
استفاده از سلاح هاي
شيميايي توسط رژيم عراق در
طول هشت سال دفاع مقدس
علاوه بر آن كه صدمات
جبران ناپذيري از نظر جسمي و
رواني به بيمار وارد كرد
هزينه هاي زيادي به بخش
بهداشت و درمان كشور وارد
ساخت .
انواع آسيبهاي تنفسي
ريوي
پوستي
چشمي و
رواني از جمله ضايعات بجا
مانده از سلاح هاي شيميايي در
طول هشت سال دفاع مقدس بر
روي رزمندگان است .
استفاده گسترده از
جنگ افزارهاي شيميايي از
سوي عراق در طول 8 سال
جنگ تحميلي عليه ايران به
اندازه اي چشمگير بود كه اين
مساله به عنوان جرياني مجزا
در بررسي مسايل جنگ
تحميلي ياد مي شود.
در مجموع
طبق آمار منابع
رسمي داخلي و خارجي كه
پس از جنگ اعلام شد در
جريان جنگ بيش از 26 هزار
تن از سربازان ايراني در اثر
استفاده عراق از سلاحهاي
شيميايي و بيولوژيكي به شدت
مجروح و تعداد زيادي از آنها
نيز شهيد شدند.
به گزارش خبرگزاري
دانشجويان ايران
علي اكبر
علاف زاده جانباز شيميايي 70
درصد كه از ناحيه ريه
پوست
و چشم چپ شيميايي شده
گفت : تاكنون 15 بار در
بيمارستان بقيه الله بستري و
يكبار به آلمان اعزام شده ام .
وي عمده ترين مشكل را
اعزام به خارج دانست و تاكيد
كرد كه مسولان در اين زمينه
كوتاهي كرده اند. زماني كه براي
درمان به خارج از كشور اعزام
مي شويم
مسولان خانه جانباز
در آلمان يك روند درماني را
شروع مي كنند ولي متاسفانه با
اعزام نشدن مجدد
اين روند
درماني مختل و باعث عود
بيماري در بيماران مي شود.
اين بيمار شيميايي با اشاره
به برخورد مسولان بنياد امور
جانبازان اظهار داشت :
مسولان بنياد نداشتن بودجه و
يكسان بودن درمان در خارج و
داخل كشور را از جمله دلايل
اعزام نكردن بيماران به خارج
اعلام مي كنند.
همچنين بيوك صلاح پور
جانباز 55 درصد از تبريز كه از
ناحيه ريه شيميايي شده با بيان
اين كه 15 سال پس از شيميايي
شدن
كسي براي رسيدگي به
مشكلاتمان به ما مراجعه نكرد
اظهار داشت : در شهرستانها به
دليل نبود پزشكان متخصص
مجبور به مراجعه به تهران
براي امر درمان هستيم ولي
بدون توجه و رسيدگي رها
شده ايم .
وي با اشاره به آلودگي
هواي تهران افزود : متاسفانه
براي حمل و نقل جانبازان
شيميايي از شهرستانها به
تهران و مراكز درماني هيچ
وسيله اي در نظر گرفته نشده
لذا اين آلودگي هوا باعث بدتر
شدن حال اين افراد مي شود
بنابراين ما انتظار داريم
حتي الامكان وسيله اي جهت
اياب و ذهاب در اختيارمان
قرار دهند.
صلاح پور با اشاره به
كيفيت بالاي داروهاي خارجي
عنوان كرد : متاسفانه هر روز
داروي جديدي توسط پزشكان
براي ما تجويز مي شود بدون
اين كه به عوارض اين داروها و
تاثيري كه بر روي معده
قلب و
استخوان ما مي گذارد داشته
باشند.
اين جانباز 55 درصد
ادامه داد : اي كاش دو پاي خود
را از دست داده بودم تا ديگران
مي دانستند كه ما چه دردي را
تحمل مي كنيم اما متاسفانه
آسيب رسيده به ما به گونه اي
است كه به چشم كسي ديده
نمي شود و متوجه دردي كه ما
مي كشيم نمي شوند. حتي اوايل
مصدوميتمان از خداوند
مي خواستيم كه فقط 5 دقيقه
بتوانيم راحت بخوابيم و يا مزه
غذايي را كه مي خوريم بچشيم .
