
محمد كاظم تقوي
امام خميني (س ) در جايگاه يك عالم رباني و يك اسلام
شناس رسالت بر دوش و مسئوليت شناس
بر اين باور بود كه
اسلام بزرگ تامين كننده عزت و سعادت مسلمانان و بلكه
بشريت مي باشد و براي نيل به اين بهروزي بايد اسلام را
شناخت و پس از شناخت اسلام كه دين زندگي است بدان عمل
كرد.
او همچنانكه همگان را به « قيام لله » دعوت ميكرد(1 )
خود
پيش و بيش از ديگران به اين موعظه الهي گوش جان سپرد و
براي عزت مسلمانان به احيا معارف و احكام اسلام همت
گماشت و مقدمه لازم براي پياده شدن دستورات دين و
جلوه گر شدن تعاليم اسلامي را در برپايي حكومت اسلامي
مي دانست . چرا كه به فرموده امام صادق
(عليه السلام ) :
اسلام بر پنج پايه استوار است
بر پايه هاي نماز
زكات
روزه
حج و ولايت . ولي آنچنان كه به ولايت دعوت شده است
به هيچيك از آن پايه ها (با عظمت و جايگاهي كه دارند) دعوت
نشده است . « (2 )
حضرت امام در گام هاي نخست نهضت اسلامي خويش در
مقابل نقشه شيطاني دشمنان اسلام كه شعار جدايي دين از
سياست را ترويج مي كردند با انديشه اصيل و ريشه دار
حكومت اسلامي را به عنوان جزئي مهم از اسلام جامع مطرح
كرد و ايجاد حكومت اسلامي را بهترين وسيله و بستر براي
اجراي احكام نوراني اسلام ميدانست . الگوي روشن امام در
مطرح نمودن انديشه حكومت اسلامي حكومت پيامبر
اكرم (ص ) و اميرالمومنين (ع ) در صدر اسلام بوده است .
حكومتي كه در كمال عدالت بدنبال ايجاد بسترهاي لازم براي
نيل انسان ها به بهروزي و سعادت بود. البته ايشان به
اقتضاات عصر خويش توجه كامل داشت و آرمان خود را
پياده شدن احكام اسلام و عملي شدن تعاليم دين ـ متناسب با
تحولات زمان اجرا مي كرد و بر همين اساس نظام جمهوري
اسلامي را بنيان نهاد و آن را همانند نهالي پروراند و به بار
نشاند.
حكومت نبوي و علوي الگوي امام
امام خميني (س ) وقتي در برابر پرسش هاي متعدد و مكرر
خبرنگاران ـ در پاريس درباره ماهيت و ابعاد حكومت اسلامي
قرار مي گرفت و براي آگاه كردن آنان و همچنين دفع شبهات
ذهني آنان كه حكومت اسلامي امام را با حكومت هايي كه اين
نام را بر خود نهاده بودند
مقايسه مي كردند
آنها را به
حكومت نبوي و حكومت علوي در صدر اسلام توجه
مي داد . (3 ) هم از اين نظر كه در حكومت آنان حرمت و كرامت
انساني افراد محترم است و آزادي هاي آنان پاس داشته
مي شود و هم از اين نظر كه در حكومت اسلامي الهام گرفته از
حكومت پيامبر(ص ) و اميرالمومنين (ع ) از مناسبات اشرافي
خبري نيست و حاكم اسلامي و كارگزاران او در كمال ساده
زيستي همانند افراد ضعيف جامعه زندگي خواهند كرد : « رئيس
مذهب ما(حضرت علي (ع )) كه حكومتش وسيع بود. چندين
مقابل ايران
حجاز و مصر و ايران و همه آنها تحت سيطره او
بود . زندگي اش از همه افراد ملت پايين تر بود . » (4 )
حضرت امير(ع ) به يكي از كارگزاران خويش كه از رويه
ساده زيستي فاصله گرفته و به هم نشيني با اشراف بر سر سفره
رنگارنگ و تجملاتي ميل پيدا كرده بود
ساده زيستي خود را
گوش زد مي كند و علت آن را اينگونه توضيح مي دهد :
« لعل بالحجاز اواليمامه من لا طمع با لقرض و لا عهدله
باشبع » (5 ) چگونه ممكن است هواي نفس بر من غلبه كند . در
حالي كه شايد در حجاز و يا يمامه افرادي باشند كه حتي قرص
ناني گيرشان نيايد و دير زماني باشد كه شكمشان سير نشده
باشد. »
ساده زيستن حكومت گران در حكومت اسلامي و در سيره
پيشوايان دين و پرهيز آنان از تجملات و تشريفات
امر مسلم و
روشني است و امام خميني كه بدنبال احيا اسلام و اقامه دين
و برپايي حكومت اسلامي بود
بر خود لازم مي ديد كه از آفاتي
كه حكومت اسلامي را مورد تهديد جدي قرار مي دهد پرهيز
كند و پرهيز دهد.
