روزنامه جمهوري اسلامي 24/07/1382 صفحه جبهه و جنگ

  • معرفي نشريه
    طراوت

  • تو از نسل ستاره ها بودي و من از خاك
  • سردار عيني باهر :
    دشمن فهميده است كه با جنگ هيچ كاري از پيش نخواهد برد
  • *****
    معرفي نشريه
    طراوت




  • دهمين شماره نشريه « طراوت » ماهنامه فرهنگي اجتماعي كنگره سرداران و 23 هزار شهيد استان اصفهان در پيش خوان قرار گرفت .
    در اين شماره از نشريه كه سي ام شهريور ماه منتشر گرديد مطالب زير به چشم مي خورد :
    سخن اول ـ نهضت خدمت رساني به مردم ـ اوج افتخارات وصاياـ پيدايش آمريكاـ فرياد موج ـ تاولهاي آخته نسيم (نامه هاي شما) ـ محبوب قلوب ـ اخبارـ شعري براي جنگ ـ ديوانگي اين سوي خاكريزـ و بلاگ چيست ـ اتوبوس شماره چهارده ـ قصه دلتنگي ـ كاش فردا نمي رسيد ـ چشمان شيشه اي ـ ترميناتور بوش ـ من خيلي جبهه را دوست دارم ـ احسان ما احسان او و حسن ختام .

  • *****
    تو از نسل ستاره ها بودي و من از خاك


  • واگويه اي تقديم به دايي عزيزم شهيد « سيدصادق ميرحق پرست »
    و اين لحظه ناب را تقديم مي كنم به تمام آنانيكه به خاطر من به خاطر تو و به خاطر تمام ما به دعوت ابدي لبيك گفتند و به ديار باقي شتافتند. و چه زيبا و سبكبال رفتند و روحشان را به عرش اعلي رساندند و تن بي جان خود را در ميان خونشان غلتان ديدند. آنانكه صداي يازهرا(س ) و يا حسين (ع )شان كوه را به لرزه درمي آورد. زمزمه هاي كميل را در دل شب تار از زبان علي در چاه مي گفتند و روزهاي عاشورائيشان را با ياد حسين (ع ) مي گذراندند.
    با هاي هاي ندبه هايشان پسر فاطمه را فرامي خواندند و از او ياري مي جستند. و آن هنگام كه در ظهر عاشورائيشان قطره آبي از قمقمه هاي خشكشان نمي چكيد را به ياد آوردم ...
    به ياد تمامي آنانكه كه به من آموختند چگونه زيستن را و چگونه نوشتن را. به تو اي اسطوره شهامت . تو كه هميشه و در همه جا مي بينمت . تو شاهدي . بر همه چيز شاهدي . مي داني كه تمام تپش هاي قلبم را مديون توام . تو اي بهترين . اي آنكه تو مرا مي بيني و من از ديدن تو عاجزم ... دلم مي خواست تو را با تمامي وجود فرياد كنم . آن هنگامي را كه بر سنگر عشقت تكيه مي زدي و بر سجاده ي دلت مي ايستادي . هنوز بوي الرحمان هايت از شلمچه شنيده مي شود. بوي هزاران لاله عاشق هنوز از هويزه مي آيد. و تواي سبز ترينم دايي عزيزم ...
    اين بار تمامي لغات گنگ و سردرگم را براي تو و دوستانت در كنار هم مي گذارم .