علي ابراهيمي كه در سال
1367 از ناحيه ريه شيميايي
شده در ادامه اظهار داشت :
زماني كه به پزشكان براي
معرفي پزشكان متخصص اين
رشته مراجعه مي كنيم
راهنمايي هاي لازم را نيز انجام
نمي دهند اما همكاري بيمه
آتيه سازان با اين افراد و
پرداخت هزينه هاي عمل و دارو
بسيار مناسب است .
وي پرداخت حقوق ماهانه
اين افراد را طبق درصد
جانبازي آنها دانست و گفت :
زماني كه ميزان درصد جانبازي
فردي از 70 درصد بالا باشد
ميزان حقوق ماهانه وي
بالاست
در غير اين صورت
حقوق دريافتي بسيار پايين
بوده و جوابگوي نيازهاي اين
افراد نيست .
ابراهيمي افزود : ما جاي
خود را با زن و فرزندانمان
عوض كرديم همين كه بتوانيم
بنشينيم و نفس بكشيم جاي
خوشحالي دارد ما نيز نشاني از
جانباز بودن خود نداريم و در
هر مكاني هم نمي توانيم عنوان
كنيم كه جانبازيم زيرا كه
عوارض ظاهري نداريم .
وي در پايان تصريح كرد :
در حال حاضر تعداد زيادي از
جانبازان به شهادت رسيده اند
و تعداد اندكي از آنها باقي
مانده اند بنابراين بايد به
اندازه اي به آنها رسيدگي شود
كه خانواده هايشان بعد از آنها
جاي اميدواري داشته باشند نه
اينكه آنها هم پا به پاي
همسرانشان درد و رنج بكشند و
محتاج ديگران باشند.

*****
عصر انتظار و ضرورت وفاق ملي
|
خسرو مزرئي
در جهاني پيچيده از روابط و ضوابط تو در توي بين المللي
و سياستهاي ضدونقيض قدرتهاي سلطه جوي استعماري بسر
مي بريم . به خلاف تصور آكادميها و تئوريسين هاي روابط بين
دول و ملل
كه عصر استعمار كهنه و قديم را پايان يافته
مي پنداشتند
حوادث اخير در كشورهاي گوناگون
اعم از
آمريكاي لاتين
آفريقا
آسيا و حتي اروپاي مدعي تمدن و
فرهنگ و دموكراسي و آزادي هاي مدني و حقوق بشر
مهر
بطلاني بر پندارهاي وهم آلود و ادعاهاي فريبنده مظاهر كفر و
استكبار
در قالب هاي حقوق بشر و صلح و آزادي به شمار
مي رود.
مطالعه تاريخ زندگي و حيات اجتماعي و سياسي دولت ها
و قدرت ها
آكنده از تلاش هاي مستمر آنان براي دستيابي به
حاكميت مطلق و بلامنازع بر جهان بوده است . جنگهاي
متمادي و ويرانگر در ميان قبايل و طوايف اوليه با نژادها و
رنگ هاي متفاوت
در همه جاي اين كره خاكي اوراق دفتر
قطور عصرها و نسل ها را شامل مي شود.
روزگاري چنگيز حاكم مغولستان
برهه اي ديگر خلفاي
عباسي بغدادنشين
زماني ساسانيان ايران زمين
عصري
عثمانيهاي ترك تبار در اين سوي عالم و عهدي روميها و
يونانيها و ... در آن سوي جهان و از قرون 16 ميلادي به بعد
قدرت هاي سلطه طلبي همچون هلند
اسپانيا
آلمان
فرانسه
انگليس
روسيه
آمريكا و... آتش افروزاني بوده اند كه همه چيز
را با معيار و ملاك برتري خويش سنجيده اند.
جنگهاي ضدبشري اول و دوم جهاني ميان قدرتهاي
متحد و متفق و استيلاي ابرقدرت شرق و غرب به مدت 50
سال بر كل جهان
رقابت هاي تسليحاتي و هسته اي
براه
انداختن جنگ هاي منطقه اي
فشار بر سازمان ها و نهادهاي
بين المللي در توجيه جنايت هاي خود وجهه قانوني بخشيدن
به آن
غارت ثروت ها و سرمايه هاي مادي و معنوي كشورهاي
مستعد و عقب نگهداشتن آنان
ايجاد دشمن خيالي و فروش
تسليحات و توسعه صنايع نظامي
مداخلات غيرقانوني در
امور داخلي
منطقه اي و جهاني دولت ها و ملت ها با
حمايت هاي شوراي امنيت و در سايه حق غير مشروع وتوي
پنج قدرت به ظاهر متمدن قرن بيستم و متاسفانه حوادث تلخ
و كشتار انسانهاي بيگناه در افغانستان و عراق و... در آغازين
سال هاي قرن بيست و يكم و دهها وصدها موضوع از اين قبيل
چهره تاريخ سياسي جهان را به گونه اي زشت متجلي ساخته
كه اميد به ظهور يك منجي و مصلح عدالت گستر نهايي را در
دل هاي مردمان تحت ستم آفريقايي و آسيايي و اروپايي و حتي
آمريكايي روزبه روز قوت و شدت مي بخشد.
