنم تا همه بخوريد. من گفتم كه اسماعيل جان حالا تو اول خودت شربت بنوش تا ببينيم عمل مي كند
    او گفت : من از قبل اين شربت را خورده ام و دير نيست زماني كه به شهادت برسم .
    بلافاصله يك شربت آبليمو درست كرد و به همه بچه ها يك ليوان داد و چند ساعت بعد خبر دادند كه اسماعيل شهيد شد.
    باور كنيد تك تك لحظه هاي حضور در خرمشهر براي من و تكاوران دريايي خاطره است . وقتي به عكسهاي آن سالها نگاه مي اندازم احساس جواني مي كنم هيچ وقت احساس فرسودگي نمي كنم و ياد آنها من را شاد و زنده نگه داشته است . وقتي به چهره آنها نگاه مي كنم حضور فيزيكي ندارند ولي در ذهن من و در قلب من و با تمام لحظه هاي من هستند و با آنها صحبت مي كنم و بي اختيار اشك مي ريزم .
    و به راستي نام اروندرود خرمشهر آبادان شلمچه پاسگاه مومني و جاي جاي جنوب ايران با نام تفنگداران دريايي گره خورده است و تك تك ذرات خاك جنوب بر خون پاك مردان بزرگي كه در عرصه دفاع مقدس در مقابل دشمن صف كشيدند و از هموطنان و تماميت كشورمان دفاع نمودند گواه است . و براي بيان حماسه هاي دليران نيروي دريايي ارتش زبانها قاصرند و قلمها عاجزند از آن كه مقاومت 45 روزه و رشادت گردان تكاوران دريايي با قابليت 1200 نفر را در مقابل دو لشكر مكانيزه عراق كه به راستي آنها بهترين نشانه اطاعت محض از اوامر فرمانده و رهبر عزيزشان بودند را وصف نمايند.
    تهيه و تنظيم :
    واحد خبر روابط عمومي نيروي دريايي ـ ناوباندوم مهدي صادقي
    در اين چند سال بعد از جنگ هرگاه دلم براي دوستان شهيدم تنگ مي شود مي روم خانه و با خودم خلوت مي كنم آلبوم ها را مي آورم و شروع مي كنم به نگاه كردن . بچه ها را مي بينم دلم آرام مي گيرد. چرا كه حضور آنها را حس مي كنم
    جاي جاي لحظه به لحظه كوچه به كوچه و خيابان به خيابان شهر خرمشهر براي تكاوران نيروي دريايي خاطره است . چرا كه تنها نيروي نظامي مستقر در خرمشهر بودند كه به همراه مردم غيرتمند و زنان غيور خرمشهر در مقابل لشكر بعث عراق ايستادگي كردند.