به اعتراض دوست و دشمن او خود مظهر و نمونه كامل
« ساده زيستي » بود
چه آن زمان كه در نجف اشرف زندگي
مي كرد و به ياد مبارزان در بند رژيم ستم شاهي از مهمترين
امور رفاهي نيز پرهيز داشت
و چه پس از پيروزي انقلاب و
استقرار نظام جمهوري اسلامي كه همواره معيشت ساده اي را
انتخاب كرده بود و از خوراك
پوشاك و مسكن ساده بهره
مي برد و خود را هم سطح با طبقه ضعيف جامعه نگه مي داشت :
حسينيه جماران و چند اتاق مختصر و محقر كنار حسينيه كه
محل زندگي او و خانواده مكرمشان در طول ساليان پس از
پيروزي انقلاب اسلامي بوده است .
حضرت امام مبراي مصون ماندن حكومت اسلامي و
محفوظ ماندن نظام جمهوري اسلامي همواره و بارها در
مناسبت هاي گوناگون مسئولين و كارگزاران حكومتي را به
پرهيز از تجملات و تشريفات سفارش مي كرد و بر اين اعتقاد
بود كه ساده زيستي و خدمت گذاري مسئولين محبت و
رضايت مردم را جلب مي كند و رفتار اين چنيني رضايت الهي
را نيز بدنبال دارد
همچنانكه اينگونه سلوك حاكمان
راحتي
خودشان را نيز در پي دارد و در نتيجه وقتي بين حكومت و
ملت رابطه سالم برقرار شود
منافع ملي تامين مي گردد. « كاري
بايد بكنيد كه محبت مردم را جلب كنيد
اين هم رضاي خدا در
آن هست
هم راحتي خودتان در آن هست و هم براي كشورتان
مفيد است . » (6 )
تجمل گرايي
نگراني جدي امام
حضرت امام بر اين عقيده بود كه تا آن وقتي كه پيوند بين
مسئولين نظام جمهوري اسلامي و مردم حفظ شود اين نظام
خلل ناپذير مي ماند و اما آن وقت كه بخاطر رفتار ناسالم
كارگزاران حكومتي مردم از نظام دلسرد شوند
آن وقت ديگر
بايد براي بقاي نظام نگراني جدي داشت و امام خود نگران اين
آسيب بود. « مبادا اين مردم كه همه چيزشان را فدا كردند و به
اسلام خدمت نموده و به ما منت گذاشتند به واسطه اعمال ما
از ما نگران بشوند... اگر خداي نخواسته
مردم ببينند كه آقايان
وضع خودشان را تغيير داده اند
عمارت درست كرده اند و رفت
و آمدهايشان مناسب شان روحانيت نيست ... از دست دادن آن
(اعتقاد و ايمان به روحانيت و مسئولين ) همان و از بين رفتن
اسلام و جمهوري اسلامي همان » (7 )
امام به مسئولين و دست اندر كاران سفارش مي كند
بايد
مردمي كه با همه نوع فداكاري اسلام و جمهوري اسلامي را
حفظ كردند را حفظشان كرد و حفظ آنان به زندگي ساده و
همانند طبقات ضعيف است . امام خميني : « ما بايد حفظ كنيم
آنهايي را كه اسلام و جمهوري اسلامي را نگه داشتند و بعد از