منتظران اين ظهور نيز به نوعي نظم نوين جهاني را
درانديشه و مكتب اعتقادي خويش مي پرورانند اما با ملاك ها و
معيارهايي كه حول محور اساسي عدالت
صلح
آزادي
ديانت
و حاكميت ارزش ها وآرمانهاي الهي و انساني براي همگان
شكل مي گيرد
نه صرفا با ميزان عقل محاسبه گر و مادي بلكه با
تكيه بر معنويت متعالي نسبت به تمامي آنان كه شهروندان اين
مدينه خدايي قلمداد مي شوند.
شكل تكامل يافته مدينه هاي آرماني و فاضله اي كه امثال
افلاطون و فارابي به ترسيم و تصوير آن اهتمام ورزيدند
در
شرايط كنوني كه حق را باطل و باطل را حق برمي شمارند و
جلوه مي دهند
بشدت مورد نياز جان بيقرار و متلاطم انسان
عصر ما مي باشد.
انتظار و مهدويت با اين نگاه و از چنين زاويه ديدي معنا و
مفهوم مي يابد و ديگر به انزوا و عزلت گزيني تفسير نمي شود.
شناخت دقيق
عميق و گسترده مكتب و دين و آئين الهي و
آداب و رسوم زميني و انساني
پيوند ميان حقيقت ها و
واقعيت هاي حيات بشري و فطرت انساني و الهي
ارتباط
متقابل و تعامل ميان ماديت و معنويت
دين و دنيا
علم و
ايمان
ديانت و سياست و... از اين منظر به گونه اي ديگر
متفاوت از آنچه كه تاكنون برخي
آگاهانه و عده اي ناآگاهانه
كوشيده اند تا هر گونه ارتباطي را ميان آنها منتفي بدانند
جايگاهي خاص را در بينش و نگرش هاي ما پيدا خواهد كرد و
بايد گفت كه پيدا نموده است .
جان هاي به لب رسيده از شدت ستم و ظلم و حاكميت
كفر و مظلوميت حق و پيروان آن
بذرهاي بيداري و نهال هاي
مقاومت و درخت هاي تنومند خيزش هاي دفاع از انسانيت و
حقوق مسلم بشر به تنگ آمده از يك تاريخ تحقير و تهديد و
قتل و غارت و جنايت فرزندان قابيل
اينك مهياي شكل دهي
نوين به چهره آينده وي است .
انقلاب اسلامي ايران انفجاري در ميان كاخ هاي بنا شده
نمرودها و فرعون هاي روزگار ما بر كوخهاي ويران گشته
فرزندان ابراهيم خليل
فصل نويني در معادلات و مبادلات
سياست بين المللي بوجود آورد. روزهايي را كه تمام مردم ايران
در يك حركت خودجوش و عدالتخواهانه
كوچه ها و خيابانها
را مملو از حضور آگاهانه و انقلابي خويش ساختند نفي ستم
از بين بردن فاصله هاي شديد طبقاتي
زدودن ننگ فقر و
تنگدستي هاي طاقت فرسا
خان بازيها و عدم امنيت عرض و
شرف و ناموس و آلت دست بيگانگان و عوامل خودفروخته
داخلي آنان شدن
بحران هويت در ميان اقشار ملت بويژه مسخ
فرهنگي و ديني جوانان و تحميل فرهنگ تخريبي غربي بر آنان
فاصله ميان حاكمان و مردم و سنت لايتغير دانستن نظام ارباب
و رعيتي
به يغما بردن ثروت و سرمايه هاي عظيم كشور و
حيف و ميل آن در داخل در دستان آلوده چندين خانواده
محدود و معدود و معروف به هزار فاميل و دهها موضوع ديگر
انقلاب سترگ را طراحي كرد.
