قسمت هفتم
سه شنبه 20 آذر
حال مشهدي ابراهيم بهتر شده است . صبح دكتر آمد
دوا
داد و اجازه نداد كه حمام برود. از مشهدي علي آقا خبري
نيست . هر طور باشد براي وصول نمودن طلبش كه از بنده دارد
پيدا خواهد شد. خوب بود كه به مناسبت اول محرم حساب
مخارج را والده معين نموده بودند. ناظر خرج خانه ما مشهدي
علي آقا بود. مشهدي ابراهيم كه به امر دكتر استراحت مي كند
بعضي اشيا ضروري را كلفت ها مي خرند. دواي مشهدي
ابراهيم را من خودم از دواخانه گرفته آوردم
دادم
بخورد.
شب گذشته راديو خبر داد كه سفير ايران در واشنگتون از
وزير امور خارجه آمريكا درخواست نموده است كه در
كنفرانس مسكو حقوق ايران محفوظ باشد والا اين كنفرانس هم
مونيخ ثاني خواهد شد
و البته آتاشه (وابسته ) سفارت آمريكا
مستر يانگ كه در تبريز است با سران دموكرات ملاقات نموده
است . روزنامه آذربايجان كه از مسافرت مستريانگ بحث
نموده است
لحنش ملايم و تا اندازه اي دوستانه بوده است و
در همين شماره
مقاله كوچكي بود كه در آن خيلي به طور ابهام
و پرده پوشي
قتل هاي اخير را تخطئه نموده بود
و ايضا از
همين شماره معلوم شد كه مذاكرات جاريه در منزل حاجي
ذكا الدوله مابين پيشه وري و رفقايش از يك طرف و بيات و
والي از طرف ديگر به نتيجه نرسيده است .
نكته قابل توجه اين است كه دموكرات از اطلاق لفظ والي
و استاندار به بيات اجتناب مي نمايند و او را نماينده حكومت
مركز مي نامند. مي خواهند با اين اسم گذاري كار استقلال
داخلي آذربايجان را عمل انجام شده قلمداد نمايند و مطلب كه
اينجا رسيد از بيرون صداي داد و فرياد بلند شد. معلوم شد كه
مشهدي ابراهيم رفته با برادر زنش و يك آژان
مشهدي علي
آقا را آورده اند در حياط بيروني مشغول مرافعه هستند. برادر
زن مشهدي ابراهيم عين الله نام
حمال بود و علاف و برف
روب هم بوده است . آدم شريري است . مشهدي ابراهيم
خودش از او كاملا مي ترسيد. حالا در اين قضيه او را قلچماق
آورده است . قضيه مشهدي ابراهيم بالاخره اصلاح شد.
مشهدي علي آقا عذرخواهي وتضرع عفو نمود. مشهدي
ابراهيم هم بعد از تعرضات و عتاب هاي سخت راضي شد
عين الله هم بد نيامد. عجالتا قضيه خاتمه يافته است .
عصري رفتم مجلس تحريم صبيه حاجي بيوك آقا برادر
آقا ميرحجت كه همسايه ما هستند. چون روز سه شنبه بود
روز مجلس ادبي معهود بود كه در منزل آقاي فروغ منعقد بود.
آقاي فروغ غايب بود. ميرزا علي اصغر كه در بانك خدمت
مي كند به مناسبت مرئوسي آقاي فروغ صاحب خانگي
مي نمود. همه رفقا كه بنا بود تشريف بياورند حاضر شدند.
آقاي فروغ نيامد. آفتاب غروب كرد. قدري نگران شديم . در
اين بين كاغذ كوچكي را كه نوكر آقاي فروغ به من داد كه هادي
آقا پسر آقاي حاجي ميرزا خليل آقاي مجتهد نوشته بود. اين
طور نوشته بود كه آقاي مجتهد براي مذاكره مطلب مهمي
فوري مرا و دكتر را خواسته اند. فوري مهمان ها را همانجا
گذاشته با دكتر با كمال عجله و نگراني عازم منزل آقاي مجتهد
شديم . سردربند (كوچه بن بست ) تصادف نموديم به آقاي
فروغ كه از درشكه پياده مي شد و عازم منزل خودش بود (خانه
آقاي فروغ نزديك دربند و روبروي خانه ما است ) مضطرب به
نظر مي آمد. گفتيم مهمان ها حاضر هستند. خواهش نمود كه
بعد از مذاكره با آقاي مجتهد به منزل ايشان مراجعت نماييم تا
مطلبي است كه مي خواهند آن را مذاكره نمايند. رفتيم منزل
مجتهد
سركرسي نشسته بودند. پسرهايش هم آنجا بودند.