اين هم نگه خواهند داشت و حفظ آن به اين است كه زندگي ما
ساده و عادي باشد . » (8 )
امام خميني الگوي مسئولان در ساده زيستي
حضرت امام با تاسي به زندگي ساده و نوراني
معصومين (ع ) يك زندگي واقعا زاهدانه و بي آلايش داشتند و
سيره و رويه ايشان همواره بر سادگي و زهد واقعي بود. ايشان
در مدت اقامت طولاني خود در نجف اشرف از منزل
استيجاري استفاده مي كردند و علي رغم اصرار دوستان و
ارادتمندان براي تهيه منزل مناسب
با نظر آنان موافقت
نكردند . (9 )
برخورداري و عنايت به همين روش زندگي بود كه در
فرانسه هم از زندگي در شهر و ساختمان بالاتر از سطح متوسط
ابراز ناراحتي كردند و به حوالي شهر ـ نوفل لوشاتو
و منزلي
ساده و بدون تشريفات نقل مكان كردند . (10 )
يكي از ياران امام نقل مي كند : در اوايل ورود امام به قم
يك روز حاج احمد آقا آمدند و به من گفتند آقا از اين خانه
ناراحتند مي گويند اين خانه تجملي است . به من فرموده اند كه
برويد يك خانه تهيه كنيد وگر نه من مي روم خانه خود. خانه
خود ايشان در كوچه پس كوچه بود و رفت و آمد مشكل بود و
اصلا امكان نداشت كه در آن جمعيت رفت و آمد كنند . (11 )
وقتي نويد پيروزي انقلاب در حال محقق شدن بود و
ياران و ارادتمندان امام در پاريس و تهران در جنب و جوش
خاصي بودند
از ستاد پاريس پيغام رسيد كه امام اراده كرده اند
كه اولا محل اسكان ايشان شمال شهر نباشد و جاي پر زرق و
برق هم نباشد . (12 )
حضرت امام پس از آنكه بيماري قلب پيدا كردند و به
تهران منتقل شدند
به جرات مراقبت هاي ويژه پزشكي و
نظارت و هدايت امور كشور از نزديك
بنا شد در تهران بمانند
ولي شرط ايشان براي ماندن در تهران اين بو دكه منزلي مطابق
نظرشان از لحاظ سادگي و دوري از تجملات برايشان تهيه
شود. علي رغم تلاش ارادتمندان حدود چهار ماه طول كشيد تا
منزل جماران تهيه گردد
حضرت امام در اين بين تهديد كردند
كه اگر برايم منزل مناسبي پيدا نكنيد به قم مي روم . و وقتي پس
از تلاش و جستجوي زياد منزل جماران پيدا شد و امام در آن
مستقر گرديدند
فرمودند : من حالا راحت شدم . چون اين
چهار ماه همه اش در عذاب بودم . (13 )
هدف از ذكر اين موارد از سيره عملي امام توجه به اين
نكته است كه اگر او
ديگران را و در راسشان مسئولان و
كارگزاران حكومت و بويژه روحانيون مسئول را به زهد و
رهيدگي از دنيا و زرق و برق آن توصيه مي كردند
خود در اين
وادي گوي سبقت را از همگان ربوده بودند.