توطئه هاي بيگانگان و نگاههاي طمع آلود آنان به بازگشتي
ديگر به اين مرزوبوم كهن با مواريث فرهنگي و تاريخي و
تمدني قابل ستايش
جنگهاي داخلي توسط گروهكهاي
وابسته به ابرقدرتهاي شرق و غرب آن روز
طرحهاي متعدد
كودتاي خزنده نظامي و غيرنظامي
جنگ تحميلي ويرانگر
هشت ساله با هدف زمين گير نمودن يك انقلاب ديني و مردمي
نوپاي جوان و از بين بردن زمينه هاي خيزش ها و جنبش هاي
مردمي در ديگر نقاط جهان در اوراق كتاب انقلاب اسلامي
مردم ما هرگز به فراموشي سپرده نخواهد شد
ولي حوادث قرن
بيست و يكم نشان مي دهد عصر سلسله بي منازع قدرت
شيطاني آمريكا روبه افول است . نهضت هاي مقاومت و دفاع از
حريم ميهن و تاريخ و فرهنگ و تمدن و سرمايه هاي عظيم
مادي و معنوي در ميان ملت ها تكوين يافته و هيمنه پوشالي
غرب فرو ريخته و عصر بيداري مظلومان جهان آغاز گشته
است .
نگاهها از هر سوي عالم و از هر چشم منتظر به ايران
دوخته شده است . توفيق آن در پايداري
بارقه اميد و اعتماد
بيشتر در دل هاي علاقمندان خواهد آفريد و هر گونه ناكامي و
شكست آن
ياس و سرخوردگي ملت ها و جرات و جسارت
بيشتر دشمنان را بدنبال خواهد داشت .
اينك هر يك بايد به نوعي به بازنگري و بازخواني در
انديشه و رفتار خود بپردازيم
مردم ما چه مي گفتند و چه
مي خواستند و امروز چه ميزان از خواسته هايشان عملي شده
است نسل دوم كه وارد عرصه حيات اجتماعي
سياسي
فرهنگي و اقتصادي جامعه شده است به چه ميزان توانسته
است پيوندش را با نسل اول و دوم و ارزش ها و آرمانهاي آنان
برقرار سازد حاكميت و حاكمان در اين ميان تا چه حد به
وظايف خود عمل كرده اند نظام روحانيت و حوزه هاي علميه
ما رسالت خطير امروز خود را چقدر مي شناسند و متناسب با
شرايط زمان و مكان و تحولات پرشتاب آن هماهنگ
نموده اند دانشگاه و دانشگاهيان ما كه در كنار روحانيت و
اقشار مردم از پيشگامان اين نهضت غرور آفرين بوده اند نوع
تعاملشان با حكومت و ملت چگونه است موفقيت ها و
ناكاميهاي ما و علل و عوامل آن چيست چگونه مي توان با
درك درست و واقع بينانه مسائل و حوادث روزگار و جامعه
خويش
ارتباطي منطقي و سازنده را ميان بخش هاي مختلف
اين پيكره سازمان يافته يعني نظام جمهوري اسلامي با سه
محور عمده و اساسي رهبري
دولت و ملت برقرار ساخت
انقلابي كه قرن هاي متمادي
ميليون ها انسان آزاده
آزاديخواه
انتظارش را مي كشيدند
در دوران حيات ما تحقق
يافته و نظامي برآمده از خواست و اراده مردم با تكيه بر دين بنا
شده است . يك نظام ديني مردمي در مقابل جهان سلطه
حساسيت مساله و ضرورت هوشياري و وحدت اقشار ملت را
بيش از گذشته نشان مي دهد. نظامي كه در مقابل بهاي سنگين
قرباني شدن بهتر فرزندان وطن برپا شده و دولت و حكومتي
كه برآمده است تا تحولي عميق در ساختار فكر و انديشه و
رفتار و زندگي مردمانش بوجود بياورد
هيچگاه بي نياز از
پيوستگي و اتحاد تمام بخش ها و نيروهاي جامعه خود نيست .