    دلم مي خواست با آن دست خدايي ات بر سرم دست نوازشي مي كشيدي . نمي داني چقدر خود را به تو نزديك مي بينم . زمزمه هاي عاشقانه ات در گوشم نجوا مي كند و توچه زيبا به دعوت پير مرادت لبيك گفتي و به سرزمين عشق سرزميني كه بوي حسين (ع ) مي داد شتافتي و پس از آنكه مردي شدي خدايي ... وسعت روح سبزت آنچنان شد كه ديگر در كالبد تنت نمي گنجيد آن هنگام كه عاشقانه با معبودت سخن مي گفتي ناله هاي علي (ع ) را مي فهميدي و سردر چاه زمان بردي و عاشقانه و با صداي بلند ناله هاي او را فرياد زدي .
    ... و پس از تو ... ياس هاي وحشي بله همين ياس هايي كه عاشقانه آنها را مي پرستم روزبه روز پژمرده تر مي شوند و من مي دانم روزي كه آخرين آنها پژمرده شود روزي است كه ديگر زيستن معنا ندارد و من تصميم دارم تا آن روز آنقدر فريادهاي يازهرا(س ) و يامهدي (ع ) تو را فرياد بزنم تا در گوش همه جهان بپيچد.
    اما چه بد! چه بد كساني هستند مردمان اين زمانه . نمي داني چقدر دلم مي خواست پا در كربلاي شهيدان بنهم . بودن را احساس كنم .
    از بي وفايي ياران اشك در چشمم خشكيده . هركسي يك روز بدنيا مي آيد و روزي از اين دنيا رخت برمي بندد. بنگر و ببين عمرها چگونه به پايان مي رسند و من دوست ندارم در اين دو روز عمر همچون بيچارگان باشم كه فردا روز خود را مدام سرزنش كنم و تو در اين بين چه سود بردي . تو از نسل ستاره ها بودي و من از خاك . تو از آل ياسين بودي و من از مردم خسران ديده . تو از تبار پاكاني و من گنهكار. تو لايق جانان بودي و مرا همين دنيا بس .
    تو را به پهلوي شكسته مادرت زهرا و تو را به هاي هاي ناله هاي علي قسم تو را به هر آنچه مي پرستي دستم بگير.
    و اين برگ سبز آخرين يادگار توست كه عشق را با تمام معنا محبت را با تمام وجود خدا را از ته دل مقصودت را از زبان قلبت را در آن فرياد كردي و در اين برگ لحظه ي پرپرزدن چكاوك هاي خسته را نگاشتي .
    ولي مردمان امروز به پائيز رسيده اند. تو فصل پائيز را خوب مي شناسي برگ هاي سبز زرد مي شوند. و از افلاك به خاك مي افتند. ني لبك كوچك بهار زندگي آخرين آهنگ خود را مي زند ولي برگ سبز تو از نسل سرو بود هنوز رنگ پائيزي به خود نگرفته و اي سبزترين برگ تاريخ . و اي رفيع ترين قله جهان و اي معناي واژه هاي غريب ....
    براي نسل امروز تو را باور دارم . صبرت را استقامت را شهامتت را و شهادت رالله
    زاهدان ـ الهه بدريكوهي ـ 17 ساله