معلوم شد كه كارت دعوتي در غياب آقا آورده اند براي دعوت
به حضور در موقع افتتاح مجلس ملي آذربايجان
ما را دعوت
به شور نموده بودند. ما هم بدون معطلي توصيه به نرفتن
نموديم . چون اين جور مجالس تا حال رسم نبوده است كه
علما حاضر شوند. قدري تسكين قلب داده
مراجعت نموديم .
آقاي فروغ براي مهمان ها تفصيل اشغال بانك ملي را بيان
مي نمودند . معلوم شد كه از صبح امروز
يعني سه شنبه 20
آذر
هيئت ملي دو نفر از اعضاي حزب را به كونترول (كذا)
بانك معين نموده است
و دستور داده است كه حواله هاي
دولتي را پرداخت نكنند. رئيس بانك هم امروز به بانك نيامده
است و چندين دفعه با پيشه وري ملاقات و مذاكره نموده
است . بعد از انقضاي مجلس كه همه رفتند
من و مهدي فقط
مانديم . اظهار نمودند كه مطلب از اين قرار است كه رئيس
بانك را از طرف هيئت ملي توقيف نموده اند. آقاي فروغ
هم
چندين دفعه با پيشه وري ملاقات نموده كه اجازه بدهند شب را
بيايد منزل آقاي فروغ قبول نشده است . اجازه فرستادن شام و
رختخواب را داده بودند
توسط نوكرش شام و رختخواب
براي رئيس بانك فرستاده
سه حكم به امضاي حاجي ميرزا
علي شبستري براي آقاي فروغ فرستاده اند. در يكي از آنها
ايشان را به كفالت بانك ملي معين نموده بودند. پيشه وري گفته
است كه فردا رئيس بانك را با اتومبيل خودش روانه طهران
خواهم نمود. آقاي فروغ تفصيل آمدن مستر يانگ وابسته
سفارت آمريكا را هم بيان مي نمود. مستريانگ فارسي خوب
حرف مي زند. در بانك با آقاي فروغ صحبت نموده است . دكتر
مهتاش كه يكي از كونترولرهاي بانك ملي است
حاضر بوده
است (آن ديگري علي شمس ماشينچي است ) ميان دكتر
مهتاش و وابسته آمريكا مذاكرات مجادله آميزي گذشته است
دكتر مهتاش گفته است كه همان طور كه در ايالات آمريكا
جماهير متحده تشكيل يك دولت دده اند
دمكرات ها
مي خواهند با استقلال داخلي
آذربايجان جزو ايران باشد.
مستريانگ هم گفته بودند كه تحريك دولت اجنبي
يعني
شوروي ها در بين است . دكتر اين معني را كاملا انكار نموده
بود
ولي مستر يانگ متقاعد نشده
بعد از صحبت از آقاي
فروغ خداحافظي نموده به منزل مراجعت نموديم .
جلسه سه شنبه آينده هم صحبت نشد كه كجا منعقد بشود
بلاتكليف ماند. وقت مراجعه به خانه ساعت از هشت گذشته
بود. وقت راديوي لندن گذشته بود
اما راديوي آنكارا و طهران
وقتشان نگذشته بود. در جلسه گذشته در منزل آقاي نخجواني
بوديم
راجع به كتاب مجهول المولف شرح انوري عقيده مند
شده بوديم كه خوب شرح كرده است . آقاي قاضي كه كتاب را
براي نمره گذاري صفحات و نوشتن فهرست برده بودند
در
ضمن مطالعه شرح
به بعضي اشتباهات ملتفت شده بودند كه
معلوم نموده بود كه شارح آن قدرها كه اول تصور مي رفت
فاضل نبوده است و عقيده ما را آقاي قاضي در حق شارح
مجهول متزلزل نمود.

|