طرح وحدت براساس عقل
عرف
دين و ضرورتهاي سياسي و
اجتماعي
اقتصادي و نظامي خاص دوران ما
نياز هميشگي هر
جامعه اي در پي استقلال و حاكميت ملي مي باشد. وحدت نه
به معناي تحميل و سلطه يك عقيده و سركوب عقايد ديگر
بلكه به معناي درك ضرورت ها و اولويت ها
يافتن وجوه
مشترك گروهها
نگاهها
جناحها و اقشار ملت
در تقويت
پايه هاي اين نظام ديني و مردمي
توسعه و پيشرفت فرهنگ و
تمدن و ايجاد رفاه براي تمامي شهروندان در پرتو حاكميت
قانون و رعايت آزاديهاي مشروع و قانوني .
در دستيابي به چنين وحدتي بايد ارتقا سطح فرهنگ
عمومي جامعه و تقويت بينش ها و هنجارها و توسعه بسترهاي
تفاهم را جدي گرفت و به مقابله با موانع آن
پرداخت .
مبارزه با تبعيض هاي اقتصادي و سياسي و فرهنگي
از بين
بردن رانت هاي گوناگون
محوريت يافتن توده مردم و غلبه
حقوق آنان بر اقليتي كه هميشه خود را به گونه اي تافته هاي
جدابافته از نرم ها و فرم هاي رايج و عمومي جامعه مي پندارند
بايد وجهه همت اركان نظام و بدنه اجرايي و اداري آن قرار
بگيرد.
پرداختن به مشكلات اساسي و بنيادين مردم بويژه در
آگاهيهاي سياسي
نيازهاي معيشتي و اقتصادي
شغل و مسكن
و ازدواج و تحصيلات
گام موثر ديگري است كه بايد توسط
حاكميت برداشته شود.
تعيين جايگاه و قلمرو قانوني هريك از افراد و دستگاهها و
نهادها در چارچوب قانون اساسي و مقابله با افزون خواهيها و
زياده طلبيهاي هر فرد و گروه و نهاد و جناحي با تكيه بر حضور
آگاهانه مردم
راه ديگر تحقق اين وحدت و پايداري اين نظام
مردمي است .
پرهيز از نزاعهاي سياسي فرصت سوز و مقابله با نفوذ
نيروهاي فرصت طلب در بدنه و راس جريان هاي سياسي
اقتصادي
اجتماعي و فرهنگي از هر جناح و دسته و گروهي
ضرورت و نياز جدي ديگر است .
مردم داري و مردم را اساس پيروزي و تحكيم و تداوم
انقلاب و نظام اسلامي دانستن و تلاش در ادامه خدمت به
آنان
شرط مهم ديگر مقابله با توطئه هاي بيگانان و جلوگيري
از شكاف ميان حكومت و مردم است كه حكومت بدون وجود
و حضور ملت از بين مي رود.
اعتماد به استعدادها و نيروهاي خلاق داخلي و پرهيز از
طرد و نفي متخصصان كشور مي تواند مجمع عظيمي از فكرها و
نوآوريهاي فراوان ايراني را كه در گوشه و كنار جهان زبانزد
است بوجود بياورد. بايد كوشيد با حفظ معيارها و اصول
پذيرفته شده ديني و مردمي نظام و با تكيه بر عقلانيت سياسي
و راهبردي در راهبري جامعه
از تمام علاقمندان به سربلندي
ايران
هريك در شان و منزلت خويش بهره گرفت تا هر ايراني
به خدمت و سرمايه گذاري در اين آب و خاك افتخار نمايد و
تلاش مضاعف و كار شبانه روزي را در آن به هر نوع حضور و
خدمتي در بيرون مرزها ترجيح بدهد و اگر در آن سوي عالم به
سرمايه گذاري مي پردازد
نتيجه آن را براي عظمت ميهن و
مردم خود بكار بگيرد.
اميد آنكه عصر انتظار ما بر محور دينداري
دين مداري
ولايت و وحدت و تلاش براي عظمت اسلام به رهبري مهدي
موعود(عج ) ديري نپايد و انتظار به سر آيد و اينگونه است كه
« افضل الاعمال انتظار الفرج »
معنا و تفسير واقعي خويش را
بيابد.
به اميد آن روز نوراني و ظهور موعود عدالت گستر.
جان هاي به لب رسيده از حاكميت كفر و مظلوميت حق و
پيروان آن
بذرهاي بيداري و پيروزي در جهان هستند
پرهيز از نزاعهاي سياسي فرصت سوز و مقابله با نفوذ
نيروهاي فرصت طلب در بدنه و راس جريانهاي سياسي
ضرورت و نياز جدي جامعه است

| |