  • *****
    سردار عيني باهر :
    دشمن فهميده است كه با جنگ هيچ كاري از پيش نخواهد برد




  • گفت و گو با سردار مقصود عيني باهر; فرمانده ناحيه انتظامي استان آذربايجان غربي
    اشاره :
    در بطن انقلاب جوانان متعهد پرشور و متدين ساختاري را بنا نهادند كه در فاصله اي اندك تبديل به نهادي نيرومند و مقتدر شد و به عنوان يكي از ارگانهاي اساسي حفظ استقلال و امنيت كشور به شمار رفت و به تناسب تهديدات گسترده خارجي و داخلي به عنوان ستون فقرات دفاع از نهضت اسلامي به ايفاي نقش پرداخت .
    نهادي كه توانست در كوچكترين مدت با سازماندهي ده ها هزار نفر از خيل عظيم امت انقلابي و عاشق ولايت در قالب كميته هاي انقلاب اسلامي در كنار بحث امنيت به مهار بحرانهاي از پيش طراحي شده توسط استكبار جهاني همچون غائله هاي نژادپرستانه و تجزيه طلبي ـ تروريسم و بمب گذاري ـ موادمخدر و مفاسد اجتماعي بپردازد.
    در سال 70 به دليل همسويي ماموريتهاي اين نهاد با ژاندارمري و شهرباني و با استفاده از استعدادها و امكانات هر سه سازمان مقتدرتر و سازمان يافته تري بنام نيروي انتظامي متولد شد كه نه تنها در جبهه هاي جنگ و حراست از مرزهاي كشور در كنار برادران سپاه و بسيجي و ارتشي خود قرار گرفت بلكه با برقراري امنيت در داخل شهرها راه پيروزي را براي رزمندگان اسلام هموار نمود. از اين روست كه نقش نيروهاي كميته و ژاندارمري و شهرباني و در نهايت نيروي انتظامي در طول 8 سال دفاع مقدس برجسته بوده است .
    سردار سرتيپ 2 پاسدار مقصود عيني باهر فرمانده نيروي انتظامي آذربايجان شرقي از جمله نيروهايي است كه از سال 1357 در مسئوليتهاي مختلف اطلاعاتي و عملياتي كميته هاي انقلاب اسلامي استان در كسوت پاسداري در خدمت انقلاب بوده و پس از ادغام نيز سمت معاونت اطلاعات و همچنين فرماندهي نيروي انتظامي استان زنجان و سپس استان آذربايجان شرقي را عهده دار بوده است . آنچه كه پيش روي شماست متن مصاحبه ما با اين سردار مي باشد كه ضمن تبريك بمناسبت هفته نيروي انتظامي از نظر شما مي گذرانيم .
    لطفا بفرمائيد كه در آغاز حمله ناجوانمردانه ارتش بعثي به خاك ايران اسلامي در چه يگاني حضور داشتيد و از اولين بار حضور در مناطق جنگي چه خاطره اي داريد
    بسم الله الرحمن الرحيم ـ آن زمان بنده در كميته انقلاب اسلامي تبريز مشغول به خدمت بودم . علي رغم اينكه ماموريت اصلي اين نهاد تامين امنيت و امور انتظامي داخلي شهرها در كشور بود ولي علاقه شديد و مخلصانه پرسنل اين نيرو در حفظ كيان ايران اسلامي موجب شد كه با تشكيل تيپ موسي ابن جعفر(ع ) كه بعدها به لشكر 28 روح الله تبديل شد در جبهه هاي حق عليه باطل در كنار برادران سپاهي و بسيجي و ارتش و ژاندارمري و شهرباني خود قرار گيرد.
    اولين باري كه در منطقه جنگي حضور يافتم ارتفاعات باني سران در منطقه غرب بود كه سنگر و بحث استتار براي ما يك حالت تازگي داشت و در مقابل پيشرفته ترين سلاح هاي سبك و سنگين و تا دندان مسلح دشمن تجهيزات دفاعي ما شامل تفنگ ام يك و ژـ3 با مقداري فشنگ سهميه اي بود .
    معلوم بود كه حفظ مملكت از عنايت و اراده الهي سرچشمه مي گيرد چرا كه براي دومين باري كه جهت حضور در جبهه ها به منطقه شلمچه اعزام شده بودم ديدم كه بچه هاي رزمنده چقدر تكامل يافته اند و با ابتكارات جنگي و بدست آوردن غنائم پيشرفته از دشمن داراي ساز و برگهاي نظامي گرديده اند كه ماشين جنگي نه عراق بلكه تمام جهان رابه زانو درآورده اند.
    از خاطراتتان در جبهه داخلي و نبرد با اشرار و ضدانقلاب برايمان بگوئيد
    انقلاب كه به ثمر رسيد و ميوه داد ضد انقلاب با دندانهاي خود براي دريدن پيكر انقلاب دهان باز كرد و در قالب گروهكهايي ظاهر شد كه با ترور شخصيتها و فرزندان راستين انقلاب و بمب گذاريها به زعم خود در راستاي براندازي نظام به ناامن كردن شهرها پرداخت .