با ساده زيستي و دوري از تجملات
مشكلات طبقه
محروم جامعه قابل درك و لمس مي شود و طبعا مسئولان به
فكر چاره جوئي مشكلات آنان برمي آيند. باشد كه با اقتدا به
سيره نظري و عملي امام عزيز
امانت ارزنده او
نظام
جمهوري اسلامي » اين خون بهاي شهيدان بزرگوار و ثمره
مجاهدات ملت بزرگ ايران
را سالم نگه داريم و با حفظ
مشخصه هاي اصيل آن به نسل هاي آينده تحويل دهيم
انشاالله
پي نوشت :
1 ـ صحيفه امام ـ ج 1 ص 20 ـ23
2 ـ اصول كافي
ج 2
ص 18
باب دعائم الا سلام
ج 1
3 ـ نك به صحيفه امام
ج 4
ص 417 ـ 419
4 ـ صحيفه امام
ج 5
ص 533
5 ـ نهج البلاغه
نامه 45
6 ـ صحيفه امام
ج 8
ص 126 ـ127
7 ـ همان
ج 19
ص 317
8 ـ همان
ص 318
9 ـ برداشت هايي از سيره امام خميني
ج 2
ص 46
10 ـ پاسدار اسلام ـ ش 28 ـ خاطرات آقاي فردوسي پور .
11 ـ پا به پاي آفتاب
ج 4
ص 322
12 ـ فصلنامه حضور
ش 3 ـ مصاحبه با آقاي محسن
رفيقدوست .
13 ـ برداشت هايي از سيره امام خميني
ج 2
ص 42 ـ.44
ساده زيستن حكومت گردان در حكومت اسلامي ودر سيره
پيشوايان دين و پرهيز آنان از تجملات و تشريفات
امر مسلم و
روشني است وامام خميني كه بدنبال احيا اسلام واقامه دين و
برپايي حكومت اسلامي بود
برخود لازم مي ديد كه از آفاتي كه
حكومت اسلامي را مورد تهديد جدي قرار مي دهد پرهيز كند و
پرهيز دهد
حضرت امام خميني :
ما بايد حفظ كنيم آنهايي را كه اسلام و جمهوري اسلامي را
نگه داشتند و بعد از اين هم نگه خواهند داشت و حفظ آن به
اين است كه زندگي ما ساده و عادي باشد

*****
ياران امام در نگاه امام (3 )
|

« 23 مهر سالروز شهادت شهيد محراب آيت الله اشرفي اصفهاني »
جامع علم مفيد و عمل صالح
امام خميني (ره ) :
« شهيد عزيز محراب اين جمعه ما از آن شخصيتهايي بود
كه اينجانب يكي از ارادتمندان اين شخص والامقام بوده و
هستم . اين وجود پربركت متعهد را قريب شصت سال است
مي شناختم . مرحوم شهيد بزرگوار حضرت حجت الاسلام
والمسلمين حاج آقا عطاالله اشرفي را در اين مدت طولاني به
صفاي نفس و آرامش روح و اطمينان قلب و خالي از هواهاي
نفساني و تارك هوي و مطيع امر مولي و جامع علم مفيد و
عمل صالح مي شناسم
و در عين حال مجاهد و متعهد و
قوي النفس بود. او در جبهه دفاع از حق از جمله اشخاصي بود
كه مايه دلگرمي جوانان مجاهد بود و از مصاديق « رجال
صدقوا ما عاهدوالله عليه » بود و رفتن او ثلمه بر اسلام وارد
كرد. »
صحيفه امام
ج 17
ص 50
آخرين ديدار
حجت الاسلام والمسلمين محمد اشرفي اصفهاني :
امام نسبت به شهيد اشرفي اصفهاني علاقه خاصي داشتند
در آخرين ملاقات كه آن شهيد بزرگوار با امام داشتند
امام با
ايشان معانقه گر مي كردند به طوري كه براي ايشان سابقه
نداشت و پس از پايان ملاقات به بنده فرمودند : من از برخورد
امام چنين دريافتم كه اين آخرين ملاقات من خواهد بود.
ايشان دقيقا درست يك روز بعد از ديدار با امام به شهادت
رسيدند.
برداشتهايي از سيره امام خميني
ج 2
ص .217
عكس يادگاري
حجت الاسلام والمسلمين اديب :
شهيد آيت الله اشرفي اصفهاني قبل از شهادت مي گفتند :
اين باركه به محضر امام رفتم ايشان طور ديگري به من نگاه
كردند و به من گفتند : با همان عكس يادگاري
بگيريم
برداشتهايي از سيره امام خميني
ج 2
ص .217

| |