    و در اين اثنا عده اي ضد خلق و دشمن مردم نيز با حمايت استكبار جهاني و در راس آنها آمريكا با تكيه بر بهانه هاي نژادپرستانه كوشيدند تا بلكه به نفع اربابان به كمين نشسته خود شكافي در ميان امت اسلامي ايران پديد آورند و لذا در اكثر استانهاي كشور غائله هايي را آفريدند. كه در استان آذربايجان شرقي نيز غائله خلق مسلمان به راه انداخته شد. و با توجه به اينكه از همان اوايل پيروزي انقلاب و بلكه بيش از آن براي اين غائله از سوي دشمن پيش بيني وسازماندهيهاي لازم به عمل آمده بود از 36 كميته تشكيل يافته در تبريز 34 كميته متعلق به حزب خلق مسلمان بود كه بيشتر افراد اين كميته ها را افراد ناباب و ناسالم و ناصالح تشكيل داده بودند و هر كدام به نحوي مشكل داشتند و با ارتكاب اعمال زشت در جامعه درصدد بدبيني مردم به نهادهاي انقلاب و در نهايت به خود انقلاب بودند.
    تااينكه موضوع به جايي رسيد كه حزب خلق مسلمان در مقابل انقلاب قرار گرفت و جهت ايجاد آشوب و بلوا تعداد زيادي از ضد انقلابيون از شهرها و روستاهاي ديگر استانها روانه تبريز شدند. محراب نماز جمعه تبريز را به آتش كشيدند عده اي را به گروگان گرفتند با نارنجك به پاسداران ديگر تعرض كردند و به صدا و سيما حمله ور شدند كه موجب شد مردم حزب الله تبريز در مقابلشان بايستند.
    تا اينكه بحث انحلال حزب خلق مسلمان پيش آمد كه با عمليات سپاه پاسداران و جان بر كفان 2 كميته تبريز كه به انقلاب و رهبري حضرت امام دلبستگي داشتند مقر حزب مسلمان و سپس كميته هاي وابسته به آن يكي پس از ديگري سقوط كرد با دستگيري تعدادي از سران حزب فوق و اعدام 13 تن از آنان قضيه خلق مسلمان در تبريز خاتمه يافت .
    از جمله ديگر گروههايي كه به صورت مسلحانه در مقابل انقلاب ايستادند و با ترورهايشان شهرها را به ناامني كشاندند كمونيستها و گروه فرقان و منافقين بودند كه با ترور مردم و دو تن از شهداي محراب دل امت حزب الله را بدرد آوردند. يادم هست درست در زماني كه رزمندگان اسلام با عملياتهاي غرورآفرينشان در جبهه دشمن را به زبوني كشانده بودند. گروهي از منافقين مسلح و با احكام جعلي و مقدار زيادي پول و قرص هاي سيانور وارد كشور شده و با آموزشهاي مخصوصي كه در خارج از ايران ديده بودند دست به ترور بچه هاي مخلص و حزب الله مي زدند كه يك تيم نيز در تبريز وارد عمل شده بود كه با دستگيري و اعتراف يكي از اعضا تيم بمبي كه در كانال كولر بخش زنان و زايمان يكي از بيمارستانها كار گذاشته شده بود كشف و خنثي و از يك فاجعه جلوگيري شد.
    چه پيشنهادي براي ترويج فرهنگ ايثار و شهادت در فضاي جامعه كنوني داريد
    فرهنگ دژ حيات يك ملت است كه بر پايه اعتقادات آن ملت بنا شده است و اگر بر فراز اين دژ پرچمي جز به رنگ ارزشهاي خودي پرچم ديگري برافراشته شود آنگاه حيات فرهنگي كشور همانگونه كه صاحبان معيارهاي بيگانه اراده كنند به هم خواهد خورد.
    تهاجم فرهنگي اكنون يكي از بحث هاي جدي است كه دشمن بعد از ناكامي در جنگ و ترورها و ناآراميها آن را دنبال مي كند. چنانكه نخست وزير رژيم صهيونيستي در مصاحبه اي گفته بود كه اگر مي خواهيد با ايران مبارزه كنيد بشقاب ماهواره ها را به سوي ايران بگيريد و اين جواب نظامشان را خواهد داد.
    دشمن اكنون فهميده است كه با جنگ و بمباران و ترور نمي تواند ملت ايران را به زانو درآورد و لذا با بحث اعتياد و مشروبات الكلي و فيلمهاي مستهجن اينترنتي و ماهواره ها در بين جوانان مي خواهد به ما لطمه بزند. و براي اينكه بتوانيم فرهنگ ايثار و شهادت را در فضاي جامعه خود حفظ كنيم بايستي محيط مساعدي براي رشد فضايل اخلاقي براساس ايماني قوي و مبارزه با كليه مظاهر فساد بوجود آوريم .
    تبريز ـ دفتر سرپرستي روزنامه جمهوري در آذربايجان شرقي ـ اسماعيل هدايتي
    نخست وزير رژيم صهيونيستي در مصاحبه اي گفته بود كه اگر مي خواهيد با ايران مبارزه كنيد بشقاب ماهواره ها را به سوي ايران بگيريد كه اين جواب نظامشان را خواهد داد.
    انقلاب كه به ثمر رسيد و ميوه داد ضدانقلاب با دندانهاي خود براي دريدن پيكر انقلاب دهان باز كرد و در قالب گروهكهايي ظاهر شد كه با ترور شخصيتها و فرزندان راستين انقلاب و بمب گذاريها به زعم خود در راستاي براندازي نظام به ناامن كردن شهرها پرداخت .